{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 427178

می خواستیم چشم زندگی مان را سرمه بکشیم، زدیم آن را کور کردیم و همه چیز خراب شد. با آبروریزی که به بار آمده هم موقعیت شغلی ام را از دست داده ام و هم زندگی تنها دخترم خراب شده است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از رکنا، دامادم راست می گوید و به او حق می دهم، اما خواهش می کنم که حساب مینا دخترم را از حساب من جدا کند. مرد ۴۳ ساله آهی کشید و افزود: داستان زندگی من می تواند درس عبرتی باشد برای آن هایی که با جیب خالی گرفتار چشم و هم چشمی و خودنمایی می شوند.

ماجرا از این قرار است که ۳ سال قبل همسرم اصرار زیادی می کرد که چون دخترمان بزرگ شده است و از این به بعد برای او خواستگار می آید باید دستی به سر و وضع خانه و زندگی خود بکشیم. هرچه می خواستم این زن را توجیه کنم که یک کارمند هستم و نمی توانم در زندگی ریخت و پاش داشته باشم، فایده ای نداشت. همسرم که اسیر چشم و هم چشمی خانوادگی شده بود، آن قدر به من سرکوفت زد و عذابم داد که برای رهایی از این شرایط ناچار شدم حلال و حرام را قاطی کنم. در محل کار رشوه می گرفتم و کم کم با این درآمد نامشروع توانستم وسایل خانه را عوض کنم و حتی خودروی شخصی ام را نیز عوض کردم.

پدر پشیمان افزود: حدود یک سال قبل خواستگار خوبی برای دخترم آمد که به عقد هم درآمدند. ولی راست می گویند که خورشید حقیقت زیر ابر نمی ماند چون دست من در محل کارم رو شد. متاسفانه با توجه به مشکلاتی که برایم به وجود آمد، شرایط و موقعیت شغلی ام را از دست دادم و دامادم نیز که متوجه ماجرا شده است می گوید همسری که با مال حرام بزرگ شده و جهیزیه ای را که از طریق مال نامشروع خریداری شده است نمی خواهد.

من به این پسر باایمان حق می دهم و از او خواهش می کنم سرنوشت دختر بی گناهم را به دلیل اشتباهات پدرش خراب نکند. ما امروز به مرکز مشاوره پلیس آمده ایم تا برای حل مشکل راهی پیدا کنیم. خوشبختانه با گفت وگوهای انجام شده دامادم راضی شده است دخترم را به خانه اش ببرد با این شرط که حتی یک چوب کبریت از خانه ما به عنوان جهیزیه با خود نبرد. فقط برای خودم و همسرم متاسفم که برای چیزهایی که این قدر بی ارزش بود آبرو و حیثیت چندین و چند ساله خود را به باد فنا دادیم و سرافکنده شدیم.

ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری