کد خبر 472128

خانوارها به کاهش قدرت خرید چگونه واکنش نشان می‌دهند؟

در چند سال اخیر اقتصاد ایران نوسانات بزرگی را در بازارهای مختلف تجربه کرده است. تلاطم‌های ارزی از اواخر سال ۱۳۹۶ آغاز شد و تا اواسط سال ۱۳۹۷ افزایش ۵ برابری به خود دید.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، اگرچه مدتی بعد کاهش یافت اما درماه‌های اخیر دوباره شاهد روند افزایشی آن هستیم. به تبع آن قیمت‌ کالاها و خدمات و مسکن نیز مسیر افزایشی پرشتابی را طی کردند. در کنار همه اینها نوسان بزرگ را این روزها در بازار سرمایه شاهد هستیم. از رشد شارپی اوایل سال‌جاری که شاخص بورس طی چهار ماه با صعودی باورنکردنی حدود ۴ برابر رشد کرد تا افت قریب به 27 درصدی در طول 40 روز اخیر که با فضای اصلاحی عمیق بازار مواجه بودیم. تمام این بالا و پایین‌ها نمودار کیفیت زندگی ایرانیان را سینوسی کرده است. اینکه در چنین شرایطی مردم به‌سمت کدام بازار گرایش بیشتری دارند و از منظر رفتارشناسی چقدر شاهد رفتارهای غیرعقلایی هستیم را با سهراب دل‌انگیزان، اقتصاددان و عضو هیأت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه به بحث گذاشتیم که در ادامه می‌خوانید.

نوسان در کدامیک از بازارها در فضای کلی اقتصاد نمود بیشتری خواهد داشت؟

نوسانات بازارهای مختلف همواره در اقتصاد اتفاق افتاده و خواهد افتاد. در بیشتر مواقع شروع نوسانات بزرگ از یک نااطمینانی در روابط بین‌المللی و لذا بازار ارز شکل می‌گیرد و سپس به سایر بازارهای دیگر با توجه به درجه حساسیت‌پذیری آنها سرایت می‌کند. در این میان ارز و افزایش قیمت آن بخش قابل توجهی از زیر بخش‌های اقتصادی را به علت قدرت تأمین و خرید مواد اولیه وارداتی یا قابلیت فروش محصولات صادراتی آن حوزه‌ها متأثر می‌کند. بنابراین تغییر قیمت کالاها و خدمات بخش‌هایی که مواد اولیه وارداتی دارند به نسبت سهم مواد اولیه از واردات، با سرعت بالایی ظاهر خواهد شد. افزایش قیمت ارز در بخشی که کالاهای صادراتی دارد نیز با سرعت امکان سودآوری بالاتر را خبر می‌دهد و لذا قیمت سهام کارخانه‌های صادرات محور در بورس شروع به افزایش می‌کند. بعضی کالاهای بادوام نیز مانند اتومبیل‌های خارجی و لوازم خانگی خارجی که واکنش یک به یک و لحظه به لحظه نشان داده و تقریباً همزمان نسبت به افزایش قیمت ارز، افزایش قیمت خواهند داشت. تا اینجای کار واکنش‌های آنی و سریع نسبت به قیمت ارز اتفاق می‌افتد اما افزایش قیمت ارز اگر با تهدید خارجی نسبت به اقتصاد داخلی نیز همراه شود، موضوع پیچیده‌تر می‌شود.

این موضوع چه تبعاتی درپی دارد؟

اگر احتمال طولانی مدت افزایش در نرخ همراه با شرایط سخت‌تر تأمین ارز برای کشور در ذهن فعالان اقتصادی و مالی بیشتر شود، آنگاه تقاضای خرد ارز بیشتر از حد نرمال شده و با توجه به توان ثابت یا حتی کاهش یابنده تأمین ارز در این شرایط قیمت ارز شروع به افزایش‌های لحظه‌ای و بزرگ می‌کند. در این شرایط عدم اطمینان نسبت به آینده، کل اقتصاد را دربر می‌گیرد و پروژه حساس‌سازی اجتماعی نسبت ارز اتفاق خواهد افتاد. در این شرایط عرضه ارز بشدت کاهش و تقاضای آن بشدت افزایش می‌یابد این موضوع بانک مرکزی را وادار به دخالت در بازار و عرضه ذخایر ارزی خواهد کرد. با توجه به تجربه مردم در دوران مشابه گذشته، این رفتار بانک مرکزی حتی می‌تواند موضوع را پیچیده‌تر و فساد اداری و رانت را به این حوزه وارد کند.

