کد خبر 453126

به روزرسانی سیاست‌های ضدانحصار اتحادیه اروپا در اقتصاد دیجیتال

نویسنده: رضا قاسمی‌پور*

روز پنج شنبه ۱۱ ژوئن وبیناری توسط کمیسون تنظیم گری اروپا برگزار شد که موضوع مقررات رقابت در اقتصاد دیجیتال با تمرکز بر نقش شرکت های بزرگ یا اصطلاحا «بیگ تک‌ها» در این حوزه مورد بحث قرار گرفت.

در ابتدا نیکولاس پتیت استاد حقوق رقابت در موسسه دانشگاهی اروپا   آخرین کتاب خود  را ارائه داد. مهمان دیگر این وبینار خانم ایسابلا دِ سیلوا رئیس مرکز رقابت فرانسه بود. این برنامه ترکیبی از ارائه آخرین یافته های آکادمیک در حوزه اقتصاد دیجیتال و بیان چالش های روز سیاست گذاری در این حوزه بود. پیچیدگی بازار در اقتصاد دیجیتال و لزوم بازتعریف مفاهیم اقتصادی همچون «تعریف بازار» ، «قدرت بازار »، «تسلط » و ... موضوعاتی بودند که هردو بر آن تاکید جدی داشتند. اقتصاد پلتفرمی و دیجیتال به دلیل ماهیت خاص آن از جمله وجود «اثر شبکه ای » باعث شده تا معیارهای کلاسیک تعریف و قدرت بازار در این فضا کارا نباشند.

یکی از نکات اصلی ارائه اقای پتیت بحث پویایی بازار در اقتصاد دیجیتال بود. تغییر و تحول در این بازار و شرکت های فعال در آن به حدی است که قانون گذار بعضا نمی‌تواند پا به پای این شرکت‌ها پیش رود. برای مثال شرکتی مانند آمازون از یک خرده فروشی در حوزه کتاب شروع کرد ولی در طی زمان خدمات خود را بسیار وسیع تر کرده و در حوزه‌های زیادی فعالیت می‌کند. به عبارت دیگر می‌توان گفت که این بازار دارای عدم قطعیت زیادی می باشد؛ به نحوی که فراز و فرودهای این بازار حتی شرکت های بزرگ را می‎تواند در مدت زمان کوتاهی از عرصه خارج سازد (مانند آنچه درباره شرکت نوکیا رخ داد).

یکی از نکاتی که شرکت کنندگان بر آن متفق بودند، ساختار بازار در اقتصاد دیجیتال است که معمولا یک شرکت در یک حوزه به انحصار یا قدرت بازاری بالایی دست می‌یابد و با سایر شرکتها در حوزه‌های دیگر به رقابت می پردازد. برای مثال هرکدام از شرکت های گوگل و فیسبوک در حوزه اصلی خود که موتور جست وجو و رسانه‌های اجتماعی است، انحصار داشته و قدرت اصلی بازار است اما در بازاری مانند رایانش ابری میان شرکت‌های مختلف رقابت وجود دارد.

نکته پایانی آقای پتیت ارائه رویکردهای مختلف در بحث تنظیم گری شرکت‌های بزرگ حوزه اقتصاد دیجیتال بود. در تنظیم‌گری شرکت‌ها در اقتصاد دیجیتال دو رویکرد وجود دارد. رویکرد اول مبتنی بر تسهیل ورود افراد تازه به بازار و تلاش در جهت زیادکردن بازیگران بازار در جهت ایجاد رقابت و بهبود خدمات در بازار است. رویکرد دوم اما هدف خود را جلوگیری از بروز رفتارهای مخل رقابت و سوءاستفاده از شرایط مسلط، توسط قدرت بازار می گذارد. اقتصاد دیجیتال به گونه‌ای است که به دلیل وجود اثر شبکه‌ای به ناچار شرکتهای بزرگی در هر حوزه شکل خواهند گرفت؛ زیرا بزرگ شدن یک شرکت همراه با توانایی بیشتر برای جذب مخاطب جدید بوده است. به همین دلیل رویکرد اول در تنظیم‌گری بازارها در اقتصاد دیجیتال کارآمد نبوده و رویکرد دوم باید دنبال شود. به عبارت دیگر تنظیم‌گر باید مراقب این باشد که بازار اصطلاحا (تیپد ) نشود، حالتی که در آن یک بازیگر به دلیل داشتن سهم بالای بازار و مطمئن بودن از حفظ سهم خود تلاش چندانی برای نوآوری و بهبود کیفیت خدمات خود نمی‌کند.

خانم دِ سیلوا با تکمیل بحث فوق به ارائه چالشهای عملی در مرکز رقابت فرانسه در حوزه تنظیم‌گری در اقتصاد دیجیتال پرداخت. به اعتقاد ایشان یکی از چالش‌های اصلی تنظیم‌گری در حوزه دیجیتال، تغییر پارادایم‌هاست به نوعی که ادبیات اقتصاد کلاسیک دیگر پاسخگوی شرایط فعلی نیست؛ «امروز ما در یک نقطه بسیار مهمی قرار داریم و باید متناسب با شرایط جدیدی که به وجود آمده است، مطالب به روز تولید کنیم». برای مثال در تعریف قدرت بازار دیگر نمی‌توان تنها به معیارهایی مانند سهم بازار توجه کرد؛ بلکه شرایط جدید پیچیدگی‌هایی دارد که تعاریف و معیارهای دقیق‌تری را می‌طلبد.

با توجه به مطالبی که بیان شد یکی از موضوعاتی که هم اکنون در دستور کار مرکز رقابت فرانسه قرار دارد ارائه «تعریف بازار» درفضای اقتصاد دیجیتال است؛ چرا که تعریف بازار نقطه شروع ارزیابی سهم بازار شرکت‌هاست و تعریف دقیق آن اهمیت بسیار دارد. مشابه چنین چالشی را در قانون رقابت ایران یعنی قانون اجرای سیاست‌های اصل 44 مشاهده می‌کنیم که تعریف بازار متناسب با عصر اقتصاد صنعتی نه اقتصاد دیجیتال است. در عصر اقتصاد صنعت و کارخانه، هر صنعت محصول مشخص و عمدتا ملموسی دارد که در یک محدوده جغرافیایی معین به فروش می‌رسد ولی در اقتصاد دیجیتال نگاه سنتی به محصول یا خدمت به همراه محدوده جغرافیایی برهم خورده است.

*پژوهشگر تنظیم‌ بازار و رقابت ساترا

بیشتر بخوانید
ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری