مازاد عرضه نفت تا 2018 ادامه دارد

با کاهش قیمت نفت به کمترین میزان از پنج سال گذشته نگرانی‌ها از آینده این کالای استراتژیک افزایش یافته است. نفت سالی پرمخاطره را پشت سر گذاشت اما سال جدید و به‌طور کلی آینده چه روزهایی را برای طلای سیاه رقم خواهد زد؟

اگر برای یک‌بار به یکی از نمودارهای قیمت نفت نگاه کرده باشیم، قطعا می‌دانیم که این محصول روزهای رنگارنگی را به خود دیده است. روزهای اوج و روزهای فرود. اما برای تحلیلگران بسیار مهم است که بدانند اگر بتوانیم به آینده برویم این روزها را در چه دسته‌یی خواهیم گذاشت؟ اکنون چیزی که اهمیت دارد، این است که در زمان سفر کنیم و آینده را مشاهده کنیم، البته این روزها و با پیشرفت علم دیگر سفر به آینده به دشواری سابق نیست اما فرازونشیب‌ها و نوسانات شدید این روزها علم را نیز به زانو درآورده است. چاد مابری تحلیلگر نفتی «سی‌‌ان‌بی‌سی» راجع به قیمت‌های فعلی می‌گوید که هرچه به سمت نفت 40دلاری پیش برویم، بیشتر می‌شود. مطمئن شد که در کف قیمت‌ها هستیم و بعد از آن به نفت 70دلاری بازمی‌گردیم.» اما باز هم این اطمینان قطعی نیست. به همین دلیل است که مهدی عسلی مدیر امور اوپک و مجامع جاری وزارت نفت می‌گوید: «این روزها دیگر نه‌تنها قیمت بلکه پیش‌بینی عرضه و تقاضا برای آینده نیز دشوار شده است.» اما برای درک بهتر ماجرا باید نگاهی به اقتصاد جهان درسال آینده داشته باشیم، نگاهی که به ما نشان خواهد داد آیا رشد اقتصادی واقعی است و قطعا منجر به افزایش تقاضا برای نفت خواهد شد یا سرنوشتی متفاوت خواهد یافت؟ در این گزارش براساس مقاله دکتر مهدی عسلی مدیرکل امور اوپک وزارت نفت آینده نفت در اقتصاد جهانی را مورد بررسی قرار داده‌ایم. گزارشی که باتوجه به نمودارها و آمارهای جذاب، خواندنی است. مدیرکل امور اوپک و مجامع جاری وزارت نفت می‌گوید: «براساس آمار و ارقام در سه سال گذشته تقریباً قیمت تمام کالاهای مهم اقتصادی چه کالاهای کشاورزی، چه کالاهای بخش انرژی نظیر زغال‌سنگ و چه فلزات اساسی همگی به تدریج کاهش شدیدی داشته‌اند که بیشتر تحت تاثیر بخش تقاضا بوده است.» عسلی ادامه می‌دهد: «اما در مورد نفت این اتفاق نیفتاده است، قیمت نفت تا 6ماه قبل بین 95 تا 110دلار در هر بشکه بوده است، اما چه اتفاقی رخ داده که این قیمت ناگهان سقوط کرد؟» مدیرکل امور اوپک وزارت نفت می‌گوید: «براساس نمودارهای به‌دست آمده قیمت نفت زمانی که شروع به کاهش کرد، شیب کاهشی بیشتر از کاهش قیمت کالاهای دیگر پیدا کرد.» او می‌گوید: «بیشتر کالاهای مهم از سال 2011 مرتباً درحال کاهش بوده‌اند و در پایان قیمت همگی با رشد منفی تغییر کرده‌اند، مخصوصا زغال‌سنگ افت شدید قیمت را تجربه کرده است.» او ادامه می‌دهد: «شاخص‌های نفتی نیز در این روند در کمتر از 6ماه بیش از 60درصد کاهش قیمت را تجربه کردند.» اما سوالی که اکنون بسیار اهمیت دارد، راجع به وضع فعلی نیست، دیگر دیدن نفت 50دلاری این روزها عادی شده و مساله مهم این است که آیا این قیمت سقف قیمت در آینده خواهد بود یا کف؟ آیا آینده نویدگر روزهای بهتری برای نفت است یا تهدیدی جدی‌تر؟ یکی از مهم‌ترین عواملی که در این سوال تعیین‌کننده است، پیش‌بینی‌ها از رشد اقتصادی برای سال 2015 است. اما مهدی عسلی معتقد است، نمی‌شود چندان روی این رشد و تاثیر آن بر افزایش تقاضای نفت حساب باز کرد. او می‌گوید: «رشد اقتصادی که برای سال‌های آینده پیش‌بینی کرده‌اند، بیش از حد واقع بوده است. واقعیت این است که دولت‌های کشورهایی مثل چین و امریکا درسال‌های گذشته تا حد امکان قرض گرفتند تا مانع سقوط اقتصاد کشور خود شوند. در نتیجه باوجود شاخص‌هایی که از رشد اقتصاد درسال آینده حکایت می‌کند، این رشد به‌طور قطعی منجر به تقاضا نخواهد شد چراکه درصدی از این رشد صرف بازپرداخت بدهی‌های این دولت‌ها خواهد شد.» اما در بحث عرضه نفت چه خبر است؟ رشد تولید نفت در کشورهای عضو اوپک و غیراوپک، نشان می‌دهد که سهم تولید غیراوپک بسیار بیشتر از تولید اوپک خواهد بود و بیشتر این میزان نیز متعلق به شیل اویل امریکاست. مهدی عسلی می‌گوید: «در توضیح اینکه چرا باوجود کاهش قیمت کالاهای دیگر، قیمت نفت تا 6ماه گذشته کاهش نیافت و سپس به‌طور ناگهانی سقوط کرد، باید گفت: درحالی که تولید نفت غیرمتعارف در امریکا رو به افزایش بوده است، تولید نفت ایران به‌دلیل تحریم‌ها و تولید نفت لیبی به‌دلیل تنش‌ها و درگیری‌های داخلی کاهش داشته است. به این ترتیب تا چند ماه پیش این دو مورد یکدیگر را خنثی می‌کردند و مانع می‌شدند که عرضه در بازار بیش از تولید شود و توازن بازار از بین برود. وقتی در 6ماه گذشته ایران موفق شد برخی از تحریم‌ها را خنثی کند و از طرفی تقاضای نفت نیز رشد نکرد، به همین خاطر موازنه بازار به هم خورد. براساس آمارها پیش‌بینی می‌شود که مازاد عرضه تا سال 2018 ادامه پیدا کند. وقتی مازاد عرضه داریم و انبارهای نفت پر می‌شوند فشار بسیاری بر قیمت‌ها وارد می‌آید. این را هم مطالعات نظری و هم مطالعات تجربی نشان می‌دهد. او در توضیح وضعیت عرضه در سال آینده اظهار می‌کند: «اگر اوپک همچنان به تولید 30میلیون بشکه در روز خود ادامه دهد ممکن است در سال آینده نزدیک به 2میلیون بشکه مازاد عرضه در بازار نفت داشته باشیم.» او در ادامه می‌گوید: «ما دو شاخص تاثیرگذار در بازار داریم. یکی میزان ذخایر و دیگری میزان تولید. درحال حاضر هم میزان ذخایر اوپک و هم میزان تولید بالاست. همانطور که در جدول‌ها نشان داده می‌شود انبارها پر هستند و ذخایر بالاست. وقتی انبارها خیلی پر باشد، قیمت‌ها سقوط می‌کند. عسلی ادامه می‌دهد: «درحال حاضر هم در بخش عرضه و هم در بخش تقاضا عدم قطعیت وجود دارد؛ به همین خاطر نمی‌توان با قاطعیت گفت که قیمت نفت به کجا منتهی می‌شود. اگر شرایط مثل سال گذشته بود ‌پیش‌بینی قدری ساده‌تر بود اما درحال حاضر که عدم قطعیت از هر دو طرف وجود دارد نمی‌توان پیش‌بینی دقیقی به‌عمل آورد. بازار در شرایط فعلی قیمت نفت تا میزان زیادی به رفتار عربستان بستگی دارد. مدیرکل اموراوپک وزارت نفت می‌گوید: «موسسات مختلف در سال گذشته چندین بار (چهار تا پنج بار) پیش‌بینی خود را از وضع موجود تغییر دادند که این به‌خاطر تغییرات غیرقابل پیش‌بینی بود که در بازار رخ داد. وقتی نوسان در کالایی زیاد است پیش‌بینی آن مشکل است. در ماه‌های گذشته شدت نوسانات قیمت نفت بالا بوده است. این به عدم قطعیت و مشکل بودن پیش‌بینی در این زمینه کمک می‌کند. ممکن است قیمت‌های آتی با قیمت‌های فعلی تفاوتی نداشته باشد. یکی از چیزهایی که باعث می‌شود قیمت نفت واقعا غیرقابل پیش‌بینی شود، تغییر سیاست‌های اقتصاد پولی کشورهای بزرگ است. امریکا، برخی از کشورهای اروپایی و تا قدری نیز چین در سال‌های گذشته به شکلی تهاجمی سیاست انبساط مالی را دنبال کردند تا مبادا بنگاه‌های بزرگ آنها سقوط کند و سهام این بنگاه‌ها را خریدند اما اکنون این سیاست انبساطی کاهش پیدا کرده است.» او در ادامه می‌گوید: «سقوط قیمت هم به‌خاطر عرضه و هم به‌خاطر تقاضا که سهم عرضه در این ماجرا بیشتر بوده، شدت گرفته