نسبت سود به هزینه (BCR) چیست و چه محدودیت هایی دارد؟
نسبت نسبت سود به هزینه را می توان به صورت پولی یا کیفی بیان کرد. اگر نسبت نسبت سود به هزینه پروژه ای دارای بالاتر از 1.0 باشد، انتظار می رود که پروژه ارزش فعلی خالص مثبتی را به شرکت و سرمایه گذارانش ارائه دهد.
به گزارش اقتصاد آنلاین، نسبت سود به هزینه شاخصی است که رابطه بین هزینه ها و منافع نسبی یک پروژه پیشنهادی را نشان می دهد و به صورت پولی یا کیفی بیان می شود.
اگر پروژه ای دارای نسبت سود به هزینه بیشتر از 1.0 باشد، انتظار می رود که پروژه ارزش فعلی خالص مثبتی را به شرکت و سرمایه گذارانش ارائه دهد.
اگر نسبت سود به هزینه پروژه کمتر از 1.0 باشد، هزینه های پروژه بیشتر از مزایای آن است و نباید به فکر اجرای آن بود.
نحوه کارکرد نسبت سود به هزینه
نسبتهای سود به هزینه (BCR) اغلب در بودجهبندی سرمایه برای تجزیه و تحلیل ارزش کلی پول انجام یک پروژه جدید استفاده میشوند. با این حال، تجزیه و تحلیل درست هزینه و سود برای پروژه های بزرگ ممکن است بسیار دشوار باشد زیرا فرضیات و عدم قطعیت های زیادی در این کار وجود دارد که تعیین کمی آنها دشوار خواهد بود. به همین دلیل است که معمولاً طیف وسیعی از پیامدهای بالقوه نسبت سود به هزینه ارائه میشود.
نسبت نسبت سود به هزینه همچنین هیچگونه درکی از میزان ارزش اقتصادی که در آینده ایجاد خواهد شد ارائه نمیکند، و بنابراین نسبت سود به هزینه معمولاً برای بدست آوردن ایده تقریبی در مورد میزان موفقیت احتمالی یک پروژه و میزان بالاتر رفتن نرخ بازده داخلی (IRR) از نرخ تنزیل که میانگین موزون هزینه سرمایه (WACC) شرکت– هزینه فرصت آن سرمایه است استفاده میشود.
نسبت سود به هزینه با تقسیم کل سود نقدی پیشنهادی یک پروژه بر کل هزینه نقدی پیشنهادی آن محاسبه می شود. قبل از تقسیم اعداد، ارزش فعلی خالص گردش وجوه نقد مربوطه در طول عمر پیشنهادی پروژه – با در نظر گرفتن ارزش نهایی از جمله هزینههای بازیافتنی و بهسازی- محاسبه میشود.
نسبت سود به هزینه چه چیزی را نشان میدهد؟
اگر نسبت سود به هزینه پروژه ای بیشتر از 1.0 باشد، انتظار می رود که پروژه ارزش فعلی خالص مثبت (NPV) را ارائه دهد و نرخ بازده داخلی (IRR) آن بالاتر از نرخ تنزیل استفاده شده در محاسبات DCF باشد. این مسئله نشان می دهد که ارزش فعلی خالص گردشهای مالی ناشی از پروژه بیشتر و مهمتر از ارزش فعلی خالص هزینه های آن است و اجرای پروژه باید در نظر گرفته شود.
اگر نسبت سود به هزینهبرابر با 1.0 باشد در این صورت ارزش فعلی خالص سود مورد انتظار برابر با ارزش فعلی خالص هزینه ها خواهد. اگر نسبت سود به هزینه پروژه کمتر از 1.0 باشد، هزینه های پروژه بیشتر از مزایای آن است و نباید به اجرای آن فکر کرد.
مثالی از نحوه استفاده از نسبت سود به هزینه
به عنوان مثال، فرض کنید شرکت ABC به دنبال ارزیابی سودآوری پروژه ای است که شامل نوسازی ساختمان یک آپارتمان در سال آینده میشود. این شرکت تصمیم می گیرد به جای خرید تجهیزات مورد نیاز پروژه این تجهیزات را به قیمت 50000 دلار اجاره کند. نرخ تورم 2 درصد است و انتظار می رود که این بازسازی ها سود سالانه شرکت را برای 3 سال آینده 100000 دلار افزایش دهد.
ارزش فعلی خالص کل هزینه اجاره نیازی به تنزیل ارزش ندارد، زیرا هزینه اولیه 50000 دلار در ابتدای کار پرداخت می شود. ارزش فعلی خالص مزایای پیش بینی شده برابر 288,388 دلار یا
($100,000 / (1 + 0.02)^1) + ($100,000 / (1 + 0.02)^2) + ($100,00 / (1 + 0.02)^3)
است. در نتیجه، نسبت سود به هزینه 5.77 یا 288388 دلار تقسیم بر 50000 دلار میشود.
در این مثال، شرکت ما دارای نسبت سود به هزینه 5.77 است که نشان می دهد مزایای برآورد شده پروژه به میزان قابل توجهی بیشتر از هزینه های آن است. علاوه بر این، شرکت ABC میتواند انتظار سود 5.77 دلاری را برای هر 1 دلار هزینه داشته باشد.
محدودیت های نسبت سود به هزینه
محدودیت اصلی نسبت سود به هزینه این است که پروژهها را صرفا به اعداد و ارقام کاهش میدهد در حالی که موفقیت یا شکست هر سرمایهگذاری یا توسعه کسبوکار به عوامل زیادی بستگی دارد و ممکن است به دلیل رویدادهای پیشبینی نشده تضعیف شود. پیروی صرف از این قانون که بالاتر از 1.0 به معنای موفقیت و زیر 1.0 به معنای شکست پروژه است دیدگاهی گمراه کننده است و ممکن است احساس راحتی کاذبی نسبت به پروژه ایجاد کند. برای تصمیم گیری آگاهانه بایستی نسبت سود به هزینه به عنوان ابزاری در کنار انواع دیگر تجزیه و تحلیلها استفاده شود.



