مدیریت پروژه چیست؟ انواع آن (آبشاری + چابک + ناب)

مدیریت پروژه چیست؟ انواع آن (آبشاری + چابک + ناب)

مدیریت پروژه در ابتدایی‌ترین سطوح، شامل برنامه ریزی، شروع، اجرا، پایش و اختتام یک پروژه می‌شود.

​این فرآیند می تواند شامل یک پروژه یک‌باره یا یک فعالیت مداوم باشد و منابع مدیریت شده شامل کارکنان، امور مالی، فناوری و مالکیت معنوی می‌شوند.

مدیری پروژه اغلب با زمینه‌هایی در حوزه‌های مهندسی و ساخت‌وساز و اخیرا، مراقبت‌های بهداشتی و فناوری اطلاعات (IT) مرتبط است، که معمولاً دارای مجموعه‌ای پیچیده از اجزای مختلف هستند که برای ایجاد یک محصول کارآمد باید به روش تعیین شده تکمیل و مونتاژ شوند.

مهم نیست که صنعت چه باشد، مدیر پروژه تقریباً شغل یکسانی دارد: کمک به تعریف اهداف و مقاصد پروژه و تعیین زمان و افراد مسئول تکمیل اجزای مختلف پروژه. آنها همچنین معیارهای کنترل کیفیی را ایجاد می کنند تا اطمینان حاصل شود که اجزای تکمیل شده با استانداردهای خاصی مطابقت دارند.

نکات کلیدی

. انواع مختلفی از روش ها و تکنیک های مدیریت پروژه وجود دارند از جمله متعارف، آبشاری، چابک و ناب.

مدیریت پروژه در سراسر صنایع مختلف استفاده می شود و بخش مهمی در موفقیت شرکت های ساختمانی، مهندسی و فناوری اطلاعات است.

آشنایی با مدیریت پروژه

به طور کلی، فرآیند مدیریت پروژه شامل مراحل زیر می‌شود: برنامه ریزی، شروع، اجرا، پایش و اختتام. هر پروژه‌ای از ابتدا تا انتها، به برنامه ای نیاز دارد که مشخص کند کارها چگونه شروع می شوند، اجزا چگونه ساخته می شوند و پروژه چگونه به پایان می رسد. برای مثال، در معماری، طرح معماری ابتدا با یک ایده شروع می‌شود که سپس به سمت نقشه‌کشی می‌رود و در نهایت به چاپ نقشه ساخت ساختمان می‌رسد در حالی که هزاران اجزای کوچک بین هر مرحله کنار هم قرار می‌گیرند. معمار تنها یک نفر است که یک تکه از پازل را ارائه می دهد. مدیر پروژه همه آن‌ها را کنار هم قرار می‌دهد.

هر پروژه معمولاً یک بودجه و یک بازه زمانی مشخص دارد. مدیر پروژه همه چیز را به آرامی، به موقع و بر اساس بودجه پیش می برد. این مسئله بدان معناست که وقتی بازه زمانی برنامه ریزی شده به پایان خود نزدیک می‌شود، ممکن است مدیر پروژه تمام اعضای تیم را که روی پروژه کار می کنند برای اضافه‌کاری نگه دارد تا پروزه طبق برنامه به پایان برسد.

انواع مدیریت پروژه

انواع مختلفی از روش‌های مدیریت پروژه برای رفع نیازهای خاص صنایع مشخص یا انواع خاص پروژه ها توسعه یافته اند. این روش‌ها شامل موارد زیر هستند:

مدیریت پروژه آبشاری

این روش شبیه به مدیریت پروژه متعارف است با این تفاوت ظریف که هر کار باید قبل از شروع کار بعدی تکمیل شود. در این روش، پله های تکمیل پروژه خطی هستند و پیشرفت در یک جهت جریان دارد – مانند یک آبشار. به همین دلیل، در این نوع مدیریت پروژه توجه به توالی وظایف و جدول زمانی بسیار مهم است. اغلب، با تکمیل وظایف کوچکتر و شروع کارهای بزرگتر، اندازه تیمی که روی پروژه کار می کند، بزرگ‌تر می‌شود.

مدیریت پروژه چابک

صنعت نرم افزار کامپیوتر یکی از اولین صنایعی بود که از این روش استفاده کرد. مدیریت پروژه چابک که مبنای آن 12 اصل اصلی بیانیه مدیریت چابک هستند، فرآیندی تکراری است که بر پایش مستمر و بهبود دستاوردها متمرکز است. در اصل، نتایج با کیفیت بالا نتیجه ارائه ارزش به مشتری، تعاملات تیمی و انطباق با شرایط فعلی تجاری است.

مدیریت پروژه چابک از رویکرد مرحله به مرحله و متوالی پیروی نمی کند. در عوض، مراحل پروژه به موازات یکدیگر و توسط اعضای مختلف تیم در یک سازمان تکمیل می شوند. این رویکرد می‌تواند خطاها را بدون نیاز به راه‌اندازی مجدد کل فرآیند پیدا و اصلاح کند.

مدیریت پروژه ناب

تمرکز اصلی این روش بر اجتناب از اتلاف زمان و منابع است. اصول این روش از رویه های تولید ژاپنی به دست آمده است. ایده اصلی در پس آنها ایجاد ارزش بیشتر برای مشتریان با صرف منابع کمتر است.

روش ها و انواع مدیریت پروژه بسیار بیشتر از آنچه که در اینجا ذکر شده است وجود دارند، اما این نمونه‌ها برخی از رایج ترین آنها هستند. نوع مدیریت پروژه استفاده شده به ترجیح مدیر پروژه یا شرکتی که پروژه آن در حال مدیریت است بستگی دارد.

نمونه ای از مدیریت پروژه

فرض کنید مدیر پروژه‌ای وظیفه دارد تیمی را برای توسعه محصولات نرم افزاری رهبری کند. آنها کار خود را با شناسایی محدوده پروژه شروع می کنند. سپس وظایفی را به تیم پروژه محول می کنند که می تواند شامل توسعه دهندگان، مهندسان، نویسندگان فنی و متخصصان تضمین کیفیت باشد. مدیر پروژه یک برنامه زمانی ایجاد و ضرب الاجلی را تعیین می کند.

اغلب، مدیر پروژه از نمایش‌های بصری گردش کار مانند نمودارهای گانت یا نمودارهای PERT استفاده می‌کند تا مشخص سازد که کدام وظایف باید توسط کدام بخش تکمیل شود. آنها بودجه ای را تعیین می کنند که شامل بودجه کافی برای حفظ پروژه در چارچوب بودجه تعیین شده حتی در مواجهه با موارد غیرمنتظره می شود. مدیر پروژه همچنین اطمینان‌خاطر پیدا می‌کند که تیم ساخت پروژه منابع مورد نیاز برای ساخت، آزمایش و استقرار یک محصول نرم افزاری را در اختیار دارد.

زمانی که یک شرکت بزرگ فناوری اطلاعات مانند سیسکو سیستمز، شرکت‌های کوچک‌تری را تصاحب می‌کند، وظیفه کلیدی مدیر پروژه این خواهد بود که اعضای تیم پروژه با پیشینه‌های مختلف را در یک تیم ادغام کند و برای رسیدن به هدف نهایی حس داشتن هدف گروهی را در آن‌ها القا کند. ممکن است مدیران پروژه خود از دانش فنی در این زمینه برخوردار باشند، اما وظیفه مهم در نظر گرفتن چشم اندازهای سطح بالای شرکت و ارائه نتایج ملموس در زمان و بودجه را نیز بر عهده دارند.

x