منظور از مخاطره اخلاقی چیست؟
مخاطره اخلاقی معمولا زمانی ممکن است وجود داشته باشد که یک طرف قرارداد بتواند ریسکهایی را بدون الزام به تحمل پیامدهای احتمالی آنها بپذیرد.
علاوه بر این، مخاطره اخلاقی همچنین ممکن است به این معنی باشد که طرف مقابل انگیزه دارد که در تلاشی ناامیدانه برای کسب سود پیش از تسویه قرارداد، ریسکهای غیرمعمول را بپذیرد. خطرات اخلاقی ممکن است در هر زمانی که دو طرف با یکدیگر توافق میکنند وجود داشته باشند. هر یک از طرفین قرارداد ممکن است این فرصت را داشته باشد که با اقدام بر خلاف اصول مندرج در توافق، سودی برای خود کسب کند.
هر زمان که طرف قرارداد مجبور به تحمل پیامدهای احتمالی مخاطره توافق نباشد، احتمال مخاطره اخلاقی افزایش مییابد.
نکات کلیدی
مخاطره اخلاقی در صنایع وام و بیمه رایج است اما می تواند در روابط کارمند و کارفرما نیز وجود داشته باشد.
تا قبل از بحران مالی سال 2008، تمایل برخی از صاحبان خانه به کنارهگیری از پرداخت وام مسکن خود یک مخاطره اخلاقی پیشبینی نشده بود.
آشنایی با مخاطره اخلاقی
مخاطره اخلاقی زمانی رخ می دهد که یکی از طرفین معامله فرصتی برای پذیرش خطرات اضافی داشته باشد که بر طرف دیگر تأثیر منفی می گذارند. در این حالت تصمیمگیری نه بر اساس آن چیزی که درست تلقی میشود، بلکه بر اساس آن چیزی که بالاترین سود را فراهم می کند انجام میشود، از این رو در هنگام اشاره به این نوع خطرات به اخلاق اشاره می شود. این وضعیت می تواند در مورد فعالیت های صنعت مالی مانند قرارداد بین وام گیرنده یا وام دهنده و همچنین صنعت بیمه صادق باشد. به عنوان مثال، هنگامی که صاحب ملکی ملک خود را بیمه میکند، قرارداد بیمه بر اساس این ایده تنظیم میشود که مالک ملک از موقعیت هایی که ممکن است به ملک وی آسیب برساند اجتناب میکند. این مخاطره اخلاقی وجود دارد که مالک ملک ممکن است به دلیل دسترسی به بیمه تمایل کمتری به حفاظت از ملک خود داشته باشد، زیرا خسارت پرداختی از سوی شرکت بیمه باری را وقوع فاجعه ممکن است بر دوش وی قرار دهد کاهش میدهد.
مخاطره اخلاقی می تواند در روابط کارفرما و کارمند نیز وجود داشته باشد. اگر کارمندی خودروی شرکتی در اختیار داشته باشد که مجبور نیست هزینه تعمیر یا نگهداری آن را بپردازد، ممکن است احتیاط کمتری به خرج دهد و ریسکهای بیشتری را هنگام استفاده از این خودرو بپذیرد.
مهم
زمانی که مخاطرات اخلاقی در سرمایه گذاری منجر به بحران مالی می شود، اغلب تقاضا برای مقررات سختگیرانه تر دولتی افزایش می یابد.
نمونه ای از مخاطره اخلاقی
قبل از بحران مالی سال 2008 یعنی زمانی که حباب مسکن تخلیه شد، برخی از اقدامات وام دهندگان می توانست به عنوان مخاطره اخلاقی شناخته شود. به عنوان مثال، ممکن بود یک موسسه وام دهنده اصلی کارگزار وام مسکن خود را با ارائه مشوق هایی مانند حق کمیسیون، تشویق کند که بدون توجه به تمکن مالی وام گیرندگان تا آنجا که ممکن است به آنها وام پرداخت کند. از آنجایی که قرار بود این وامها به سرمایهگذاران فروخته شود، ریسک از مؤسسه وامدهنده دور میشد، بدین ترتیب کارگزار وام مسکن و وامدهنده اصلی از افزایش ریسک سود مالی کسب کردند در حالی که بار ریسک فوقالذکر در نهایت بر دوش سرمایهگذاران قرار میگرفت.
وام گیرندگانی که در بازپرداخت وام مسکن خود با مشکل مواجه میشدند نیز هنگام تصمیم گیری برای انجام تعهدات مالی خود یا کنار گیری از وام هایی که بازپرداخت آنها دشوارتر میشد، با خطرات اخلاقی روبرو میشدند. با کاهش ارزش املاک، وام گیرندگان از پرداخت وامهای مسکن خود بیشتر ضرر میکردند. ارزش خانه ها کمتر از مبلغ بدهی وام های مسکن شده بود. در این شرایط، برخی از صاحبان خانه ممکن بود این وضعیت را انگیزه ای برای کنارهگیری از وام مسکن خود تلقی کرده باشند، زیرا با رها کردن ملک بار مالی آنها کاهش می یافت.