دستورهای بانکمرکزی برایحذفرقابتبانکی
تعیین کف و سقف نرخ سود سپرده و تسهیلات بانکی و به خصوص سقف نرخ سود تسهیلات برای نخستین بار، تعیین سقف سالانه سپردههای بانکی و حذف سپردههای 2 تا 5 ساله، تعیین نرخ سود سپردهها بالاتر از نرخ تورم و ...
جذب نقدینگی به بانکها و سپردههای درازمدت و دارای سود و در نتیجه کاهش جذب پول به بازارهای دیگر، مهمترین سیاستهای بانکی دو سال اخیر در دولت یازدهم بوده است.
به عقیده برخی کارشناسان بازار پول و بانک، این نوع سیاستگذاری، نشاندهنده بانک محور بودن اقتصاد و کنترل بیشتر بانک مرکزی و دولت بر بانکها و در نتیجه کاهش رقابت بین بانکها و محدود شدن آزادی عمل مدیران بانکهاست. اما در عین حال این سیاست دستوری افزایش نرخ سود و تعیین سقف و کف نرخ سود سپرده و تسهیلات، دستاوردهایی مانند کاهش تورم، و تعیین نرخ سود بانکی بالاتر از تورم و کاهش نوسانات و افزایش قیمت در سایر بازارها، داشته است. در این زمینه حیدر مستخدمینحسینی کارشناس بانکی و از مدیران اسبق بانک مرکزی، به ارزیابی سیاستها و عملکرد سیاستهای پولی و وضعیت بانکها در دو سال اخیر پرداخت. نظر شما در مورد عملکرد بانک مرکزی و شبکه بانکی در دوره 2 ساله دولت یازدهم چیست و مهمترین تحولات و تغییرات در سیاستهای بانک مرکزی را چگونه ارزیابی میکنید؟ بانک مرکزی تمرکز خود را در ارتباط با نظارت بر فعالیتهای بانکی افزایش داده و اختیارات مدیریت داخلی بانکها را کم کرده و اختیارات بانکی از مدیریتشان گرفته شده و به خود بانک مرکزی منتقل شده است. در این راستا برای نخستینبار بانک مرکزی کف و سقف نرخ سود بانکی را تعیین کرد. در حالی که در گذشته سقفی برای آن مطرح نبود، زیرا سقف نرخ سود در برخی از ابتدا مشخص نیست و نمیتوان نرخ تسهیلات را از قبل و ابتدای قرارداد بین بانک و مشتری مشخص کرد. به عنوان مثال وقتی قرارداد در قالب مشارکت مدنی صورت میگیرد، نباید برای آن سقفی در نظر گرفته شود زیرا معمولا پس از پایان کار مشخص میشود که مشتری و تسهیلاتگیرنده از بانک چقدر سود برده است. یکی دیگر ازکارهایی که بانک مرکزی در بازار پول اعمال و اجرا کرد، تعیین نرخ سود بانکی بالاتر از نرخ تورم بود که برای نخستینبار در سالهای اخیر نرخ سود بانکی بالاتر از تورم انتخاب شد و این امر باعث جذب بیشتر نقدینگی به حسابهای بانکی و سپردههای دراز مدت و به خصوص بلندمدت شده است. همین امر باعث شد که فعالیت بازارهای دیگر اقتصاد کشور مانند تولید صنعتی، سرمایه، بورس، خرید و فروش ساختمان، ارز و طلا و سکه به رکود بیشتری برسند. این رکود چه شرایطی را به بازارپول و سرمایه تحمیل کرد و ترکیب سپردههای بانکی چه تغییری داشته است؟ دستاورد هدایت پول و نقدینگی به سمت بانکها در این 2 سال چه بود و رشد سپردههای بلندمدت و دو برابر شدن حجم آن ظرف دو سال چه بوده است؟ در شرایط رکود مردم ترجیح دادند با توجه به اینکه بانکها سودشان بالاتر از نرخ تورم بود، سپردههایشان را در بانکها قرار دهند به جای اینکه در بازارهای سرمایه و تولید سرمایهگذاری کنند. در دولت قبل خرید وفروش و ساختمانسازی و افزایش قیمت مسکن محور بازار بود و کاهش نرخ سود بانکی در دولت قبل، باعث خروج پول از بانکها و هدایت آن به بازار مسکن و خرید و فروش طلا و ارز و مسکن شد و نوسان بسیاری را در بازارهای مسکن، طلا، ارز، بورس و... شاهد بودیم. اما در دولت یازدهم، به خاطر افزایش نرخ سود بانکی، پول ونقدینگی جذب سپردههای بانکی شد و در نتیجه هدایت پول به بازارهای دیگر کاهش یافت. تمرکز و فعالیت در حوزه اقتصاد در این 2سال که سیاست دولت یازدهم افزایش نرخ سود بانکی بوده، بیشتر متوجه بانکها بوده و بنابراین اقتصاد و گردش نقدینگی و سرمایهها بانک محور بوده است و بیش از 80 درصد نقدینگی به سمت سپردههای درازمدت و دارای سود هدایت شد و سهم سپردههای درازمدت از کل سپردهای بانکی افزایش و سهم سایر سپردهها کاهش یافته است. در حالی که در دولت قبل، سیاست پولی وبانکی به گونهیی بود که پایه پولی و اعتبارات بانکها با هدف تزریق بیشتر پول به فعالیتها و بازارها در حال افزایش بود و نتیجه آن رشد نقدینگی وپایه پولی و تورم بیشتر بوده است و سهم سپردههای درازمدت به خصوص سپردههای بلندمدت یک تا 5 ساله از کل سپردههای بانکها کمتر بوده است. برخی کارشناسان با اشاره به جذب 375 هزار میلیارد تومان نقدینگی به سپردههای یکساله با سود 20 درصدی و حذف سپردههای 2 تا 5 ساله معتقدند که تغییر در ترکیب و تنوع سپردهها، عملا قدرت رقابتی بانکها را کاهش داده است، به نظر شما این سیاست چه تاثیری بر بازار پول و عملکرد شبکه بانکی داشته است و دلیل اصلی حذف سپردههای 2 تا 5 ساله چه میتواند باشد؟ در دو سال اخیر، شاهد کاهش تنوع در سپردههای بانکی بودیم و پس ازچند دهه فعالیت بانکداری، سپردههای بلندمدت 2 ساله تا 5 ساله حذف شد و بانکها مجاز به اخذ سپرده بیش از یکسال نیستند و بانک مرکزی هم نرخ سود یکساله را برای آنها 20 درصد تعیین کرده است. یعنی هم نرخ سود سپرده بلندمدت به عنوان یک ابزار مهم شبکه بانکی، ثابت تعیین شد و تنوع سپردهگذاری نیز کاهش یافت و همه بانکها حداکثر سپرده یکساله میپذیرند. یعنی همه باید به یک شکل عمل کنند و فرقی بین بانکها از این نظر نیست یعنی آزادی عمل مدیران بانکها در جذب سپرده و نرخ سود و سالهای سپردهگذاری بهشدت محدود شده است و عملا در این محدوده تنگ رقابتی بین بانکها ایجاد نمیشود. تعیین سقف نرخ سود سپرده بانکی 20درصدی و سقف یکساله برای سپرده بلندمدت، به این معنی است که اقتصاد به فعالیتهای آینده خود مطمئن نیست و این تصمیم زمانی گرفته میشود که اقتصاد به فعالیتهای آینده و بلندمدت خود اطمینان و اعتمادی نداشته باشد. از طرفی قدرت رقابت بین بانکها به صفر نزدیک شد زیرا تنوع سپردهها کم شده و سپرده 2، 3 و 5 ساله حذف شده و درنتیجه بانکها امکانات و تنوع خدمات برای جذب سپردهها و تشویق مشتریان به سپردهگذاری 2 تا 5 ساله ندارند و چون نرخ سود بانکی را بانک مرکزی تعیین کرده در عمل تفاوتی بین فعالیتهای بانکهای خصوصی و دولتی وجود ندارد. برخی کارشناسان معتقدند که تمرکز بانکها به تدریج بر خدمات محوری از طریق تلفنهمراه و اینترنت خواهد بود و مراجعه مردم به شعب بانکها کاهش خواهد یافت و لذا تعدادی از شعب به تدریج حذف میشوند، به نظر شما تعداد شعبات داخلی بانکها در این 2 سال اخیر افزایش پیدا کرده یا کاهش؟ و سیاست کاهش تعداد شعب چه دستاوردی داشته است؟ اواخر دولت دهم بخشنامهیی توسط بانک مرکزی به بانکها ابلاغ شد تا تعداد شعب خود را کاهش دهند اما این بخشنامه قابلیت اجرایی پیدا نکرد و تعداد شعب تاکنون به همان میزان گذشته باقی مانده و حتی برخی بانکها در حال افزایش شعبههای خود هستند والبته رشد افزایش تعداد شعب نسبت به سالهای قبل کاهش قابل توجهی داشته است. براین اساس، در حال حاضر خبری از کاهش تعداد شعب نیست اما در سالهای آینده متناسب با رشد بانکداری الکترونیک، خودپردازها، همراه بانک و... ممکن است تعداد شعب بانکها کاهش یابد. تعداد شعب خارجی بانکهای بزرگ مانند صادرات، ملت، سپه، ملی و... چه مسیری خواهند داشت؟ آیا تعداد شعب خارجی در سالهای اخیر افزایش یافته یا تغییری نکرده است و نحوه فعالیت بانکی شعب خارج کشور در دوران پس از تحریم چگونه خواهد بود، آیا میتواند به افزایش سود و درآمد سهام این بانکها منجر شود؟ در مورد پیشبینی عملکرد شعب خارجی بانکها باید صبر کنیم تا تحریمها کاملا برداشته شود زیرا در حال حاضر هیچ یک از بانکهای ما در خارج از کشور فعال نیستند. اما در عین حال پس از تحریم با توجه به تغییر شرایط کشورهای اروپایی، باید در مورد شعب خارجی بانکهایمان تجدیدنظر کنیم تا این بانکها خود را با قوانین و مقررات جدید تطبیق دهند و این موضوع، نیازمند تحقق مقررات جدید و افزایش سرمایه بسیار بالاست که همراه با نظارتی دقیق و قوی از سوی کشورهای اروپایی خواهد بود که برای ما در نظر گرفته شده است. با توجه به این روند بعید به نظر میرسد که در کوتاهمدت شعب خارجی فعالیت خود را آغاز کنند و حداقل تا پایان سال 95، نمیتوان انتظار داشت که همه شعبههای خارج از کشور شروع به کار کنند. زیرا ابتدا باید تحریمها برداشته شود و پس از آن، بانکها نسبت به بهبود استانداردها، افزایش سرمایه، و اجرای مقررات نظارتی اروپا، اقدام کنند تا پس از تحقق آنها، امکان شروع به کار را داشته باشند. به نظر شما روند تسهیلاتدهی بانکها در دو سال اخیر چگونه بوده و ارزیابی شما از افزایش سهم عقود مشارکتی چیست؟ نکته اصلی این است که نرخ سود تسهیلات مبادلهیی 21 درصد در این شرایط عملا به کسی تعلق نمیگیرد. چون قیمت تمام شده پول در بازار آزاد و بانکهای خصوصی بالاتر از بانکهای دولتی است، چون منابع دولتی ارزانقیمت در اختیارشان نیست. در نتیجه این نرخ مبادلهیی قابل اجرا نیست. قیمت تمام شده پول در بانکهای دولتی پایینتر است. چون منابع دولت از طریق وزارتخانهها و سازمانهای دولتی به بانکهای دولتی سرازیر میشود این پولها در بانکهای دولتی رسوب میکند و سودی به آنها تعلق نمیگیرد. در نتیجه به دلیل ممنوع بودن پرداخت سود به حسابهای دولتی، قیمت تمام شده پول در بانکهای دولتی کمتر از بانکهای خصوصی است. به همین خاطر شورای پول و اعتبار دو نرخ را تعیین کرده است یکی نرخ مبادلهیی 21 درصد و دیگری نرخ عقود مشارکت 24 درصد. بانک مرکزی به خاطر زیانده بودن قیمت تمام شده پول شیوههای دیگری را برای ارائه تسهیلات در نظر گرفته است وهرکس سپرده بیشتری داشته باشد تسهیلات بیشتری به او تعلق میگیرد. براین اساس مشاهده میکنیم که سهم عقود مشارکتی از کل تسهیلات در حال افزایش بوده و از 38 درصد در سالهای قبل به 41 درصد رسیده است. اما سهم عقود مبادلهیی در حال کاهش بوده و در مواردی نیز ثابت بوده است. لذا تا زمانی که هزینه تمام شده برای عقود مبادلهیی کاهش نیابد همچنان تمایل به عقود مشارکتی بیشتر خواهد بود و نمیتوان با این شرایط انتظار رشد عقود مبادلهیی را داشت مگر اینکه نرخ عقود مبادلهیی به تدریج به سمت نرخ تعادلی و تمام شده پول حرکت کند.