از یارانه انصراف‌بدهیم یا ندهیم؟

از یارانه انصراف‌بدهیم یا ندهیم؟

هزینه این اعتماد(انصراف از دریافت یارانه) در یک سال 540 هزار تومان است.اگر اعتماد نکنیم و تورم 45 درصدی را به جان بخریم، این یعنی درآمد سرانه ایرانی ها 45 درصد از ارزش خود را در یکسال از دست خواهد داد یعنی مبلغی بیش از 6 میلیون تومان.

طبق آمار رسمی منتشر شده در سال 92، دولت از محل افزایش قیمت حامل های انرژی 28 هزار میلیارد درآمد کسب کرده است. طبق قانون دولت می توانست تا 50% این مبلغ رابه اقشار کم درآمد کمک مالی بکندو میزان این یارانه نمی بایست بیشتر از 14 هزار میلیارد تومان می شد. با سیاست های غلط دولت قبلی، میزان یارانه های نقدی سر از 42 هزار میلیارد در آورد. این یعنی درآمد حاصل از افزایش قیمت ها نه تنها محلی برای افزایش درآمدهای دولت نشدبلکه دولت مجبور شد 14 هزار میلیارد هم از جیب خرج کند تا بتواند جوابگوی انتظارات بوجود آمده در سطح جامعه باشد. که البته اگر وضع به همین منوال پیش می رفت، طرح هدفمندی یارانه ها از یک اصلاح اقتصادی به یک کابوس تاریخی تبدیل می شد و نتیجه آن افزایش شتابان حجم نقدینگی و نهایتا تورم بودکه ضربه های مخرب به بدنه اقتصاد ایران غیرقابل جبران بود. پس دولت تصمیم به بازنگری این طرح گرفت تا نه تنها از آثار سو آن بکاهد بلکه بتواند نتایج اجرای این طرح را به اهداف آن نزدیک کند.

دولت در چند سال اخیر به بیش از 77 میلیون نفر ماهانه 45 هزار تومان پول پرداخت کرده است و طبق برنامه جدیدش تصمیم دارد رویۀ موجود را اصلاح کند. بدین صورت که در یک طرح داوطلبانه از تعداد یارانه بگیران بکاهد. علت داوطلبانه بودن آن هم فرصت کوتاه دولت برای اصلاح رویه و عدم اطلاعات دقیق و شفاف از درآمد و هزینه افراد و خانوارهاست. به عبارت دیگر دولت برای اجرای این اصلاح از مردم کمک خواسته درخواست کرده تا افرادی که که مبلغ یارانه روی مخارج روزانه شان تاثیر جدی ندارد از گرفتن آن صرفنظر کنند. هفته قبل در برنامه گفتگوی خبری، دکتر طیب نیا، وزیر اقتصاد تلویحا اعلام کرد آنهایی که مبلغ دریافتی آنها کمتر از 10% درآمد خانوارشان است لطفا انصراف دهند تا این مبالغ صرف هزینه های ضروری کشور و کمک به نیازمندان واقعی شود.

همچنین دولت در قانون بودجه سال 1393 از مجلس مجوز گرفته است تا در کنار حذف تعدادی از یارانه بگیران، کمی هم به قیمت حامل های انرژی اضافه کند و 20 هزار میلیارد درآمد بیشتر کسب نماید، که چون دولت تمایل ندارد شوک به بازار و نهایتا مردم وارد شود، فقط برای 7 هزار میلیارد از 20 هزار میلیارد برنامه ریزی کرده و این یعنی حدود یک سوم ظرفیت مجوز مجلس. پس سال 93، دولت در کل 35 هزار میلیارد توماناز محل واقعی کردن تدریجی حامل های انرژی کسب خواهد کرد وباید صرفا همین محل هم یارانه نقدی پرداخت کند وهم اگر چیزی ماند صرف سلامت و حمل و نقل عمومی و امنیت غذایی و ... بکند. اگر دولت بدنبال سیاست های پوپولیستی و پرداخت 45 هزار تومان باشد، با این پول فقط به حدود 65 میلیون میتواند یارانه دهد و این در مقایسه با 77 میلیون نفر قبلی یعنی اگر حدود 15 درصد از مردم انصراف بدهند دولت نه چیزی از این محل گیرش خواهد آمد و نه بخاطر آن بدهکار خواهد شد. اما فقط این مقدار کافی نیست و باید افراد بیشتری از حلقه خارج شوند تا دولت بتواند هم به متن قانون وفادار بماند و هم وعده وعیدهای خود را عملی کند.

