دلایل اعلام 3 نرخ رشد برای سال91
محمدرضا فرزین دبیر سابق ستاد هدفمندی یارانهها و مدیرعامل سابق صندوق توسعه ملی در تحلیلی به برخی تناقضات آماری که اخیرا مطرح میشود پرداخته و در این رابطه به تغییر بیسر و صدای ارقام جاری تولید ناخالص ملی در 5۵ سال گذشته توسط بانک مرکزی اشاره دارد.
نظام آمار و اطلاعات اقتصادی کارآمد پیش نیاز اصلی تمامی سیاستگذاری ها و برنامه ریزی های اقتصادی است و تکامل نظام برنامه ریزی و سیاستگذاری اقتصادی وابسته به تکامل نظام آمار و اطلاعات اقتصادی است. این نظام در جنبه های مختلف خرد و کلان اقتصادی اگرچه از سابقه ای طولانی برخوردار است اما در دهههای اخیر به خصوص در 70 سال پس از جنگ دوم جهانی نقشی اساسی در مدیریت اقتصادی کشورها ایفا کرده است. توسعه نظریات و دیدگاههای اقتصادی به طراحی نظامات جدید آماری اقتصادی و طراحی روشهای سنجش، ثبت و پایش آمار و اطلاعات اقتصادی کمک وافری کرده است و از طرف دیگر توسعه این روشها به طراحی سیاستهای کلان و خرد اقتصادی کارآمد در عمل منجر شده است. عموم نظامات سنجش فعالیتهای اقتصادی مانند حسابهای ملی (National Account)، طبقه بندی فعالیتهای صنعتی (ISIC)، طبقه بندی کالاهای تجاری، طبقه بندی کالاها و خدمات در مرزهای گمرکی (Hs)، حسابهای اقماری گردشگری (TSA)، حسابهای اقماری سلامت (HSA) و ... همگی در چند دهه اخیر شکل گرفته و از استانداردهای جهانی برخوردار شده اند. این نظامات همگی بر پایه آمار و اطلاعات صحیح و بروز استوار بوده و ابزار اصلی سیاستگذاران و برنامه ریزان اقتصادی در طراحی سیاستهای پولی، مالی، درآمدی، توزیعی، صنعتی و همچنین سیاستهای مالیاتی، گمرکی، بانکی و ... هستند. اعمال استانداردهای جهانی برای این نظامات منجر به توسعه روشهای مقایسه ای بین کشوری به منظور دستهبندیهای مختلف مانند کشورهای در حال توسعه یا توسعه یافته یا از جنبه دیگر اندازهگیری ریسک اقتصادی تجاری یا مالی کشورها یا اندازه گیری و مقایسه شاخص های کسب و کار کشورها یا دهها دستهبندی بینالمللی و منطقهای براساس شاخص های حاصله از روشهای استاندارد سنجش فعالیتهای اقتصادی شده است. اما دلایل محوری این همه تلاش گسترده نظری و عملی برای توسعه روشهای اندازه گیری فعالیتهای اقتصادی و سنجش و پایش آنها چیست؟ 1- مدیریت و برنامه ریزی اقتصادی کارآمد بر پایه اطلاع از وضعیت بخش مربوطه براساس آمار و اطلاعات اقتصادی است. سیاستهای پولی، مالی، درآمدی، مالیاتی، گمرکی، بانکی و ... همگی درصورتی کارآمد و اثرگذار و درنهایت هدفمند خواهند بود که مبتنی بر شناخت اولیه صحیح از وضعیت بخشهای اقتصادی براساس آمار و اطلاعات صحیح باشد. 2- سنجش و اندازهگیری فعالیتهای اقتصادی ابزاری برای پیشبینی، کنترل و ارزیابی اقتصاد است. شاخصهای پیش نگر به ما کمک می کنند تا قبل از وقوع پدیده های اقتصادی مانند رکود، رونق، تورم از احتمال وقوع آنها مطلع شویم و شاخصهای پس نگر ابزاری برای تحلیل و ارزیابی و کنترل پیامدها می باشند. 