2 روی سکه بنگاههای جدیدالورود به عرصه اقتصاد
براساس مطالعات متعدد اقتصادی نسبت بهینه از صنعتی به صنعت دیگر متمایز بوده و بنگاهها هنگام ورود به یک صنعت جدید با اندازههای متفاوت فعالیت خود را آغاز میکنند.
با این حال براساس ادبیات موجود در اقتصاد کشور، بنگاههای اقتصادی برای بقا و ماندگاری تلاش میکنند که میزان بهرهوری خود را به حداقل موجود برسانند. برخلاف انتظار بنگاههای جدیدالورود در ساختارهای رقابتی با سرعت کمتری در دستیابی به اندازه بهینه فعالیت میکنند و بنگاههایی که در زمان ورود در فواصل دورتر از اندازه بهینه به صنعت وارد شدهاند با سرعت کمتری اندازه خود را تعدیل کردهاند. از لحاظ سیاستگذاری، این موضوع نشاندهنده عدم توانایی بنگاههای صنایع تولیدی ایران در دستیابی به سرعت مناسب تعدیل در زمان ورود است. براساس تئوریهای موجود، ورود بنگاههای جدید به صنعت، زمینه را برای شکلگیری رقابت، سیر تکاملی، رشد و نوآوری فراهم آورده و در نتیجه به رشد و توسعه اقتصادی کمک میکند. به همین دلیل تنها در صورتی این اتفاقات ایجاد خواهد شد که بنگاههای جدیدالورود توانایی ماندگاری در فعالیت اقتصادی را تا مدتی دارا بوده و به عبارتی در سالهای اولیه پس از ورود از صنعت خارج نشوند. بهرهوری کل عوامل تولید از نسبت تولید ناخالص بر کل نهادهها یا نسبت ارزشافزوده به کل نهادهها به دست میآید که برای اندازهگیری این نسبت روشهای متفاوتی وجود دارد؛ یکی از این عوامل ورود بنگاههای جدید به اقتصاد کشور است. ورود این بنگاهها به بازار عمدتا شرایط رقابت را نیز فراهم میکند به دنبال گسترش بازار لزوم سرمایهگذاری در کشور نیز فراهم شده و به عرضه و تولید کمک خواهد شد. در نتیجه ایجاد این فرصت جدید، جدا از ایجاد نوآوری و کارآفرینی بر ارتقای بهرهوری کل نیز تاثیر مثبتی خواهد گذاشت. مجموعهیی از این بنگاهها علاوه بر این رشد تولید ناخالصی داخلی را نیز ارتقا میدهد. برخلاف تاثیرات مثبت، بنگاههای جدیدالورود به صنعت ممکن است تاثیرات منفی را نیز بر اقتصاد کشور بگذارد. از آنجا که ماهیت این شغلها اهمیت دارد برای سیاستگذاران اقتصادی ایجاد اشتغال پایدار اهمیت بیشتری دارد. بنابراین ایجاد اشتغال ناپایدار و به دنبال آن هزینههای ناآشکاری که در این زمینه ایجاد میشود از نکات منفی ورود اینگونه بنگاهها به کشور است. * اقتصاددان