بهره وری نیروی کار چیست و سیاست های بهبود آن کدام اند؟
به بیان دقیقتر، این معیار میزان تولید ناخالص داخلی واقعی (GDP) تولید شده در هر ساعت کار را مشخص میساز
رشد بهره وری نیروی کار به سه عامل اصلی بستگی دارد: پس انداز و سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی، فناوری جدید و سرمایه انسانی.
نکات کلیدی
بهره وری نیروی کار تولید در هر ساعت کار را اندازه گیری می کند.
بهره وری نیروی کار عمدتاً توسط سرمایه گذاری در ابزارهای سرمایهای، پیشرفت فناوری و توسعه سرمایه انسانی هدایت می شود.
کسب و کارها و دولت می توانند با سرمایه گذاری مستقیم یا ایجاد انگیزه برای ارتقای فناوری و افزایش سرمایه انسانی یا فیزیکی، بهره وری نیروی کار را افزایش دهند.
درک بهره وری نیروی کار
بهره وری نیروی کار، که به عنوان بهره وری نیروی انسانی نیز شناخته می شود، به عنوان بازده اقتصادی واقعی هر ساعت کار تعریف می شود. رشد بهره وری نیروی کار با تغییر بازده اقتصادی هر ساعت کار در یک دوره معین اندازه گیری می شود. بهره وری نیروی کار را نباید با بهره وری کارکنان که معیاری برای سنجش بازده کارگران یک شرکت است، اشتباه گرفت.
نحوه محاسبه بهره وری نیروی کار
برای محاسبه بهره وری نیروی کار یک کشور، باید کل تولید آن کشور را بر تعداد کل ساعات کار تقسیم کرد.
به عنوان مثال، فرض کنید تولید ناخالص داخلی واقعی یک اقتصاد 10 تریلیون دلار و کل ساعت کار در کشور 300 میلیارد ساعت باشد. بهره وری نیروی کار 10 تریلیون دلار تقسیم بر 300 میلیارد ساعت خواهد بود که برابر با 33 دلار در هر ساعت کار میشود. اگر تولید ناخالص واقعی همان اقتصاد در سال آینده به 20 تریلیون دلار و ساعات کار آن به 350 میلیارد ساعت افزایش یابد، رشد اقتصادی در بهره وری نیروی کار 72 درصد خواهد بود.
عدد رشد اقتصادی از تقسیم تولید ناخالص داخلی واقعی جدید یعنی 57 دلار بر تولید ناخالص داخلی واقعی قبلی یعنی 33 دلار به دست می آید. رشد اقتصادی بر مبنای این ارقام بهره وری نیروی کار را گاهی اوقات می توان به عنوان بهبود استانداردهای زندگی در کشور تعبیر کرد، با این فرض که همگام با افزایش سهم نیروی کار در کل درآمد باشد.
اهمیت اندازه گیری بهره وری نیروی کار
بهره وری نیروی کار مستقیماً با بهبود استانداردهای زندگی در قالب مصرف بالاتر مرتبط است. همانطور که بهره وری نیروی کار یک اقتصاد رشد می کند، کالاها و خدمات بیشتری برای همان مقدار کار نسبی تولید می کند. این افزایش تولید، مصرف بیشتر کالاها و خدمات را با قیمتی معقولتر امکانپذیر میسازد.
رشد بهره وری نیروی کار مستقیماً به نوسانات سرمایه فیزیکی، فناوری جدید و سرمایه انسانی نسبت داده می شود. اگر بهره وری نیروی کار در حال رشد باشد، معمولاً می توان ریشههای این رشد را در رشد یکی از این سه حوزهها پیدا کرد. سرمایههای فیزیکی ابزارها، تجهیزات و امکاناتی هستند که کارگران برای تولید کالا میتوانند از آنها استفاده کنند. فن آوری های جدید روش های جدیدی مانند خطوط مونتاژ یا اتوماسیون برای ترکیب نهادهها برای تولید محصول بیشتر هستند. سرمایه انسانی نشان دهنده افزایش سطح آموزش و تخصص نیروی کار است. اندازه گیری بهره وری نیروی کار تخمینی از اثرات ترکیبی این روندهای اساسی ارائه می دهد.
بهرهوری نیروی کار همچنین میتواند نشاندهنده تغییرات کوتاهمدت و چرخهای و احتمالاً تغییر رویههای کامل اقتصاد باشد. اگر بازدهی افزایش یابد در حالی که ساعات کار ثابت بماند، این وضعیت نشان میدهد که بهرهوری نیروی کار افزایش یافته است. علاوه بر سه عامل متعارفی که در بالا ذکر شد، این امر در دوران رکود اقتصادی نیز دیده میشود، زیرا کارگران در هنگام افزایش بیکاری و خطر اخراج تلاش خود را برای حفظ شغل خود افزایش میدهند.
سیاست های بهبود بهره وری نیروی کار
دولت ها و شرکت ها می توانند از چندین راه مختلف بهره وری نیروی کار را بهبود ببخشند.
سرمایه گذاری در سرمایه فیزیکی: افزایش سرمایه گذاری در کالاهای سرمایه ای از جمله زیرساخت ها از سوی دولت ها و بخش خصوصی می تواند به بهبود بهره وری کمک کند و در عین حال هزینه انجام کسب و کار را کاهش دهد.
کیفیت تحصیل و آموزش: ارائه فرصت هایی به کارگران برای ارتقای مهارت های خود و ارائه امکان تحصیل با هزینه مقرون به صرفه، به افزایش بهره وری یک شرکت و اقتصاد کمک می کند.
پیشرفت فناوری: توسعه فناوریهای جدید، از جمله فناوری سخت مانند رایانهسازی یا روباتیک و فناوریهای نرم مانند شیوههای جدید سازماندهی کسبوکار یا اصلاحات طرفدار بازار آزاد در سیاستهای دولت میتواند بهرهوری کارگران را افزایش دهد.







