توپ اقتصاد در زمین دولت یا مردم؟
فارغ از نتیجه، این اقدامات ضروری و لازم بود اما انفعالی که دولت در اعلام برنامه ها و رویه های جدید داشت و عدم هماهنگی ها قطعا یک نمره منفی در کارنامه تیم اقتصادی خواهد بود. به زبان ساده انتظار داشتیم اگر دولت میخواهد با مردم بازی کند، شطرنج بازی کند نه مار و پله!
دولت نوپای روحانی در حالی 9 ماهگی خود را تجربه میکند که بیشتر وقت آن در سال 92 به حل و فصل مناقشه اتمی با غرب گذشت. توجه همه به جولان دیپلماتیک دولت معطوف بود و نتیجه همه مطلوب گزارش شد. سال 93 هم با عرض اندام دولت در حوزه اقتصاد شروع شد. مشابه سیاست خارجی، اقتصاد هم میراث تصمیمات و رویه های 8 سال دولت احمدی نژاد بود. در هر دو حوزه اتفاقاتی افتاده بود که براحتی نمیتوان در مورد عاقبت خیر یا شرّ آنها به قطعیت رسید اما یک تغییر جدی در رویکردها ضروری به نظر می رسید.
مهمترین تصمیم همه این سال ها در حوزه اقتصاد، بی شک هدفمندی یارانه هاست. تصمیم شجاعانه ای که فقط از احمدی نژاد بر می آمد اما از نتایج پیداست این تصمیم شجاعانه با تدبیر خاصی همراه نبوده و مرز شجاعت به طرز عجیبی در حال شکستن بود. دولت جدید باید فکرِ بکری بکار میگرفت تا رویکرد موجود را تغییر دهد و در عین حال به شدت مراقب بود تا ثبات اقتصادی چند ماه اخیر که به لطف مذاکرات هسته ای در حیات خلوت رسانه ای بدست آمده بود خدشه دار نشود.
اولین اقدام جدی در همین راستا غربال دریافت کنندگان یارانه بود که با استقبال کارشناسان همراه شد. اما دولت به نظر میرسید برای جلوگیری از تنش، تشخیص اولیه را به مردم واگذار کرده و توپ را در زمین آنها انداخت. البته دو قانون برای بازی وضع کرد تا ببیند در این چارچوب مردم چگونه بازی خواهند کرد:
1. تهدید کرد که اگر خودشان انصراف ندهند بدعت جدیدی وارد بازی میکند و به حسابهایشان سرک میکشد که البته بعدا پشیمان شد و تلویحا گفت قمپز در کرده است.(قمپز یک نوع توپ جنگی دوران عثمانی است که در کوهستان ها شلیک میشد و آثار تخریبی نداشت فقط سر و صدا ایجاد میکرد!)
2. این قانون مثل قبلی تهدید آمیز نیود بلکه با خواهش و تمنا همراه بود و از مردم خواستند هر چه بیشتر انصراف دهید ما خدمات بیشتری در حوزه سلامت و حمل و نقل و ... ارائه میکنیم و اعلام این حجم از خدمات را به پایان ثبت نام موکول کرد.
در این بازی دولت با اینکه وضع کننده قوانین نیز بود، اما امتیاز خاصی نگرفت و حجم کمی از مردم از ثبت نام سر باز زدند و توپ را دوباره به زمین دولت فرستادند. انتظار میرفت در این حالت، دولت انتقامی جدی بگیرد و قیمت حامل های انرژی را بیشتر از آنچه که در فکرش میگذشت افزایش دهد اما فوبیای تورم این امکان را از آنها گرفت و دولت را به انفعالی عجیب فرو برد. انفعالی که باعث شد دست به عصا و با ماکسیمم احتیاط این بازی را اداره کند. در مرحله اول اوایل اردیبهشت سهمیه بنزین 400 تومانی را شارژ نکرد و زمزمه ای براه انداخت که شاید بنزین های 400 تومانی قبلی هم سوخت شود و منتظر واکنش مردم شد. حال یا از نتیجه این بازی ها و یا خیلی اتفاقی، دلار بعد از ثباتی طولانی باز هوس صعود کرد و ضربانش بالا رفت. شرایطی غیر عادی که با توجه به سیر نزولی شاخص بورس به شدت اعتماد بنفس تیم اقتصادی را گرفت و مثل هر شرایط بحرانی دیگر فقط جلسات بحرانی تشکیل دادند تا از این بازار و آن بازار حمایت کنند و اصل عدم تداخل دولت در بازارها را بارها نقض کردند.
همه این شرایط باعث شد دولت به جای حرکت بر روی یک برنامه مدون و مشخص، تنها واکنش نشان دهد. با اعلام قیمت جدید بنزین در شامگاه پنج شنبه آنهم با این فروض که بنزین 400 تومانی همچنان قابل برداشت است و قیمت هم کماکان دو نرخی خواهد بود، دولت بازی خود را انجام داده است و منتظر بازی مردم در زمین تورم است.
فارغ از نتیجه این اقدامات ضروری و لازم بود اما انفعالی که دولت در اعلام برنامه ها و رویه های جدید داشت و عدم هماهنگی ها قطعا یک نمره منفی در کارنامه تیم اقتصادی خواهد بود. به زبان ساده انتظار داشتیم اگر دولت میخواهد با مردم بازی کند، شطرنج بازی کند نه مار و پله!
کاش دولت به جای گیر افتادن در این بازی بی سر و ته یکی از تدبیرهایش را هم در حوزه اقتصاد خرج میکرد. یکی از این تدبیرها می توانست این باشد که دولت سناریوهای مختلف برای واکنش به تعداد ثبت نام کنندگان یارانه را طراحی میکرد و به محض اتمام زمان ثبت نام، بر اساس آمارهای بدست آمده، سناریوی مورد نظر را اعلام و اجرا می کرد. آشفتگی دولتی ها بعد از انتشار آمار ثبت نام کنندگان و اظهار نظرهای ضد و نقیض به هیچ وجه شایسته نیست و ناظران اقتصادی را به شدت نا امید کرد. وظیفه سیاستگذار تنها انتخاب سیاست درست نیست بلکه شفافیت و قاطعیت در اجرا هم از فاکتورهای موثر در موفقیت این سیاست هاست.