مدت انتظار خانهداری در 30 مرکز استان؟
در روزهای پرالتهاب بازار مسکن طی چند سال اخیر، خرید خانه نهتنها به یک آرزوی دست نیافتنی تبدیل شده، بلکه دستیابی به آن، معیار موفقیت و تامین آتیه نسلها است.
باتوجه به گزارش مرکز آمار ایران، 45.3 درصد هزینههای غیرخوراکی یک خانوار شهری در سال 1392 به مسکن اختصاص یافته است. این درحالی است که دولت درصدد است با رونمایی از تسهیلات مسکن، مسیر دستیابی را برای شهروندان کوتاهتر کند. با اینحال شهروندان نمیتوانند به اعتبارات بانکی و یارانههای دولت امیدوار باشند. چرا که در صورت افزایش وامهای خرید خانه، احتمال بالا رفتن قیمت کلی مسکن هم افزایش مییابد. وزیر راهوشهرسازی در همین رابطه خاطرنشان کرد که این اعتبار لزوما برای خانهدارشدن در کلانشهرها کافی نیست و متقاضیان وام باید از پسانداز مناسبی برخوردار باشند. بنابراین همیشه خانوادهها درحال حساب و کتاب هستند، تا بدانند بعد از چه مدت و با داشتن چه میزان پسانداز میتوانند خانهدار شوند. براین اساس، با استفاده از اطلاعات مرکز آمار ایران درباره متوسط هزینه خانوار شهری و قیمت یک مترمربع زیربنای واحد مسکونی، میتوان شاخصی از زمان لازم برای خریدن یک واحد مسکونی 100متری در شهرها بهدست آورد. برای دستیابی به این شاخص فرض میشود، خانوارها از سال 1389 تصمیم به پسانداز و خرید خانه گرفتهاند. بنابراین متوسط هزینه خانوار برای استانهای 30گانه کشور (به استثنای همدان) بهعنوان متوسط هزینه خانوارهای ساکن مراکز استان در نظر گرفته میشود. به این ترتیب، با استفاده از آمار متوسط هزینه خانوارهای شهری در 30 استان کشور و تقسیم آن بر متوسط قیمت 100 مترمربع زیربنای واحد مسکونی، شاخصی به نام مدت انتظار خانهداری بهدست میآید. به این معنا که اگر خانواری درآمدهای سالانه خود را کامل پسانداز کند، چند سال طول میکشد تا یک واحد 100متری بخرد. براساس این برآورد، پایتختنشینها بیش از ساکنین سایر مراکز استانها باید برای خانهدار شدن وقت صرف کنند. کمترین وقت نیز برای اهالی یاسوج رقم میخورد چون یاسوجیها میتوانند سریعتر از سایر ایرانیها خانهدار شوند. قیمت مسکن و متوسط هزینه خانوارها در مراکز استانها در ابتدا، قیمت هر مترمربع زیربنای واحد مسکونی در 30 مرکز استان کشور بهعنوان یکی از معیارهای دستیابی به این شاخص مورد بررسی قرار میگیرد. براین اساس، متوسط قیمت در تهران طی سال 1389 تقریبا سه برابر بیشتر از میانگین قیمت در سایر نقاط کشور است که این نسبت در سال 1392 به چهار برابر میرسد. کلانشهر اصفهان با فاصله زیاد نسبت به تهران در جایگاه دوم قرار دارد و شهر اراک، سومین شهر گران از لحاظ قیمت مسکن است. اما در تمامی این سالها ارزانترین واحد مسکونی بهطور متوسط در یاسوج معامله شده که حدود یکسوم قیمت میانگین در سایر نقاط کشور بوده است. همچنین بررسی متوسط نرخ رشد قیمت یک متر زیربنای واحد مسکونی در سه سال اخیر نشان میدهد قیمت مسکن در 30 مرکز استان طی سال 90 بهطور متوسط با نرخ 12درصد رشد کرده است. این رقم طی سالهای 91 و 92 به ترتیب به 27 و 27درصد رسیده است. در این میان تهران با رشد حدود 97درصدی طی این سه سال پیشتاز بوده است. این درحالی است که قیمت