در دلم حسرت یک ژیان است! (طنز)

آنکه استر به اسطبل خود داشت/ حالیا می‌کند خر چرانی/ خر چرانان پی اختلاسند/ می‌کنند اینچنین خسروانی/ دیگری بنز می راند و من/ در دلم حسرت یک ژیانی...

ای گرانی گرانی گرانی کاشکی دیگر اینجا نمانی دایماَ در پی ارتقایی جانمان را به لب میرسانی گر چه پیرم ولی تو جوانی یاد دارم تو را از جوانی رفت از کف جوانی و لیکن این که جانا نشد زندگانی! آنکه استر به اسطبل خود داشت حالیا می‌کند خر چرانی خر چرانان پی اختلاسند می‌کنند اینچنین خسروانی دیگری بنز می راند و من در دلم حسرت یک ژیانی از عنایات هر روزه تو هیکل ما شده استخوانی و تو با این نحیف ِ شکسته می‌کنی همچنان پهلوانی دخترم گفت بابای خوبم: می خری از برایم تو "رانی" ؟ گفتمش دخترم شرط دارد: درسهایی که داری بخوانی گر شدی بیست در آخر سال می‌خرم از برای تو رانی ذم ِتو کار من نیست گویا چون کم آورده ام از معانی بهر ذم تو باید بیاید شخص "خاقانی شیروانی" !

x