مافیاینفتیمانعپاگرفتنانرژیتجدیدپذیراست
شاید چندان هم عجیب به نظر نرسد، درکشوری که از ابتدا «انرژی» در قالب یک خدمت رایگان ازسوی دولت به مردم داده شده، اکنون مردم حتی نتوانند به خودکفا شدن در زمینه انرژی فکر کنند، اغلب ما دیر یا زود در خانههایمان، گاز و برق داشتهایم، گاز و برقی که شاید تا سالهای سال این سوال که از کجا تامین میشوند؟
تا چه زمانی جوابگوی نیازهای ما خواهند بود و جایگزین آنها چیست برای هیچ یک ما به وجود نیامده است. اما بهطور قطع «خورشیدی» که این روزها در تابستان همه از دست آن کلافه شدهایم، یکی از جایگزینهاست. در ایران انرژی خورشیدی یا هرگونه دیگری از انرژیهای تجدیدپذیر، بیش از هرچیز به یک «ژست محیطزیست دوستی» تبدیل شده است. هرکسی هم که تریبونی دراختیار میگیرد، برای اینکه نشان دهد به محیطزیست اهمیت میدهد، اشارهیی گذرا به ترویج انرژیهای تجدیدپذیر میکند. اما مساله اینجاست که آیا واقعا سرمایهگذاری در این حوزه برای ایران اقتصادی است؟ آیا برای کشوری که روی منابع عظیم نفت و گاز خوابیده، استفاده از این انرژیها منطقی است؟ دکتر داوود فدایی رییس انجمن صنایع خورشیدی ایران و استاد دانشگاه امیرکبیر، کسی که 30سال است در انرژیهای خورشیدی فعالیت میکند. پاسخی قاطع برای تمام این سوالها دارد. این پاسخ «بله» است. به نظر او جامعه ایران میتواند و باید از این نوع انرژی استفاده کرده و آن را ترویج دهد. فدایی در گفتوگوی خودکه در دفتر کارش، محیطی که تمام و کمال با استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، سرپا بود، «مافیای نفتی» را مانع گسترش انرژیهای تجدیدپذیر در ایران عنوان کرد. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید. برای مجهزکردن یک خانه به سیستمهای مبدل انرژی خورشیدی چقدر سرمایه لازم است؟ محیط کاری من، آبگرمکنهای خورشیدی و صفحههای فتوولتایی در پشتبام این ساختمان نشان میدهد که من به این حوزه اهمیت ویژهیی میدهم. به همین واسطه تمام برق این ساختمان از طریق انرژی خورشیدی تامین میشود و با آبگرمکن خورشیدی نه تنها آب گرم برای مصارف بهداشتی این ساختمان بلکه آب گرم همسایهها را نیز تامین میکنیم. اگر خانهیی بخواهد اینگونه برق مورد نیاز خود را تامین کند به 6میلیون تومان هزینه برای خرید تجهیزات و سیستمها احتیاج است، البته نصف این هزینه را نیز وزارت نیرو در قالب کمک هزینه پرداخت میکند. فدایی با ذکر این نکته که اگر خانهیی بخواهد اینگونه برق مورد نیاز خود را از طریق انرژی در واقع با 3میلیون تومان میتوان برق یک خانه را تامین کرد و حتی آب گرم اضافی را به همسایگان داد. به نظر شما اکنون خانوارهای ایرانی از این مساله مطلع هستند که میتوان با این هزینه از طریق منابع تجدیدپذیر انرژی مورد نیاز را تامین کرد؟ اگر اینطور نیستند چه رویکردی را مسبب این بیاطلاعی جامعه تلقی میکنید؟ این واقعا گلایهیی است که به مسوولان کشور وارد میشود. باید از آنها پرسید چرا اطلاعات به همه نمیرسد؟ چرا کسی نمیداند که با 3میلیون تومان تا 20سال در تامین برق منزل خود خودکفا میشود که یک سرمایهگذاری با صرفه اقتصادی بالایی است. به نظر من مافیای نفتی مقصر این بیاطلاعی هستند. آنها همیشه مانع پاگرفتن و رونق انرژیهای تجدیدپذیر و گسترش آن درجامعه بودهاند. این درست است اما ازسویی باتریهای گران این پنلها باعث میشود مساله درحد یک شعار باقی بماند. در زمینه این باتریها نمیشود هیچ راهکاری برای ارزانترشدن و در دسترس قرارگرفتن آنها اندیشید؟ در این زمینه امکان طراحی سیستمهای بدون باتری وجود دارد. روزها برق خانهها از انرژی خورشیدی تامین شده و شبها از برق کارخانجات که تعطیل هستند، استفاده میشود. با این روش میتوان آسیبهای فعلی را کاهش داد. به نظر شما بهطور کلی سرمایهگذاری بر انرژیهای تجدیدپذیر برای ایران صرفه اقتصادی دارد؟ ببینید ما باید آیندهنگر باشیم. اگر ما سرمایههایی را که تاکنون در بخشهای دیگر تولید انرژی صرف کردیم، در تجدیدپذیر وارد میکردیم اکنون با ظرفیتهای خورشید در ایران، به یک صادرکننده بزرگ برق در دنیا تبدیل شده بودیم. سرمایهگذاری در این حوزه میتوانست سود درازمدت ما را تضمین کند. اکنون فرصتهای کسبوکار در این حوزه در ایران چه وضعیتی دارد؟ شاید همه ما کمتر کسی را در اطراف خود سراغ داشته باشیم که درحوزه انرژی تجدیدپذیر مشغول به کار باشد. تاکنون فرصتهای اشتغال در این حوزه مغفول مانده است؛ اما با توجه سیاستهای اخیر وزارت نیرو، در صورت توجه و الزام به اجرایی شدن این سیاستها، تحولاتی در انرژیهای تجدیدپذیر به خصوص انرژی خورشید صورت گرفته است که تاثیر زیادی روی اشتغال خواهد داشت. برای مثال نخستین صنعتی که در این زمینه میتواند بدون نیاز به سرمایهگذاری بالا شغل ایجاد کند، «سیستمهای گرمایشی آب از طریق انرژی خورشیدی» است. در این روش آبگرمکنهای خورشیدی بر پشتبام نصب میشوند. به این ترتیب در روند تولید، توزیع و نصب این آبگرمکنها افراد زیادی درگیر شده و فرصت شغلی برای آنها به وجود خواهد آمد. اکنون در ایران بهطور متوسط 12میلیون خانوار داریم که اگر 10درصد از این خانوارها یعنی 1.2میلیون خانوار بخواهند سیستمهای مبدل انرژی خورشیدی تهیه کنند در روند تولید تا نصب این سیستمها و تنها در بخش نصب 600هزار فرصت شغلی ایجاد میشود. آیا خانوارهای ایرانی توان سرمایهگذاری در این آبگرمکنها را دارند؟ هزینه اولیه سرمایهگذاری در این بخش اندک و برابر با 800هزارتومان است که در ادامه میتواند تا 5میلیون تومان برسد. این آبگرمکنها عمر مفید 15ساله دارند، در این حوزه هر خانواده ایرانی این پتانسیل را دارد که سرمایهگذاری اولیه را انجام دهد بهطوری که با سرمایهگذاری متوسط 2میلیون تومان میتواند 11ماه از سال (برابر با روزهای آفتابی) آب گرم مورد نیاز برای مصارف بهداشتی خود را تامین کند. این سرمایهگذاری به مراتب توجیه اقتصادی خوبی دارد و با صرفه اقتصادی بالایی روبهروست. با استفاد از این گرمکنهای خورشیدی دیگر نیازی به گاز به عنوان سوخت برای شوفاژ خانهها نیست. اتفاقی که میتواند به کشور کمک کند تا میزان گاز مصرفی را کاهش داده و به صادرات آن اضافه کند. به این طریق میتوان در کمتر از دوسال پول اولیه که صرف سرمایهگذاری شده را به دست آورد. خانوارها نیز تا بیش از 10سال خواهند توانست از آب گرم رایگان استفاده کنند. اما جامعه ایرانی سالهای سال عادت کرده است که دولت انرژی مورد نیازش را تامین کند، آنها در واقع هیچوقت این نیاز را حس نکردهاند که خود به سمت تامین انرژی بروند؛ حتی اگر این روش برایشان ارزانتر تمام شود. به نظر شما در وضع فعلی چه باید کرد؟ در ابتدای امر ما قبل از اینکه بحث سرمایهگذاری و کسبوکار در صنعت را مطرح کنیم، باید در تقاضا برای آن را در جامعه ایجاد کنیم، گفته شما صحت دارد اما در جامعه ما علاقه زیادی به محیطزیست در میان مردم دیده میشود. همین علاقه میتواند نقطهیی خوب برای ایجاد تقاضا باشد. آیا وزارت نیرو برای ایجاد این تقاضا و هموارشدن مسیر سرمایهگذاری کار قابل توجهی انجام داده است؟ اکنون حمایتهای نسبتا خوبی وجود دارد. وزارت نیرو درحال حاضر برق تولید شده از سیستمهای خورشیدی را تا 6برابر قیمت میخرد تا این فرهنگ نهادینه شود. اما به نظر من 3 گام مهم در زمینه ایجاد تقاضا با توجه به وضع فعلی جامعه وجود دارد. ابتدا همان سیستمهای آبگرمکن خورشیدی، گام بعدی نیروگاههای حرارتی خورشیدی و گام سوم سیستمهای فتوولتایی است؛ چراکه سیستمهای فتوولتایی به سرمایه اولیه بالایی احتیاج دارند. ایجاد نیروگاههای کوچک خورشیدی علاوه بر تمام مواردی که راجع به آن صحبت شد در مبحث امنیت نیز به نفع کشور تمام خواهند شد. در واقع ما میتوانیم نیروگاههای کوچکی ایجاد کنیم که بتواند پاسخگوی نیازهای بحث پدافند غیرعامل درکشور باشد. زیرا درصورت وجود چند صد نیروگاه کوچک دشمن دیگر قادر نخواهد بود آسیبهای شدیدی به صنعت برق ما وارد کند. به نظر شما درصورت ایجاد این تقاضا بخش خصوصی چه اقدامی خواهد کرد؟ مطمئن باشید بخش خصوصی زرنگتر از این است که درگرفتن بازار تعلل کند. سرمایهداران در ایران به محض اینکه این نیاز را حس کنند به آن ورود خواهند کرد.