3- تجزیه و تحلیل کارشناسی و بررسی روابط علت و معلولی بین متغیرها همگی بر پایه اطلاعات در دسترس، صحیح و کافی است. گروه عظیم اقتصاددانان، تحلیل گران تجاری، مالی، صنعتی، رسانه ها و دانشجویان با استفاده از این شاخصها و آمار به بررسی و تحلیل روابط علت و معلولی بین متغیرهای اقتصادی میپردازند. 4- تحلیلگران سیاسی و سیاستمداران برای ارزیابی عملکرد دوره خویش و ارائه آن به مردم، گروههای حامی و رسانهها از این آمار و اطلاعات و شاخصها استفاده کرده و نظام دموکراسی به گونهای با آن عجین شده است. هدف از ارائه این نوشتار بررسی اهمیت موضوع نیست چرا که تمامی فعالان اقتصادی و سیاسی به اهمیت آن واقفند بلکه بررسی اجمالی این نظام در اقتصاد کشورمان است. بطور کلی نظام آمار و اطلاعات اقتصادی کشور آنقدر مغشوش، کم دقت و با تأخیرهای طولانی در ارائه آمار و اطلاعات همراه است که عملاً هیچ یک از نیازهای پیش گفته را تأمین نمیکند و سیاستگذاری های اقتصادی، عموماً براساس حداقل اطلاعات یا حتی گاهاً اطلاعات نادرست و یا حداقل براساس اطلاعات و برداشت های شخصی و گاهاً سازمانی صورت می پذیرد. بهمین دلیل در رقابتهای انتخاباتی عموم رقبای انتخاباتی کارکرد این نظام را زیر سؤال برده و خواهان افکارسنجی و مراجعه به احساس عمومی درخصوص مهمترین متغیرهای کلان اقتصادی یعنی تورم و بیکاری می شوند. به نمونه هایی از نظامات اطلاعاتی و آماری موجود کشورمان اشاره میشود. نظام مالیاتی یک کشور شاهراه کلیه اطلاعات اقتصادی خانوارها، تجار، تولیدکنندگان و تمامی افرادی است که ردپایی مالی و اقتصادی در یک کشور دارند. دسترسی به اطلاعات بورس، بانکها، سازمان ثبت اسناد، گمرک، بیمه ها و صورتهای مالی بنگاهها از مهمترین ضروریات یک نظام مالیاتی شفاف و هدفمند است. در این نظام بخش عمده ای از درآمدهای مالیاتی بر پایه مالیاتهای مستقیم استوار است که جمع آوری آنها نیاز به اطلاعات دقیق درآمدی فعالان اقتصادی دارد. عدم دسترسی دقیق به این اطلاعات کلیه تلاشهای مالیاتی کشور را زیر سؤال میبرد. در حال حاضر در نظام مالیاتی کشور و جمع آوری مالیات هر کجا اطلاعات کمتر است میزان وصولی واقعی کمتر است. برای مثال در حوزه مشاغل که بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی را تشکیل می دهند،در طی دهه های گذشته به صورت توافقی بین سازمان مالیاتی و نمایندگان اصناف عمل شده است و متأسفانه سهم آن نیز در درآمدهای مالیاتی کشور در طی سالهای گذشته دائماً کاهش یافته است به گونه ای که امروزه اصناف حتی براساس آنچه که در قانون تعیین شده نیز یک هشتم مالیاتی که باید بدهند را عملاً پرداخت میکنند. درآمدهای مالیاتی کنونی ما عموماً متکی بر حوزههایی است که نیاز به برخورداری از نظامات اطلاعاتی کمتری است مانند مالیات بر ارزش افزوده، مالیات بر حقوق و دستمزد و مالیات بر شرکتهای دولتی. به همین دلیل تقریباً پایینترین سهم مالیاتی از GDP در کشورهای جهان متعلق به کشورمان میباشد. نظام یارانه ای کشور نیز بدلیل عدم وجود اطلاعات مناسب در نظام مالیاتی با مشکل اطلاعات صحیح روبروست. به همین دلیل در طی دهه