آقای شهردار کلاه‌تان را بالاتر بگذارید

آقای شهردار کلاه‌تان را بالاتر بگذارید

این روزها بحث تجاری‌سازی در پایتخت ورد زبان‌ها شده است. هرجا که با جمعی می‌نشینی که کمی نسبت به شهرشان حساس هستند، سخن از آسمانخراش‌های غول‌پیکری است که در خیابان‌های 20متری و 15متری در نقاط پرترافیک تهران در حال سربرآوردن هستند.

از میرداماد گرفته تا محسنی، از ستاری تا نیاوران، از ولنجک تا سعیدی و از سعادت‌آباد تا نوبنیاد پاساژهای 10 تا 30-20 طبقه‌یی در حال ساخته‌شدن هستند. تا اینجای کار هیچ مشکلی وجود ندارد. طبیعتا هیچ انسان آزاداندیشی نمی‌تواند با ساخته‌شدن برج‌های بلند و زیبا در شهرهای بزرگ ازجمله پایتخت مخالف باشد. نمونه‌های چنین نوع ساخت‌و‌سازی در متروپل‌های بزرگ دنیا نظیر نیویورک وجود دارد. در نیویورک که قدم می‌زنید، هر خیابان و کوچه‌یی با پهنای 15-10متری پر است از برج‌های تجاری و غیرتجاری 20طبقه به بالا. این ساخت‌و‌سازها البته مخالفان بسیاری دارد. اما چرا با این ساخت‌و‌سازها مخالفت می‌شود؟ مخالفان چند دسته هستند. من طبیعتا با دسته اول که این ساخت‌و‌سازها را مظاهر سرمایه‌داری می‌دانند و از این جهت با آن مخالفت می‌کنند، هم‌نظر نیستم. همچنین با سود هنگفتی که سازندگان این بناها می‌برند هم هیچ مشکلی ندارم. دسته دوم مخالفان، بازاری‌ها و کسبه سنتی هستند که بعضا منافع خود را در تضاد با ساخت‌و‌سازهای مدرن تجاری می‌بینند. ادعای این دسته هم در جهت منافع گروهی خودشان است. این پاساژهای بزرگ خرید را برای مردم تسهیل می‌کنند و لذت خرید مدرن را به مردم می‌دهند. اما دسته دیگری هم هستند که مشکلات پارکینگی این بناهای غول‌پیکر را متذکر می‌شوند. آنها معتقدند که این پاساژهای بزرگ قادر به تامین پارکینگ مناسب نیستند و درنتیجه مشکل پارکینگ دارند و از این جهت به شهر آسیب خواهند رساند و همجواران خود و درنتیجه کل شهر را دچار مشکل خواهند کرد. استدلال این دسته هرچند در مورد برج‌های تجاری ساخته‌شده در شهر تهران کاملا درست است اما برج‌های در دست ساخت معمولا پارکینگ‌های فراخ و بزرگی دارند که تکافوی مشتریان‌شان را نمی‌کند. درنتیجه استدلال این دسته را باید به‌دقت بررسی کرد و شهرداری باید نسبت به توقف و تغییر نقشه آن برج‌های تجاری که چندین‌برابر ظرفیت خود پارکینگ تامین نکرده‌اند، اقدام کند. و اگر این کار را نکند نه‌تنها خلاف کرده که آینده زیست شهری را به‌خطر انداخته است. اما به نظر می‌رسد این پاساژهای بزرگ، ‌مشکل دیگری دارند که قابل حل‌شدن هم نیست و البته عموما از آن غفلت می‌شود. حتی اگر مشکل پارکینگ حل شده باشد، ‌این بناهای غول‌پیکر بدون طرح ترافیکی ساخته شده‌اند. در دنیا برای ساخت مجتمع‌های تجاری که مورد رجوع عموم مردم هستند الزامی است که علاوه بر طرح پارکینگ، طرح ترافیکی نیز تهیه شود. ولی با اهمال شهرداری تهران متاسفانه هیچ‌کدام از این پاساژها طرح ترافیکی ندارند. طرح ترافیکی به آن معناست که هر یک از این پاساژها باید تخمین واقع‌بینانه‌یی از بار ترافیکی جدیدی که آن پاساژ در اطراف خود ایجاد می‌کند و میزان تحمل خیابان‌های اطراف، داشته باشند. از سوی دیگر مسیر دسترسی به پارکینگ باید به‌خوبی مورد مطالعه ترافیکی قرار بگیرد که مشکل ترافیک برای ورود به پارکینگ و درنتیجه سرریز آن به خیابان اصلی به‌وجود نیاید. یا فضای بازی در اطراف وجود داشته باشد که بتوان ترافیک ورود را به آنجا منتقل کرد. شک نکنید که بزرگ‌ترین و معروف‌ترین پاساژهای جدیدا ساخته‌شده یا در دست ساخت به‌علت نداشتن طرح ترافیکی به بزرگ‌ترین معضل ترافیکی در منطقه خودشان تبدیل خواهند شد. هیچ‌کدام از این سازه‌ها، دسترسی آزاد به پارکینگ ندارند. به‌طوری‌که پارکینگ‌شان غالبا در کوچه‌های تنگ فرعی آنهاست که اصلا کشش ترافیکی ندارد. از سوی دیگر خود این سازه‌ها غالبا در خیابان‌هایی واقع شده‌اند که پهنای اندکی دارند و حتی ترمز تاکسی‌ها در مقابل آنها می‌تواند به ترافیکی بزرگ در کل خیابان بدل شود. همچنین متاسفانه به‌واسطه عدم آگاهی و شاید منافع خاصی که در شهرداری تهران وجود داشته است، هیچ‌کدام از این مکان‌های تجاری، فضای باز در اطراف خود ندارند تا بتوانند معضل ترافیکی‌شان را کاهش دهند. در همه موارد، سازه‌ها دقیقا بر خیابان واقع شده‌اند و مکان اختصاصی برای توقف وجود ندارد. از سوی دیگر از آنجایی‌که خطوط مترو ما هنوز به‌خوبی گسترش نیافته، امکان استفاده از حمل‌و‌نقل عمومی برای خرید وجود ندارد و ماشین‌های شخصی تنها راه‌حل هستند. شک نکنید کاری که مجتمع‌های تجاری معروف با اتوبان‌ها کرده‌اند، در ابعادی فاجعه بار در 105پاساژ دیگری که با اهمال و البته اجازه شهرداری تهران در حال ساخته‌شدن هستند یا مجوز ساخت دارند، اتفاق می‌افتد (طبق اطلاعاتی که به من رسیده است، از انتهای سال91 تا سال92، 105پاساژ تجاری بزرگ‌تر از 10طبقه در تهران مجوز گرفته‌اند). با بازگشایی این غول‌های تجاری، راه تنفس ترافیکی تهران بسته می‌شود. آنجاست که بحران در تهران ملی و جهانی می‌شود و دولت مجبور خواهد شد نسبت به تعطیلی، تغییر کاربری یا حتی عدم راه‌اندازی کامل این بناها اقدام کند. اینجاست که باید پرسید؛ آقای شهردار! آینده تهران را به چند تومان فروخته‌اید؟

x