کد خبر 500050

در گفت‌وگو با یک کارشناس اقتصادی مطرح شد؛

تاثیر نرخ ارز بر بورس/ کدام بازار قابلیت جذب پول‌های خارج شده از بازار سرمایه را دارد؟

استاد اقتصاد دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه قیمت واقعی و بنیادی دلار براساس مطالعات انجام شده حوالی ۲۰ هزار تومان است، گفت:‌ صادرکنندگان، روی تنزیل ارز مقاومت می‌کنند و اجازه کاهش نمی‌دهند.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از فارس،  این روزها به واسطه ریزش چند هزار تومانی دلار، بازار شایعات و تحلیل‌ها در مورد آینده قیمت‌ در بازار سهام، خودرو، طلا و ارز داغ است به همین علت هیجان و اثرات روانی آن را به وضوح می‌توان در این بازارها و ریزش قیمت‌ها مشاهده کرد.

علاوه بر آن میزان تاثیر کاهش دلار روی قیمت کالا و خدمات مصرفی مردم بسیار با اهمیت است. برای پیش بینی وضعیت نرخ ارز و تاثیر آن روی متغیرهای اقتصادی و بازارهای گوناگون به سراغ تیمور رحمانی استاد اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران رفتیم.

وی براساس مطالعات انجام شده معتقد است که رسیدن دلار به ۱۱ تا ۱۲ هزار تومان را نشدنی می‌داند و می‌گوید صادرکنندگان انحصاری در سامانه نیما که قدرتشان کم هم نیست اجازه ریزش قیمت ارز را نمی‌دهند و از طرفی جهش قیمت مسکن و سهام نیز با واقعیت‌ها و منطق اقتصادی نیز هم‌خوان نیست.

از رحمانی درباره امکان کاهش قیمت کالاها و خدمات پس از کاهش قیمت ارز هم پرسیدیم.

مشروح این گفت‌وگو بدین شرح است:

باتوجه به روند کاهشی قیمت ارز در روزهای اخیر مردم انتظار دارند که آثار آن را در کاهش قیمت کالا و خدمات مشاهده کنند. گفته می‌شود در بازارهای مختلف مانند بازار خودرو همه فروشنده شدند یا منتظر هستند که چه زمانی شرایط قیمتها تثبیت می شود. آیا این انتظار صحیح است؟ رابطه قیمت ارز با قیمت کالاها و دارایی را چگونه ارزیابی می کنید؟

رحمانی: فکر نمی‌کنم نرخ ارز جا داشته باشد که خیلی پایین بیاید. بر اساس مبانی و بنیادهای اقتصاد جای چندانی برای پایین آمدن ندارد. در حالت خوشبینانه حوالی ۲۰ هزار تومان می‌تواند باشد. بر اساس مطالعات خودم و دانشجویانم همین حدود را متصور هستیم. تفاوت میان قیمت کالا و دارایی ها وجود دارد. در سال ۹۹ به دلیل شدید بودن انتظارات تورمی، بسیاری فکر می‌کردند تحت فشار تحریم ها کشور دچار بن بست می شود و به ناچار به چاپ پول برای گذراندن امورات روزمره روی خواهند آورد. متناسب با این نگاه و انتظارات شدید تورمی، قیمت دارایی ها از حد نرمال و طبیعی و بنیادی اقتصاد بالاتر رفت. خودرو نیز جنس دارایی به خود گرفت و قیمت آن وحشتناک بالا رفت. به همین دلیل بود که از حالت کالا خارج شد و جنس دارایی پیدا کرد. بعضی حتی فکر می‌کردند پایه پولی و نقدینگی به سمت ۱۰۰ درصد برود. کسی تصور رشدهای معمولی و اندکی بالاتر از آن را نداشت و فکر می‌کردند از کنترل خارج می شود.

بعد معلوم شد که این خبرها نیست و انتظارات تورمی زیاد از حد بدبینانه بوده است. قاعدتا باید قیمت‌ها بر می‌گشت و تعدیل می شد. همین اتفاق هم افتاد. اگر دقت کنید قیمت همه دارایی‌ها با چاشنی انتخابات ‌امریکا همراه شده و باعث کاهش قیمت‌ها شد. اما هنوز قیمت کالاها خود را با ارز تعدیل نکرده و قمیت خدمات به نسبت به دارایی ها رشد پیدا نکرد.

