بررسی تورم و نابرابری در ایران
شهروندان عادی در هر سرزمینی از جمله ایران شایدمعنای اقتصادی تورم، دلایل و سرچشمهها و پیامدهای آن را نشناسند، اما سنگینی بار این پدیده را بر دوش خود احساس کرده و با نگرانی شاهد از دست دادن قدرت خرید خود در سالهای شتابان شدن تورم میبینند.
به طور مثال قیمت هر دلار امریکا در بازار ایران در یک مدت کوتاهمدت سه برابر شد و از متوسط یک هزار تومان به سه هزار تومان رسید و قیمت سایر کالاها نیز با سرعت یا با تاخیر خود را با این نرخ جدید سازگار کردند، ۲۰ درصد از قدرت خرید شهروندان ایرانی کاسته شد.
رسیدن نرخ تورم به ۴۰ درصد در سال ۱۳۹۱ به همراه رشد منفی این قدرت خرید را رقم زدند. پرسش بسیاری از شهروندان این است که آیا وقتی نرخ تورم شتاب میگیرد و از حالت عادی خارج میشود آیا فقرا بیشتر آسیب میبینند یا فرادستان و پردرآمدها. شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که چون ثروتمندان هزینههای بیشتری میکنند از رشد تورم بیشتر آسیب میبینند و فقیرتر میشوند و به این ترتیب نابرابریها کم میشوند.
اما زهرا کاویانی در یک پژوهش برای مرکز پژوهشهای مجلس خلاف این را نشان میدهد و معتقد است تورم نابرابریها را افزایش میدهد. وی مینویسد: تورم درآمد گروهیهای فقیر جامعه را نسبت به گروههای با درآمد بالاتر بیشتر تحت تاثیر قرار داده و از این رو موجب افزایش نابرابری میشود. علیت رابطه مثبت برآرود شده بین نابرابری و تورم در مطالعات اقتصادی، تاثیر بیشتر تورم بر فقراست، یعنی تورمهای بالا، درآمد گروههای فقیر را بیشتر تحت تاثیر خود قرار میدهد و یا به عبارتی نرخ تورم گروههای کمدرآمد بیشتر از نرخ تورم گروههای پردرآمد است. نرخ تورم دهکهای هزینهای بررسی نرخ تورم در دهکهای مختلف هزینهای به بررسی این موضوع که نرخ تورم گروههای کمدرآمد را بیشتر تحت تاثیر قرار میدهد کمک میکند.
نمودار۱ -نرخ تورم دهک اول و دهم هزینهای شهری بر اساس سال پایه۱۳۹۰و۱۳۸۲-۱۳۹۰
نمودار ۱ نرخ تورم دهک اول و دهم هزینهای شهری را بر اساس دادههای شاخص قیمت با سال پایه ۱۳۹۰ نشان میدهد. همانطور که در این نمودار مشخص است، نرخ تورم دهک اول هزینهای یعنی کمدرآمدترین گروه در سالهای مورد بررسی، همواره بیش از نرخ تورم دهک دهم بوده است. همچنین در سالهایی که تورم افزایش داشته این اختلاف بیشتر شده است. به طوری که در سال ۱۳۸۷، نرخ تورخ دهک اول ۲۰ درصد و نرخ تورم دهک دهم ۲۱.۸ درصد بوده که اختلاف ۷.۲ درصدی بین این دو، بیشترین اختلاف در طول دوره مورد بررسی است و پس از آن اختلاف ۶.۱ درصدی در سال ۱۳۹۰ در رتبه دوم قرار دارد. همچنین در سالهای ۳۸۴ و ۱۳۸۸ که کمترین نرخ تورم دوره برای هر دو گروه هزینهای ثبت شده،اختلاف بین نرخ تورم دو گروه نیز در حداقل و به ترتیب ۱.۷ و ۲.۲ درصد است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ساعت 24، تورم گروههای فقیر همواره بیشتر بوده و در نتیجه درآمد و یا هزینه واقعی آنها بر اثر تورم بیشتر از گروههای پردرآمد کاهش پیدا کرده است. نرخ تورم مواد خوراکی، آشامیدنی و دخانیات یکی دیگر از مواردی که باعث تاثیرگذاری بیشتر تورم بر گروههای فقیر نسبت به گروههای ثروتمند میشود، تورم بالاتر مواد خوراکی نسبت به سایر اقلام سبد مصرفی خانوار است. به طور معمول سهم مواد خوراکی از کل هزینههای خانوارهای با درآمد پایینتر نسبت به دهکهای بالاتر درآمدی (هزینهای) بیشتر است و همین امر باعث میشود تا تورم، هزینههای دهکهای پایین هزینهای را بیشتر تحت تاثیر قرار دهد.
نمودار ۲- سهم هزینه خوراکی از کل هزینه خانوار دهک هزینهای شهری (درصد)، ۱۳۸۰- ۱۳۹۲
در نمودارهای ۲ و ۳ به ترتیب سهم هزینه خوراکی از کل هزینه دهک اول و دهم خانوار شهری و اختلاف بین این دو نشان داده شده است. همانطور که در این دو نمودار مشخص است، سهم هزینه خوراکی از کل هزینههیا یک خانوار در دهک دهم هزینهای در همه سالهای مورد بررسی بسیار بیشتر از این سهم در خانوار دهک اول هزینهای است. به طوری که این اختلاف در کمترین مورد در سال ۱۳۸۷، ۱۹.۲۷ درصد بوده و در بیشترین مورد طی سالهای مورد بررسی به ۳۹.۷۸ درصد رسیده است.
نمودار ۴- نرخ تورم مواد خوراکی و نرخ تورم کل خانوارهای شهری (درصد)، ۱۳۸۲ - ۱۳۹۲
نمودار ۴ شاخص قیمت گروه کالایی خوراکی، آشامیدنی و دخانی در مقابل شاخص کل قیمت خانوارهای شهری نشان میدهد. همانطور که در این نمودار مشخص است نرخ تورم در گروه مواد خوراکی در به غیر از دو سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ بیش از نرخ تورم شاخص کل بوده و در سالهای افزایش نرخ تورم به خصوص سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ اختلاف این دو افزایش یافته به طوری که در سال ۱۳۹۰ این اختلاف به حدود ۱۷ درصد رسیده است.