مثقال طلا
کیان.
x
منطه
۰۸ / ارديبهشت / ۱۴۰۲ ۱۵:۵۱

منظور از کالای عمومی چیست؟

منظور از کالای عمومی چیست؟

کالاهای عمومی کالاها یا خدماتی هستند که برای همه افراد جامعه منفعت دارند و اغلب از طریق مالیات عمومی به صورت رایگان ارائه می شوند.

کد خبر: ۷۱۳۵۳۲

​به طور معمول، این خدمات توسط دولت ها اداره می شود و هزینه آن‌ها به طور جمعی از طریق مالیات پرداخت می شود.

نمونه هایی از کالاهای عمومی شامل اجرای قانون، دفاع ملی و حاکمیت قانون است. کالاهای عمومی هم‌چنین به کالاهای اساسی تری مانند دسترسی به هوای پاک و آب آشامیدنی اشاره دارد.

نکات کلیدی

کالاهای عمومی نقطه مقابل کالاهای خصوصی هستند که ذاتاً کمیاب به حساب می‌آیند و هزینه آن‌ها به طور جداگانه توسط افراد پرداخت می شود.

جوامع در مورد اینکه کدام کالاها باید جزئی از کالاهای عمومی در نظر گرفته شوند، اختلاف نظر خواهند داشت. این تفاوت ها اغلب در اولویت های مخارج دولت کشورها منعکس می شود.

نحوه عملکرد کالاهای عمومی

دو معیار اصلی که یک کالای عمومی را مشخص می‌سازند عبارتند از اینکه باید غیررقابتی باشند و محروم‌کردنی نباشند. غیر رقابتی به این معنی است که با مصرف بیشتر مردم از این کالاها عرضه آن‌ها کاسته نمی‌شوند. محروم‌نکردنی به این معنی است که کالا در دسترس همه شهروندان قرار داشته باشد.

یکی از موضوعات مهمی که در مورد کالاهای عمومی مطرح می‌شود، مشکل سواری آزاد نامیده می شود. از آنجایی که کالاهای عمومی در دسترس همه مردم قرار می گیرد – صرف نظر از اینکه هر فرد به صورت جداگانه برای آن هزینه پرداخت کرده باشد یا خیر – این امکان برای برخی از اعضای جامعه ایجاد می‌شود که علیرغم امتناع از پرداخت هزینه آن‌ها، از این کالاها استفاده کنند.

به عنوان مثال، افرادی که مالیات نمی پردازند، اساساً از درآمدهایی که توسط مالیات‌دهندگان تامین می‌شوند، «سواری رایگان» می گیرند، مانند افرادی که از بالای درب‌های شیشه‌ای مترو و بدون ارائه بلیط وارد مترو می‌شوند.

نقطه مقابل کالای عمومی، کالای خصوصی است که هم محروم‌کردنی و هم رقابتی است. این کالاها را در هر زمان فقط یک نفر می تواند استفاده کند- به عنوان مثال، حلقه ازدواج. در برخی موارد، حتی ممکن است این کالاها در هنگام استفاده از بین بروند، مانند زمانی که یک تکه پیتزا خورده می شود.

کالاهای خصوصی عموماً هزینه دارند و این مبلغ برای استفاده خصوصی از آن پرداخت می شود. بیشتر کالاها و خدماتی که ما در زندگی روزمره مصرف یا از آنها استفاده می کنیم، کالاهای خصوصی هستند. اگرچه آنها مشمول مشکل سواری رایگان نیستند، اما برای همه افراد نیز در دسترس نیستند، زیرا همه افراد توانایی خرید آن‌ها را ندارند.

در برخی موارد، کالاهای عمومی کاملاً غیر رقابتی و محروم‌نکردنی نیستند. به عنوان مثال، اداره پست می تواند به عنوان یک کالای عمومی در نظر گرفته شود، زیرا توسط بخش بزرگی از افراد جامعه استفاده می شود و هزینه آن نیز توسط مالیات دهندگان تامین مالی می شود. با این حال، استفاده از اداره پست برخلاف هوایی که تنفس می کنیم، مستلزم پرداخت برخی هزینه های اسمی مانند پرداخت هزینه پست است. به طور مشابه، برخی از کالاها به عنوان کالاهای «شبه عمومی» توصیف می‌شوند، زیرا اگرچه در دسترس همگان قرار می‌گیرند اما با استفاده بیشتر افراد از آن‌ها ارزش آن‌ها کاسته می‌شود. برای مثال، شبکه جاده‌ای یک کشور ممکن است برای همه شهروندانش در دسترس باشد، اما زمانی که در ساعات شلوغی پرازدحام می‌شوند ارزش آن‌ها کاهش می‌یابد.

نمونه ای از کالاهای عمومی

هر کشوری تصمیمات متفاوتی را در مورد اینکه کدام کالاها و خدمات باید به عنوان کالاهای عمومی در نظر گرفته شوند، اتخاذ می‌کند و این مسئله اغلب در بودجه ملی آنها منعکس می شود. به عنوان مثال، بسیاری از افراد استدلال می کنند که دفاع ملی یک کالای عمومی مهم است زیرا امنیت کشور به نفع همه شهروندان است.

برای این منظور، بسیاری از کشورها با استفاده از درآمد حاصل از مالیات عمومی سرمایه گذاری هنگفتی در ارتش خود، تامین مالی نگهداری ارتش، خرید تسلیحات، و تحقیق و توسعه (R&D) می کنند. به عنوان مثال، در ایالات متحده، کل هزینه های وزارت دفاع (DOD) در سال 2019 نزدیک به 700 میلیارد دلار بود.

برخی از کشورها هم‌چنین خدمات اجتماعی خاصی مانند مراقبت های بهداشتی و آموزش عمومی را نیز به عنوان نوعی کالای عمومی می دانند. به عنوان مثال، برخی از کشورها از جمله کانادا، مکزیک، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، اسرائیل و چین، مراقبت های بهداشتی را با بودجه حاصل از مالیات دهندگان به شهروندان خود ارائه می دهند.

به طور مشابه، سرمایه‌گذاری‌های دولتی در آموزش عمومی نیز در دهه‌های اخیر به شدت رشد کرده است. بر اساس تخمین‌های نشریه «دنیای ما در داده‌ها»، سهمی از جمعیت جهان که از آموزش رسمی بهره‌مند شده‌اند، بین سال‌های 1950 تا 2010 از حدود 50 درصد به بیش از 80 درصد افزایش یافته است.

طرفداران این نوع مخارج دولتی برای کالاهای عمومی استدلال می کنند که مزایای اقتصادی و اجتماعی آن‌ها به طور قابل توجهی بیشتر از هزینه های آن‌ها است و به نتایجی مانند بهبود مشارکت نیروی کار، افزایش سطح مهارت صنایع داخلی و کاهش نرخ فقر در میان مدت و بلندمدت به عنوان دستاوردهای این مخارج اشاره می کنند.

منتقدان این نوع هزینه‌ها استدلال می‌کنند که این مخارج ممکن است بار سنگینی را بر مالیات دهندگان تحمیل کند و کالاهای مورد بحث را می‌توان از طریق بخش خصوصی با کارایی بیشتری تهیه کرد.

ارسال نظرات