واقعیت این است که اکنون قیمت دارایی‌ها افت پیدا کرده اما نباید انتظار داشت سطح قیمت کالا و خدمات کاهشی شود، چون افزایش آنها قابل توجه و منطبق با رشد ارز نبوده است.

مساله دوم در این باره مساله چسبندگی قیمت‌ها است. باید توجه کرد که نباید انتظار کاهش قیمت کالاها را داشت. اما شاید برخی کالاهایی که مستقیم با ارز ارتباط دارند مقداری از قیمت آنها کاسته شود.

این روزها قیمت ارز در بازار حدود ۲۱ تا ۲۳ هزار تومان نوسان می‌کند. از طرفی در سامانه نیما قیمت دلار همچنان روی ۲۵ هزار تومان باقی مانده است. چرا این نرخ، خود را با بازار هماهنگ نمی‌کند؟ نکته دیگر اینکه صادرات غیرنفتی خود را با دلار ۲۵۰۰ تومانی تنظیم کرده و اگر قیمت دلار پایین بیاید آیا شاهد افت صادرات خواهیم بود یا وضعیت تغییری نخواهد کرد؟

رحمانی: در رابطه با اینکه چرا قیمت ارز در سامانه نیما واکنش نشان نداده است، باید گفت شرایط بازارها با هم متفاوت است. در بازار اسکناس، عده‌ای می‌خواهند قدرت خرید خود را حفظ کنند و شرایط آن با سامانه نیما متفاوت است. نیما شکل بازار ندارد و بیشتر سامانه است که صادرکننده و واردکننده با هم سر و کار دارند.

به خاطر این که صادرکنندگان اصلی قدرت انحصاری دارند در مقابل کاهش نرخ دلار مقاومت می کنند. چون در نیما بازار رقابتی نیست این امکان وجود دارد که قیمت دلار پایین نیاید. البته عدم اطمینان نیز از شرایط کنونی وجود دارد و زود است بگوییم قمیت آن کاهشی شود. از طرفی خریدار ارز برای واردات کالا نمی‌تواند از بازار اسکناس نیاز خود را تامین کند به خاطر مشکلات نقل و انتقال و هزینه های جانبی که به آن مترتب است. بنابراین وارد کننده نیاز خود را از طریق سامانه نیما تأمین می کند. در مقیاس تامین ارز کلان مثل دو میلیون دلار اگر واردکننده بخواهد از بازار اسکناس جمع کند جابجا کردن آن دشوار است در حقیقت این بازارها تفکیک شده‌اند و خریداران و فروشندگان آن نمی توانند این دو را جایگزین هم کنند. صادرکنندگانی که قدرت انحصاری دارند احتمال این را می دهند که با آمدن رئیس جمهور جدید آمریکا ممکن است خبری نباشد و بعد از افتتاح اولیه ارز ناشی از انتظارات مجدداً قیمت‌ها باز گردد.

 این دیدگاه که با حضور بایدن در آمریکا هم اتفاق خاصی در مورد کاهش نرخ دلار رخ ندهد و قیمت بالا برود، چقدر محتمل است؟

رحمانی: بله؛ دور از ذهن نیست. ما با سیاسیون در ارتباط نیستیم و باید شرایط پیش‌رو را بررسی کرد.

 با حضور تیم جدید در آمریکا احتمال دارد که شاهد ریزش قیمت دلار باشیم؟ چه عواملی باعث شده پیش از اتفاقات جدید ناشی از انتخابات آمریکا، قیمت ارز در بازار ریزشی شود؟

رحمانی: قیمت همه دارایی ها از جمله دلار بیش از ارزش واقعی بالا رفته بود. در حال حاضر به دلیل ترسیم آینده بهتر، مبانی این قیمت‌های جهش یافته، سست شده و تعدیل آن چیز عجیبی نیست.

 آیا در نقشه ارزی کشور و یا صادرات غیرنفتی، صادرات نفتی و بازگشت دلارهای بلوکه شده اتفاقی افتاده یا راه جدیدی برای دسترسی به ارزهای خارج از کشور باز شده است؟ 

رحمانی: ترامپ فرد کله شقی بود و همه دنیا این مسئله را دید. در شرایط کنونی، مقداری دسترسی به ارزهای خارج از کشور بیشتر و بهتر شده است. به نظرم دلیل اصلی مسئله انتظارات بود که فضا در حال حاضر تغییر کرده و دسترسی به منابع بیشتر شده البته تولید و فروش نفت نیز نسبت به قبل بهبود یافته است.