های گذشته همواره یارانه بطور غیرمستقیم به کالا وضع شده و باعث ارائه کالا یا خدمت مربوطه به قیمت های پایین تر از قیمت واقعی در بازار شده است. مانند حاملهای انرژی، نان، سموم کشاورزی و ... استفاده کمتر از روش یارانه مستقیم مانند کمک نقدی به کشاورزی سر مزرعه، کمک نقدی یا غیرنقدی به خانوارهای مستحق دریافت یارانه و ... به دلیل عدم برخورداری از نظام اطلاعات صحیح مالیاتی (نظام اطلاعاتی یارانه عموماً متکی بر نظام اطلاعاتی مالیاتی است) است. زمانی که بدنبال تغییر روش قبلی پرداخت یارانه به پرداخت نقدی رفتیم به دلیل عدم وجود اطلاعات لازم در نظام مالیاتی کشور تلاش زیادی برای جمع آوری اطلاعات اقتصادی مردم بصورت مستقیم صورت پذیرفت که متأسفانه با خطاهای زیادی همراه بود و این باعث شد تا در پرداخت یارانه نقدی از روش پرداخت یارانه یکسان استفاده نماییم (البته این روش در مقایسه با روش قبلی که سهم اغنیا نسبت به اقشار کم درآمد جامعه در برخورداری از یارانه حاملهای انرژی بیش از 20 برابر بود بسیار عادلانه تر و کارآمدتر است). در حوزه صنایع و فعالیتهای تولیدی نیز به دلیل عدم برخورداری از اطلاعات صحیح کمتر می توانیم حمایت هدفمند از یک صنعت خاص داشته باشیم (البته مشکل عدم برخورداری از استراتژی صنعتی نیز از دیگر مشکلات این حوزه است). برای مثال در حالی که 54% اقتصاد متعلق به فعالیتهای اقتصادی در حوزه خدمات است و درصورتیکه خدمات عمومی دولتی و اجتماعی را کنار بگذاریم این سهم 26 درصد GDP کشور است که به آن مشاغل میگوییم، این بخش در سال گذشته 2400 میلیارد تومان مالیات دادند. در حوزه فعالیتهای تولیدی بخش کشاورزی از آمار دقیق بسیاری از موضوعات اساسی بی بهره ایم. برای مثال درخصوص میزان گندم تولیدی کشور در بسیاری از سالها برآوردهای متفاوتی ارائه می شود و یا درخصوص سطح زیرکشت محصولات متفاوت در قالب یک نظام شناسایی دقیق از اطلاعات دقیق کمتری برخورداریم (ظاهراً در بسیاری از سالها اطلاعات تولید گندم ایران از سایت Goggle earth کسب شده است). در صنعت گردشگری نه تنها هنوز نمی دانیم که سهم این بخش در اقتصاد کشورمان (در تولید ناخالص ملی، در اشتغال) چقدر است حتی آمار دقیقی از تعداد گردشگران ورودی خارجی و گردشگران داخلی در کشور نداریم. در حوزه بازرگانی و نظام توزیع نیز هنوز عدد دقیقی در خصوص تعداد واحدهای صنفی نداریم و از حیاتی ترین آمارهای این بخش بی اطلاعیم یا حداقل آمار ناقصی داریم. اما یکی از مهمترین حوزه هایی که در آن همچنان با مشکل جدی روبرو هستیم، آمار و شاخصهای مربوط به حسابهای ملی است که پایه بسیاری از تصمیمگیریهای کلان اقتصادی کشور است. تمامی سیاستگذاری های کلان اقتصادی مانند سیاستهای پولی و مالی انبساطی یا انقباضی براساس این شاخصهای کلان اقتصادی صورت می پذیرد و هرگونه اشتباه یا حتی تأخیر در ارائه این شاخصها منجر به سیاستگذاریهای غلط در کشورمان می شود و حتی گاهاً منجر به برداشت های غلط در نهادهای تصمیم گیری (مانند مجلس و دولت) میشود که عواقب جبران ناپذیری دارد. بانک