دستاوردهای ضدتورمی همراه با رشد
در نقد دولت فعلی که حداقل در سطوح بالا عقل و منطق حاکم است حرفهای کلی و بدون اطلاع از جزییات زدن اگر بدبینانه ببینیم فقط حاکی از منتقد بودن و مخالف بودن و اگر خوش بینانه ببینیم دوستی خاله خرسه و سنگ اندازی در مقابل جریانی است که حداقل انتقاد به کلیات برنامه و عملکردش وارد نیست.
در نقد دولت فعلی که حداقل در سطوح بالا عقل و منطق حاکم است حرفهای کلی و بدون اطلاع از جزییات زدن اگر بدبینانه ببینیم فقط حاکی از منتقد بودن و مخالف بودن و اگر خوش بینانه ببینیم دوستی خاله خرسه و سنگ اندازی در مقابل جریانی است که حداقل انتقاد به کلیات برنامه و عملکردش وارد نیست. اگر هم قرار است انتقادی بشود که حتما مفید است،باید در جزئیات و در سیاست های مشخص باشد و نه حرف ها و سخنان کلی که هیچ دردی را دوا نمی کند.
دولت قول تورم سالیانه کمتر از 25% را برای سال 93 داده است که با توجه به تورم سال های پیش هدف گذاری منطقی ای بود. حالا اگر در عمل به دلایلی نتیجه بهتری حاصل شد ایا باید سیاستگذاران رو به اخیه کشید؟
روزنامه دنیای اقتصاد در سرمقاله روز هفتم آبان ماه 1393 به سیاست های پولی دولت حمله کرد و با لحنی معترضانه و از بالا به پایین نوشت " آقا رئیس جمهور ... افزایش نرخ تورم برای این روزنامه قابلپیشبینی بود و بارها و بارها نسبت به سیاستهای اتخاذی دستگاههای ذیربط و آثار تورمی آن، هشدار دادهایم. "
آنچه این نوشته از فضای نهادهای پولی ایران ترسیم می کند نشان از عدم درک صحیح نسبت به این شورا دارد. در ادامه نکاتی را از این یادداشت به نقد می کشیم:
1- تورم نقطه به نقطه از نیمه دوم سال گذشته شروع به کاهش کرد. طبیعی است که نرخ کاهش در زمان نیمه دوم 92 و نیمه اول 93 نسبت به دوره مشابه بیشتر باشد و با گذشت زمان این نرخ کاهش قطعن کم خواهد شد. این کاهش نرخ و در جا زدن تورم نقطه به نقطه حول و حوش 14% به معنای توقف دستاورد تورمی نیست. حتا ممکن است در ماه های اینده این نرخ افزایش پیدا کند ولی انچه باید به عنوان دستاورد مورد قضاوت قرار گیرد نرخ تورم سال 93 است که اتفاقن امار پولی نشان می دهد نتیجه بسیار بهتر از نرخ هدف گذاری شده خواهد بود.
2- از ایتدای تشکیل تیم اقتصادی دولت جدید، همگی اعضا سعی در بیان این موضوع داشتند که توضیح دهند مشکل حال حاضر اقتصاد ایران "رکود تورمی" (stagflation) است و نه تنها تورم (inflation) پس در این شرایط تنها هدفگذاری بر روی تورم (آنهم تورم تک رقمی صرفنظر از ساختار اقتصادی ایران که غیر ممکن به نظر می رسد) نه تنها مطلوب نیست که می تواند اقتصاد ایران را به حالتی رکود برساند که باعث فروپاشی ساختار سیاسی-اقتصادی ایران شود. نتیجه آنکه سیاستی که دولت در شرایط فعلی برای خروج از رکود تورمی انتخاب کرده کاملن منطبق بر پایه های علمی اقتصاد و شرایط فعلی اقتصادی - اجتماعی ایران است. (به علاوه آنکه کدام باز پولی در شرایط رکودتورمی انقباض مطلق پولی را توصیه می کند؟)
3- استفاده از تمثیل ها زمانی قابل پذیرش است که مبتنی بر اصول علمی باشد نه راهزنی ذهن. بازها و فاخته های پولی اقتصادی ایران چه کسانی هستند؟ به نظر می رسد که نویسنده یادداشت آشنایی سطحی ای با شورای پول و اعتبار دارد و از فضای حاکم بر جلسات و تصمیمات شورا اطلاعی ندارد. اگرچه در موارد اندکی تصمیمات شورا تحت تاثیر فشارهای سیاسی اتخاذ می شود اما عمده تصمیمات بر اساس گزارش های کارشناسی و مستدل اداره بررسی های اقتصادی بانک مرکزی است. با وجود عضویت اعضایی از مجلس و وزرای غیراقتصادی، عمده تصمیمات شورا متاثر از دیدگاه رییس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد است که در شرایط فعلی هم دکتر سیف و هم دکتر طیب نیا با چشمانی تیز نشانه های تورم را می بینند و مهار می کنند. بر خلاف نظر نویسنده ترکیب شورای پول و اعتبار نه تنها با تورم همراهی نمی کند بلکه به گونه ای است که نگاه یکپارچه تیم اقتصادی دولت که اعضای شورای پول و اعتبار هستند سیاست های مالی را نیز به گونه ای تدوین کرده اند که اثر خنثاسازی سیاست های ضدتورمی را نداشته باشند. (مطالعه بسته خروج از رکود تورمی توصیه می شود)
4- (از متن سرمقاله: "راهحل مشخص است. تنها کافی است دولت نشان دهد به دنبال تغییر ساختار نهاد پولی است"). راه حل مشخص نگارنده چندان هم مشخص نیست.. آیا منظور نویسنده تغییر اعضای فعلی شورای پول و اعتبار است (به طور مشخص کدام عضو؛ وزیر امور اقتصادی و دارائی، رئیس کل بانک مرکزی، رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی، دو تن از وزرا، وزیر بازرگانی، دو نفر کارشناس و متخصص پولی و بانکی؟) یا تغییر ترکیب شورای پول و اعتبار یا حذف کلی این نهاد؟ و یا ساخت یک نهاد جدید با ترکیب جدید؟
5- تورم پایین نه تنها مطلوب همه مردم است بلکه هدف همه سیاستمداران است چون برای انها مقبولیت به همراه دارد اما تورم پایین الزامن به معنای پایداری اقتصادی نیست. دولت اگر بر فرض محال تورم را تا سطح 4 درصد کاهش دهد اما رکود و نرخ بیکاری در سطح فعلی باقی بماند، نه تنها ساختار اقتصادی بلکه ساختار سیاسی و اجتماعی ایران دچار چنان بحرانی می شود که نه تنها زمینه را برای سرمایه گذاری جدید فراهم نمی کند بلکه حفظ سرمایه گذاری های موجود را هم به ارزویی بدل خواهد کرد. و این یک فروپاشی اقتصادی خواهد بود نه ثبات.
خلاصه سخن آنکه علیرغم آنکه فروکاستن مشکلات اقتصادی به یک مساله ساده و یک بعد و ارائه راه حل کتاب های درسی نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه می تواند شناخت و تحلیل مسایل را به حدی به بیراهه کشاند که تشخیص درست و صواب از غلط و ناصواب غیرممکن شود.