رسیدن قیمت دلار به ۳۳ و ۳۵ هزار تومان نرخ واقعی و بنیادی نبود. بنابراین از نرخ‌های کنونی تعجبی نداریم. چون دانشجویان اقتصاد روی نرخ های بنیادی با رانت منابع طبیعی و بدون آن، مطالعات و برآورد دارند. حداقل قیمت واقعی در شرایط کنونی ۲۰ تا ۲۲ هزار تومان پیش‌بینی می‌شود. این نرخ‌ها ربطی به اینکه بانک مرکزی چه می خواهد، ندارد. بلکه مطالعات است.

با این اوصاف انتظار قیمت پایین‌تر را نداریم. عواملی مانند انتظارات، بهبود دسترسی به منابع و شرایط سیاسی در ریزش قیمت دلار موثر بودند. مسئله دیگر این است که متاسفانه منافع بازار سهام هم در میان ارز با قیمت بالا نهفته است. یک سال پیش این مسئله را گفتم. شرکتهای عمده صادراتی وقتی قیمت ارز بالا باشد سودآوری زیادی خواهند داشت و مانع از افت سهام می‌شوند. ممکن است شرکت‌های بزرگ بگویند بازار ارز را وادار می کنیم که ریزش قیمت ادامه پیدا نکند.

 با این نگاهی که شما داشتید،  علت ریزش شاخص بورس در روزهای اخیر چیست؟ از طرفی هنوز قیمت ارز نیما کاهش نیافته است؟ چه عواملی بر این بازارها موثر بود؟

رحمانی: بالاخره دو اثر در این موضوع وجود دارد .بخشی انتظارات بود که گفته شد. دولت هم مایل است که نرخ دلار پایین بیاید. نه اینکه به سمت ۱۰ یا ۱۱ هزار تومان برسد،‌ بلکه زیر ۲۰۰۰۰ تومان باشد. از طرفی صادرکنندگان مایل نیستند نرخ ارز پایین بیاید و به شدت با آن مشکل دارند. قدرتشان هم کم نیست و مشاهده کردید نرخ  دلار بعد از روند نزولی، اندکی افزایش یافت. منافعشان در این است که نرخ دلار پایین نیاید و اجازه قدرت مانور در این زمینه را ندهند. مگر این که درآمدهای نفتی بیاید و آثار آن را ببینیم که البته زمان بر است.

با توجه به اینکه صادرات خود را با ارز ۲۵ هزار تومانی تنظیم کرده و هزینه تولید برخی کالاها برای صادرات زیاد است و با این نرخ مزیت صادراتی پیدا می‌کنند اگر قیمت دلار کاهشی شود، فکر می‌کنید صادرات غیرنفتی شاهد تحولات خاصی خواهد بود؟

رحمانی: به هر حال برخی کالاهای صادراتی صرفه اقتصادی نخواهد داشت. صادرکنندگان اصلی مانند پتروشیمی‌ها، فولادی‌ها و معدنی ها و نظایر آن هستند که سهم عمده دارند. علی‌رغم ناکارایی که وجود دارد، تفاوت هزینه تولید و صادرات شان خیلی زیاد بوده و بعید است با کاهش اندک نرخ ارز تغییری در صادرات آنها ایجاد شود. اگر قیمت روی ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان باشد معلوم است صادرات برای آنها نیز به صرفه نیست. به همین خاطر انتظار نداریم که نرخ دلار تنزل قابل توجه داشته باشد.

 رئیس جمهور اخیرا گفته بود اگر ۷ میلیارد دلار کره جنوبی آزاد شود دلار به ۱۵ تومان می رسد و قبل تر نیز عنوان کرده بود برنامه ما برای سال آینده این است که دلار به ۱۱ هزار و ۵۰۰ تومان برسد و به رئیس کل بانک مرکزی نیز در این زمینه دستور داده ام.

رحمانی: نه، مطمئن باشید هیچ وقت به این اعداد نمی رسد

اخیرا برخی از شرکت‌های حقوقی بورسی نیز نظرشان این بود که دلار تا ۱۷ هزار تومان کاهش می‌یابد به همین علت شاهد خروج سرمایه از بازار هستیم.

