نخستین اظهارات راننده ای که با پنچرکردن آمبولانس، جان دختر ۲ ساله را گرفت
اقتصادآنلاین: بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته در حادثه مرگ دختر بچه 2ساله که بهدلیل پنچرشدن چرخهای آمبولانس و دیر رسیدن به بیمارستان جانش را از دست داده بود، به شناسایی راننده اتوبوسی منجر شد که عامل پنچر کردن چرخهای آمبولانس بود. این مرد میگوید وقتی در خط ویژه دیده که راهش مسدود شده از شدت عصبانیت، چرخهای آمبولانس را پنچر کرده است.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از همشهری، این حادثه ظهر سهشنبه گذشته اتفاق افتاد و افکار عمومی را به شدت تحتتأثیر قرار داد. ماجرا از این قرار بود که ظهر آن روز خانواده دختربچه 2سالهای، وی را به مطب متخصص اطفال در خیابان شهید بهشتی منتقل کردند. دختر خردسال مبتلا به بیماری خاصی بود و با انجام معاینات اولیه معلوم شد دچار مشکل قلبی شده است. در این شرایط ماجرا به اورژانس اطلاع داده شد تا وی به سرعت به بیمارستان منتقل شود. وقتی آمبولانس رسید بهدلیل شرایط ترافیکی این خیابان، نبود جای پارک مناسب و حال وخیم دختر خردسال، نیروهای اورژانس ناچار شدند آمبولانس را در خط ویژه پارک کنند و وارد ساختمان پزشکان شوند. پس از آنکه عملیات احیا انجام شد باید هرچه سریعتر کودک به بیمارستان منتقل میشد تا ادامه درمان صورت بگیرد، اما وقتی تکنیسینهای اورژانس به همراه دختربچه از ساختمان پزشکان خارج شدند، 2عدد از چرخهای آمبولانس پنچر شده بود و نتوانستند دختربچه را به بیمارستان ببرند. آنها درخواست اعزام آمبولانس دیگر کردند، اما تا رسیدن آمبولانس دوم، بهدلیل طولانی شدن روند انتقال دختربچه به بیمارستان وی دوباره بدحال شد و این بار جانش را از دست داد.
اظهار ندامت
راننده اتوبوس، مردی 39ساله است که در برابر اتهام تخریب، قتل شبهعمد و اخلال در نظم عمومی قرار گرفته است. او به شدت نادم و پشیمان است و میگوید از وقتی متوجه شده اقدام عجولانهای که بهدلیل عدمآگاهی مرتکب شده منجر به مرگ کودکی بیگناه شده است، عذاب وجدان شدید گرفته و خیلی ناراحت است. وی پس از دستگیری به سوالات تیم تحقیق پاسخ داد.
چه شد که فکر پنچر کردن چرخهای آمبولانس به ذهنت خطور کرد؟
آمبولانس در خط ویژه پارک کرده بود و من هم بهشدت کلافه بودم. آنقدر عصبانی شدم که دیگر کنترلی بر مغز و رفتارم نداشتم. نمیدانم چه شد که پیاده شدم و برای آنکه عصبانیتم را خالی کنم چرخها را پنچر کردم.
مگر جز این است که آمبولانس میتواند هر جایی پارک کند و در آن لحظه به این فکر نکردی که ممکن است مریض بدحال داشته باشد؟
ظهر بود. فکر میکنم ساعت12 بود. هوا بهشدت گرم بود و من از گرما کلافه شده بودم. کولر هم نداشتم و از صبح بهشدت عرق کرده بودم. گرما تا مغزم نفوذ کرده بود و به همین دلیل اصلا متوجه نبودم که اقدام هولناک من باعث مرگ کودکی میشود. خیلی پشیمانم و نمیدانید چه عذابی میکشم.
راهت سد شده بود و راه دیگری وجود نداشت؟
آمبولانس درست جایی پارک کرده بود که نمیتوانستم درجا تغییر لاین بدهم. البته باید کمی دنده عقب میگرفتم تا بتوانم وارد لاین دیگر شوم، اما چون کلافه بودم مغزم کار نمیکرد. بعد از حادثه مسافتی را دنده عقب رفتم و وارد لاین دیگر شدم و رفتم.
کار سختی بود؟
نمیدانم چه باید بگویم. اشتباه کردم و تأکید میکنم که در آن لحظه بهشدت از گرما کلافه شده بودم. چند دقیقهای هم صبر کردم، اما راننده آمبولانس نیامد. وقتی دیدم او نیامد از اتوبوس پیاده شدم و 2تا از چرخهای آن را پنچر کردم. من مجبور شدم مسافت زیادی را در آن شرایط دنده عقب بروم.
چه زمانی متوجه شدی که اقدام هولناک تو باعث مرگ کودکی 2ساله شده است؟
فردای آن روز یعنی روز چهارشنبه خبر را در رسانهها خواندم و نمیدانید چقدر ترسیدم و عذاب وجدان گرفتم. حتی از ترسم موبایلم را خاموش کردم، اما سرانجام پلیس دستگیرم کرد. واقعا در آن لحظه اصلا گمان نمیکردم که ماجرا به مرگ یک کودک بیمار و گیرافتادن خودم ختم میشود. اگر میدانستم، هرگز مرتکب چنین اشتباه بزرگی نمیشدم.