منظور از میزان تاثیر پذیری از بازار چیست؟

منظور از میزان تاثیر پذیری از بازار چیست؟

میزان تاثیر پذیری از بازار نسبتی از دارایی های فرد است که به یک طبقه از اوراق بهادار، یک صنعت خاص یا یک بازار جغرافیایی گره خورده است.

میزان تاثیر پذیری از بازار معمولاً به صورت درصدی از کل دارایی های سبد سرمایه‌گذاری بیان می شود، به عنوان مثال، مانند زمانی که می‌گوییم 10٪ از یک سبد در بخش نفت و گاز یا 50000 دلار در سهام تسلا سرمایه‌گذاری شده است.

میزان تاثیر پذیری از بازار نشان دهنده مبلغی است که سرمایه گذار ممکن است به دلیل خطرات منحصر به فرد یک سرمایه گذاری یا طبقه دارایی خاص از دست بدهد. این معیار ابزاری است که برای اندازه گیری و متعادل‌سازی ریسک در یک سبد سرمایه گذاری استفاده می شود. تاثیرپذیری بیش از اندازه از یک منطقه خاص ممکن است نشان دهنده نیاز یک سبد سرمایه‌گذاری به توزیع ریسک بیشتر باشد.

نکات کلیدی

میزان تاثیرپذیری از بازار را می توان به روش های مختلفی به زیرگروه‌های مختلف تفکیک کرد تا بینشی در مورد خطرات انواع بازارهای مختلف برای سرمایه گذاران به دست آورد.

اندازه گیری و متعادل سازی میزان تاثیر پذیری از بازار تمام دارایی ها یک سبد متنوع، یکی از جنبه‌های کلیدی مدیریت ریسک کل سرمایه‌گذاری است.

آشنایی با میزان تاثیر پذیری از بازار

میزان تاثیر پذیری از بازار، میزان ریسک و پاداش بالقوه سرمایه گذار را با توجه به تقسیم‌بندی دارایی های یک سبد سرمایه گذاری توصیف می کند. نسبت دارایی‌های سرمایه‌گذاری‌شده در هر طبقه دارایی، بخش بازار، منطقه جغرافیایی، صنعت یا سهام ممکن است برای اندازه‌گیری میزان زیان احتمالی سرمایه‌گذار به دلیل آن دارایی‌های خاص استفاده شود.

میزان تاثیر پذیری از بازار را می‌توان بر اساس عوامل مختلفی از هم تفکیک کرد و انجام این کار به سرمایه‌گذار اجازه می‌دهد تا با متعادل سازی میزان تاثیرپذیری خود از بازارهای مختلف به کمک توزیع دارایی‌های سبد در میان طبقات دارایی‌ها، مناطق جغرافیایی یا صنایع دیگر ریسک‌های مربوط به سرمایه‌گذاری‌های خاص را کاهش دهد. هر چه میزان تاثیرپذیری فرد از بازاری بیشتر باشد، کل ریسک بازاری وی در آن منطقه سرمایه گذاری خاص بیشتر می شود. تمرکز تاثیرپذیری فرد در هر منطقه سرمایه‌گذاری ممکن است در صورت وارد آمدن ضربه شدید به آن منطقه منجر به زیان های بزرگی برای وی شود.

میزان تاثیر پذیری از بازار بر اساس انواع سرمایه گذاری

سرمایه گذاری ها را می توان بر اساس نوع طبقه دارایی دخیل در آن‌ها تقسیم بندی کرد. به عنوان مثال، یک سبد سرمایه‌گذاری ممکن است شامل 20% اوراق قرضه و 80% سهام باشد. بنابراین میزان تاثیرپذیری سرمایه گذار از بازار سهام 80٪ است. در این حالت، نحوه عملکرد سهام بیشتر از نحوه عملکرد اوراق قرضه سود یا ضرری برای این سرمایه‌گذار به همراه خواهد داشت.

