{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 325524

ستادسازی، فلات مرکزی را به کدام سو می‌برد؟

ردپای سیاست‌مداران در تصمیم‌سازی‌ها برای آب کشور همواره حس می‌شد اما چندی است که دخالت‌های سیاسیون در مسئله آب از حالت مخفی خارج شده است و به‌صورت علنی بر سر آب با یکدیگر مجادله می‌کنند.

به گزارش اقتصادآنلاین، لیلا مرگن در شرق نوشت: جدیدترین منازعه سیاسی درباره آب، استعفای دسته‌جمعی نمایندگان اصفهان در مجلس شورای اسلامی است. حاصل این همبستگی هم دستور رئیس‌جمهور برای تشکیل ستاد احیای رودخانه زاینده‌رود و تخصیص اعتبار برای پروژه‌های انتقال آب سرشاخه‌های کارون بود. اما آیا با تشکیل صرفا یک ستاد و البته تخصیص بودجه برای پروژه‌های انتقال آب از سرشاخه‌های کارونی که خود در پایین‌دست با مشکل مواجه است، مسئله کم‌آبی فلات مرکزی کشور حل می‌شود؟ پاسخ کارشناسان به این پرسش منفی است. به اعتقاد کارشناسان اگرچه هر اقدامی برای دور هم جمع‌کردن ذی‌نفعان یک حوضه آبریز می‌تواند مفید باشد اما صرفا ایجاد یک ستاد بدون توجه به نظرات کارشناسی و اخذ تصمیم درست، نمی‌تواند مشکل حادی را که در مرکز ایران ایجاد‌شده حل کند. حتی ممکن است ایجاد یک ساختار جدید مثل ستاد احیای رودخانه زاینده‌رود نه‌تنها مشکلی را حل نکند بلکه صرفا هزینه‌تراشی بی‌فایده‌ای باشد که بر دوش کشور تحمیل می‌شود.فلات مرکزی ایران دچار بیماری صعب‌العلاجی است که حاصل تصمیمات غلط و بعضا دخالت‌های سیاسیون است. گروه‌های سیاسی مختلف با هدف ایجاد توسعه در بخشی از فلات خشک مرکزی، تنور پروژه‌های انتقال آب به این منطقه را گرم کردند تا به نقطه‌ای رسیدیم که دیگر هیچ رودخانه‌ای برای انتقال، آب کافی در اختیار ندارد. زاینده‌رود تنها رودخانه دائمی مرکز ایران خشک شده است،اما صنایع آب‌بری مثل فولاد و سرامیک در قلب ایران جانمایی شده‌اند. در فلات مرکزی، گویا یگانه نسخه توسعه، استقرار صنعت با تکیه بر انتقال آب از دیگر حوضه‌ها بوده است. حاصل این تفکر، از دست رفتن پتانسیل بی‌نظیر گردشگری در کلان‌شهری تاریخی مثل اصفهان است زیرا مهم‌ترین جاذبه این شهر یعنی زاینده‌رود، دارد به تاریخ می‌پیوندد. حوضه آبریز زاینده‌رود که با رشد بی‌رویه جمعیت و توسعه سطح اراضی کشاورزی هم مواجه است، بخشی از نیازهای آبی دیگر حوضه‌های کم‌آب موجود در مرکز ایران را هم تأمین می‌کند. صدای کشاورزان شرق اصفهان به عنوان حقابه‌داران قدیمی این حوضه به جایی نمی‌رسد و نمایندگان مجلس هم صرفا بر طبل انتقال آب می‌کوبند. تلاش نمایندگان اصفهان برای اجرای سریع‌تر پروژه‌های انتقال آب در دولت یازدهم سبب شد که حمید چیت‌چیان، وزیر وقت نیرو موضعی تند در قبال آنها بگیرد و اعلام کند که «به اندازه دو برابر آورد زاینده‌رود، به این حوضه منتقل کردیم و دیگر نمی‌توانیم به این روند ادامه دهیم». اما گویا در دولت دوازدهم باز هم تهدید نمایندگان مجلس کارساز شده است. به‌دنبال استعفای دسته‌جمعی نمایندگان اصفهان، خبرهایی درباره توافق آنها برای تشکیل ستاد احیای زاینده‌رود و تخصیص بودجه به‌منظور اجرای پروژه‌های انتقال آب سرشاخه‌های کارون به حوضه آبریز زاینده‌رود منتشر شد.

