نبرد خاموش آسیای مرکزی در حوزه انرژی
آسیای مرکزی با سرعت خود را به میدانی برای رقابت در زمینه دستیابی به منابع انرژی مطرح میکند.
بازی بزرگ جدیدی که در منطقه راه افتاده است، این بار درباره اثرگذاری سیاسی یا قلمرو مرزی نیست، این بار رقابت بر سر منابع خام و انرژی است که زمانی همگی در اختیار شوروی سابق بودند.
رقابت مهمی هم در منطقه دریای خزر شکل گرفته است، سهم دریای خزر از صادرات جهانی نفت و گاز تا ٢٠ سال آینده به ٩ تا ١١ درصد افزایش خواهد یافت.
روسیه با شبکه گسترده خطوط لوله یکی از غولهای ترانزیت انرژی در آسیای مرکزی است. سیستم مرکزی خطوط لوله گاز آسیای مرکزی که خط اول آن در سال ١٩٦٠ تکمیل شد میتواند نمونه خوبی از این وضعیت باشد.
این شبکه امکان انتقال گاز ازبکستان و ترکمنستان به روسیه را فراهم میکند که این کشور هم میتواند آن را به مصرف داخلی برساند یا به اروپای تشنه گاز منتقل کند.
مسکو کماکان تاثیر خود را بر روی منطقه حفظ کرده و در نتیجه از لحاظ سیاسی و اقتصادی منافع خود را تضمین میکند.
در چنین شرایطی یک سیستم خط لوله پیچیده مستقل برای خروج منابع طبیعی از این منطقه یک ضرورت محسوب میشود. در شرایطی که دسترسی منابع موجود در خزر به آبهای آزاد مقدور نیست، نفت و گاز باید قبل از رسیدن به مصرف کننده نهایی از چند مرز عبور کند.
چنین راه حلی به سرمایهگذاری کلانی نیاز دارد و با همین رویکرد، تنوع سازی انرژی در آسیای مرکزی پیش میرود.