میزان تاثیر پذیری از بازار بر اساس منطقه جغرافیایی

سرمایه گذاران هنگام بررسی میزان تاثیرپذیری سبد سرمایه‌گذاری خود از بازارهای مختلف، می توانند دارایی های خود را بر اساس موقعیت جغرافیایی نیز بررسی کند. این فرآیند ممکن است شامل جداسازی سرمایه‌گذاری‌های داخلی از سرمایه‌گذاری‌ها در اقتصادهای خارجی یا تقسیم بیشتر بازارهای خارجی بر اساس منطقه جغرافیایی خاص آنها در جهان یا به‌عنوان بازارهای نوظهور باشد.

برای مثال، یک سرمایه‌گذار می‌تواند سبد سرمایه‌گذاری خاصی داشته باشد که از 50 درصد سهام داخلی و 50 درصد سهام خارجی تشکیل شده است. در صورت تمایل به تفکیک بیشتر میزان تاثیر پذیری از بازار، می‌توان دارایی های خارجی را بیشتر تفکیک کرد تا به عنوان مثال مشخص شود که 30 درصد در بازارهای آسیایی و 20 درصد در بازارهای اروپایی سرمایه‌گذاری شده است. علاوه بر این، می‌توان تخصیص سرمایه در بخش اقتصادهای آسیایی را به صورت 50 درصد به بازارهای توسعه‌یافته و 50 درصد به بازارهای نوظهور انجام داد.

میزان تاثیر پذیری از بازار بر اساس بخش صنعتی

همچنین می توان سرمایه گذاری ها را بر اساس صنعت یا بخش اقتصادی که شرکت های اصلی در آن فعالیت می کنند، تقسیم کرد.

با استفاده از مثال فرضی بالا که در آن میزان تاثیرپذیری سرمایه گذار از بازار سهام 80 درصد بود، ممکن است میزان تاثیرپذیری وی از بازارهای مختلف به صورت زیر باشد: 30 درصد در بخش مراقبت های بهداشتی، 25 درصد در بخش فناوری، 20 درصد در بخش خدمات مالی، 15 درصد در بخش دفاعی و 10 درصد در بخش انرژی. در این حالت، بازده سبد سرمایه‌گذاری بیشتر تحت تأثیر سهام شرکت‌های مراقبت های بهداشتی قرار می گیرد تا سهام شرکت‌های بخش انرژی چرا که تاثیرپذیری سبد وی از تغییرات قیمت سهام شرکت‌های مراقبت‌های بهداشتی بسیار بیشتر از شرکت‌های انرژی است.

تاثیر پذیری از بازار، تنوع‌بخشی و مدیریت ریسک

تاثیرپذیری سبد سرمایه‌گذاری از اوراق بهادار، بازارها یا بخش‌های خاص باید هنگام تخصیص کلی دارایی‌های آن در نظر گرفته شود، زیرا تنوع‌بخشی به دارایی‌ها می‌تواند تا حد زیادی بازده را افزایش دهد و در عین حال زیان را نیز به حداقل برساند. به عنوان مثال، سبدی که متشکل از سهام و اوراق قرضه است که بازار هر دو دارایی تاثیر می‌پذیرد، معمولاً نسبت به سبدی که تنها از بازار سهام تاثیر می‌پذیرد، ریسک کمتری دارد. به عبارت دیگر، تنوع‌بخشی به این روش ریسک های ناشی از تاثیر پذیری از بازار را کاهش می دهد.

این امر برای تخصیص دارایی ها در طبقات دارایی یا صنایع مختلف نیز صادق می شود. با استفاده از مثال فوق، اگر سرمایه‌گذار بخواهد به دلیل تغییرات عمده در صنعت که از مقررات جدید فدرال ناشی شده‌اند، میزان تاثیرپذیری بالای خود از بازار مراقبت‌های بهداشتی را کاهش دهد، فروش 50 درصد از آن دارایی‌ها میزان تاثیرپذیری وی از آن بازار را به 15 درصد کاهش می‌دهد.

x