 بد مدیریت کردن، مهم‌ترین مشکل بخش آب

ستادی که رئیس‌جمهور برای احیای زاینده‌رود دستور تشکیل آن را داده است، آیا تأثیری در حل مشکل کم‌آبی فلات مرکزی خواهد داشت؟ کامران داوری، عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی مشهد  به این پرسش این‌گونه پاسخ می‌دهد: زاینده‌رود مثل همه حوضه‌های دیگر که دچار مشکل آب هستند، نیازمند توجه ویژه است. اگر ستاد احیا با مشارکت کامل مصرف‌کنندگان و دیگر مسئولان ذی‌ربط تشکیل شود، البته نگاه‌ها هم سیاسی نباشد و راهکارهای کاربردی‌ای ارائه شود که ابزاری نباشند، باید بتواند مسئله را حل کند زیرا مسائل آب در کشور ریشه‌اش در خشکی و آب نیست. ریشه آن در بد مدیریت کردن ما است.او در پاسخ به سؤالی درباره کارایی ستاد احیای دریاچه ارومیه می‌گوید: این ستاد آن‌گونه که باید، نتوانست ذی‌نفعان را به شکل فراگیر دور هم جمع کند. بنابراین اگر در ستاد احیای زاینده‌رود هم دولت بخواهد به‌صورت دستوری کار کند، به نتیجه مطلوب دست نمی‌یابیم و اگر این ستاد مثل یک دفتر عمل کند، تشکیل آن به نوعی هدررفت هزینه است.این عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه می‌کند: در اصفهان به یک بیماری مبتلا هستیم. برای این از اصطلاح بیماری استفاده می‌کنم که مسائل آنجا مانند سندرومی است که می‌تواند در جای دیگر کشور هم شکل بگیرد. ما محیط را به این مسئله عادت دادیم که هر وقت دچار سختی از نظر کم‌آبی شد، با کمی فشار، با بحث انتقال آب مشکلش را حل کند. این رفتار هیچ توجیهی ندارد. تا چه زمان و تا کجا قرار است این انتقال‌ها ادامه یابد.او ادامه می‌دهد: گاهی به شوخی می‌گویم که اگر دجله و فرات را هم به اصفهان منتقل کنیم، باز هم دوستان درخواست انتقال آب خواهند داشت.

 ضرورت آموزش زیستن با پتانسیل‌های سرزمینی

نگاه رئیس‌‌جمهور به عنوان بالاترین مقام قوه مجریه به مرکز ایران نگاهی است که بسیاری از کارشناسان را نگران کرده است. اخیرا رئیس‌جمهور با تکیه بر آب شور دریاهای شمال و جنوب، از اجرای پروژه‌های انتقال آب به مرکز ایران خبر داده است. نگاهی که از نظر داوری نیز پذیرفتنی نیست. به اعتقاد او، برای اجرای پروژه‌های انتقال آب، انتهایی را نمی‌توان فرض کرد.این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد می‌گوید: ما باید یاد بگیریم با ظرفیت‌های خود زندگی کنیم. برنامه‌ریزی برای خارج از حد ظرفیت‌های آبی، روش صحیحی نیست. این تفکر که متأسفانه مثل یک سندروم شده است، در حال سرایت به همه‌جاست. باید با داشته‌هایمان به روش صحیح زندگی کنیم.البته او تأکید می‌کند: پروژه‌های انتقال آب به صورت مطلب مشکل‌دار نیستند. گاهی در برخی نقاط بر اساس ضرورت و با رعایت مسائل اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی، اجرای پروژه‌های انتقال آب به ضرورت در دستور کار قرار می‌گیرد.

 کوهرنگ سه، پروژه‌ای مشکل‌دار

اگرچه نمایندگان اصفهان بر اجرای سریع پروژه کوهرنگ سه که آب سرشاخه‌های کارون را به حوضه زاینده‌رود منتقل می‌کند، تأکید دارند، اما عبدالرضا فروغی، نایب‌رئیس فدراسیون آب این پروژه را دارای اشکالات فنی توصیف می‌کند.

