بلومبرگ:اروپا گویسبقت را از آمریکا خواهدربود
قدرتهای جهانی و ایران سرانجام به توافق رسیدند و باراک اوباما توانست در فهرست اولویتهای سیاست خارجی یک مورد را تیک بزند: حل بنبست هستهیی ایران.
بنبستی که اگرچه هزینههای سنگینی به لحاظ اقتصادی برای ایران داشت اما برای دولتمردان امریکایی نیز به معادلهیی غیرقابل حل بدل شده بود آنهم در شرایطی که خاورمیانه بهشدت بیثبات است. با وجود نقش پررنگ واشنگتن در حصول این توافق، آنچه اغلب کارشناسان درباره آن اتفاقنظر دارند، این است که پیروز این گشایش سیاسی (حداقل در کوتاهمدت) اروپاست که شرکتهایش در صف ورود به بازار جذاب ایران با 80میلیون جمعیت هستند. درحالی که شرکتهای امریکایی باید برای رسیدن به بازار ایران از مسیر سنگلاخ بیاعتمادی میان دو کشور عبور کنند، کنگره با اکثریت جمهوریخواهان مترصد کارشکنی است. بلومبرگ مینویسد، صدای خطوط تلفن دفتر جک هیز، کارشناس مرکز استپتو و جانسون در واشنگتن روز پنجشنبه لحظهیی قطع نمیشد. مشتریان این مرکز اغلب میخواستند بدانند که توافق اخیر هستهیی با تهران به معنای چه فرصتهای اقتصادی در ایران است. پاسخ جک هیوز این بود: خیلی زیاد نیست حداقل نه الان و نه برای شرکتهای ایالات متحده امریکا تا بتوانند وارد کشوری با 80 میلیون جمعیت شوند که چهارمین صادرکننده نفت جهان است. هیز، یکی از کارشناسان شرکت مشاوره حقوقی مرکز استپتو و جانسون میگوید: «نمیتوانم هیچ عقبگرد بزرگی را در رابطه با تحریمهایی که صنایع بانکی، بیمه یا منابع طبیعی را هدف قرار دادهاند، مشاهده کنم. به اعتقاد من همگی تلاش خواهند کرد که محتاط باشند.» آنچه که باراک اوباما، رییسجمهوری امریکا «درک تاریخی» با ایران خوانده است در آیندهیی قابل پیشبینی به شرکتهای امریکایی کمک چندانی نخواهد کرد چراکه در هر دو کشور حوزههای قدرتمندی وجود دارند که هنوز به یکدیگر اعتماد ندارند. درحالی که دولت اوباما تلاش میکند تا بخشهای بشردوستانه ازجمله غذا، دارو و مراقبتهای بهداشتی راههای تجارت با ایران را بیش از پیش باز کند همچنین دامنه تحریمهای ثانویه علیه شرکتهای غیرامریکایی که با ایران کار میکنند را محدود کند، قراردادهایی که برای ایران از اهمیت زیادی برخوردار است ازجمله در حوزه انرژی، حمل و نقل هوایی، رایانه و خودرو در انتظار تایید کنگرهیی با اکثریت جمهوریخواهان است. هیز میگوید: «همه در ایالات متحده در این زمینه بسیار آهسته حرکت میکنند چراکه هیچکس نمیخواهد از ناحیه تحریمها آسیب ببیند بهویژه با توجه به شرایط سیاسی این روزهای واشنگتن.» برندگان کوتاهمدت این توافق هستهیی احتمالا شرکتهای اروپایی هستند، شرکتهایی که نمایندگان آنها پس از تعیین چارچوب اولیه گفتوگوهای هستهای در نوامبر 2013 میلادی به تهران سفر کردند. تحریمهای اتحادیه اروپا علیه ایران که پس از بنبست مذاکرات هستهیی وضع شدند احتمالا درصورتی که ایران طبق تعهدات خود در این توافق عمل کند، لغو خواهد شد. درحالی که تحریمهای ایالات متحده که اغلب (با ادعای) تنبیه ایران (به بهانههای واهی چون) حمایت از تروریسم و توسعه تسلیحات کشتارجمعی وضع شده، شرایط متفاوتی دارد. آنچه که به پیچیدگی این مساله میافزاید، این است که برخی از تحریمهای ایالات متحده علیه ایران به دستور ریاستجمهوری تصویب شده و برخی از آنان توسط کنگره. این مساله تعیین اینکه باراک اوباما چه تحریمهایی را میتواند یکطرفه لغو کند و چه تحریمهایی باید لغو آن به تایید کنگره برسد را دشوار میکند. دانفورث نیوکامب، وکیل تجارت بینالملل مرکز شرمن و استرلینگ در نیوریورک در این باره میگوید: «من یک پوستر سه در چهار درباره تمام تحریمهایی که علیه ایران وضع شده روی دیوار دفتر کارم دارم و (از زمان اعلام توافق) قصد دارم به سراغ آن بروم و مواردی که امکان رفع آنها وجود را برجسته کنم. رسیدن به اینکه با ایران چه باید کرد، پیچیدهتر خواهد شد.» داروسازان امریکایی و شرکتهای فعال در حوزه مراقبتهای بهداشتی احتمالا شاهد توفیقهایی خواهند بود چراکه آنها در سایه فعالیت بشردوستانه از تحریمها مستثنا بوده و به بازارهای ایران دسترسی بیشتری داشتند. به گزارش روزنامه وال استریت ژورنال، وزارت خزانهداری امریکا سال گذشته به بیش از 50 شرکت دارویی برای صادرات کالا به ایران مجوز داد ازجمله Boston Scientific و GE Healthcare. کیتلین وبر، تحلیلگر بلومبرگ میگوید: «مشکلی که این شرکتها با آن مواجه شدهاند، دریافت پول صادرات کالاهای خود به ایران است بهویژه پس از اینکه بانکهای ایرانی از سال 2012میلادی مشمول تحریم سوییفت شدند.» (بهدلیل همین مشکل بود که) از سال 2012 تا 2014میلادی ارزش قانونی صادرات دارویی ایالات متحده به ایران به کمتر از نصف رسید. وبر در این باره میگوید: «کاهش صادرات دارو به ایران در شرایطی بود که صنعت داروسازی ایران، خود قادر به تولید دارو برای بیماریهایی چون سرطان، اماس (MS) و اختلالات خونی نیست و تقاضا برای این داروها در ایران وجود دارد.» با توجه به محدودیتهای بیشتر واشنگتن، توافق هستهیی و راهیابی شرکتهای نفتی اروپایی چون بیپی، انی و توتال به ایران برای رقبای امریکایی خوشایند نخواهد بود. ایران 10درصد از منابع نفتی جهان را دارد و پس از ونزوئلا، عربستان سعودی و کانادا در رتبه چهارم قرار دارد. همچنین در حوزه گاز نیز ایران یک پنجم از منابع گازی جهان را در اختیار دارد. اوسوالد کلینت، تحلیلگر نفتی شرکت سانفورد سی برنشتاین میگوید: «ایران مثل یک پیتزای بزرگ است و حجم منابع آن بسیار جذاب.»