مثقال طلا
کیان.
x
بلو
منطه
۱۷ / ارديبهشت / ۱۴۰۲ ۱۶:۴۴

منظور از اقتصاد کینزی جدید چیست؟

منظور از اقتصاد کینزی جدید چیست؟

اقتصاد کینزی جدید پیچشی مدرن در دکترین اقتصاد کلان است که از اصول کلاسیک اقتصاد کینزی تکامل یافته است.

کد خبر: ۷۱۲۹۰۲

طرفداران دیدگاه کینزی جدید معتقدند که قیمت ها و دستمزدها «چسبندگی» دارند، به این معنی که آنها به طور آهسته‌تری با نوسانات اقتصادی کوتاه مدت تطبیق می یابند. این چسبندگی به نوبه خود، عوامل اقتصادی خاصی مانند بیکاری غیر ارادی و تأثیر سیاست های پولی فدرال را توضیح می دهد.

نکات کلیدی

اقتصاددانان طرفدار این دیدگاه استدلال کردند که قیمت‌ها و دستمزدها «چسبنده» هستند و باعث می‌شوند که بیکاری غیرارادی و سیاست‌های پولی تأثیر بزرگی بر اقتصاد بگذارند.

این طرز تفکر از دهه 1990 تا بحران مالی 2008 به نیروی غالب در اقتصاد کلان دانشگاهی تبدیل شد.

آشنایی با اقتصاد کینزی جدید

ایده جان مینارد کینز اقتصاددان بریتانیایی پس از رکود بزرگ، مبنی بر اینکه افزایش مخارج دولت و اخذ مالیات‌های پایین‌تر می‌تواند به تحریک تقاضا و خروج اقتصاد جهانی از رکود منجر شود، به تفکر غالب اقتصادی در قرن بیستم تبدیل شد. این دیدگاه در سال 1978 با انتشار پس از اقتصاد کینزی به آرامی شروع به تغییر کرد.

در این مقاله، اقتصاددانان کلاسیک جدید رابرت لوکاس و توماس سارجنت اشاره کردند که رکود تورمی تجربه شده در طول دهه 1970 با مدل های سنتی کینزی ناسازگار بود.

لوکاس، سارجنت و دیگران به دنبال این بودند که نظریه اصلی کینز را با اضافه کردن مبانی اقتصاد خرد به آن توسعه دهد. آنها گفتند که صلبیت قیمت‍ها و دستمزدها دو حوزه اصلی اقتصاد خرد هستند که ممکن است تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد کلان داشته باشد. این مفاهیم با ادغام با نظریه اجتماعی مدل های مطلقا نظری کینزگرایی کلاسیک را نفی کرد.

مهم

اقتصاد کینزی جدید از دهه 1990 تا بحران مالی 2008 به نیروی غالب در اقتصاد کلان دانشگاهی تبدیل شد.

نظریه کینزی جدید تلاش کرد تا علاوه‌بر موضوعات دیگر واکنش کند قیمت‌ها به نوسانات و علت این واکنش با تاخیر و اینکه ناکارآمدی‌های بازار به چه نحوی ممکن است به شکست بازارها منجر شوند و مداخله دولت در اقتصاد را توجیه کنند، بررسی کند. مزایای مداخله دولت همچنان محل بحث است. اقتصاددانان کینزی جدید از سیاست پولی انبساطی را دفاع و استدلال کردند که افزایش مخارج از طریق ایجاد کسری بودجه به جای افزایش تقاضا یا رشد اقتصادی، پس‌انداز را تشویق می‌کند.

نقد اقتصاد کینزی جدید

اقتصاد کینزی جدید در برخی از محافل با انتقاد مواجه شده است زیرا نتوانست وقوع کسادی بزرگ را ببیند و دوره رکود سکولار پس از آن را نمی‌تواند به طور دقیق توضیح دهد.

هدف اصلی این دکترین اقتصادی توضیح این مسئله است که چرا تغییرات سطوح کلی قیمت ها «چسبنده» هستند. در اقتصاد کلان کلاسیک جدید، شرکت‌های رقابتی قیمت‌پذیر، تصمیم می‌گیرند که چه مقدار محصول تولید کنند اما قدرت تعیین قیمت آن را ندارند، در حالی که در اقتصاد کینزی جدید، شرکت‌های دارای قدرت رقابت انحصاری قیمت‌های خود را تعیین می‌کنند و سطح فروش را به عنوان یک محدودیت می‌پذیرند.

در دیدگاه اقتصاد کینزی جدید، دو استدلال اصلی تلاش می‌کنند به این سوال پاسخ دهند که چرا قیمت‌های کل نمی‌توانند از سیر تحول اسمی تولید ناخالص ملی (GNP) تقلید کنند. اساساً، تحت هر دو رویکرد اقتصاد کلان، فرض می‌شود که عوامل اقتصادی، خانوارها و شرکت‌ها انتظارات منطقی دارند.

با این حال، اقتصاد کینزی جدید معتقد است که انتظارات منطقی به دلیل شکست بازار به دلیل اطلاعات نامتقارن و رقابت ناقص مختلف می‌شوند. از آنجایی که فعالان اقتصادی نمی توانند از دامنه کاملی واقعیت اقتصادی اطلاع داشته باشند، اطلاعات آنها محدود خواهد بود. در این حالت دلیل، چندانی برای این باور وجود نخواهد داشت که سایر عوامل اقتصادی قیمت های خود را تغییر خواهند داد و در نتیجه انتظارات افراد بدون تغییر باقی می‌ماند. به این ترتیب، انتظارات یکی از عناصر حیاتی در تعیین قیمت‌ها هستند. همانطور که انتظارات افراد بدون تغییر باقی می مانند، قیمت‌ها نیز تغییر نخواهند کرد که این وضعیت منجر به صلبیت قیمت می شود.

 

ارسال نظرات