به اعتقاد او، تشکیل ستاد احیای زاینده‌رود می‌تواند اقدام خوبی باشد، اما باید در بستر کارشناسی و صحیح انجام شود.فروغی اجرای پروژه انتقال آب به حوضه زاینده‌رود را بحثی قدیمی توصیف می‌کند که بر پایه برخی مطالعات رقم زده شده است، اما ساختگاه سدی که قرار است از پشت آن آب به حوضه زاینده‌رود منتقل شود، به دلیل آهکی‌بودن دارای درز و ترک‌های فراوانی است و در صورت آبگیری سد، فرار آب اتفاق خواهد افتاد.او این نقص فنی را عامل معلق‌ماندن پروژه کوهرنگ سه معرفی می‌کند و می‌گوید: قرار بود 240 میلیون مترمکعب آب از سرشاخه‌های کارون به حوضه زاینده‌رود منتقل شود و درحال‌حاضر 70 میلیون مترمکعب آب به این حوضه منتقل می‌شود.به گفته نایب‌رئیس فدراسیون آب، اجرای هر نوع پروژه انتقال آب با اطمینان‌یافتن از راندمان مناسب آب در حوضه دریافت‌کننده آب و اجرای الگوی کشت مناسب، با تعیین اهداف مشخص، منطقی می‌شود.او به‌عنوان کارشناس، انتقال آب از خزر به فلات مرکزی ایران را بدترین بی‌توجهی به محیط زیست اعلام می‌کند. انتقال آب از خلیج‌فارس را با توجه به فراهم‌نبودن شرایط، غیرمنطقی توصیف می‌کند و انتقال آب از عمان به فلات مرکزی کشور را هم مشروط به استفاده منطقی از آب درون‌سرزمینی می‌داند.فروغی عنوان می‌کند: مصلحت نیست که قبل از اینکه مصرف آب درون‌سرزمینی را به شرایط مطلوب برسانیم، آب گرانی را از دریای عمان منتقل کنیم و در منطقه پذیرنده آب به همان شکل نامطلوب استفاده کنیم. آبی که از دریای عمان می‌آوریم، امروز به ازای هر مترمکعب بیش از بیست‌وچند هزار تومان هزینه دارد. صنعتی که از این آب استفاده می‌‎کند باید قابل رقابت باشد. صنعتی که نتواند در فضای منطقی، قیمت تمام‌شده‌‎اش را قابل رقابت با سایر کشورها کند، صنعتی است که به سمت میرایی خواهد رفت. این منطقی نیست که دولت آب گران تولید کند و با سوبسید آن را در بین مصرف‌کنندگان توزیع کند.

 مشکل تأمین نیازهای شرب در حوضه زاینده‌رود

اگرچه داوری بر این باور است که تشکیل ستاد احیای زاینده‌رود به‌تنهایی و بدون درنظرگرفتن نظرات عقلانی و کارشناسی دقیق، مشکل این حوضه پرتنش را حل نمی‌کند و حتی ممکن است زمینه اتلاف هزینه کشور را هم فراهم کند، اما مهرزاد احسانی، مدیرکل دفتر مدیریت به‌هم‌پیوسته فلات مرکزی ایران تشکیل چنین ستادی را مفید می‌داند، زیرا مسائل زاینده‌رود را مسائلی چندوجهی توصیف می‌کند که باید از جنبه‌های مختلف به آ‌ن توجه شود. به همین خاطر وجود یک ستاد برای حل مسائل این حوضه آبریز را ضروری می‌داند.احسانی در پاسخ به این پرسش که آیا دفتر مدیریت به‌هم‌پیوسته فلات مرکزی نمی‌تواند کار ستاد را انجام دهد، این‌گونه پاسخ می‌دهد: آب یک مسئله میان‌بخشی است. وزارت نیرو به‌تنهایی نمی‌تواند مسائل آب را حل کند. این وزارتخانه باید در یک تعامل سازنده بین دستگاه‌های مختلف، از جمله وزارتخانه‌های جهاد کشاورزی، صنعت، معدن و تجارت و کشور و همچنین سازمان حفاظت محیط زیست مسائل آب را حل کند. اگر انتظار بر این باشد که وزارت نیرو یک دفتر دارد و آن دفتر تمام مسائل را می‌تواند حل‌وفصل کند، این‌گونه نیست.او هنر ستاد احیای دریاچه ارومیه را جمع‌کردن همه ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان و توزیع وظایف در میان آنها توصیف می‌کند.به گفته مدیرکل دفتر مدیریت به‌هم‌پیوسته فلات مرکزی ایران، حوضه آبریز زاینده‌رود امسال در تأمین آب شرب دچار مشکلات عدیده و قطعی آب بوده است. بحث انتقال آب با اهداف تأمین نیازهای شرب مسئله‌ای است که از نگاه او باید دنبال شود، اما احیای زاینده‌رود با مسئله انتقال آب ارتباطی ندارد.احسانی با تأکید بر اینکه مسیر اجرای پروژه‌های انتقال آب همواره بسته نیست و در موارد خاص با درنظرگرفتن شرایط مبدأ و مقصد هم می‌توان به گزینه انتقال توجه کرد، تصمیم‌گیری در ارتباط با اجرای پروژه‌هایی از این دست را مرتبط با مؤلفه‌های متنوعی، از جمله افق جمعیت آینده منطقه معرفی می‌کند.

ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری