تغییرات اقلیمی؛ بالاتر از خطر

عنوان این مقاله را «تغییر آب و هوا؛ فراتر از خطر» گذاشتم، به دلیل اینکه از نظر من و بسیاری از همکارانم، هم اینک ما در فرآیند گذر از آنچه که آستانه تغییر آب و هوای قابل قبول و خطرناک تعریف شده است، هستیم.

روتیتر «آمارهای بی‌رحم و امیدهای اندک» نیز به مقدار و کمیتی برمی‌گردد که این تحلیل را تایید می‌کند. آمارها بیرحم هستند و به دشواری می‌توان آنها را پذیرفت به‌گونهیی که پرسشهای بنیادین درباره اینکه ما زندگی را چطور زیست می‌کنیم، مطرح میکنند. در مجموع این اعداد و ارقام، آمارهایی نیست که ما تمایل به شنیدن آنها داریم. خلأ میان حرف و عمل لازمه پاسخ به چالش تغییرات اقلیمی، نمایش خلأ میان حرف و اقدامات عملی (واقعیت) پیرامون تلاش‌ها برای کاهش انتشار آلاینده‌ها است. در واقع، مباحث متعددی درباره نحوه کاهش و تخفیف انتشار آلاینده‌ها وجود دارد، اما به ندرت این مباحث روی شکاف واقعی تمرکز می‌کنند. شکاف واقعی میان ادعاهای ما به عنوان افراد، شرکت‌ها، ملت‌ها و به عنوان جامعه جهانی و آنچه که به‌طور واقعی در پی انتشار آلاینده‌ها درحال رخ دادن است. خرید خودرویی با کارآمدی اندکی بیشتر یا بهبود عملکرد یخچال‌های سوپر مارکت هیچ ارتباطی به راه‌حل کاهش اثرات منفی تغییر آب و هوا ندارند، اگر متعاقبا بیشتر برانیم یا غذاهای خود را خنک‌تر کنیم. *تغییرات اقلیمی درباره چیست و ما چگونه به آن پاسخ میدهیم؟ در سطح بین‌الملل طیفی از اظهارنظر‌ها و اعلامیه‌ها درباره گرمایش زمین و پاسخ‌های پذیرفته شده ما درباره آن وجود دارد. نخستین و مهم‌ترین این اعلامیه‌ها، کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره تغییر آب و هوا (1992) است که در ماده 2 آن تاکید می‌کند: هدف نهایی این کنوانسیون... تثبیت تغلیظ گازهای گلخانه‌یی در اتمسفر به سطحی است که می‌تواند از مداخله خطرناک بشر در سیستم آب و هوا جلوگیری کند. دستیابی به چنین سطحی باید در چارچوب زمانی مناسب صورت گیرد تا به اکوسیستم برای انطباق طبیعی با تغییر آب و هوا امکان دهد و اطمینان حاصل شود که تولید غذا تهدید نمی‌شود و اسباب پیشروی توسعه اقتصادی به شیوه‌یی پایدار را فراهم می‌کند. کمیسیون اروپا (2007) تصریح می‌کند: «... باید اطمینان حاصل شود که افزایش‌های متوسط دمای جهانی نباید از سطوح پیشا- صنعتی تا بیش از 2 درجه سانتیگراد پیشی بگیرد.» حرف ما درباره پذیرش شانس 50-50 حفظ گرمایش 2 درجه‌یی کره زمین نیست. تاکید بر این است که دمای کره زمین نباید بیش از 2 درجه سانتیگراد افزایش یابد. درک احتمال ماندگاری دما در درجه‌یی کمتر از 2 درجه سانتیگراد برای هر گونه تصمیم آگاهانه درباره کاهش آلاینده‌ها حیاتی است. نبود این درک، منجر به بروز ریسک اتخاذ سیاست‌های نامناسب و مغشوش می‌شود. در این شرایط، سیاست‌سازان (در کنار دانشگاهیان و متخصصان آب و هوا) مکررا اظهارنظر می‌کنند و بر اهمیت ماندن میزان افزایش دما به زیر 2 درجه سانتیگراد تاکید می‌کنند و همزمان سیاست‌هایی را پیشنهاد می‌کنند که در خود، احتمال بسیاری بالای فراتر رفتن افزایش دما از 2 درجه سانتیگراد را ایجاب می‌کنند. از اینجا است که بیش از پیش، خلأ میان حرف‌ها و مباحث پیرامون آب و هوا و سیاست‌های کاهش آلاینده‌ها ظاهر می‌شود. *معنی افزایش 2 درجه‌یی هوا چیست؟ نسبت دادن افزایش 2 درجه‌یی گرمای جهانی به این معنی است که دمای سطح کره زمین نسبت به دوره پیشا-‌صنعتی 2 درجه گرم‌تر باشد. مثلا کسانی که در بریتانیا زندگی می‌کنند، افزایش متوسط 2 درجه سانتیگرادی دمای زمین زیاد بد به نظر نمی‌رسد. هر چند که واکنش به آن به‌طور قابل توجهی متفاوت خواهد بود. گرمایش متوسط 2 درجه‌یی زمین، احتمالا به این معنی است که دمای قطب‌ها تا 6 درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد و بخش‌هایی از قاره آفریقا به‌طور چشمگیری در قیاس با سایر مناطق جهان گرمای بیشتری را تجربه خواهند کرد. افزون بر این، اغلب سطوح کره زمین شامل اقیانوس‌ها، دریاها و دریاچه‌ها، قابلیت زیادی برای جذب گرما دارند، از این رو، افزایش 2 درجه‌یی دمای کره زمین احتمالا به افزایش 3 درجه‌یی دمای خشکی‌ها ارتباط پیدا می‌کند. *چرا افزایش 2 درجه‌یی دمای کره زمین به نقطه کانونی بحث تغییرات اقلیمی تبدیل شده است؟ طی دهه‌های گذشته، دانشمندان اثرات گوناگون سازگار با تغییرات دمای مناطق و جهان را کشف کرده‌اند. به تازگی این کشفیات خلاصه و با هم ادغام شده‌اند تا ابزاری سیاسی برای کمک به هدایت تصمیم‌سازی فراهم آورد. این اثرات براساس 5 دسته‌بندی متفاوت خلاصه شده‌اند و هر دسته در طیفی رنگی، از سفید (قابل قبول) تا قرمز (خطرناک) رنگ شده‌اند. به واسطه فرایند آهسته فراگیری میان دانشمندان، سیاست‌سازان، شرکت‌ها و جامعه مدنی، گرمایش 2 درجه سانتیگرادی زمین به مثابه «گارد ریل» (خط قرمز) میان سطوح قابل پذیرش و خطرناک تغییر آب و هوا تثبیت شده است. درحالی که اثرات منتج از گرمایش کمتر از 2 درجه، به‌طور متوسط نه قابل توجه هستند و نه مطلوب؛ به‌شدت و البته به‌طور ضمنی فرض می‌شود که این اثرات تا حدی قابل مدیریت و انعطاف هستند. ارزیابی اولیه از این اثرات در اواخر دهه 1990 و اوایل دهه 2000 انجام شد. وقتی این اثرات در زمان نشست آب و هوایی کپنهاک در سال 2009 مورد بازبینی قرار گرفت، درک علمی اثرات گرمایش زمین، با توجه به همه موانع نشان‌دهنده اثرات بزرگ‌تر هر نوع افزایش دما پیشرفت کرده بود. اثرات افزایش 2 درجه‌یی دمای زمین در قیاس با آنچه که پیش از این فکر می‌شد، بسیار جدی‌تر هستند. اگر منطق تعیین اثرات گرمایش 2 درجه سانتیگراد به عنوان عاملی خطرناک در نظر گرفته شود، تازه‌ترین تحلیل‌ها نشان می‌دهد که گرمایش 2 درجه سانتیگرادی کره زمین، آستانه میان خطر و به‌شدت خطرناک را نمایندگی می‌کند تا آستانه میان تغییر آب و هوای قابل قبول و خطرناک را. اگر کسی منطق حفاظت در برابر تغییرات اقلیمی خطرناک را بپذیرد، از نظر علمی، مخالفت با هدف گرمایش یک درجه سانتیگراد دشوار است. اگر چه که از دیدگاه عملگرایانه سیاسی، تقریبا تصور اینکه ما درحال تثبیت هدف گرمایش یک درجه سانتیگرادی کره زمین هستیم- با توجه به آنچه که هم اینک در اتمسفر منتشر می‌کنیم- ناممکن است. زیرا حتی در صورت توقف انتشار تمام آلاینده‌ها در اتسمفر، به احتمال زیاد، دمای زمین یک درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت. *معنای ضمنی گرمایش 2 درجه‌یی چیست؟ از آنجا که هدف‌گذاری گرمایش 2 درجه‌یی حس سیاسی معناداری دارد، اجازه دهید سوالی را طرح کنیم: چه درجه‌یی از کاهش دما - چه سطحی از کاهش کربن - برای تثبیت یا کمتر شدن گرمایش 2 درجه‌یی لازم است؟ پرسیدن این سوال مجموعه‌یی از سوالات را ایجاد می‌کند. چه مقدار از بودجه جهانی باید میان کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و کشورهای غیر عضو این سازمان، میان بخش‌های صنعتی شده و بخش‌های درحال صنعتی شدن و کمتر ثروتمند جهان توزیع شود؟ با توجه به سوال نخست، هدف‌های بلندمدت متعددی وجود دارند که جاه‌طلبانه به نظر می‌رسند. به‌طور مثال، بریتانیا متعهد به کاهش معادل 80‌درصد دی‌اکسید کربن تا سال 2050 شده است. اتحادیه اروپا هدف مشابهی را پذیرفته است، درحالی که مذاکرات سال 2007 سازمان ملل در بالی به این نتیجه دست یافت که کاهش 50‌درصدی آلاینده‌های جهانی تا 2050 ضروری است. مشکل با هدفگذاری‌های سال 2050 این است که به راحتی این توهم را ایجاد می‌کند که ما می‌تواند با آنچه که الان انجام می‌دهیم، این مشکل را پشت‌سر بگذاریم. دی‌اکسید کربنی که ما امروز در داخل اتمسفر منتشر می‌کنیم، تا بیش از 100 سال آینده در اتمسفر باقی خواهند ماند. از این رو، هدف کاهش آلاینده‌ها تا سال 2050 به‌طور مستقیم ارتباط ندارد به اینکه چه مقدار دما افزایش خواهد یافت یا آیا ما از خطر تغییر آب و هوا اجتناب می‌کنیم یا نه؟ برای گازهای با ماندگاری بالا مانند دی‌اکسید کربن و بسیاری از گازهای گلخانه‌یی دیگر، مقدار تشکیل این گازها در اتمسفر اهمیت دارد. هر روز، چراغ‌ها را روشن می‌کنیم، هر زمانی که خودرویی را می‌رانیم، ما به ذخیره دی‌اکسید کربن در اتمسفر می‌افزاییم. آلاینده‌های تجمعی ما - و بودجه کربن ما- برای درک درجه گرما و تغییر آب و هوا حیاتی است. *مشکل گرمایش در چه مقیاسی است؟ روشن است که شرایط با نرخ رشد بسیار سریعی درحال بدتر شدن است. طی 100سال اخیر، آلاینده‌های دی‌اکسید کربن سالانه تقریبا 2.7‌درصد افزایش یافته است. برخلاف مباحث چشمگیر درباره آب و هوا، به ویژه پس از نشست ریو در سال 1992، آلاینده‌ها بیش از اینکه کاهش یافته باشند، افزایش یافته‌اند. در واقع، نرخ افزایش نیز بالا رفته است. با وجود توجه ویژه‌یی که در این دوره به گرمایش زمین می‌شد، بین سال‌های 2000 تا 2007 نرخ افزایش آلاینده‌ها 3.5‌درصد بود. درست است که بحران اقتصادی آلاینده‌ها را کاهش داد، اما این کاهش کمتر از آنچه که به‌طور کلی باور می‌کنند و تنها در کوتاه‌مدت صورت گرفت. آخرین داده‌ها نشان می‌دهند که آلاینده‌ها برخلاف رکود اقتصادی در بسیاری از کشورهای صنعتی در دوره 2009 و 2010 تا 5.9‌درصد و در دوره 2010 و 2011 تا 3.2‌درصد افزایش یافتند. از این‌رو، پیام حیاتی این است که احتمال مشاهده نرخ‌های بالاتر رشد آلاینده‌ها به دلیل مناطق درحال صنعتی شدن جهان به ویژه چین و هند به عنوان تولیدکنندگان بخش عمده کالاهای مصرفی در غرب، بیشتر شده است. بدون کاهش فوری و ریشه‌یی آلاینده‌ها، احتمالا شاهد افزایش‌های سالانه 3 تا 5‌درصدی آلاینده‌های جهانی خواهیم بود. *راهکارهای ممکن کاهش آلودگی چیست؟ با توجه به شکست‌هایمان در کاهش آلاینده‌ها، علم مرتبط با آلاینده‌های تجمعی درباره فعالیت‌های لازم برای تخفیف گرمایش 2 درجه سانتیگرادی چه می‌گوید؟ توجه به این نکته ضروری است که در همه سناریوها، آلاینده‌ها پیش از اینکه در سال 2015، 2020 یا 2025 به اوج خود برسند، همچنان افزایش خواهند یافت. عدم قطعیت علمی چشمگیری درباره رابطه میان گازهای گلخانه‌یی و افزایش‌های دما باقی می‌ماند. تا سال 2050 آلاینده‌های تمام فعالیت‌ها به جز غذا و تولید باید به صفر برسند. حتی با بهبود روش‌های کشاورزی، تامین غذای جمعیت جهان بدون آلاینده‌های قوی گازهای گلخانه‌یی غیرممکن است/ جمعیتی که پیش‌بینی می‌شود در نیمه قرن به 9میلیارد نفر برسد. نه تنها تراکتورها کربن آزاد می‌کنند، بلکه استفاده از کودها و شخم زدن ساده زمین گازهای گلخانه‌یی را در اتمسفر آزاد و منتشر می‌کند. این آلاینده‌ها بخش مهمی از بودجه گرمایش 2 درجه‌یی زمین را جذب می‌کند و فشار بیشتری را روی بخش انرژی برای کاهش فوری آلاینده‌ها می‌گذارد. *چرا این تحلیل از تحلیل‌های رسمی متفاوت است؟ در واقع، همه تحلیل‌های جریان اصلی فرض می‌کنند که آلاینده‌ها پیش از رسیدن به اوج خود، سالانه تنها 1 تا 2‌درصد رشد خواهند کرد. بدون هیچ تغییری در مسیر کاهش، این سطح از رشد ادامه خواهد داد. کمیته بریتانیایی تغییرات اقلیمی تنها یکی از سازمان‌های متعددی است که به چنین فرضیه‌های مدل شده برای توصیه سیاست‌های خود اتکا می‌کند. در واقع، همه تحلیل‌های جریان اصلی فرض می‌کنند که آلاینده‌ها در دوره 2010 تا 2016 به اوج خود خواهند رسید. *گرمایش 4 درجه زمین به چه معنی است؟ شرایط کنونی به‌شدت پر مخاطره است. عقب‌نشینی و ادعا بسیار آسان است. اینکه ادعا شود دستیابی به تغییرات لازم ناممکن است و ما برای زندگی اجباری با دمای بالا برنامه‌ریزی می‌کنیم. به این دلیل، ارزیابی معنای دماهای بالاتر اهمیت می‌یابد. بیایید آینده‌یی با گرمایش 4 درجه را تصور کنیم. بر اساس گزارش مرکز هادلی بریتانیا، یک جهان با 4 درجه افزایش گرما احتمالا گرم‌ترین روزهای چین که 6 تا 8 درجه گرمتر از داغ‌ترین روزهای تجربه شده در موج‌های اخیر گرما است را تجربه خواهد کرد. اروپای مرکزی موج گرمایی را تجربه خواهد کرد که بیشتر شبیه گرمترین روز سال 2003 است اما با 8 درجه سانتیگراد بیشتر از بالاترین دماها؛ در تابستان نیویورک، گرمترین روزها 10 تا 12 درجه گرمتر خواهد بود. همه این موارد پیامد گرمایش 4 درجه‌یی کره زمین خواهد بود. در این شرایط، زیرساخت‌های و شیوه زندگی ما با این درجه حرارت‌ها هماهنگ نمی‌شوند. در عرض‌های جغرافیایی پایین، گرمایش 4 درجه منتج به کاهش 30 تا 40‌درصدی غلات اساسی مانند ذرت و برنج می‌شود. همزمان جمعیت جهان تا سال 2050 به سوی 9‌میلیارد نفر پیش می‌رود. گرمایش 4 درجه‌یی دما نیز فراتر از آنچیزی است که اغلب مردم تصور می‌کنند که ما می‌توانیم با آن کنار بیاییم. افزون بر جامعه جهانی، چنین آینده‌یی اگر نه برای تمام اکوسیستم که برای بسیاری از اعضای این سیستم مخرب خواهد بود. فراتر از این، ممکن است گرمایش 4 درجه‌یی جهان ثابت نماند و این میزان گرما به دامنه‌یی از بازخوردهای« طبیعی» منجر شود که دمای هوا را بازهم بالاتر ببرد. *رشد اقتصادی و تغییرات آب و هوایی در سراسر جامعه جهانی، ما همچنان به دنبال رشد اقتصادی هستیم. اما این مساله باید با سهم آلاینده‌ها متوازن شود: سهمی که باید میان کشورهای صنعتی و کشورهای درحال صنعتی شدن تقسیم شود. من و آلیس بوز از موسسه «ساستینبل کانسامپشن» در دانشگاه منچستر در یک سناریوی فرضی بررسی کرده‌ایم که تا چه حد جلو راندن کشورهای درحال صنعتی شدن بر حسب آلاینده‌هایشان امکان‌پذیر است و سپس سهم باقی مانده برای کشورهای صنعتی شده را بررسی کرده‌ایم.