نوسان در بازار طلا چگونه است؟ این بازار به چه المان‌هایی واکنش نشان می‌دهد؟

طلا یکی از دارایی‌های خاص و با قابلیت بالای حفظ ارزش است. قیمت طلا نسبت به سه موضوع واکنش سریع و آنی دارد. تغییر قیمت انس جهانی، تغییر قیمت ارز و تغییر میزان تقاضا. در این شرایط تقاضا برای خرید طلا نیز همپای خرید ارز یا حتی جلوتر از آن بازار طلا را نیز بشدت نوسانی و فزاینده می‌کند. با توجه به اینکه افزایش‌های قیمت ارز حساسیت نسبت به حفظ ارزش دارایی‌های مالی مردم را تحریک می‌کند، در این شرایط بخش قابل توجهی از سپرده‌های بانکی مردم با سودهای ثابت به‌ سمت خرید طلا و ارز حرکت کرده و مشاهده می‌شود که نرخ افزایش قیمت طلا بالاتر از نرخ ارز رقم می‌خورد، چرا که هم نرخ ارز افزایش یافته و هم تقاضا برای آن بیشتر شده است. بهترین شاخص قابل مشاهده در این موضوع مشاهده حباب سکه است.

با کاهش توان تأمین ارز و احتمال افزایش قیمت اقلام خوراکی، فشارهای اجتماعی و مخصوصاً توسط گروه‌های فشار بر دولت برای تأمین اقلام خوراکی اساسی شدت می‌گیرد و دولت مجبور به تخصیص ارز به کالاهای اساسی خوراکی به شکل رانتی خواهد شد. این موضوع از یکسو قابلیت تأمین ارز را در آینده توسط دولت کاهش می‌دهد و در سوی دیگر نااطمینانی نسبت به آینده را در فعالان اقتصادی افزایش می‌دهد. از سوی دیگر چون ارز اختصاص یافته در یک نظام اداری توصیه محور در حال تخصیص است، فساد اداری این حوزه فضای اقتصادی را دربر می‌گیرد. نکته مهم اینکه همواره در اقتصاد قیمت بازاری کالاها و خدمات را نرخ ارز آزاد تعیین می‌کند و کالاهای اساسی نیز که توسط ارز دولتی وارد شده‌اند، با همان قیمت ارز آزاد به دست مردم خواهند رسید و فساد اداری بالا و نظام اداری توصیه محور، توان این را ندارد که کالاهای اساسی را با قیمت مناسب به لایه حتی فقیر جامعه برساند.

آیا نوسان از بازاری به بازار دیگر سرایت می‌کند؟

بله، به‌طور ویژه آشفتگی در بازار ارز وارد دیگر بازارهای دارایی شده و با افزایش قیمت مواد اولیه، رفته‌رفته قیمت تمام شده و قیمت فروش کالاها و خدمات دیگر نیز افزایش می‌یابد.

نوسان در بازار ارز چه نمودی در سبدخانوار و رفتاراقتصادی خانواده‌ها دارد؟

 حساسیت سبد کالاها و خدمات مصرفی خانوار نسبت به تغییر قیمت ارز حدود دو تا چهار ماه است. یعنی بعد از دوماه از افزایش قیمت ارز باید منتظر افزایش قیمت کالاها و خدمات مصرفی باشیم و تا چهار ماه این افزایش کامل و حدوداً به‌همان اندازه اتفاق افتاده است. این موضوع سه اثر روی رفتار خانواده‌ها خواهد داشت. اثر اول، اثر کاهش مصرف به‌علت کاهش قدرت خرید است. اثر دوم تمایل به افزایش میزان کار برای جبران کسری است که تا حدودی بتواند قابلیت تأمین سبد مصرفی را امکان پذیر نماید ولی اثر سوم عکس اثر این دو بخش است. خانوارها تمایل به نگهداری و خرید دارایی‌های حقیقی برای سود بردن از جریان افزایش قیمت آنها یا حفظ ارزش دارایی پولی خود پیدا می‌کنند. بنابراین مشاهده می‌شود که تقاضای وام‌های کوچک و متوسط افزایش یافته و این وام‌ها به سمت و سوی خرید دارایی‌های حقیقی هدایت می‌شود. در ادامه این روند، نرخ پس‌انداز حقیقی خانوارها افزایش می‌یابد ولی پس‌اندازی که به‌سمت سرمایه‌گذاری نمی‌رود و عامل مولدی در اقتصاد لحاظ نمی‌شود. در کنار این انتقال جریان وام‌ها به‌سمت خرید طلا، اتومبیل، ارز و کالاهای بادوام، افزایش نرخ تورم و افزایش شدید قیمت کالاهای سرمایه‌ای، تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در کشور را بشدت کاهش داده و جبران استهلاک را در سرمایه‌های موجود با مشکل مواجه خواهد کرد.