مسکن در تهران طی سال 91 نسبت به سال گذشته بهطور متوسط رشد بالغبر 45درصد را تجربه کرده است. همچنین پس از تهران، بازار مسکن شهرهای بوشهر و اراک به ترتیب شاهد بیشترین رشد بودهاند. کمترین میزان رشد نیز در بازار شهر ایلام مشاهده شده است. البته بیشترین میزان رشد در سال 92 نسبت به سال 91 در شهر اصفهان رخ داده که حدود 34درصد بوده است. در ادامه، برای حصول شاخص مذکور، هزینه خانوار اسمی در مراکز استانها مورد بررسی قرار میگیرد. به این ترتیب، گزارش مرکز آمار حاکی از آن است که در اکثر مراکز استان متوسط هزینه اسمی خانوار بهطور میانگین حدود 22درصد رشد کرده است. نسبت هزینه خانوارها و قیمت مسکن برای مقایسه میزان رشد قیمت مسکن با رشد متوسط هزینه اسمی خانوار، مابهالتفاوت نرخ رشد هزینه اسمی خانوار و نرخ رشد قیمت یک مترمربع واحد مسکونی بررسی میشود. براین اساس، تنها در سال 90، متوسط نرخ رشد هزینه خانوار به میزان 3/8درصد از نرخ رشد قیمت واحد مسکونی پیشی گرفته است. همچنین طی سالهای 91 و 92 نرخ رشد قیمت واحد مسکونی به ترتیب 7.7 و 1.2 درصد فراتر از متوسط نرخ رشد هزینه خانوار بوده است. زمان انتظار برای خانهدار شدن همانطور که گفته شد، شاخص زمان انتظار برای خانهدار شدن از تقسیم هزینه اسمی خانوار بر قیمت یک واحد مسکونی 100مترمربعی بهدست میآید. به این ترتیب، متوسط زمان خانهداری در سطح 30 مرکز استان مورد بررسی بین 5 سال و چهار ماه در سال 1389 تا 5 سال و 7ماه در سال 1392 در نوسان بوده است. بر این اساس، پایتختنشینها بیش از ساکنین سایر مراکز استانها باید برای خانهدار شدن صبر کنند. بهطوری میانگین مدت زمان لازم برای خانهدار شدن در تهران از 13 سال و 9 ماه سال 1389 به 15سال و دو ماه در سال 1392 رسیده است. این رقم در شهرهای قم هشت سال، اصفهان هفتسالوهفتماه و کرج هفتسالو دوماه است. به این ترتیب، پس از تهرانیها، ساکنین این شهرها بیشتر از ساکنین سایر مراکز استان برای خانهدار شدن منتظر میشوند. کمترین زمان انتظار را شهروندان یاسوجی صرف میکنند. بهطوری که طی این چهارسال، یکسالوهفتماه برای خرید خانه منتظر میمانند. البته در سال اخیر، ساکنان اراک پس از تهران و قم بیشترین زمان انتظار خانهداری را تجربه کردهاند. تعدیل شاخص در این شاخص فرض میشود، افراد متقاضی خرید خانه، تمام درآمدهای خود را پسانداز کنند. این درحالی است که لزوما همه درآمد خانوارها پسانداز نمیشود. به این ترتیب، به جای در نظر گرفتن هزینه خانوار در هرسال و تقسیم آن بر قیمت مسکن در همان سال، شاخص تعدیلشدهیی با تقسیم انباشت هزینه خانوار بر قیمت مسکن در هر سال بهدست میآید که با فرض پسانداز جمعشونده، یک خانوار چه مدت در صف انتظار خرید خانه سپری میکند. براین اساس، یاسوجیها پس از دو سال خانه خود را خریدهاند و در سال چهارم در شرف خرید خانه دوم هستند. ساکنان بیرجند، ایلام، کرمان، خرمآباد، یزد و زاهدان اگر از سال 1389 تمامی هزینههای زندگی خود را پسانداز میکردند هماکنون مالک خانه مسکونی 100متری بودند. باقی شهرها از خط خانهداری فاصله دارند. این شکاف در بعضی مناطق مانند تهران عمیق و در حد 80درصد و در برخی مناطق دیگر مانند ارومیه و ساری 20درصد است.