رحمانی: خیلی سخت است که دلار روی ۱۷ هزارتومان بیاید. ولی اینکه روی ۱۲ هزار تومان باشد نه به مصلحت اقتصاد ایران است و نه به راحتی امکان پذیر می‌شود. بانک مرکزی به راحتی تن به این مسئله نمی دهد که با تزریق ارز، بازار قیمت بازار را کاهش دهد. علاقه‌ای به این کار ندارد. در سخت ترین شرایط مقاومت کرده و سعی شده در حاشیه بازار مداخله کند تا ذخایر ارزی را از دست ندهد.

بعید است بانک مرکزی زیر بار برود که نرخ را به زور پایین بیاورد. نرخ جایی برای ریزش قابل توجه ندارد.

 امکان دارد قیمت کالاهایی که مستقیم با ارز سر وکار دارند کاهش یابد؟

رحمانی: بالا رفتن قیمت خیلی از کالاها به خاطر نرخ ارز نیست، مسئله اصلی این است که اساساً امکان واردات ندارند. مثلا بهترین لپ تاپ با نرخ ارز آزاد در بازارهای دیگر ۴۰ میلیون تومان است اما در بازار ما ۱۰۰ میلیون تومان فروخته می شود. چون امکان واردات آن فراهم نیست. به محض اینکه واردات شود دو اثر قیمتی و تقاضا می‌تواند در مجموع در برخی کالاها و اقلام باعث کاهش قیمت شود. اما در سایر کالاها تاثیر محسوسی نخواهد داشت.

در مورد تاثیر نرخ ارز روی بازار بورس نظرتان چیست؟ وضعیت شاخص بورس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ریزش‌ها تا چه زمانی ادامه دار خواهد بود؟

رحمانی: رابطه بلندمدتی برای بورس، مسکن و ارز پیش‌بینی کردیم. تا پایان شهریور ماه امسال قیمت‌سهام خیلی پرش کرده بود. تازه در شهریور ماه نشان می‌داد که این جهش زیاد بوده وای به حال اینکه بخواهید با قیمت‌های مرداد ماه که در اوج بود، مقایسه کنید. در حال حاضر به نظر می‌رسد با وضعیت فعلی شاخص بازار و قیمت سهام با افتی که کرده خیلی جایی برای کاهش قابل توجه نداشته باشد و در همین حدود بازی کند. دستکاری هایی که در بازار سهام می شود مانع از این بوده که به نتیجه درست برسیم. 

منظورتان روی شاخص یک میلیون و ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و ۲۰۰ هزار واحد است؟

رحمانی: بله، بعید است تمایلی برای کاهش قابل توجه وجود داشته باشد. نسبت به همین موقع نقدینگی را که بررسی می‌کنیم ۳۸ درصد رشد کرده است. این کار پوششی برای قیمت‌های بالا است. رشد قیمت سهام و مسکن از رشد نقدینگی نیز جلو زده بودند. در حال حاضر با افتی که رخ داده و همچنین رشد نقدینگی که داریم همگرایی میان این دو شاخص در حال ایجاد شدن است.

با توجه به خارج شدن پول از بازار سرمایه کدام بازار قابلیت جذب دارد؟ چه اتفاقی برای این پول‌ها می‌افتد؟

رحمانی: هیچ اتفاقی نمی‌افتد. سیالیت سپرده‌ها کم می‌شود. آدم‌ها به جای خرید و فروش در بازارهای گوناگون، سپرده در بانک ماندگار می‌کنند. احتمالاً سهم سپرده‌های غیردیداری افزایش پیدا می‌کند. ماه قبل رشد حجم پول کم شده بود که نشان می‌دهد از سیالیت نقدینگی کاسته شده است.

بیشتر بخوانید
ارسال نظر

  • ناشناس
    ۳ ۱

    اقتصاد رانت منابع خام و کاملا دستوری!
    و فعلا با چاشنی تبلیغات بانکی.

  • مهدی
    ۲ ۱

    بهترین بازار برای جذب سرمایه بورس است به شرط اینکه دولت به وعده‌ای عمل کند قرار بود به همه سهامداران به اندازه سهمشان کارت اعتباری خرید پرداخت شود و قرار بود ...... قراربود ....... ولی عمل نشد این پولهای سرگردان هر جای دیگر بغیر از بورس برود همین وضع میشود که میبینید دلار سی هزارتومان