این قبیل نوسانات بویژه در بازار ارز چه نقشی در تحولات بازار سرمایه دارد؟

موضوع افزایش قیمت سهام در بازار سرمایه نیز چه از طرف بازار ارز تحریک شده باشد و چه به علت‌هایی چون توجه دولت برای تأمین منابع مالی و چه به‌علت افزایش آگاهی و اقبال اجتماعی، خود می‌تواند هم از این جریان اثر بپذیرد و هم اثر بگذارد. آنچه مشاهده می‌شود این است که افزایش قیمت ارز از یک سو قیمت سهام صادرات محور را افزایش می‌دهد و از یک سو قیمت سهام واردات محور را با کاهش مواجه می‌کند. بنابراین افزایش قیمت ارز و اثر آن بر بازار سهام بستگی به اندازه سهم هر یک از این سهام در سبد کل بازار سرمایه دارد. در ایران چون سهم بزرگی از بازار سهام مربوط به شرکت‌های پتروشیمی، فولاد و پالایشی‌هاست و این شرکت‌ها همه صادرات محور هستند، لذا اثر اولیه افزایش قیمت ارز در بازار سهام فزاینده و معنی دار است ولی از سوی دیگر اگر نرخ رشد ارز از نرخ رشد شاخص سهام بیشتر شود، در این صورت افرادی که به نوسان گیر مشهور هستند و سیالیت بین بازارها توسط این افراد اتفاق می‌افتد، اصولاً دارایی‌های خود را از بازار سهام به بازار ارز منتقل می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود که بین بازار سهام و ارز یک بده بستان دوگانه وجود داشته باشد.

می‌توان اولویت‌بندی نسبت به جذابیت بازارها ارائه کرد؟

با توجه به توصیف جریان نقدینگی در بین بازارها و اثرپذیری آنها از یکدیگر باید گفت که بازار ارز به علت اثر روی قیمت کالاها و خدمات مصرفی خانوارها عملاً از مهم‌ترین بازارهاست، سپس بازار مسکن به‌علت اثرگذاری آن روی قدرت تأمین مسکن و قیمت اجاره نیز بسیار مهم است. در کنار این دو بازار می‌توان به بازار اتومبیل داخلی نیز پرداخت که در شرایط کنونی نه تنها به علت افزایش قیمت ارز و افزایش قیمت مواد اولیه افزایش قیمت داشته بلکه به علت فزاینده بودن بالای تقاضا نسبت به توان تولید و عرضه نیز رشد بالایی در قیمت را تجربه کرده است و بشدت بر رفاه خانوارها اثر‌گذار است. این سه بازار نه تنها اقتصاد را به نوسان و انحراف در تخصیص منابع هدایت کرده‌اند، بلکه رفاه و قابلیت‌های تأمین رفاه را نیز در خانوارها بشدت کاهش داده‌اند. ادامه این سطح از کاهش قدرت خرید و عدم توان تأمین نیازهای اساسی حتی می‌تواند رفتارهای عقلانی موجود در خانوارها را به سمت و سوی دیگری هدایت نماید.

سخن پایانی...

در انتها باید گفت آنچه از ابتدا عامل نوسان در بازارها بوده بسیار مهمتر از آن چیزی است که در جریان است. نااطمینانی به اقتصاد ایران به علت نامشخص بودن سطح و نوع ارتباطات آن در نظام بین‌الملل است. پارادایم‌های تعیین کننده این نوع از روابط بین‌الملل می‌توانند بالاترین نقش را در ایجاد و تداوم شرایط کنونی و تکرار شدیدتر آن در آینده‌ای نزدیک داشته باشند. بنابراین مرکز توجه باید این باشد که پارادایم‌های ایجاد کننده این شرایط نامساعد باید مورد بازنگری قرار گیرند و سطح و نوع روابط بین‌الملل کشور باید به سمتی هدایت شود که نااطمینانی از اقتصاد حذف بشود. همچنین باید توجه کرد که فرصت اصلاح و تغییر در این پارادایم‌ها و شرایط بشدت کم است و ممکن است تأخیر در این اقدام اساسی و مهم عاملی برای رسیدن به شرایط عدم امکان را به‌وجود آورد.

بیشتر بخوانید
ارسال نظر