دولت شفافیت را از خود شروع کند

دولت شفافیت را از خود شروع کند

دولت به جای ماجراجویی در بین مردم، که تبعاتی هم برایش بدنبال دارد، بهتر است شفافیت را از خود شروع کند. سپس سراغ مردم برود.

اقتصاد آنلاین- یکی از بحث های داغ این روزها سرک کشیدن دولت در حساب های مردم است. مانند هر ایده ای دیگر در ایران، این بحث هم جنجال عجیبی به دنبال داشته است، تا جایی که رئیس مجلس هم موضع گیری کرده و تلویحا گفته است نباید حریم اطلاعات اقتصادی افراد مورد تفتیش قرار گیرد. نطفه این بحث از شروع ثبت نام برای فاز دوم هدفمندی یارانه ها شکل گرفت، جایی که در صفحه اول شما باید بیانیه ای را امضا میکردید که بعید میدانم کمتر کسی مطالعه کرده باشد؛ و آنهم این بود اگر میخواهید یارانه بگیرید باید اجازه دهید ما اظهاراتتان را راستی آزمایی کنیم. از آنجا که 12 روزِ ثبت نام، کافی نت ها و دفاتر دیگر فرصت سر خاراندن نداشتند بعید است کسی درخواست کرده باشد اول این بیانیه را مطالعه کند سپس تصمیم به ثبت نام یا انصراف بگیرد. تصمیم دولت در این حوزه هوشمندانه بود چون بعد از تکلیف قانون گذاران که همان نمایندگان مردم هستند، از تک تک مردم هم اجازه گرفتتا اطلاعاتشان را پایش کند.

بلایی که بر سر برخی آمده است مصداق بارز ضرب المثل معروف است که "از هول حلیم روغنی افتاد در دیگ ده منی"، چرا که برای 45 هزار تومان ماهانه، اجازه داده اند رازهای مالی آنها فاش شود. این رویکرد دولت، یک بده بستان ساده است که البته باید جدی گرفته شود. اما موضوع سرک کشیدن های دولت فقط به اینجا ختم نشد و آنقدر جدی شد که بسیاری از صاحبنظران فرصت را غنیمت شمردند و گفتند با این بدعت دولت، راه هموار است تا این قبح شکسته شود و همه در حوزه اقتصادی تجسس شوند، شاید مرهمی باشد بر درد فساد اقتصادی فراگیر در ایران!

در مقابل کم هم نبودند کسانی که حریم افراد را محترم شمردند و تجسس دولت را به هر بهانه ای، نقض قانون و حقوق شهروندی دانستند و دولت را از این تصمیم نهی کردند. از آنجا که این موضوع فراتر از هدفمندی مطرح شده است پس باید این دو حوزه را کاملا از هم جدا کرد، یعنی یکی تفتیش اطلاعات مردم برای راستی آزمایی خود اظهاری آنها در مقوله فاز دوم هدفمندی و دیگری ادامه دار بودن این تجسس ها به منظور افزایش شفافیت اقتصادی و جلوگیری از ویژه خواری که بحث روز شده است.

بحث هدفمندی، مجال دیگری می طلبد اما در مورد اینکه دولت نه فقط در این مقطع خاص بلکه همیشه باید اطلاعات اقتصادی را مورد بازبینی قرار دهد و همیشه هوشیار باشد که مبادا کسی بخواهد در راه نا مشروع قدم بردارد، کمی اوضاع فرق میکند. مخالفان و موافقان زیادی اظهار نظر کرده اند و مثال هایی هم زده اند که شاید موثر واقع شود. موافقان، کشورهای اروپایی و آمریکا را مثال میزنند که در حوزه مبارزه با فساد اقتصادی، ویژه خواری و پولشویی کسی حریمی ندارد. استدلال میکنند که حریم خصوصی افراد فقط وقتی محترم است که آنها هم حریم جامعه را محترم بشمارند و در نظام اقتصادی جامعه اخلال وارد نکنند. شفافیت اقتصادی این کشورها، درآمد سرانه بالا و رفاه آنها را مثال میزنند و آن را، نتیجۀ قاطعانه برخورد کردن در حوزه ادارۀ اقتصادی جامعه میدانند.

مخالفان اما نظر دیگری دارند آنها سوئیس و سنگاپور و فیلیپین را در لیست خود دارند که به بهشت های مالی دنیا معروف شده اند و اتفاقا کم هم پیشرفته نیستند حداقل سوئیس و سنگاپور. ذکر میکنند عدم وجود قوانین ضد فساد، سرمایۀ زیادی روانه این کشورها کرده و همین پول ها نقش زیادی در توسعه یافتگی آنها ایفا کرده است. تا جایی پیش میروند که میگویند ما هم به مانند سوئیس حساب های بانکی حتی بدون نام داشته باشیم و غیر از اینکه مردم کشورمان در یک فضای بدون حصارکشی قانونی فعالیت اقتصادی داشته باشند، کاری کنیم تا سرمایه داران بقیه کشورها هم پول های بی نام و نشانشان را اینجا بیاورند.

به نظر می رسد شفافیت اقتصادی مهمتر است و مخالفان شفافیت غالبا منافعی خاص را پیگیری می کنند، اما با توجه به سطح خاص رابطه حاکمیت با مردم، روشی که برای پایش اطلاعات و شفافیت حساب ها اعلام شده معقول نیست. به نظر می رسد باید به جای رویکرد فعال و مستقیم از رویکرد پسیو یا غیرفعال یاری جست. آنهم به جای سرک کشیدن به حریم مردم، حریم دولت را فاش کنیم، یعنی دولت شفاف شود و در این گذار قطعا مردم هم خود بخود شفاف خواهند شد و علاوه بر این، برخوردی هم بین دولت و مردم در این راه صورت نخواهد گرفت.

برای واضح شدن موضوع، مثالی میزنم: سال 87 که به عنوان کارآفرین برتر دانشگاه تهران انتخاب شده بودم برای ارائۀ ایدۀ خود به اعتبار دانشگاه تهران، سراغ شرکت های زیادی رفتم. در یکی از این جلسات مدیرعامل شرکتی یک راز برایم بازگو کرد که باعث شد دیدگاهم به کسب و کار در ایران تغییر کند. ایشان بسیار رک و واضح گفتند که ایده ام را دور بریزم و برای پولدار شدن فکر دیگری بکنم. راهی که جلوی پایم نهاد با یک توضیح همراه بود. توضیح داد که همه میگویند تهران شلوغ است، خب شلوغ است چون دولت اینجاست، چون دولت ما هم یک دولت نفت خوار است و پول ها دست اوست، ناچار مردم هم دنبال دولت راه افتاده اند و رانت خوار شده اند. برایم اقتصاد ایران را اینگونه تصویر کرد که دولت صاحب یک جریان عظیم پول است و اگر میخواهی پولدار شوی پس به این جریان وصل شو و حفره ای در آن ایجاد کن، هر چند این حفره کوچک باشد اما به اندازه کافی پول از آن بیرون می پرد و تو کافیست فقط پول های بی زبانِ بیرون جهیده را جمع کنی.

این تجربه شخصی بارها برایم اتفاق افتاده و کاملا به آن ایمان پیدا کرده ام. این تجربه به ما میگوید اگر میخواهید فساد اقتصادی درمان شود باید شفافیت اتفاق بیفتد و لازمۀ آن، شفافیت خود دولت است. از آنجا که اکثریت مردم از دولت ارتزاق میکنند پس یک بده-بستان همیشگی در جریان است. تار و پود فعالیت اقتصادی مردم و دولت به طرز عجیبی در هم تنیده شده است. این پیچیدگی یک پیام خاص دارد و آن اینکه دولت به جای ماجراجویی در بین مردم، که تبعاتی هم برایش بدنبال دارد، بهتر است شفافیت خود را گسترش دهد که بدلیل وابستگی اقتصادی زیاد مردم و دولت، قطعا رازهای اقتصادی مردم هم برملا خواهد شد.

در اقتصاد ما که بشدت وابسته به درآمدهای نفت است و دولت بزرگترین بنگاه اقتصادی است و در عین حال بزرگترین کارفرما هم هست پس کافیست دومینوی دولت بریزد بقیه دومینوها از پس او می آیند. کلید شفافیت و مبارزه با فساد در دست دولت است. اگر اراده اش باشد در همین دولت هم میتوان قدم های خوبی برداشت؛آنهم بدون برخورد مستقیم با فعالین اقتصادی اعم از سالم و غیر سالم!

x