منظور از مالیات بر فروش چیست؟
مالیات بر فروش متعارف یا خرده فروشی فقط از کاربر نهایی یک کالا یا خدمات دریافت می شود.
اگر کسبوکاری رابطهای در یک حوزه خاص داشته باشد که ممکن است یک فروشگاه فیزیکی، یک کارمند، یک شرکت وابسته یا هر نوع حضور دیگری باشد بسته به قوانین آن حوزه قضایی، بایستی مالیات فروش در آن حوزه قضایی خاص را پرداخت کند.
آشنایی با مالیات بر فروش
از آنجا که اکثر کالاها در اقتصادهای مدرن از چندین مرحله تولید عبور می کنند که اغلب هریک از آنها را نهادهای متفاوتی انجام میدهد، برای مشخص کردن اینکه چه کسی در نهایت مسئول پرداخت مالیات بر فروش است به ثبت اطلاعات زیادی نیاز است. به عنوان مثال، فرض کنید پرورش دهنده گوسفند پشم گوسفندان را به یک شرکت تولید کننده نخ می فروشد. این شرکت تولیدکننده نخ برای اجتناب از پرداخت مالیات فروش بایستی گواهی فروش مجددی از دولت دریافت کند که نشان میدهد این شرکت کاربر نهایی نیست. سپس تولیدکننده نخ، محصول خود را به یک تولیدکننده پوشاک میفروشد که این شرکت نیز باید گواهی فروش مجدد دریافت کند. در نهایت، تولیدکننده پوشاک، جورابهای پشمی را به یک فروشگاه خردهفروشی میفروشد که مالیات فروش را به همراه قیمت جورابهای مذکور از مشتری دریافت میکند.
حوزههای قضایی مختلف مالیاتهای فروش متفاوتی را دریافت میکنند که این مالیاتها اغلب با هم تداخل دارند مانند زمانی که ایالتها، شهرستانها و شهرداریها هر کدام مالیات فروش خاص خود را وضع میکنند. مالیات بر فروش ارتباط نزدیکی با مالیات مصرف دارد که از ساکنان مناطقی اخذ می شود که اقلامی را از خارج از حوزه قضایی خود خریداری کرده اند. این مالیاتها عموماً با همان نرخ مالیات بر فروش اخذ می شوند، اما اعمال این مالیاتها دشوار است، به این معنی که در عمل فقط برای خریدهای بزرگ کالاهای ملموس قابل اعمال هستند. به عنوان مثال می توان به یک فرد ساکن ایالت جورجیا که خودرویی را در ایالت فلوریدا خریداری کرده است، اشاره کرد. این فرد بایستی مالیات فروش محلی خود را بپردازد، درست مانند آنکه این خودرو را در ایالت محل سکونت خود خریداری کرده باشد.
رابطه
اینکه کسبوکاری به دولت خاصی مالیات فروش بدهکار است یا خیر، بستگی به نحوه تعریف رابطه در این دولت دارد. رابطه به طور کلی به صورت حضور فیزیکی تعریف می شود، اما این «حضور» به داشتن یک دفتر یا یک انبار در حوزه مربوطه محدود نمیشود. حضور یک کارمند در یک ایالت ممکن است به عنوان رابطه به حساب آید و وجود یک شرکت وابسته مانند یک تارنمای شریک که ترافیک اینترنتی خود را در ازای سهمی از سود این کسبوکار به صفحه تارنمای آن هدایت می کند نیز به همان شکل ممکن است در تعریف رابطه صدق کند. این وضعیت نمونه ای از تنش بین تجارت الکترونیک و مالیات بر فروش است. به عنوان مثال، ایالت نیویورک «قوانین آمازون» را تصویب کرده است که خرده فروشان اینترنتی مانندAmazon.com Inc. (AMZN) را ملزم میسازد علیرغم عدم حضور فیزیکی در این ایالت مالیات بر فروش به آن پرداخت کنند.
مالیات غیر مستقیم
به طور کلی مالیات بر فروش به صورت درصدی از قیمت کالای فروخته شده محاسبه میشود. به عنوان مثال، مالیات بر فروش یک ایالت ممکن است 4٪، یک شهرستان 2٪ و یک شهر 1.5٪ باشد، به طوری که ساکنان آن شهر در کل بایستی 7.5٪ مالیات بر فروش پرداخت کنند. با این حال، اغلب برخی از اقلام مانند مواد غذایی از پرداخت این مالیات به طور کلی معاف هستند یا در صورتی که مبلغ خرید آنها کمتر از آستانه مشخصی باشد معاف از مالیات شناخته میشوند مانند خرید لباس به مبلغی کمتر از 200 دلار. در عین حال، برخی از محصولات دارای مالیات خاصی هستند که به عنوان مالیات غیر مستقیم شناخته می شود. «مالیات بر گناه» نوعی مالیات غیر مستقیم است مانند مالیات غیر مستقیم محلی 1.50 دلاری در شهر نیویورک برای هر بسته سیگار 20 نخی علاوه بر مالیات غیر مستقیم ایالتی 4.35 دلاری برای همان بسته سیگار.
مالیات بر ارزش افزوده
ایالات متحده یکی از معدود کشورهای توسعه یافته ای است که در آن همچنان از مالیات بر فروش متعارف استفاده میشود (توجه داشته باشید که به جز برخی موارد استثنای نادر، این دولت فدرال نیست که مالیات بر فروش را دریافت می کند، بلکه ایالت ها هستند که چنین مالیاتی را اخذ میکنند). در بیشتر کشورهای توسعه یافته، طرحهای مالیات بر ارزش افزوده (VAT) اتخاذ شده است. در این طرحها، درصدی از ارزش افزوده در هر سطح از تولید کالا دریافت میشود. در مثال جوراب پشمی بالا، سازنده نخ درصدی از تفاوت بین آنچه که برای فروش نخ دریافت میکند و مبلغی که برای خرید پشم میپردازد را به عنوان مالیات پرداخت میکند. به طور مشابه، تولیدکننده پوشاک نیز درصد یکسانی از تفاوت بین مبلغی که برای فروش جوراب دریافت میکند و مبلغی که برای نخ میپردازد را به عنوان مالیات پرداخت میکند. به عبارت دیگر؛ این مالیات بر سود ناخالص شرکت اعمال میشود و نه فقط برای کاربر نهایی.

عدم استفاده از مالیات بر ارزش افزوده در نظام مالیات ایالات متحده به معنای آن است که نرخ مالیات بر ارزش کالاها و حاشیه سود هر مرحله از فرآیند تولید اعمال می شود. این مسئله به شکل مبلغ بالاتر کل مالیات پرداختی تعبیر میشود که به شکل هزینه های بالاتر کالاها و خدمات به مصرف کننده نهایی منتقل میشود.




