راه و چاه خروج از رکود اقتصادی
«جیمز گرانت» اقتصاددان مکتب اتریش در کتاب «رکود فراموششده» بر ضرورت اعتماد به اقتصاد و نظام قیمتها برای خروج از رکود اشاره میکند و دقیقا مسایلی را تکرار میکند که «کنت گالبرایت» اقتصاددان مکتب کینز در کتاب «افول بزرگ اقتصاد» به آنها اشاره کرد.
به گزارش رویترز، در هر دو این کتابها تاکید شده است که اقتصادی میتواند با سرعت بیشتر از رکود خارج شود که در آن اعتماد به مردم و فضای اقتصادی بیشتر شود و فرصت سرمایهگذاری در حورههای مختلف وجود داشته باشد. «لری سامرز» وزیر خزانهداری سابق آ مریکا و مشاور اقتصادی ریاستجمهوری و رییس دانشگاه هاروارد در سخنرانی اخیر خود در مورد شرایط اقتصادی آمریکا و سیاستهایی که برای خارج شدن از رکود اقتصادی باید اجرا شود، میگوید: «بحران مالی دنیا به دلیل بالا بودن سطح اعتماد، بالا بودن میزان وام دهی به مردم و بالا بودن میزان هزینههای مصرفی دولتی ایجاد شده است؛ ولی راه حل این بحران تنها و تنها اعتماد بیشتر به مردم و فضای اقتصادی است. مطالعات ما در دانشگاه هاروارد تایید میکند که تنها در شرایطی میتوان این مشکل را حل کرد که از طرحهای ریاضتی اقتصادی فاصله بگیریم و با زمینهسازی برای افزایش هزینههای مصرفی و افزایش سطح وام دهی، فرصت را برای بیشتر شدن رشد اقتصادی کشور فراهم کنیم.»
«جیمز گرانت» از تحلیلگران اقتصادی «والاستریت ژورنال» در کتاب «رکود فراموش شده: فروپاشی و درمان رکود اقتصادی سال ۱۹۲۱ میلادی» مینویسد: رکود سال ۱۹۲۱ اقتصاد آمریکا رکودی بود که بدون مداخله اقتصادی دولت حل شد. سیاستهای مالی و پولی نه تنها باعث اصلاح اقتصاد دنیا بعد از جنگ جهانی دوم و رکود اقتصادی دهه ۱۹۳۰ میلادی نشد، بلکه عدم مداخله دولت و نظامهای مالی، اعتماد به اقتصاد آزاد و مردم و افزایش میزان وامدهی به شرکتهای تولیدی و صنعتی سبب شد تا رکود به سرعت طی شود و اثری از آن بر بدنه اقتصاد دنیا باقی نماند. مدیر عامل شرکت جنرال موتورز در دهه ۱۹۳۰ میلادی در مورد وضعیت اقتصادی آمریکا در سالهای رکود و پس از آن میگوید: در آن سالها سرمایه گذاری زیاد در حوزههای زیر ساختی و سرمایهای به یک قانون کلی تبدیل شده بود. در همین دوران بود که بزرگترین کارخانه جنرال موتورز در دیترویت احداث شد و زمینه برای توسعه کار شرکت در سالهای بعد فراهم شد. بعد از جنگ جهانی دوم، اقتصاد دنیا به شکوفایی رسید در حالی که پیشبینی شده بود که وضعیت اقتصادی چندان پررونق نباشد. دلیل این رونق را میتوان افزایش نرخ وام دهی به بازارهای در حال گذار، افزایش وامدهی به بنگاههای اقتصادی داخلی و تلاش برای بازگرداندن رونق به فضای اقتصادی و بانکی کشور دانست. البته بزرگترین رمز موفقیت در این دوره عدم مداخله دولت در فعالیتهای اقتصادی بود. حال سوال اینجاست که شرایط اقتصادی سال ۱۹۲۰ میلادی چگونه بود و پاسخ اقتصاد به این بحران چه بود؟ در اوایل دهه ۱۹۲۰ میلادی درآمد ملی آمریکا سقوط کرد و ارزش تولید ناخالص داخلی اسمی ۲۵ درصد تنزل یافت. ارزش بازار سهام ۵۰ درصد کاهش یافت و نرخ بیکاری به ۲۰ درصد رسید. سود شرکتها ۹۰ درصد تنزل یافت و شمار زیادی از بنگاههای صنعتی و تولیدی و اقتصادی ورشکسته شدند. اما پاسخ مقامات اقتصادی و سیاسی به این وضعیت اقتصادی چه بود؟ فدرال رزرو اقدام به افزایش نرخ بهره تا مرز ۷ درصد کرد و نرخ بهره را در همین سطح حفظ کرد و با توجه به اینکه سطح قیمتها روند نزولی داشت، نرخ واقعی بهره در دورههایی از این دهه به ۲۰ درصد هم رسید. آدولف میلر استاد اقتصاد دانشگاه برکلی آمریکا میگوید: اقتصاد در این شرایط وارد مرحله رکود میشود و انقباض قیمتی ایجاد میشود. این نتیجه اصلی شرایط بحران اقتصادی است و باید این دوره طی شود تا اقتصاد بتواند دوباره بازسازی شود و اصلاح شود. بدون شک مداخله در فرایند رکود اقتصادی فقط و فقط باعث طولانیتر شدن شرایط رکودی میشود؛ زیرا روند بازسازی اقتصادی را کندتر میکند. این شرایط بحرانی اقتصادی در سال ۱۹۲۰ میلادی که وجهه بسیار تیرهتری از رکود اقتصادی سال ۱۹۲۹ و یا ۲۰۰۸ میلادی داشت تنها یک سال طول کشید و دلیل این مساله را میتوان د ر ابزارهایی دانست که برای مقابله با این بحران استفاده شد. لری سامرز بر این باور است که باید به اقتصاد فرصت شروع دوباره را داد. باید تا عمق رکود پیش رفت و دوباره از اول شروع کرد و در این دوره هم باید فرصت وامدهی به مردم و متقاضیان وجود داشته باشد. در جریان رکود اقتصادی سالهای ۱۹۲۱ میلای و بعد از آن ارزش دلار در بازار جهانی کمتر شد. در این دوره سطح فعالیتهای تولیدی و صنعتی کم شد و ارزش داراییها هم کمتر شد و به همین دلیل افزایش فرصت وامدهی به مردم توانست زمینه را برای افزایش سریعتر رشد اقتصادی و بازگشت رونق فراهم کند. نتیجه مطالعات انجام شده توسط این اقتصاددان برجسته نشان میدهد که در دورههایی که مکانیزم قیمتها بهتر عمل میکند، سرعت خروج از رکود اقتصادی هم بیشتر است و در دورههایی که مداخله دولتها و سیستمهای اقتصادی در مکانیسم قیمتها بیشتر است، سرعت خروج از رکود اقتصادی هم کمتر میشود. این تجربهای است که آمریکادر دو دوره داشت. به گزارش اقتصادی نیوز، در جریان رکود سال ۱۹۲۰ میلادی مکانیزم قیمتها عملکرد خوبی داشت و دولت در اقتصاد مداخلهای نداشت و به همین دلیل هم تا انتهای سال ۱۹۲۱ میلادی بود که اقتصاد توانست از رکود خارج شود، ولی در جریان رکود بزرگ سال ۱۹۲۹ میلادی به دلیل مداخله زیاد در اقتصاد و وارد شدن به روند انقباض اقتصادی و ریاضت اقتصادی و مانعتراشی درمسیر تجارت، رکود بیش از ۴ سال به طول انجامید و به دنبال آن فرایند خروج از رکود هم طولانی شد.