مرکزی و مرکز آمار ایران دو نهاد رسمی متولی تولید حسابهای ملی در کشورمان هستند که طی سالهای گذشته نسبت به تولید آمارهای کلان اقتصادی اقدام نموده اند. البته به دلایل فنی عموماً بین شاخصهای اعلامی آنها درخصوص تولید ناخالص ملی، رشد اقتصادی و تورم مغایرت های زیادی وجود داشته که نیاز به حل این مشکلات فنی و ارائه آمارهای سازگارتر و به روزتری دارد اما متأسفانه در سالهای اخیر مشاهده می شود که این دو نهاد تغییرات فاحشی در آمارهای اعلامی گذشته بدون ارائه هیچگونه دلیل کارشناسی به افکار عمومی و کارشناسان این حوزهها داشته اند. برای مثال در گزارش "مروری بر آخرین تحولات اقتصاد کلان کشور" که توسط اداره بررسی ها و سیاستهای اقتصادی بانک مرکزی در اردیبهشت ماه 1392 منتشر شد، رشد تولید ناخالص داخلی برحسب فعالیتهای اقتصادی سالهای 90-1388 به شرح جدول ذیل ارائه شد و در گزارش دیگری عملکرد 9 ماهه سال 1391 به شرح ستون پنجم جدول ارائه شده است: جدول 1. رشد تولید ناخالص داخلی برحسب فعالیتهای اقتصادی
|
به قیمتهای پایه سال 76 |
1388
|
1389
|
1390
|
نه ماهه 91
|
|
گروه کشاورزی
|
13.5
|
8.8
|
4.8
|
5.8
|
|
گروه نفت
|
3.9-
|
1.9
|
1.3
|
36.5-
|
|
گروه صنایع و معادن
|
2.8
|
9.3
|
3.3
|
11.3-
|
|
گروه خدمات
|
2.2
|
4
|
2.4
|
0.4-
|
|
تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه |
3
|
5.8
|
3
|
5.4-
|
|
تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه بدون (نفت) |
2.7
|
6.1
|
3.2
|
2.3-
|
توجه به این نکته ضروری است که آمار این جدول که متعلق به سالهای 90-88 است در سال 1392 منتشر شده است. در گزارش دیگری مرکز آمار رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه سال 90 برای سال 91 در بخشهای فوق الذکر را بدین گونه اعلام می نماید. کشاورزی (2/5+)، صنعت و معدن (5/17-)، خدمات (6/1-)، تولید ناخالص داخلی با نفت (4/5-) و بدون نفت (1/3-). در گزارش خلاصه تحولات اقتصادی کشور در سال 1391 (منتشره توسط بانک مرکزی)، شاخص های رشد سال 1391 بشرح جدول ذیل منتشر می شود. گروه کشاورزی (3/6+)، گروه نفت (1/34-)، گروه صنایع و معادن (4/12-)، گروه خدمات (4/0-)، تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه (8/5-) و تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه بدون نفت (1/3-). در گزارش شماره 75 (سه ماهه اول سال 1393) منتشره توسط بانک مرکزی ارقام نرخ رشد اعلامی بشرح جدول ذیل می باشد: جدول 2. رشد تولید ناخالص داخلی برحسب فعالیتهای اقتصادی
|
به قیمت ثابت سال1383
|
1388
|
1389
|
1390
|
1391
|
1392
|
|
گروه کشاورزی
|
9.6
|
4.9
|
0.1-
|
3.7
|
4.7
|
|
گروه نفت
|
5.4-
|
4.2
|
1-
|
37.4-
|
8.9-
|
|
گروه صنایع و معادن
|
4.2
|
7.9
|
5
|
8.1-
|
2.9-
|
|
گروه خدمات
|
2.6
|
6.7
|
5.8
|
1.1
|
1.5-
|
|
تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه |
1.3
|
6.5
|
4.3
|
6.8-
|
1.9-
|
|
تولید ناخالص داخلی به قیمت پایه(بدون نفت) |
2.1
|
7
|
5.4
|
0.9-
|
1.1-
|