کد خبر 276498

ترامپ طوطی را جای قناری می‌فروشد

نویسنده: فرید زکریا*

دونالد ترامپ به همتای سابق خود مدام انتقاد می کند که او نمی دانست چگونه به یک توافق دست یابد. سال ۲۰۱۶ در توییتی نوشت: "اوباما ذاتا استعداد رسیدن به توافق را ندارد." و از این که آمریکایی ها در مسئله سوریه به هیچ توافقی نرسیدند، شاکی بود. ترامپ به اشتباه در سال ۲۰۱۳ پیش بینی کرده بود که "اوباما به ایران حمله می کند به خاطر این که نمی تواند به درستی مذاکره کند." اما نتیجه ی نهایی این بود که اوباما، بهترین معاهده ساز است.

 اکنون حدود ۵۰۰ روز از ریاست جمهوری ترامپ می گذرد. توافق ها چه شدند؟ توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی که دوباره مورد مذاکره قرار گرفت، به کجا رسید؟ توافقی تجاری و دوطرفه که قرار بود جایگزین همکاری ترانس پسیفیک شود. توافق بهتر هسته ای ایران و توافق تجاری چین چه شدند؟ سابقه همکاری ترامپ با کنگره، اصلا خوب نیست. او بر سر هیچ مسئله ای، از مهاجرت گرفته تا زیر ساخت ها، نتوانسته با دموکرات ها به توافق برسد.  او معمولا می گوید، دنیا به ما می خندد. خوب وقتی دنیا می بیند که دولت ترامپ، بر سر هر مسئله ای، از کره جنوبی تا چین، تغییر رویکرد داده است، چرا نباید بخندد؟ دنیا در مورد ما چه فکری باید بکند وقتی می بیند "خدای مذاکره"، در جلسه ای با رهبران کنگره بر سر مسئله ی مهاجرت، یک بار با موضع دموکرات ها موافقت می کند و سپس با موضع جمهوری خواهان موافقت می کند، و مدام می گویند که قرار است به توافقی برسند که نرسیدند. تاکنون به وضوح مشخص شده که ترامپ مذاکره کننده ی بدی است - مردی که تصمیمات لحظه ای و احساسی می گیرد، به مشاوره ها توجهی نمی کند، به ندرت از جزئیات امور مطلع است و اول سنگ در چاه می اندازد و بعد می پرسد چرا این کار را کردم. به نحوه ی مدیریت نشست کره شمالی توجه کنید. در ابتدا، در حالی که ترامپ به طور اغراق آمیز به تحسین رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون، می پرداخت، با آب و تاب گفتند قرار است این ملاقات رخ دهد. موافقت با این نشست، امتیازی بزرگ از جانب پیونگ یانگ به حساب می آمد که در واقع در قبال آن چیزی به دست نمی آورد. این ملاقات قرار بود نشست سران باشد، اما نه آمادگی و نه قطعیتی وجود داشت که آیا دو طرف آن قدر به هم نزدیک شده اند که در این مرحله وارد مذاکرات جدی شوند. ترامپ آن قدر هیجان زده شده بود که شروع کرد به صحبت کردن در مورد چشم اندازهای این توافق مهم، با این که هیچ تغییری در موضع کره شمالی دیده نشد. در مرحله ی بعد، مشاوران ترامپ  از او خواستند حرف هایی بزند که بوی تهدید و ارعاب کره شمالی را می داد. آیا این یک برنامه بود؟ آیا دولت از رویکرد اولیه خودش پشیمان شده بود؟ یا این رفتار از روی بی کفایتی بود؟ آیا جای تعجب است اگر کل ماجرا با شکست مواجه شود؟ ترامپ در مورد توافق با چین از این هم بدتر رفتار کرد. قبل از این که وارد کاخ سفید شود پیشنهاد به رسمیت شناختن تایوان را اعلام کرد. پکن به سرعت ارتباطش را با آمریکا قطع کرد و ترامپ مجبور شد در تماسی تلفنی با پرزیدنت شی جین پینگ، حرفش را پس بگیرد. مذاکره کنندگان آمریکایی، اطلاعاتی محرمانه در مورد یکدیگر در اختیار رسانه ها گذاشته اند تا جایگاه هم را خدشه دار کنند، حتی یک بار، اوایل این ماه، در برابر یک هیئت اعزامی از چین با یکدیگر مشاجره کردند. ترامپ نیز بارها نظرش را عوض کرده است. یک بار شرکت  ZTE چین را به خاطر نقض مقررات تجارت مجازات می کند و ناگهان نظرش عوض می شود و نگران شغل چینی ها می شود. در همین حین که گفت وگو ها به سرانجام نمی رسند و توافق ها با شکست مواجه می شوند، ترامپ، پدرخوانده مذاکره، پیروزمندانه از موفقیت هایش صحبت می کند. این برخورد موجب می شود که بفهمیم استعداد واقعی پرزیدنت چیست. اعتماد به نفس، پهلوان پنبه بودن و شکست را موفقیت جلوه دادن، از توانایی های اوست.  او می تواند طوطی را رنگ کند و به جای قناری بفروشد که به این، هنر چرخش می گویند.

*خبرنگار و نظریه پرداز آمریکایی

بیشتر بخوانید
ارسال نظر