ارز ثابت یا شناور؛ مساله این نیست!
مدتهای مدیدی است که نظام ارزی ما مشکل دارد و این مشکلات زمانی حل میشوند که تاثیر دوسویهی این متغیر مهم و کلیدی را بر بازار باور کنیم و دست از تنظیم دستی قیمتها و نرخها برداریم. مضاف بر این، باید توجه داشته باشیم که تعادل عرضه و تقاضای ارز در کشور ما تا حد زیادی متاثر از فروش نفت است.
اقتصادآنلاین/گروه اقتصادکلان:
مدتهای مدیدی است که نظام ارزی ما مشکل دارد و این مشکلات زمانی حل میشوند که تاثیر دوسویهی این متغیر مهم و کلیدی را بر بازار باور کنیم و دست از تنظیم دستی قیمتها و نرخها برداریم. مضاف بر این، باید توجه داشته باشیم که تعادل عرضه و تقاضای ارز در کشور ما تا حد زیادی متاثر از فروش نفت است.
بیتوجهی به توسعه کیفی بورس، وضعیت بازارهای جانشین سرمایهگذاری را بحرانی کرده است. مدتهای مدیدی است که نظام ارزی ما مشکل دارد و این مشکلات زمانی حل میشوند که تاثیر دوسویهی این متغیر مهم و کلیدی را بر بازار باور کنیم و دست از تنظیم دستی قیمتها و نرخها برداریم. مضاف بر این، باید توجه داشته باشیم که تعادل عرضه و تقاضای ارز در کشور ما تا حد زیادی متاثر از فروش نفت است.
در گذشته، هر از چند گاهی که مشکل ملتهبشدن نرخ ارز در بازار پیش میآمد، دولت عمدتا با استفاده از افزایش قراردادهای پیشفروش نفت _ و تزریق بیشتر ارز _ بازار را به سمت تعادل میکشاند. با تحریم نفتی اخیر کشورمان، بیم آن میرود که این ابزار مهم تنظیم بازار، از دست خارج شده و نتوان تعادل را در بازار ایجاد کرد.
به گزارش ایسنا، مهمترین دلیل وجود التهاب در بازارهای ارز، طلا و مسکن _ و بهطور کلی هر بازار جانشین سرمایهگذاری در ایران _ فقدان بهرهمندی از محیطی امن برای سرمایهگذاری در بازار سرمایه است. البته در سالهای اخیر تلاشهایی در راستای ارتقای توسعه ی بورس صورت گرفته است، اما این تلاشها عمدتا متوجه توسعهی کمی بازار ثانویه بودهاند و نه توسعهی کیفی آن. نمیتوان تنها از افزایش ارزش معاملات در بورس سه سخن به میان آورد، در حالی که سهم مردم کشور از این افزایش نامعلوم است.
چند سال پیش تحقیقی در یکی از دانشگاههای فرانسه صورت گرفت که نشان میداد بخشی از بحرانهای اقتصادی _ سیاسی کشورها ناشی از بیاعتمادی مردم به عملکردهای آتی دولتها است که این خود نیز تابعی از عملکردهای پیشین سیاستگذاران و دولتمردان است.
در ادامه این مطلب که در نشریه اقتصاد ایران منتشر شده، آمده است: نکته آن است که در زمانهای بحرانی، اقدامات دولتها تنها در سایهی اعتماد مردم به ابزارهای اقتصادی و سیاسی دولت مرکزی نتیجه خواهند داد. خوب یا بد، باید قبول کنیم امروز به خاطر عدم تحقق وعدههای دولتمردان طی سالیان اخیر، مردم کشورمان اعتماد کمی نسبت به سیاستهای اقتصادی مسوولان دارند و به همین دلیل قادر نیستیم مشکلات اقتصادی کشور را در سایهی این سیاستها حل کنیم.
سیگنالهای بینظم تورم و مصرف
مساله دیگر در خصوص التهابات بازارهای جانشین، تورم موجود در کشور و شکلگیری انتظارات تورمی در بین مردم است. این دو مقوله به روی هم، عارضهی دیگری را به وجود میآورند و آن اینکه رفتار مردم در کشورمان همسو با سیگنال قیمتها نیست و با افزایش قیمت یک کالا و یا طیفی از کالاها، مردم به دلیل ترس از تداوم گرانی و عدم دستیابی به کالای مورد نظر، اقدام به خرید بیشتر به منظور ذخیره احتیاطی (در خصوص کالاهای مصرفی) و حفظ ارزش داراییهایشان (در خصوص کالاهای سرمایهای) مینمایند و همین رفتار، دلیلی برای التهاب بیشتر قیمتها در بازار میشود.
با توجه به نارساییهایی که در حوزهی ارزی کشور برشمرده شدند، پیشنهاد میکنیم راهکارهای زیر به کار بسته شوند تا مشکلات به حداقل برسند:
_ تمرکز جدی روی توسعهی کیفی بورس اوراق بهادار در کنار پیشبرد کمی آن.
_شفافسازی اطلاعات در تمام عرصههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و کاهش بوروکراسیهای پیچیده.
_ بسترسازی با حساب و کتاب برای آزادسازی نرخ ارز و استفاده از سیستمی بهنام ثبات طبیعی ارز و جلوگیری از اقداماتی نظیر کنترل دستوری و یا آزادسازی بیمهابا.
_ احترام به اندیشهی سرمایهگذاری و فراهمسازی مأمنی برای سرمایهگذاران با دانستن این نکته که فقدان چنین بستری، زمینهی تداوم سرمایهگذاری در بازارهای جانشینی همچون طلا، ارز و مسکن را در پی دارد.
_ رفع بیچون و چرای ریسکها در فضای اقتصادی و سیاسی کشور.
_ توسعه بیشتر قراردادهایی نظیر فوروارد ارز، قراردادهای آتی و سوآپ ارزی برای محافظت از صنعت گرانی که با مبادلات ارزی سروکار دارند.