غربیها دنبال محدود کردن بازار هستند
در دنیای کنونی که فاصلههای زیادی از لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی میان مردمان و دولتها وجود دارد، امکان موازی ساختن منافع و امکان اتخاذ تصمیمات مشترک در نظام بینالملل، بدون توجه به نهادسازی و تشکیل سازمانهای همکاری جمعی، تقریبا ناممکن به نظر میرسد.
هر چند بحث ایجاد چنین نهادهایی از زمان پس از جنگ جهانی دوم کلید خورد و تاسیس آنها به عنوان راهبردی جهت خروج از بحرانهای بینالمللی و مواجهه مثبتتر با پدیدههای منفی جهانی شدن مطرح شد، اما با نگاهی به گذشته در مییابیم که رویای تشکیل سازمانهای بینالمللی به گونهیی که صلح و همکاریهای جمعی را تضمین کند، قرنهاست که فکر بشر را به خود مشغول داشته است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تعادل ، به عقیده کارشناسان مهمترین عامل محرک تاسیس چنین نهادهایی، به وقوع انقلابهای عظیم صنعتی و علمی، ترس از جنگ و کاهش تفاوت سطح زندگی ملتها باز میگردد. در همین راستاست که ماهیت سازمانهای بینالمللی جهت تسهیل توافق میان کشورها و کارآمدی سیستم دولت مدرن تعریف میشود. در نتیجه میتوان گفت که هر چند این سازمانها در جهت ایجاد سیستمی مافوق حکومت و تسلط بر نظام جهانی حر کت نمیکنند، اما نقش و اثر واضح آنها را میتواند در مسیر رشد، ترقی، تنوع، استعمارزدایی، قانونگذاری و توسعه مشاهده کرد.
همین امر سبب شده است که نیاز به ایجاد چنین سازوکاری در میان کشورهای خاورمیانه، که تحولات سالهای اخیر در آن باعث ایجاد ناآرامیها، تعارضها و تنشهای گوناگونی شده است، امروزه بیش از پیش احساس شود. به عقیده کارشناسان کشورهای این منطقه و به خصوص کشورهای حاشیه خلیجفارس برای رفع تنشها و مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی خود، جز در قالب یک گروه همکاریهای منسجم و سیستماتیک منطقهیی قادر نخواهند بود، روند تحولات منطقه را مدیریت کرده و چارهیی برای مشکلات داخلی و بینالمللی خود بیابند. در همین زمینه گروه اقتصاد خانه اندیشمندان علوم انسانی در نشستی با عنوان سازمانهای اقتصادی منطقهیی، گذشته، حال و آینده از اوپک با اودپ، با دعوت از دکتر علی بهواد به بررسی و تحلیل این موضوع پرداخته است. علی بهواد از اقتصاددانان قدیمی کشور است که سابقه تدریس در دانشگاه سوربن فرانسه را دارد و برای مدتها به عنوان وابسته اقتصادی ایران در وزارت خارجه مشغول به فعالیت بوده است. وی در این نشست با معرفی کتاب خود با عنوان از (اوپک تا اودپ) که به گفته خودش حاصل بیش از 50 سال پژوهش بوده است، معتقد است: ایران و کشورهای حاشیه خلیجفارس باید برای برونرفت از بحرانهای اقتصادی و سیاسی کنونی، با توجه به ظرفیتهای خود، با ایجاد سازمانی به نام (اودپ) که به نوعی اوپک اقتصادی است، به سمت همکاریهای اقتصادی گام بردارند.
علی بهواد در ابتدای این نشست در خصوص اهمیت و نحوه تشکیل سازمانهای بینالمللی اقتصادی گفت: در زمینه تشکیل سازمانهای اقتصادی تاثیرگذار در منطقه، مانند اوپک دو نظر وجود دارد. برخی بر این عقیدهاند که به خاطر نوسان قیمت نفت، کشورهای نفتخیز درصد جلوگیری از نوسان قیمت برآمدند و از همین رو بود که مقدمات تشکیل سازمانی به نام اوپک شکل گرفت. نگرش دوم به این عقیده است که کشورهای توسعهیافته درصدد ایجاد یک سازمان هماهنگ جهت تسهیل رایزنی و گفتوگو با کشورهای نفتخیز بودند. غربیها تلاش داشتند که به جای مذاکره با چندین کشور و هماهنگ کردن سیاستهای انرژی خود با آنها، تنها با یک نهاد طرف باشند و از همین منظر بود که تصمیم به تشکیل سازمانی به نام اوپک کردند.