(در نمودار بالا، رنگ قرمز: کشورهای درحال صنعتی شدن، رنگ آبی: کشورهای صنعتی/// محور عمودی: دی‌اکسید کربن به گیگاتن)

نمودار فوق، خط سیر آلاینده‌ها را در قرن 21 نشان می‌دهد. رشد آلاینده‌ها (پس از تجربه افتی اندک در رکود اقتصادی سال 2008) با نرخ رشد سالانه 3و5درصد - بسیار کمتر از 6 تا 8‌درصد رشد آلاینده‌ها که به‌طور واقعی مثلا در چین مشاهد می‌کنیم- در سال 2025 به اوج خود می‌رسد. پس از این اوج‌گیری در سال 2025، آلاینده‌ها هر سال 7‌درصد کاهش می‌یابند. اما در مورد کشورهای درحال صنعتی شدن، نمودار بسیار چالش‌برانگیز است. در این سناریو، چه چیزی برای کشورهای صنعتی باقی می‌ماند؟ نمودار آبی واقعیت را ترسیم می‌کند: در سال 2010 کشورهای صنعتی هیچ آلاینده‌یی را منتشر نکردند. به این معنی که ما باید چراغ‌ها را امروز خاموش کنیم. در واقع، باید چراغ‌ها را دیروز خاموش می‌کردیم. یعنی ما دیروز نمی‌توانستیم خودرو خود را از محل کار به خانه برده باشیم و باید امشب در اداره بمانیم. وقتی به خانه می‌رسیم- با رکاب زدن دوچرخه- ما باید پروازمان را به جنوب فرانسه لغو کنیم. این آخرین کاری است که قبل از تمام شدن باتری لپ‌تاپمان باید انجام دهیم یا سعی کنیم انجام دهیم، چون به دلیل قطع اینترنت در این کار شکست می‌خوریم. انتشار آلاینده‌های ناشی از سوخت انرژی‌های فسیلی چین، حدود 7.5 گیگاتن دی‌اکسید کربن - حدود یک چهارم مقدار جهانی- است. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) روندی 10 ساله‌یی تقریبا 10.5درصدی دارد. برخی اقتصاددانان معتقدند این نرخ رشد نمی‌تواند بیشتر از این پایدار باشد. چین در حفظ رشد قوی و پایدار بسیار موفق بوده است و مطمئنا توقف رشد برنامه‌یی ندارد. آلاینده‌های هند تقریبا به اندازه آلاینده‌های ژاپن (حدود 6‌درصد از کل آلاینده‌های جهانی) است و طی دهه گذشته سالانه تقریبا 7.5‌درصد رشد کرده است. نرخ رشد آلاینده‌های هند کمتر از نرخ رشد آلاینده‌های چین است، اما همچنان زیاد است. سوال این است که آیا این روند ادامه می‌یابد؟ شانگهای و پکن سرانه تولید ناخالص داخلی مشابه کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه اروپا دارند. اگر چه 200‌میلیون نفر از شهروندان چین کمتر از 1.25 دلار امریکا در روز درآمد دارند و حدود 250‌میلیون نفر بین 10 تا 20 دلار امریکا در روز درآمد دارند. از این رو، یک ذخیره بزرگ و تمام نشدنی از انسان‌ها برای پایداری رشد چین وجود دارد که به‌طور بالقوه به مثابه یک موتور محرکه صنعتی با رشد پایدار اقتصادی و آلایندگی برای سال‌های پیش‌رو تلقی می‌شوند. با فرض اینکه چین دوازدهمین برنامه پنج ساله خود را همگام با سایر تعهداتش نسبت به کاهش شدت آلاینده‌هایش تحقق بخشد، احتمال اینکه این کشور حدود نیمی از انتشار گاز دی‌اکسید کربن جهان را تا اوایل دهه 2020 را ایجاد کند، وجود دارد. این شرایط مشابه شرایط هند به نظر می‌رسد. با