مردم از خرج کردن نقدینگی پرهیز می‌کنند

مردم از خرج کردن نقدینگی پرهیز می‌کنند

درباره قیمت تضمینی خرید برخی محصولات کشاورزی مانند گندم نظرات مختلفی وجود دارد؛ همچنین درباره ظرفیت خالی کارخانجات ما بالاخص در حوزه صنایع تبدیلی مناقشاتی وجود دارد که آیا واقعا با ورود نقدینگی به این بخش شاهد افزایش تولید چشمگیری خواهیم بود یا خیر.

درصورتی که بخواهم در این باره به جمع‌بندی برسم از دید کلان‌تری به موضوع نگاه می‌کنم. در حال حاضر ما در کشور با مشکل قیمت ارز مواجه هستیم. نرخ برابری ارز افزایش نداشته و درنتیجه کالاهای خارجی ارزان‌تر شده است. در تمامی حوزه‌ها و نه فقط بخش صنایع غذایی این مشکلات وجود دارد. مصرف‌کننده با مقایسه قیمت‌های نسبی به واردات رو می‌آورد. نباید شاهد حرکات بخشنامه‌یی و دستوری در جهت سازماندهی بازار باشیم. وزارت کشاورزی به کارخانه‌ها دستور می‌دهد با کدام قیمت‌های تضمینی چه محصولاتی را خریداری کنند. نرخ مبادله‌یی ارز در حال حاضر نرخ مناسبی نیست و با دستکاری در نقطه‌یی ایستاده که متناسب با محصولات خارجی نیست. لذا نباید رو به تعرفه‌بندی آورد و از این طریق سعی در کاهش واردات داشت. معتقدم مجموعه سیاست‌های اقتصاد نیمه خردی و کلان را درراستای نرخ ارزی به کار برده‌ایم تا نرخ ارز ثابت بماند. مجموعه دستورالعمل‌های متناقضی هم که از سالیان گذشته وجود داشته و همچنان نیز پا بر جاست، خود موجب فساد و رانت می‌شود. قیمت‌ها باید در کشور واقع‌بینانه و راهگشای بخش خصوصی باشد. قیمت پیام‌آور تمام چیزهاست و سازماندهی بازار را برعهده می‌گیرد. نمی‌توان قیمتی را بالا برد و خواستار مصرف بیشتر مردم شد و برعکس. اگر می‌خواهیم کالایی کمتر مصرف شود چاره کار بالا بردن قیمت آن است. تا موقعی که نرخ ارز پایین باشد ظرفیت ورود کالا وجود دارد. بالا رفتن این نرخ است که می‌تواند موجب رونق بخش صادرات شود. علاوه بر این، بخش بسیار بزرگی از واردات توسط خود دولت صورت می‌گیرد. بخش خصوصی به‌علت کوچک بودن می‌تواند خود را با این تغییرات هماهنگ کند، اما مشکل اینجاست که مصرف‌کننده اصلی ارز نیز خود دولت است. لذا دولت درصدد عناصری است که آثار تورمی دارند. تورم کاملا برای اقتصاد ما مضر است. درست است که نقدینگی در جریان ما برای بسیاری از صنایع تبدیلی کافی نیست اما تقاضای لبنیات و مواد غذایی بسته‌بندی شده، اکنون کاهش پیدا کرده است. پایین آمدن درآمد مردم دلیل اصلی این کمبود تقاضاست. چه در بخش کالاهای سرمایه‌یی مانند مسکن و خودرو و چه در حوزه مواد خوراکی و مردم زمان فعلی را زمان مناسبی برای خرید نمی‌دانند. امروز توافق ایران و 1‌+5 حاصل شده اما مردم به چشم پذیرش قطعنامه598 به آن نگاه می‌کنند. در ابتدای پذیرش قطعنامه598 هم قیمت‌ها افت شدیدی را تجربه کردند. کاهش قیمت‌ها به میزانی بود که موجب فوت برخی سرمایه‌داران شد. مردم چنین افت قیمتی را پیش‌بینی می‌کنند. فکر می‌کنم در حال حاضر با یک خوش‌بینی و بدبینی مواجه هستیم. خوش‌بینی از آن بعد که وقایعی رخ می‌دهد که درنهایت منجر به کاهش قیمت‌ها می‌شود، اما بدبینی از این منظر که ممکن است باوجود تمامی رخداد‌ها عملا شاهد تغییر محسوسی نباشیم. علایمی که از طرف دولتمردان به گوش می‌رسد برای اقتصاد جامعه مناسب نیست. درگیری‌هایی که در میان مسوولان شاهد هستیم بر نگرش مردم تاثیر منفی دارد و حاکی از عدم وحدت در سطح کلان کشور است. مردم به کلیت موضوع بدبین هستند، لذا سعی می‌کنند نقدینگی را نزد خود نگه دارند و از خرج کردنش پرهیز کنند. مصرف تابعی است از درآمد، نه ثروت و دارایی. در فضای رکود فارغ از ثروت و دارایی مصرف کم می‌شود. کشور اکنون در چنین دوره‌یی است. ما با تورمی 40ساله مواجه هستیم که در ساختار اقتصاد کشور نفوذ کرده است. قصد داریم تورم را کاهش دهیم و این امر قطعا آسیب‌هایی را نیز می‌رساند. درست است که گردش مالی بانک‌ها اهمیت دارد اما بسیاری از مشکلات به علت پایین بودن تقاضای موثر است. کاهش تقاضای رکود مسبب اصلی کندی اقتصاد است. در چنین شرایطی دولت می‌تواند با بازگرداندن مالیات‌های اخذ شده در برخی گروه‌ها و از طریق انگیزش مردم، مصرف را افزایش دهد، به‌عنوان مثال، به این شکل که مالیات‌ها فقط بتوانند برای مصرف و آن هم در برخی کالاهای اساسی هزینه شوند. از این طریق می‌توانیم شاهد رشد برخی تولیداتی باشیم که مدنظر داریم. تولید‌کننده‌های ما توانایی تولید را دارند و مشکلی در قسمت عرضه نداریم. بخش اصلی مشکل ما طرف تقاضاست که باید از طریق تحریک تقاضا رفع شود. در شرایط فعلی به‌نظر من باید صبور باشیم. اقتصاد کشور با بیماری عمیق و طولانی تورم روبه‌روست. باوجود این بیماری به جایی نخواهیم رسید و روزبه‌روز به بدنه اقتصاد ما ضرر وارد خواهد شد. تصمیم دولت مبنی بر کاهش تورم در بلندمدت می‌تواند اقتصاد را نجات دهد اما به‌طور حتم باعث رکود خواهد شد. می‌توان با ارائه راهکار‌هایی از شدت این رکود کاست. قشر متوسط کشور هنگام رکود کاهش قابل‌توجهی در تقاضای خود نداشته‌اند. در سال‌های گذشته و به جهت تورم بالا، درآمدهای غیرواقعی نصیب عده‌یی از افراد شده است. این گروه هستند که در حال حاضر و با پیدایش رکود بخش قابل‌توجهی از کاهش تقاضا را تشکیل می‌دهند. در پایان معتقدم در حال حاضر پایداری در جهت نیل به یک نرخ تورم منطقی می‌تواند در بلندمدت برای اقتصاد کشور کاملا مفید باشد. * عضو کمیسیون کشاورزی اتاق تهران

x