وی که نزدیک به نیم قرن را به مطالعه و پژوهش در این خصوص اختصاص داده است، در ادامه با اشاره به موضوع اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس گفت: اقتصاد خلیجفارس، اقتصادی مریض و تزریقی بوده و به نظر میرسد تا زمانیکه نفت آن به پایان نرسد، تمایل به ایستایی دارد. از سوی دیگر روابط کشورهای خلیجفارس پر تنش است. دستهبندیهای ایجاد شده در زمان حاضر میتواند مقدمهیی برای برخورد نظامی میان این کشورها باشد. در صورت بروز چنین برخوردی تمام دسترنجهای 20ساله اقتصادی کشورهای حاشیه خلیجفارس با بروز یک جنگ از بین خواهد رفت.
تنظیم روابط اقتصادی برای مهار تنش و درگیری
بهواد در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: در اینجا باید توجه داشت که چگونه میتوان از این اقتصاد غیرفعال و غیر رقابتی به اقتصادی خودجوش و نیرومند حرکت کنیم. در اینجا باید گفت که وقتی کشور ما که در اول مرحله توسعهیافتگی قرار دارد، باید روابط ویژه اقتصادیاش با کشورهای منطقه طوری تنظیم شود که از لحاظ عملی تنش و درگیری از بین برود. درحقیقت نکته اصلی بحث همین مساله است. در همین راستا قصد داریم دو واحد را مورد بررسی قرار دهیم. اول اوپک که معرف حضور همگی هست و دیگر اودپ که ما طرح آن را پیشنهاد کردهایم.
وی ادامه داد: در اینجا همچنین قصد داریم که به سه پرسش نیز پاسخ دهیم. آیا کشورهای حوزه خلیجفارس در اوپک، به جهت وجود این سازمان توانستهاند درآمد اضافی به دست آوردند؟ آیا این درآمد برای توسعه اقتصادی این کشورها کافی بوده؟ و اگر کافی بود، پس به چه علت در عرض نزدیک به نیمقرن هنوز این کشورها از مرحله در حال توسعه بودن خارج نشدهاند؟ در صورتیکه در همین مدت کشورهای جنوب شرقی آسیا بدون این درآمدها، موفق شدهاند که خود را به گروه کشورهای صنعتی ملحق کنند.
علت اساسی فقط دستگاه دولتی نبوده است. در مطالعاتی که بهطور کلی داشتهایم باید علت اساسی را در دو چیز جستوجو کرد. اقتصاد این کشورها بهطورکلی وابسته به نفت است. همچنین امنیتی در منطقه وجود نداشته که سرمایهگذاریهای زیربنایی در مقابل جنگ محفوظ بماند.
جنگهای خاورمیانه و ورشکستگی کشورها
بهواد در همین رابطه با اشاره به تنشهای موجود منطقه در چهار دهه گذشته گفت: پس از جنگ ایران و عراق و همچنین جنگ عراق و کویت، اگر مطالعه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که اقتصاد این کشورها تا چه حد صدمه خورده است. بهطور مثال درآمد و سرمایهگذاریهای خارجی کویت قبل از جنگ با صادرات نفتیشان برابر شده بود، اما وقتی که جنگ شروع شد، ضمن مصرف شدن تمام پساندازها، رفتهرفته تمام سرمایهگذاریها نیز تبدیل به نقدینگی برای مخارج جنگی شد.
در همین راستا، نظر تهاجمی برخی کشورهای پر جمعیت حوزه خلیجفارس موجب شد که این کشورها به این فکر بیفتند که یک قسمت از درآمد خود را به جای سرمایهگذاری در نیروی مولد به خرید اسلحه اختصاص دهند. در نتیجه همین انبار بزرگ اسلحه، خود انگیزهیی شد برای برخوردهای نظامی در آینده.
وی گفت: کشور خودمان از جنگ با عراق، نزدیک به 1000میلیارد دلار خسارت غیرمستقیم خورد که تازه این خسارت مادی جنگ بوده است. خسارات معنوی و شهادت نیروهای ایرانی در جبهه به عقیده من با هیچ مبنای اقتصادی قابل توجیه نیست. از سوی دیگر وضع عراق بدتر همه کشورها بوده است. جنگ باعث شد که عراق به پرتگاه ورشکستگی بیفتد.
عدم استفاده مطلوب از فرصتهای گذشته
بهواد در ادامه با اشاره به روند تحولات آینده در منطقه افزود: در نتیجه باید برای آینده تاسف خورد زیرا از گذشته استفاده مطلوبی نکردهایم. قیمت نفت در طول 10سال چهاربرابر شده است و اگر کشورهای منطقه متحد بودند، دولتهای غربی برای ممانعت از بالا رفتن قیمتها هیچ اقدامی را نمیتوانستند، صورت دهند. طبق مدارک فنی باید گفت که تاسیس و بهرهبرداری از یک منبع جدید نفتی حدود 10 سال طول میکشد و کشورهای منطقه در طول این سالها استفاده لازم را نکردهاند. طبق شواهد از 10 تا 20 سال دیگر، مجددا دورهیی به وجود میآید که کشورهای عضو اوپک توانایی سیادت در بازار نفت را خواهند داشت. زیرا در این زمان ذخیره نفتی برخی کشورها پایان خواهد یافت و شواهد نشان میدهد که دایما میزان مصرف نفت در دنیا بالا میرود. پس براساس پیشبینیها باید چند برابر تولید فعلی در طول یک دهه آینده نفت استخراج شود.
سیاستهای غلط عامل باز شدن پای کشورهای غربی به منطقه
بهواد در بخش دیگری از سخنان خود گفت: به عقیده من گذشتهها گذشته است و باید فکری به حال آینده کرد. کشورهای صادرکننده نفت باید طبق تجربه متوجه این موضوع شده باشند که نباید در زمینه نفت حاکمیت مطلق پیدا کنند، زیرا وقتی این اتفاق بیفتد، دخالت دولتهای غربی در منطقه افزایش مییابد. بهترین راهکار ایجاد سازمانهای همکاری است که بتوانند به صورت همگرا در این زمینه تصمیمگیری کرده و با نظام جهانی تعامل کنند.
امروزه در خلیجفارس دو دسته کشور وجود دارد. کشورهای عرب کم جمعیت با منابع نفتی فوقالعاده بالا و کشورهایی که جمعیت زیادی دارند و منابع نفتی مهمی ندارند. استراتژی این کشورها با یکدیگر تفاوت دارد. کشورهای با جمعیت بالا دایما در حال فشار آوردن به کشورهای کوچک هستند که نمونه آن را در حمله عراق به کویت مشاهده میکنیم. میخواهم تاکید کنم که اگر امروز قطر، امارات و کویت به قول معروف نوکر امریکا شدهاند، تقصیر از آنها نبوده است، بلکه تقصیر کشورهای قدرتمند و پرجمعیت منطقه بوده است که به این کشورها فشار آوردهاند. به تبع کشورهای غربی بینهایت از این مساله خوشحال هستند، زیرا سعی میکنند که تا با ایجاد یک کشور قوی، از این غول برای بهرهبرداری و تهدید کشورهای کوچک استفاده کنند.
وی گفت: اگر برای کشورهای کوچک خطری وجود نداشته باشد، آنها هیچ احتیاجی برای تبعیت از سیاست کشورهای بزرگ نخواهند داشت. بهطورکلی غربیها به دنبال این هستند که میان این دو دسته کشور وجه تمایزی به وجود بیاورند و این عامل را برای بروز تنش و درگیری توسعه بدهند. در چنین حالتی وقتی کشوری حالت ضعف پیدا کرد، احتیاج به حمایت نظامی و خرید اسلحه پیدا خواهد کرد. همین مساله به صورت پیاپی به مسابقه تسلیحاتی در منطقه دامن زده است.
مدارک نشان میدهد، وقتی که عراق قصد حمله به کویت داشت. به امریکا اطلاع داده بود. عراقیها سکوت امریکاییها را به عنوان چراغ سبز تلقی کرده و همین مساله باعث بروز جنگ اول خلیجفارس شد. در مورد ایران هم آنها انقلاب اسلامی را به عنوان یک خطر معرفی کردند.
