رشد 13 درصدی ذخایر ارزی ایران
ذخایر رسمی ارزی ایران – مثل هر کشور دیگری – نشانههای قدرت در ایجاد تراز حساب جاری مثبت است. به این معنی که ایران در یک سال چقدر ارز وارد کشور کرده و چقدر ارز از ایران خارج شده است.
این شاخص میتواند پایهیی برای قدرت چانهزنی اقتصادی و اعتبارگرفتن از منافع بینالمللی در قالبهای گوناگون باشد. برآوردها نشان میدهد در سال ۱۳۹۲ تراز حساب جاری ایران 29.2میلیارد دلار بوده که معادل ۸ درصد تولید ناخالص داخلی بوده است. ترازحساب جاری ایران در سال ۱۳۹۰ معادل 59.4 میلیارد دلار گزارش شده است. براساس برآورد مقامهای ایران و برآوردهای کارشناسان صندوق بینالملل پول تراز حساب جاری ایران از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸روندی کاهنده را تجربه خواهد کرد و از 20.4میلیارددلار به 1.9میلیارد دلار در سال ۱۳۹۸ میرسد. متناسب با روند کاهنده تراز حساب جاری ارزی درسالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۸ نسبت تراز حساب جاری به تولید ناخالص داخلی نیز روندی کاهنده را تجربه کرده و از ۸ درصد در سال ۱۳۹۳ به 0.4درصد درسال ۱۳۹۸ میرسد. به گزارش ساعت 24 آمار منتشر شده از طرف سایت پژوهشکده پولی و بانکی به نقل از مقاله «حفظالله سلطان محمدی» به نام ضرورتها، محدودیتها و راهکارهای مدیریت ذخایر ارزی خارجی به ویژه در شرایط فعلی اقتصاد که درچند وقت پیش در بیست و چهارمین همایش سالانه سیاستهای پولی و ارزی ارایه شده است، ذخایر ناخالص رسمی ایران در سال ۱۳۹۳ به ۱۰۴میلیارد دلار میرسد که ۱۳درصد نسبت به ۱۳۹۲ رشد را تجربه خواهد کرد. جدول حاضر در این نوشتار تحولات حساب جاری ارزی خارجی ایران تا سال ۱۳۹۸ را به تصویر کشیده است. راهکارهای کارآمد شدن حفظالله امین درمقاله کارشناسی خود چند راهکار را به شرح زیر برای کارآمد شدن سیاستهای ارزی ارایه کرده است: *هماهنگی لازم با سیاستهای ارزی *تعیین و بازنگری سطح مناسب نگهداری ذخایر با توجه به سیاستهای پیش روی مربوط به نرخ ارز و مدیریت آن درچارچوب نظام شناور مدیریت شده *لحاظ کردن الزامات بینالمللی که میتواند دربرگیرنده عواملی همچون سطح تعهدات خارجی کشور به عنوان یک محدودیت اصلی باشد که در مواردی به لحاظ شرایط خاص حاضر و محدودیتهای موجود موانعی نیز احتمالا درمورد ایفای آنها به وجود آمده است، اگرچه سطح این تعهدات به لحاظ کمی با توجه به شاخصهای مربوط رقم بالایی نیست. امکان دسترسی به تسهیلات ارزی درموارد خاص و نیز منظور داشتن الزامات بلندمدت سیاسی با توجه به نوسانات روابط سیاسی با طرفهای تجاری با توجه به شرایط تازه ازجمله عوامل دیگر در این زمینه است. *ارتقای کیفی چارچوب سازمانی مدیریت ذخایر و بازنگری آن با توجه به شرایط حاضر *انجام جرح و تعدیلات لازم *مشارکت فعال در تعاملات داخلی و بینالمللی در زمینه پیشبرد اهداف استراتژیک مدیریت ذخایر ارزی به خصوص تسهیل قابلیت دسترسی و نقدینگی بیشتر ذخایر *بازنگری درلایههای ذخایر با توجه به شرایط موجود درترکیب نقدینگی ذخایر و تخفیف ریسکهای مربوط به آن در لایههای مختلف وجوه در گردش، ذخایر شبهنقد و ذخایر استراتژیک که در اقدامات گذشته مربوط به مدیریت ذخایر ارزی خارجی توجه خاص به آن مبذول شده بود، یک بازتعریف با توجه به شرایط موجود به عمل آید. استفاده از تجربیات تجربیات منفی گذشته درحوزههای مختلف ازجمله تجربه ناموفق اجرای سیاست یکسانسازی نرخ ارز در اوایل دهه ۱۳۷۰ و موضوع نحوه حمایت منابع ارزی از اجرای این سیاست در آن زمان، تجربه نامناسب اجرای عملیات حساب ذخیره ارزی در سالهای اوایل دهه ۱۳۸۰ اگرچه ایجاد این حساب به عنوان یکی از اقدامات مثبت در حوزه اداره منابع ارزی کشور محسوب میشود به علاوه سایر تجربیات همزمان مثبت در حوزههای ارزی شامل اجرای سیاست یکسانسازی نرخ ارز در سال ۱۳۸۱ و اقدامات اصلاحی مربوط به بهینهسازی مدیریت ذخایر ارزی طی همین دوره همواره باید به عنوان چراغ راه اقدامات مشابه در این زمینه که در راس برنامههای آتی مقامات مالی و پولی قراردارد، موردتوجه قرار گیرد.