حال فرض کنیم در مراحل بعدی(پایش اطلاعات) خود دولت هم حدود 10 درصد دیگر را حذف کندتا مبلغی حدود 4 هزار میلیارد تومان باقی بماند و خرج نیازهای اساسی مردم در حوزه بهداشت و سلامت بشود به طور مثال به آنهایی که بیمه سلامت ندارند دفترچه بدهند. اگر بیمه هر نفر حدود 180 هزار تومان برای دولت در سال هزینه داشته باشد، تازه با کناره گیری 25% فقط می توان 2 و نیم میلیون نفر را بیمه کرد (که البته همین امر هم بسیار ضروری تر و مفیدتر از تقسیم پول نقد بین همه است). هر چقدر تعداد انصراف دهندگان بیشتر شود، توان دولت برای برنامه ریزی و هزینه کرد دقیق تر و هدفمند یارانه پرداختی افزایش می یابد.

همه این حساب و کتاب ها و خوش بینی ها فقط وقتی درست از آب درخواهد آمد که در سطح جامعه نسبت به دولت جدید اعتماد وجود داشته باشد و (چه بهتر بود که همه اما نه لزوما) فقط و فقط حداقل همین 15 درصد باور داشته باشند که اگر آنها از گرفتن این پول انصراف بدهند، دولت با رعایت امانتداری، این منابع را در راستای بهبود سطح رفاهی دیگر هموطنانشان خرج خواهد کرد.

اما چرا باید به این دولت اعتماد کرد؟ هم میتوان اعتماد کرد، هم نه. هر کس به اندازه کافی برای خودش دلیل و سند و مدرک دارد. اما این سوال جواب ساده تری هم دارد؛ نمیشود دست روی دست گذاشت و چرخه معیوب عدم اعتماد دولت و مردم را ادامه داد. بلکه هر دو باید بکوشیم اعتماد از دست رفته در دولت های قبلی ( به خصوص دولت قبل) را بازیابی کنیم. هم مردم و هم دولت میدانند باید تغییراتی در حوزه اقتصاد رخ دهد و پیش این تغییر، اعتماد است.

سوال دیگری که اینجا مطرح می شود این است که هزینه اعتماد هر نفر به دولت چه میزان است؟و در قبال ان چه چیزی کسب می کند؟

اگر از آثار بلندمدت و جانبی این اعتماد صرفنظر کنیم و فقط حساب و کتاب آن را محدود به همین فاز برنامه برای یک سال آینده کنیم، با یک حساب سرانگشتی ساده میتوان پی برد که هزینه این اعتماد(انصراف از دریافت یارانه نقدی) برای هر ایرانی در یک سال 540 هزار تومان است.اگر اعتماد نکنیم. یعنی رویه دولت قبل ادامه پیدا کند و تورم 45 درصدی را به جان بخریم، این یعنی درآمد سرانه 4600 دلاری ایرانی ها (آمار سال 2012) 45 درصد از ارزش واقعی خود را در طول یکسال از دست خواهد داد. یعنی مبلغی بیش از 6 میلیون تومان.

آیا دولت اگر یارانه ها را کمی سر و سامان دهد میتواند تورم را کنترل کند؟

با توجه به مشاهدات چند ماه اخیر، جواب این سوال مثبت است. چرا که دولت در 6 ماه اول کار خود، به هدف گذاری تورمی خود در پایان 92 رسید. با توجه به تجربه 92 اگر دولت باز موفق باشد و به هدف گذاری خود در پایان 93 یعنی تورم 25 درصد برسد، یعنی 20 درصد از تورم 45 درصدی کاهش یافته است. 20 درصد درآمد سرانه که قبلا ذکر شد میشود 920 دلار یعنی نزدیک به 3 میلیون تومان که اگر انصراف دهیم این مبلغ میشود فایده انصراف از یارانه 540 هزار تومانی در سال. البته اگر بخواهیم سخنت گیرانه تر تصمیم بگیریم و احتمالات را هم وارد تصمیم گیری خود کنیم و بگوییم اگر انصراف دهیم قطعا 540 هزار تومان پول از دست می دهیم و این ضرر قطعی خواهد بود، در عین اما با احتمال 50 درصد موفقیت دولت در کنترل تورم، از ضرر 3 میلیون تومانی جلوگیری خواهیم کرد. که باز 50 درصد 3 میلیون تومان میشود 1 و نیم میلیون تومان که 3 برابر یارانه دریافتی هر کدام از ماست.

تمام کارهایی هم که به نفع اقشار محروم و آسیب پذیر جامعه از این محل انجام خواهد شد، اشانتیون ناقابلی خواهد بود برای تصمیم بزرگ دولت و اعتماد ملت.حال باید تصمیم بگیریم انصراف دهیم یا نه!؟

x