لزوم همگرایی و بازی برد-برد میان کشورهای منطقه
دکتربهواد در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: اساس کار ما این است که کشورهای نفتخیز حوزه خلیجفارس با یکدیگر متفق شوند، بهطوریکه ضرر یک کشور، ضرر همه کشورها به صورت متقابل باشد. فکر و حاصل پژوهشهای 50 ساله ما این است که یک سازمانی به نام اودپ را در منطقه پایهگذاری کنیم. اودپ یعنی (سازمان توسعه اقتصادی به کمک درآمد نفتی) برای تفسیر و فعال کردن اقتصاد این کشورهای حاشیه خلیجفارس. این سازمان قادر است برنامهریزیهایی داشته باشد که ضمن فعال شدن اقتصاد، جنگ نیز برای کشورهای حاشیه خلیجفارس متوقف شود.
در اروپا وقتی فرانسه و آلمان که از دیرباز با یکدیگر درگیر بودهاند، وارد اتحادیه زغال و فولاد که بعدها مبنای شکلگیری اتحادیه اروپا بود، شدند را درست کردند، بر اساس اجرای طرحهای همبستگی میان اعضا به صورت عملی، اتحادی میان ملتهای اروپا ایجاد شد که نه تنها دشمنی میان دو کشور از بین رفت، بلکه سایه جنگ نیز از سر اروپا برداشته شد.
تاسیس شرکتهای منطقهای در رشتههای کلیدی
بهواد افزود: قصد ما نیز این است که میان ایران و کشورهای خلیجفارس، سازمانی ایجاد کنیم که منافع مشترک در آن به نحوی باشد که دشمنیها از بین برود. برای فعال شدن اقتصاد کشورهای حاشیه خلیجفارس باید بین کشورهای این منطقه در رشتههای کلیدی مانند (نظامیگری و بیوتکنولوژی یا صنعت اتومبیلسازی) شرکتهای منطقهیی ایجاد شود که با ادغام شدن این شرکتها، دیگر محصولات در بازار منطقهیی از لحاظ تعرفه و سهمیه مشترک، مشکلی نخواهند داشت.
وی با اشاره به اینکه این امر در میان برخی کشورهای عرب منطقه به وجود آمده است، گفت: امروز کشورهای عرب خلیجفارس به این نقطه رسیدهاند و 1200کالای مختلف را در داخل کشورهای خود از نظر صادرات، واردات و گمرک آزاد کردهاند. به این ترتیب بازاری به وجود میآید، برای فروش محصولات تولید شده در کادر شرکتهای مشترک منطقهیی.
3عامل مهم برای پیشرفت اقتصادی
وابسته اسبق اقتصادی ایران در کشورهای خارجی تاکید کرد: برای پیشرفت اقتصاد سه عامل را باید در نظر گرفت: 1 - کاهش هزینه تولید -2- افزایش کیفیت و تکنولوژی 3- تهیه بازار. باید گفت که در بسیاری از مواقع تولید مشترک هزینه تولید را پایین میآورد و شرکتهای منطقهیی میتواند از عهده این امر بربیاید.
در زمینه تکنولوژی نیز میشود سازمانهای تحقیقات علمی به وجود آورد که این سازمانها با ارتباط با یکدیگر از دوبارهکاری بپرهیزند. امتیاز دیگر این مساله بحث نیروی کار خواهد بود. در این زمینه غربیها برای جلوگیری از این مساله آمدهاند شرطی اجتماعی قرار داده و قصد دارند آن را در سازمانهای بینالمللی بگنجانند. آنها قصد دارند تولیدات کشورهای در حال توسعه را که با هزینه کم محقق میشود، مشمول دامپینگ بکنند. یعنی حقوق گمرکی، عوارض و سهمیهیی از این کشورها بگیرند که نتوانند با محصولات کشورهای صنعتی در این موارد رقابت کنند.
فکر غربیها این بود که وقتی ما بخواهیم جلو محصولات ارزانقیمت کشورهای در حال توسعه را بگیریم، این کشورها ممکن است که مقابله به مثل کنند، در نتیجه آمدند با یک شعار به اصطلاح مدرن و انساندوستانه، بحث ساعت کار پایین و بازنشستگی پیش از موعد را در این کشورهای مطرح کردند. در نتیجه وقتی دیدند که نمیتوان جلو رودخانه را گرفت، سعی کردند با حقهبازی از بین رودخانه نهرهایی را به صورت ممنوعیتهای مختلف ایجاد میکنند.
وی افزود: در نتیجه پیشنهاد من این است که کشور ما و سایر کشورهای خلیجفارس باید وارد WTO (سازمان تجارت جهانی) بشوند. اکنون بسیاری از کشورهای در حال توسعه عضو سازمان تجارت جهانی هستند و در این سازمان آرا برخلاف صندوق بینالمللی پول، براساس رای هر کشور است. البته کشورهای منطقه از راه مقررات این سازمان وارد شوند تا بتوانند سود این قضیه را ببرند.
دکتر بهواد در بخش دیگری از سخنان خود درخصوص بحث تکنولوژی گفت: پس از انقلاب در ایران هرجا که میخواستند هزینه را کاهش بدهند، بودجه تحقیقات را کاهش دادند، درصورتیکه ما تازه متوجه شدهایم که تحقیقات کیفیت کار را بالا میبرد. اگر کشورهای حوزه خلیجفارس وارد سازمان جهانی مالکیتهای فکری نشوند، اطمینانی برای در اختیار گرفتن تکنولوژیها براساس لیسانس اختراعات وجود ندارد. وی ادامه داد: لیسانسها دو جور است.
یکی ساده و دیگری انحصاری. این اختراعها هستند که فرمول اصلی را دربردارند و امروزه بیشتر پیشرفت امریکا نسبت به اروپا در این زمینه است. اروپاییها اختراع میکنند ولی امریکاییها با خرید این اختراعها، نوآوریهای لازم را در تکنولوژیها ایجاد میکنند.
فکر ما این است که وقتی یک کشوری مانند ایران قصد گرفتن یک تکنولوژی به ثبت رسیده را دارد باید به دنبال لیسانس انحصاری باشد. غربیها در پی دادن لیسانس ساده هستند و بازار را محدود میکنند. آنها غالبا نتیجه به دست آمده از این اختراع را تضمین نمیکنند. در اینجاست که کشورهای منطقه باید با در اختیار گرفتن لیسانس ساده تکنولوژیها، تنها از فرمولها استفاده میکنند و از تحقیقات وسیع باز میمانند.
غربیها در پی این هستند که تکنیک و اسرار فنی را برای بالا بردن کیفیت محصول ثبت نکنند. من چند سال پیش در هند طرحی را مطرح کردم که با استقبال زیادی نیز مواجه شد. من گفتم که کیفیت کالای تولید شده در سایر کشورها با کیفیت تولید شده در کشور اصلی بسیار تفاوت دارد. بیاییم لیسانسهای منطقهیی برای تولید یک محصول بگیریم و تمام منطقه را به یک مرکز تحقیقاتی برای موغوبیت کالاهای خود تبدیل کنیم.
عدم عضویت در WTO برابر است با انزوای جهانی
این استاد اقتصاد در ادامه افزود: به عقیده من عضویت تمام کشورهای حاشیه خلیجفارس در WTO ضروری است. زیرا نهتنها سهمیه خود را در بازار جهانی افزایش میدهند، بلکه میتوانند از حقوق خود نیز دفاع کنند. در این صورت است که تبادل محصولات به صورت چندجانبه صورت میگیرد و این امر جزو ابزار کلی تجارت جهانی است. حال اگر یکی از کشورهای غربی بخواهد حقوق گمرکی خود را افزایش دهد، دیگر قادر نخواهد بود این کار را صورت داده و مخل تبادل کالا شود.
وی گفت: با روابطی که امروزه از لحاظ اقتصادی بین کشورهای WTO وجود دارد، اگر کشوری داخل این سازمان نشود، به دردسر عجیبی گرفتار خواهد شد. زیرا تمام کشورهایی که با هم مراوده دارند، برای کالاهای خود بازار درست کردهاند و اگر کشوری از این دایره خارج باشد، منزوی خواهد ماند.
