نسبت کارایی چیست و چه چیزی را نشان می دهد؟
تحلیلگران برای اندازه گیری عملکرد کوتاه مدت یا فعلی شرکتها از نسبت های بهره وری که به عنوان نسبت فعالیت نیز شناخته می شوند، استفاده میکنند.
در همه این نسبتها برای اندازهگیری عملیات کسبوکار از اعداد مربوط به داراییهای جاری یا بدهیهای جاری شرکت استفاده میشود.
نسبت کارایی توانایی شرکت را در استفاده از دارایی های خود برای ایجاد درآمد اندازه گیری می کند. به عنوان مثال، در نسبت کارایی اغلب جنبه های مختلف شرکت مانند زمان وصول وجه نقد از مشتریان یا مدت زمانی که برای تبدیل موجودی انبار به وجه نقد نیاز است بررسی میشوند. این ویژگی نسبتهای کارایی را به معیار مهمی تبدیل میکند زیرا بهبود نسبتهای کارایی معمولاً به بهبود سودآوری منجر میشود.
این نسبتها را میتوان با همتایان خود در همان صنعت مقایسه کرد و بدین ترتیب کسبوکارهایی را که نسبت به سایرین بهتر مدیریت میشوند شناسایی کرد. برخی از نسبتهای کارایی رایج عبارتند از: گردش حسابهای دریافتنی، گردش داراییهای ثابت، نسبت فروش به موجودی انبار، نسبت فروش به سرمایه در گردش خالص، نسبت حسابهای پرداختنی به فروش و نسبت گردش سهام.
نسبت های کارایی بانک ها
نسبت کارایی در صنعت بانکداری معنای خاصی دارد. نسبت کارایی برای بانکها هزینهها یا درآمدهای غیربهرهای را نشان میدهند. این نسبت نشان میدهد که مدیران بانکها هزینههای سربار (یا «پشت صحنه سازمانی») خود را با چه مهارتی کنترل میکنند. این معیار نیز مانند نسبت های کارایی بالا به تحلیلگران اجازه می دهد تا عملکرد بانک های تجاری و سرمایه گذاری را ارزیابی کنند.
نسبت کارایی بانک ها عبارت است از:

از آنجا که هزینه های عملیاتی بانکها در صورت کسر و درآمد آن در مخرج کسر است، نسبت کارایی کمتر به معنای عملکرد بهتر بانک خواهد بود.
نسبت کارایی 50 درصد یا کمتر نسبت بهینه در نظر گرفته می شود. اگر نسبت کارایی افزایش یابد یعنی هزینه های بانک در حال افزایش یا درآمدهای آن در حال کاهش است.
به عنوان مثال، بانک X سود سه ماهه خود را گزارش میکند و نسبت کارایی آن 57.1 درصد ارزیابی میشود که کمتر از نسبت 63.2 درصدی بود که برای سه ماهه مشابه سال گذشته گزارش کرده است. این مسئله به این معنی است که بازدهی عملیات شرکت بهبود پیدا کرده است و این بانک دارایی های خود را 80 میلیون دلار در این سه ماهه افزایش داده است.