گرفتاری در دام آپهای رایگان!!
«وقت طلاست» این ضربالمثلی است که سالیان سال است ایرانیها از آن در موقعیتها و مکانهای مختلف استفاده میکنند و بهنظر میرسد با ورود تکنولوژیهای جدید به کشور و در دسترس قرار گرفتن انواع و اقسام برنامههای مختلف در دنیای مجازی باید بیشتر از گذشته از این ضربالمثل استفاه کنیم.
در حال حاضر بسیاری از جوانان و نوجوانان ما با داشتن تلفن همراه و تبلت بیشتر از نیمی از وقت خود را در دنیای مجازی سپری میکنند، دنیایی که برای بسیاری از افراد جامعه کشش و جذابیتهای خاص خودش را دارد و در این بین صاحبان کمپانیهای بزرگ با آگاهی از این موضوع اقدام به طراحی و ساخت برنامهها و بازیهای رایگان میکنند که البته تعداد آنها هم کم نیست، اما بهطور قطع این برنامهها و بازیها صرفا برای سرگرمی نیست بلکه یا تجارتی پشت آن نهفته است یا برخی هکرها با سوءاستفاده از این برنامهها اقدام به کلاهبرداری از کاربران چنین برنامههایی میکنند. پس میتوان به این نتیجه رسید که آپهای رایگان ممکن است خطرناک هم باشند. اما هنوز هم «آپ رایگان» فراگیرترین مدل تجاری در میان برنامههای موبایل است. نقشه راه این مدل تجاری بسیار روشن است؛ با حداکثر سرعت ممکن رشد کنید، بعد تبلیغات را وارد قضیه کرده یا کسبوکارتان را به یک شرکت بزرگتر بفروشید. این سیستم دو خطر احتمالی برای کاربران بههمراه خواهد داشت؛ از دست دادن زمانهایی که صرف کار با آپهای رایگان کردهاند یا فروخته شدن اطلاعات شخصیشان به بازاریابها و شرکتهای طرف سوم. شما هم حتما شنیدهاید که «زمانی که کالایی رایگان است، درواقع شما کالا هستید.» پس چگونه است که ما ارزشمندترین داراییمان یعنی زمان را صرف آپهای رایگانی میکنیم که میدانیم دوام چندانی ندارند؟ آیا آپهای پولی راهحل مشکل ما هستند یا برای مشغول نگهداشتن توسعهدهندگان به مدلهای پیچیدهتری نیاز داریم؟ ایجاد حس امنیت و اعتماد به آپهای رایگان در کاربران بسیار دشوار است و بههمین دلیل راضی کردن کاربران به صرف آن زمانی که باعث ارزشمند شدن آپ میشود، بسیار دشوار خواهد بود. اما تولید و انتشار آپهای پولی هم دردسرهای خاص خودش را دارد. طبق گزارش شرکت Canalys تقریبا نیمی از پولی که آپ استور آپل در ماه نوامبر کسب کرده، تنها نصیب ۲۵توسعهدهنده شده که بیشتر آنها بازیهای رایگانی نظیر Poker محصول Zynga را توسعه دادهاند. استانداردهای توسعه آپهای پولی بسیار بالاست و تعداد کمی زیر چنین باری خواهند رفت. بازی، بازی مرگ و زندگی خواهد بود. آپهای پولی مدل تجاری دشواری دارند، چراکه باید به توسعهدهندگانشان حقوق پرداخت کنند، هزینههای سرور را بپردازند، درحالی که کاربران هزینه اندکی را برای «تمام عمر» میپردازند! راه مناسبی که برای زنده نگه داشتن یک محصول وجود دارد، راضی کردن کاربر به پرداختهای متوالی بهجای یک بار پرداخت است. دو شیوه برای این کار وجود دارد؛ نخست گرفتن حق اشتراک و دوم خریدهای داخل آپ است. موفقترین نمونه از شیوه دوم خرید قلمهای مختلف در آپ Paper است که که توسط یک استارتاپ نیویورکی بهنام FiftyThree طراحی شده و توانسته جایزه طراحی اپل را به خود اختصاص دهد. اما دیوید بارنارد (David Barnard) از توسعهدهندگان App Cubby میگوید: «آینده طراحی و توسعه آپهای پایدار این است که گزینههای ارزشمند را تا حد ممکن به کاربر بدهید و هر کاربری که محتوای ارزشمند بیشتری خواست، مجبور باشد پول بیشتری بپردازد.» ایده بارنارد به راهحل نهایی کسب درآمد مداوم یعنی دریافت حقاشتراک منجر خواهد شد. راهحلی که نشریات با قیمت ۲۰دلار در سال مدتهاست به کمک آن زنده ماندهاند. پرداخت ۵دلار برای یک آپ ایمیل شاید مسخره بهنظر برسد، اما اگر صورتمساله را عوض کنیم چه؟ ۵دلار حق اشتراک ماهانه برای آپ ایمیلی که هر روز از صبح تا شب استفاده میکنیم، چندان هم بد نیست! اما حتی با چنین سیستمی هم یک آپ باید حجم عظیمی از کاربران را به خود جذب کند تا سودآور باشد. دام لکا (Dom Leca) یکی از بنیانگذاران اسپارو (همان آپ ایمیل مشهور iOS) میگوید: «مطمئنا حق اشتراک راهحل مشکل است، اما آپاستور سرویسهای اشتراک خوبی ارائه نمیکند.» آپاستور از ابتدا برای سیستم خرید داخل آپ طراحی شده است و نه سیستم حق اشتراکی که شما بتوانید مدام مبلغ آن را تغییر دهید. همواره ممکن است که نسل جدیدی از آپها با مدل تجاری «آزمایش نشدهیی» سر برآورند و باعث شوند که طول عمر آپها بهجای یک سال به چندین دهه افزایش یابد. اما تا زمانی که هنوز در حال انتظار بهسر میبریم، باید درباره نحوه مصرف وقتمان در آپها تجدیدنظر کنیم. همانطور که ماینی از Day One میگوید: «فکر میکنم کاربران کمکم به هزینه انتخاب آپهای رایگان پی میبرند. چه این نتیجه دیدن تبلیغات باشد، چه فروخته شدن دادههای شخصی یا ازدست دادن کامل سرویس! و در پایان اینکه ممکن است برنامهها و بازیهای ازدست رفته را دوباره بهدست آوریم ولی زمان ازدست رفته هیچگاه باز نمیگردد، پس با این ضربالمثل که وقت طلاست، طلای گرانبها و باارزش خود را در دنیای مجازی ازدست ندهیم.