در روابطی که امروزه از لحاظ اقتصادی بین کشورهای WTO است، اگر کشوری داخل این سازمان نشود، در دردسر عجیبی گرفتار خواهد شد. زیرا تمام کشورهایی که با هم مراوده دارند، برای کالاهای خود بازار درست کردهاند و اگر کشوری از این دایره خارج باشد، منزوی خواهد شد. امروزه امری که درخصوص بازارسازی مهم است و باید مورد توجه قرار بگیرد، این است که ما وقتی میخواهیم برای نفت خود بازار ایجاد کنیم، سعی در پایین آوردن قیمت میکنیم. وقتی به آمارهای بینالمللی نگاه کنیم، متوجه میشویم که هرگاه ما قیمت نفت را پایین میآوریم این امر بهطور مثال در قیمت بنزین در اروپا تاثیری ندارد و حتی بالاتر میرود. یعنی مثلا به محض اینکه ما 30درصد تخفیف قیمت نفت میدهیم، آنها 35درصد عوارض خود را افزایش میدهند. درحقیقت این عمل هدیهیی است به دولتهای بزرگ، بدون آنکه چیزی دریافت کنیم. درنتیجه اگر به WTO وارد شویم، دست آنها در قبال این اقدامات بسته خواهد بود.
لزوم تقسیم رشتههای استراتژیک
بهواد تصریح کرد: در بحث سرمایهگذاری برخی دوستان از من سوال میکنند که کشورهای حاشیه خلیجفارس، برخیشان با هم تناسب ندارند، چگونه میشود که بتوانند در زمینه سرمایهگذاریهای مشترک با هم همکاری کنند؟ در جواب باید گفت: اتفاقا همین خوب است که اقتصادها با هم اختلاف دارند تا بتوانند مکمل هم باشند. وقتی که بتوانیم رشتههای استراتژیک و حساس را بین خود تقسیم کرده و کمپانیهای منطقهیی مشترک تعریف کنیم، این امر باعث میشود که عملا بحث تنش و جنگ منتفی شود، زیرا در غیر این صورت تمام کشورها متضرر خواهند شد. از سوی دیگر وقتی آرمانها هم یکی شده و نتایج مطلوب این همکاری لمس شد، خود به خود شرایطی به وجود میآید که برهم زدن آن ناممکن خواهد بود.
نقش مطلوب ایران برای کشورهای منطقه
وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: ایران بسیار برای کشورهای منطقه مطلوب است، زیرا میتواند اهرم امنیت برای کشورهای کوچک باشد. اگر به فرض امارات احساس امنیت کند، لازم نیست که متحد نظامی امریکا شده و از این کشور خرید نظامی کند.
ما در مورد اودپ هم به این نتیجه رسیدهایم که میتوان به واسطه تشکیل آن، اقتصاد را در منطقه شکوفا کنیم. امروزه شرکتهای بزرگی که در سطح جهانی به صورت مشترک ایجاد میشود، براساس قدرت نظامی آن کشور نیست بلکه براساس پایهریزی قدرت علمی آن کشور است. پس اودپ هدفش این است که کشورهای حاشیه خلیجفارس از نظر آرمان، امنیت و اقتصاد با هم متحد شوند و به توسعه دست یابند. عملی که ما انجام دادهایم پشتوانه سالها تحقیقات علمی است. البته این طرح مانند یک قرص نیست که یکشبه راهحل مشکلات باشد، بلکه باید با همکاریهای همهجانبه عملیاتی شود.
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر امکانسنجی ایجاد سازمانی به نام اودپ با توجه به شرایط فعلی منطقه گفت: امروزه اگر نگاه کنیم، متوجه میشویم که خوشبختانه کشورهای در حال توسعه نقشهای زیادی را در سازمانهای بینالملل بر عهده دارند. بهطور مثال امروز رییس WTO تایلندی است. فکر میکنم که برای ابتدای کار، دبیرکل فعلی اوپک میتواند به عنوان دبیرکل اودپ معرفی شود. از همین ابتدای کار میشود، عامل دودستگی را گرفت. باید پلهپله برای تشکیل این سازمان اقدام کرد. اگر زمینه مردمی فراهم شود و حقایق میان کشورهای منطقه روشن شود، میتواند روند همگرایی را رقم زد.