فرض اینکه مسیری قابل مقایسه با چین را طی خواهد کرد، آلاینده‌های این کشور تا سال 2020 حدود 3.5 گیگاتن خواهد بود و پتانسیل افزایش به مرز 7 گیگاتن تا سال 2030 را دارد. کارشناسان هندی متعددی اظهار می‌کنند که آلاینده‌های مرتبط با انرژی پس از سال 2030 دوباره اوج خواهند گرفت. اظهاراتی که دوباره در نقطه مخالف اعداد و ارقام مندرج در مدل‌های غربی هستند. همه این موارد، اشاره‌های جدی به ضرورت کاهش آلاینده‌ها و پذیرش تحلیل و سیاست برآمده از آن تحلیل‌ها برای همه ملت‌های جهان دارند. کنار هم گذاشتن این اعداد و ارقام، جهانی را به تصویر می‌کشد که کاملا متفاوت از آن چیزی است که کمیته آب و هوا انتظار می‌کشد، جهانی که در آن پنداشته می‌شود آلاینده‌های چین و هند در حدود سال 2017 به اوج خود می‌رسند. اغلب مدل‌هایی که میزان کربن موجود در اتمسفر را کم ارزیابی می‌کنند، به دولت‌های اطراف جهان اطلاع می‌دهند که آلاینده‌های جهانی بین سال‌های 2005 تا 2016 به اوج خود می‌رسند. پیش از مایوس شدن کارهای زیادی وجود دارند که ما می‌توانیم برای حفظ میزان گرمایش زمین حدود 2 درجه سانتیگراد انجام دهیم و اگر دستیابی به این هدف در نهایت ممکن نباشد، دستکم ما می‌توانیم در جهت درست حرکت کنیم. آنچه می‌خواهم منتقل کنم این است که ما می‌توانیم اقدام کنیم. از این‌رو، اجازه دهید، با بیان برخی مواردی که تغییر از آنها ناشی می‌شود، این مقاله را به پایان ببرم. افراد زیادی براین باورند که ما نمی‌توانیم آلاینده‌ها را در این نرخ‌ها کاهش دهیم، اما تاکید بر یک واقعیت حیاتی است. تاکید بر این واقعیت که ما تقریبا قادر به سازگاری با افزایش‌های دما محتمل نیستیم. راه آسانی برای خروج از این وضعیت خطرناک وجود ندارد و ما نباید تظاهر کنیم که ما در آستانه یک بازی برد- برد یا دستیابی به فرصت‌های رشد سبز هستیم. شرایط ما هم اینک جهانی آکنده از آینده‌یی دشوار است و هر چه زودتر این مساله را تایید کنیم، زودتر می‌توانیم به‌طور جدی به چالش‌هایی پیش‌روی خودمان بپردازیم. *چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ درحال حاضر، 7‌میلیارد انسان روی کره زمین زندگی می‌کنند. اما چند نفر از این افراد باید تغییری اساسی در میزان انتشار آلاینده دی‌اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه‌یی خود ایجاد کنند؟ به‌طور مشخص، عمده آلاینده‌ها را‌درصد اندکی از 7‌میلیارد نفر جمعیت جهان منتشر می‌کنند. ما می‌دانیم کسانی که انتشاردهنده عمده آلاینده‌ها هستند، «درصد اندکی» هستند. سهم بزرگ تولید آلودگی متعلق به کشورهایی است که عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه اروپا هستند. همه کسانی که سالی یک بار با هواپیما مسافرت می‌کنند. اغلب دانشگاهیان. در بریتانیا، هر کسی که 30هزار پوند درآمد - یا حتی کمتر از این مقدار - درآمد دارد احتمالا در زمره «درصد اندک» آلودکننده اتمسفر قرار می‌گیرد.

