بهار عربی ارزشش را داشت؟
انقلاب های عربی در سال گذشته در تلاش برای سرنگونی دیکتاتورها از تونس تا صنعا، توجه جهانی را به سوی خود جلب کردند. اما هنوز موفق نشده اند در زندگی افرادی که توانستند از رژیم های سابق نجات پیدا کنند، بهبود قابل توجهی ایجاد کنند. دراین مقاله با نگاهی به هزینه های این انقلابها به این پرداخته می شود که آیا بهار عربی ارزش این هزینه ها را داشت؟
اقتصاد آنلاین/گروه جهان/عطیه همدانی:
انقلاب های عربی در سال گذشته در حال تلاش برای سرنگونی دیکتاتورها از تونس تا صنعا، توجه جهانی را به سوی خود جلب کردند. اما هنوز موفق نشده اند در زندگی افرادی که توانستند از یوغ بندگی حاکمان ستمگر اشان نجات پیدا کنند، بهبود قابل توجهی ایجاد کنند.
قیمت آزادی قابل محاسبه نیست، از طرفی به نظر می رسد که محاسبه دقیق هزینه های واقعی بهار عربی نیز بسیار سخت است. چه تعداد انسان در این درگیری ها مردند و یا تبعید شدند؟ چگونه بهارهای عربی بر روی اقتصاد و سطح استاندارد زندگی تاثیر گذاشته اند؟ آیا بهارهای عربی به ثبات جامعه اشان افزوده اند یا از آن کاسته اند؟ یک بررسی بر روی اعداد، نتایج ناخوشایندی را نشان می دهد: در چهار کشور با بیشترین درگیری: مصر، لیبی، سوریه و یمن در حدود 50000 نفر از آغاز انقلاب ها کشته شده اند و هر چهار کشور از نظر شاخص دولت های ضعیف [1] در سال 2012 عقب گرد داشته اند و به نظر می رسد که در سال بعد نیز همین روند را داشته باشند. بر طبق آمار صندوق بین المللی پول، در حدود 20 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی (GDP) به علاوه بیش از 35 میلیارد دلار سرمایه های دولتی در بحرین، مصر، لیبی، سوریه، تونس و یمن از بین رفته است.
اما هر کشوری هزینه ناشی از انقلاب را به روش خودش اندازه گیری خواهد کرد. واضح است که در لیبی، کاهش مرگ و میر در جنگ داخلی مهم تر از سایر هزینه های انقلاب است. برای عموم مصری ها، رشد انگیزه های سیاسی و شکوفایی اقتصادی وزن بیشتری نسبت به خشونت بین معترضان و نیروهای امنیتی دارد. دریمن، دولت و اقتصاد قبل از بهار عربی در حال فروپاشی بود، و واقعاً تمام شاخص ها به صورت واضح و هشدار دهنده ای منفی هستند در نتیجه حرکت های اعتراضی به شیوه های خشن باید منافع مستقیم داشته باشند. در سوریه فقط هزینه وجود دارد که شامل مرگ هزاران نفر، صدها هزار تبعید و آغاز رکود شدید اقتصادی است.
بنابراین سوال این است که آیا بهار عربی، ارزشش را داشت؟
از آنجاییکه همه این تغییرات بنیادی در حال تکمیل هستند، تنها طالع بین ها و انسان های کم خرد می توانند یک پاسخ قاطعانه به این سوال بدهند. با وجود خشونت و اغتشاش جاری در لیبی، به نظر می رسد که دلتنگی برای معمر القذافی وجود نداشته باشد. در مصر نیز وضع به همین منوال است و هواداری از حسنی مبارک در بین افراد باقی مانده از رژیم سابق بسیار کم است. در این کشورها با وجود اینکه هزینه های انقلاب بسیار زیاد است؛ اکثر افراد اعتقاد دارند که شورش ها، حداقل در حال حاضر ارزش داشتند. پاسخ به این سوال در مورد یمن بسیار پیچیده تر است؛ در این کشور بحران های پیچیده باعث می شود که تشخیص شروع اغتشاش و اینکه چگونه پایان خواهد یافت، دشوار شود.
احتمالاً سوریه، بهترین مثال برای پاسخ منفی به این سوال می باشد؛ نه ارزشش را نداشت! در سوریه هنوز حرکت های اعتراضی و شورش ها برای مقابله با آن، از بین نرفته است. کاملاً واضح است که هزینه های برکناری رژیم حاضر از لحاظ مالی و جانی بسیار گزاف خواهد بود. اما پاسخ خشن به این اعتراض ها نیز شاید اثر معکوس بگذارد. بهرحال سوریه در این مدت بواسطه این کشمکش ها بیش از 6 میلیارد دلار از جی دی پی خود را از دست دادند.
|
کشور |
رتبه از لحاظ شاخص دولت های شکست خورده |
میزان مرگ و میر |
هزینه های اقتصادی |
پناهندگی |
بحران های حقوق بشر |
|
|
2011 |
2012 |
|||||
|
مصر |
45 |
31 |
براساس آمار دولتی، حداقل 846 مصری در سه هفته آغاز شورش در سال گذشته کشته شدند. در ماه های آتی نیز حداقل 150 نفر در درگیری های خشن خیابانی کشته شدند. |
بعد از افزایش 5 درصدی در تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال 2010، در سال 2011 تولید ناخالص داخلی (GDP) کم تر از 2 درصد، رشد داشته است. |
||
|
لیبی |
111 |
50 |
اگرچه هیچ آمار بی طرفانه ای از تعداد افراد کشته شده در جنگ داخلی لیبی موجود نیست اما دولت جدید ادعا می کند که حداقل 30000 نفر از دو طرف کشته شده اند. درگیری های بعد از جنگ نیز منجر به کشته شدن تعداد زیادی دیگر شده است. |
از آنجاییکه در طول جنگ داخلی، صادرات نفت لیبی 40 درصد کاهش یافت؛ این کشور با کاهش 60 درصدی تولید ناخالص داخلی (GDP) روبرو شد. کشور لیبی برنامه ریزی کرده است که صادرات نفت را تا سطح قبل از جنگ داخلی افزایش دهد که در این صورت تولید ناخالص داخلی (GDP) به میزان 76 درصد رشد خواهد داشت. |
بر طبق آمار سازمان بین المللی مهاجرت بیشتر از 700000 نفر که بیش از نیمی از آنها نیروی کار تبعیدی بودند، در خلال جنگ های داخلی از کشور فرار کرده اند و تعداد کمی به کشور بازگشتند. |
|
|
یمن |
13 |
8 |
دولت یمن اخیراً تخمین زده است که 2000 نفر در اغتشاشات منجر به کناره گیری علی عبدالله صالح کشته شده اند. آمار 200 نفر کشته شده که توسط سازمان عفو بین المللی اعلام شده است؛ به مراتب کم تر از این رقم است. |
قبل از بحران، سازمان ملل متحد برای رشد 3.4 درصدی یمن در سال 2011 برنامه ریزی کرده بود اما با تورم به طور متوسط 20 درصدی، این نرخ رشد به شدت کاهش یافت. براساس تخمین های صندوق بین المللی پول، رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) یمن به میزان 0.5 درصد در سال 2012 کاهش خواهد یافت. |
حدود نیم میلیون از یمنی ها از خانه های اشان در سال های اخیر تبعید شده اند. تقریباً یک میلیون کودک یمنی در معرض سوء تغذیه قرار دارند و 250000 کودک با خطر مرگ روبرو هستند. حدود 55 درصد یمنی ها در زیر خط فقر با در آمد کمتر از دو دلار در روز زندگی می کنند که 10 میلیون نفر آن ها با مشکل عدم امنیت غذایی روبرو هستند و 5 میلیون نفر از آن ها با مشکل جدی امنیت غذایی درگیر هستند. تخمین زده می شود که نرخ بیکاری جوانان بیشتر از 50 درصد باشد. |
|
|
سوریه |
48 |
23 |
آخرین تخمین سازمان ملل متحد از تعداد کشته شدگان سوری در شورش در اواخر ماه مارس، بیشتر از 9000 نفر است. احتمال می رود که در حال حاضر این رقم بیشتر از 10000 نفر باشد. گروه های مخالف این رقم را نزدیک به 15000 نفر اعلام کرده اند. |
در ماه می، سازمان ملل متحد تخمین زد که نیم میلیون سوری از خانه های اشان در زمان درگیری رانده شدند و 73000 نفر از آن ها به کشورهای همسایه مانند اردن، لبنان و ترکیه پناهنده شدند. |
ارزش پول سوریه به شدت در حال کاهش است، تورم در حال افزایش شدید است و صادرات در حال متوقف شدن است. بررسی های ژئوپلیتیک نشان می دهد که این کشور از اکتبر 2011، بیشتر از 6 میلیارد دلار از تولید ناخالص داخلی (GDP) را از دست داده است. |
|
[1] Failed States Index