است. به این ترتیب به این دلایل مختلف عدم قطعیت خیلی زیاد است. بازار مالی نیز در این شرایط اتفاق خوبی به ما نشان نمی‌دهد.» او در پایان تشریح استدلال‌های خود درباره وضع فعلی بازار چنین می‌گوید: «در نهایت قیمت نفت تحت تاثیر ترکیبی از عوامل عرضه و تقاضا بوده است تا آنجا که پیش‌بینی می‌شود 30 تا 40درصد به‌خاطر تقاضا بوده و 60 تا 70درصد سقوط قیمت‌های نفت از جانب عرضه بوده است. کارشناسان قبلا می‌گفتند قیمت‌ها به‌خاطر بحران وی شکل (به شکل Vانگلیسی) پایین آمده و سریع جبران خواهد شد اما اکنون می‌گویند منحنی قیمت‌ها یو شکل (U) است و زمان بیشتری می‌برد تا دوباره بالا بروند. وضع فعلی به شکلی درآمده که نه تنها نمی‌توان قیمت‌ها را پیش‌بینی کرد حتی بازار عرضه و تقاضا هم قابل پیش‌بینی نیست». اکنون چه باید کرد؟ اما قسمت دوم صحبت‌های مدیرکل اموراوپک وزارت نفت به استراتژی‌های موجود در مقابل وضع فعلی بازمی‌گردد. برای کارتلی مانند اوپک که در نهایت بر اجماع استوار است، مواجهه با وضع فعلی پیچیده است. مهدی عسلی می‌گوید: « در وضعیت فعلی چند استراتژی پیش روی اوپک است، استراتژی تهاجمی همان چیزی است که اوپک درحال حاضر انجام می‌دهد و این بدین معناست که اوپک تولید خود را در همین وضعیت نگه دارد تا به این ترتیب تولیدکنندگانی که هزینه تولید بالایی دارند از میدان خارج شوند.» اما عسلی معتقد است: « این استراتژی بسیار پرخطری است و این همان ریسکی است که عربستان درحال حاضر انجام داده است. عربستان و متحدانش اعتقاد دارند این روش تا 6 ماه آینده بر بازار تاثیر خواهد گذاشت اما ما شک داریم و معتقدیم که ممکن است این روش 2 یا 3سال زمان برای به نتیجه رسیدن احتیاج داشته باشد.» او ادامه می‌دهد: «استراتژی دوم کاهش تولید است که با توجه به احتمال از دست رفتن سهم در بازار طرفدار چندانی ندارد و سومین استراتژی افزایش ظرفیت تولید با توسعه صنایع پایین‌دستی است. این روش به این معناست که به‌جای اینکه همه نفت خام تولید شده را صادر کنیم، بخش پایین‌دستی را توسعه بدهیم و افزایش تولید محصولات و فرآورده‌های نفتی را مد نظر قرار دهیم». او در تشریح بیشتر این استدلال چنین می‌گوید: «از بین این سه استراتژی، استراتژی سوم برای ما بیشتر قابلیت اعمال دارد. یعنی ظرفیت تولیدمان را افزایش دهیم اما به‌جای اینکه همه آن را صادرکنیم تنها یک الی یک و نیم میلیون بشکه را صادر کنیم و بقیه را صرف توسعه پایین‌دستی کنیم و صنایع پایین‌دستی را گسترش دهیم. به این ترتیب عرضه را پایین می‌آوریم و وابستگی به نفت خام را نیز کاهش می‌دهیم.» او معتقد است این روش برای ایران نیز بهترین استراتژی است. عسلی می‌گوید: «من این را برای کشور خودمان مطرح کردم. همانطور که در جریان هستید، کشور ما نه‌تنها از منابع نفتی برخوردار است بلکه منابع عظیم گاز نیز در اختیار دارد به این ترتیب رتبه ما در این زمینه خیلی خوب است درحالی که بسیاری از دیگر کشورها هم چنین ظرفیتی ندارند. ثانیا اینکه همانطور که آقای زنگنه مطرح کردند تصمیمات در اوپک بر پایه اجماع صورت می‌گیرد. وادار کردن تمامی کشورها به این امر که به اجماع برسند، خیلی دشوار است. یعنی بعضی از این کشورها به این منابع مالی خیلی نیاز دارند. به‌نظر من ایران جزو کشورهایی است که واقعا می‌تواند خود به تنهایی این کار را بکند. در نتیجه باتوجه به عدم قطعیت در بازار نه‌تنها اوپک بلکه ایران نیز برای کمینه کردن آسیب باید خام‌فروشی را کاهش داده و به توسعه صنایع پایین‌دستی مبادرت ورزد.

x