کسانی که انتشاردهنده عمده آلاینده‌ها هستند، «درصد اندکی» هستند. سهم بزرگ تولید آلودگی متعلق به کشورهایی است که عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه اروپا هستند. همه کسانی که سالی یک بار با هواپیما مسافرت می‌کنند. اغلب دانشگاهیان. در بریتانیا، هر کسی که 30 هزار پوند درآمد - یا حتی کمتر از این مقدار - درآمد دارد احتمالا در زمره «درصد اندک» آلودکننده اتمسفر قرار می‌گیرد. نقش تکنولوژی در کاهش آلاینده‌ها برخی از سیاست‌های لازم باید به تغییرات ضروری تکنولوژیکی بپردازند. نمونه‌های زیادی از آنچه می‌توان انجام داد، وجود دارد. برای روشن کردن یک لامپ در سیستم الکتریسیته مبتنی بر سوخت فسیلی، به سیم، تیر چراغ برق، نیروگاه برق، افرادی در کلمبیا یا استرالیا برای کار کردن در معادن زغال سنگ، یا کارگرانی در روسیه برای استخراج گاز از زیر زمین نیاز هست. این فرایند نشان می‌دهد که انرژی مورد نیاز برای روشن کردن لامپ به انرژی بسیار بیشتری نیاز دارد. برای روشن کردن یک لامپ معمولی - استفاده از 10 واحد انرژی- به 50 واحد انرژی نیاز هست. حدود 6 تا 8‌درصد از این انرژی در فرایند توزیع و انتقال هدر می‌رود، نیروگاه نیز باید بین 35 تا 45‌درصد کارآمدی داشته باشد و 10درصد هم هدر رفت استخراج سوخت از زمین، انتقال آن به قطار، بردن به فرودگاه، حمل آن از دریا، گذاشتن آن در قطاری دیگر، و انتقال آن به نیروگاه است. همه این موارد باید هر روز هفته و طی 40 سال حیات یک نیروگاه انجام شود. این مساله نشان می‌دهد که فرصت‌های عظیم در طرف تقاضا، تقریبا در همه کالاهای مصرفی، از خودرو تا یخچال وجود دارد. دستگاه‌های توستر یک تا دو سال عمر می‌کنند، خودروها در عالم واقع تنها حدود 8 سال عمر دارند. یخچال‌ها حدود 3 تا 8 سال. به‌طور متوسط یک خودرو در بریتانیا حدود 175 گرم دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر منتشر می‌کند. خودروهای جدید نیز به‌طور متوسط حدود 144 گرم دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر منتشر می‌کنند. در سال 2015، اتحادیه اروپا برای معرفی قوانینی که انتشار 130 گرم دی‌اکسید کربن در هر کیلومتر را به‌طور میانگین اجبار می‌کند، برنامه‌ریزی خواهد کرد. به این معنی که ثروتمندان قادر خواهند بود خودرو لوکس استفاده کنند و همزمان، خودروسازان نیز برخی از خودروهای بسیار کارآمد خود را خواهند فروخت. نکته مهم درباره این مثال این است که تغییر جهت بزرگی به سمت حمل و نقل عمومی (که بخشی اساسی راه‌حل است) و همچنین استفاده از خودروهای الکتریکی (که حتی می‌تواند بیشتر به بهبود شرایط کمک کند) را در نظر نمی‌گیرد؛ از این‌رو، ما هنوز می‌توانیم به اندازه امروز رانندگی کنیم. پتانسیل عظیمی چه در مورد خودروها چه در مورد یخچال‌ها برای ایجاد تعدیل‌ها و تنظیم‌های ریشه‌یی از طریق قانون‌گذاری‌های مناسب وجود دارد تا آلاینده‌ها را تا حدی که لازم است، کاهش دهیم. از این‌رو، هنوز می‌توان خوش‌بین بود. در سراسر جامعه جهانی، ما همچنان به دنبال رشد اقتصادی هستیم. اما این مساله باید با سهم آلاینده‌ها متوازن شود: سهمی که باید میان کشورهای صنعتی و کشورهای درحال صنعتی شدن تقسیم شود. تاکید بر این است که دمای کره زمین نباید بیش از 2 درجه سانتی گراد افزایش یابد. درک احتمال ماندگاری دما در درجه‌یی کمتر از 2 درجه سانتی گراد برای هر گونه تصمیم آگاهانه درباره کاهش آلاینده‌ها حیاتی است. نبود این درک، منجر به بروز ریسک اتخاذ سیاست‌های نامناسب و مغشوش می‌شود.

x