سخنان حجتی درباره تضادکشاورزی و محیطزیست
نخستین موضوعی که مدنظر قرار گرفته، جلوگیری از توسعه سطح است. باید بگویم دیگر آبی برای افزایش سطح کشاورزی نداریم. آبی که هماکنون استفاده میشود با فشار به ذخایر و سفرههای زیرزمینی به دست میآید. وضع سفرههای زیرزمینی و بخشی از دشتهای ما بحرانی است. قطعاً امروز و در آینده باید آب کمتری در کشاورزی مصرف کنیم.
زمانی که برای مصاحبه با مهندس حجتی، وزیر جهاد کشاورزی، پای به ساختمان اولیه وزارت جهاد گذاشتیم یک حس نوستالژیک به من دست داد. یاد آخرین باری افتادم که قبل از ادغام وزارتخانههای جهاد و کشاورزی در سال 1379 با مهندس سعیدیکیا - آخرین وزیر جهاد - گفتوگو کردم. اکنون پس از 13 سال دوباره به این ساختمان که دفتر اصلی وزیر جهاد کشاورزی است وارد میشویم تا با وزیر جهاد کشاورزی دولت یازدهم گفتوگو کنیم. این ساختمان در پی از دست رفتن ساختمان شیشهای وزارت جهاد کشاورزی در دولت قبل دفتر مرکزی وزارت جهاد کشاورزی شده است. حجتی به ما میگوید که آنها حتی نتوانستند ساختمان را که فرع کشاورزی است نگه دارند چه برسد به سیستم کشاورزی. گفتوگوی ما قرار بود برای نیم ساعت باشد اما مباحث مربوط به کشاورزی آنقدر عمیق است که این گفتوگو تا یکساعت ادامه داشت. محمود حجتی پس از 8 سال دوباره سکاندار وزارت جهاد کشاورزی شده است. در دوران وزارت او ایران توانست به خود کفایی گندم دست یابد و پایه سیاست رشد پایدار کشاورزی ریخته شود، پایهای که در دوره بعد تقریباً از بین رفت بهطوری که ایران اکنون بزرگترین واردکننده گندم و دیگر محصولات کشاورزی شده است. گفتوگوی ما با وزیر جهادکشاورزی را در ادامه میخوانید. به گزارش اقتصاد آنلاین در این مصاحبه روزنامه ایران با حجتی موارد جالبی مطرح شده است:
سال 84 قبل از روی کار آمدن دولت هشتم برای ارائه گزارش با آقای احمدینژاد ملاقات داشتید؟ بله.
چه صحبتهایی بین شما و ایشان رد و بدل شد؟ نگاه آقای احمدینژاد به بخش کشاورزی چه تفاوتهایی با نگاه شما داشت؟ در فاصله بین شروع کار رئیس جمهوری منتخب و قبل از تنفیذ، ملاقاتی با آقای احمدینژاد داشتم. تا قبل از آن، نه از نزدیک با ایشان آشنا بودم و نه با ایشان کار کرده بودم. در واقع این نخستین و آخرین باری بود که به صورت مستقیم و رودررو با هم صحبت کردیم. در آن جلسه که حدود 2ساعت طول کشید، بیشتر ایشان سؤال میکرد و من هم اوضاع را تشریح میکردم. وضع کشاورزی کشور، ظرفیتها، قابلیتها، مشکلات و تنگناها را برای آقای احمدینژاد توضیح دادم. هم آن موقع و هماکنون معتقدم که بخش کشاورزی با وجود تمام تنگناهایی که دارد، قابلیتهای نهفتهای دارد که نتوانستیم از آن استفاده کنیم و علت آن هم به موضوع مدیریت، منابع و ابزار و فناوری برمیگردد، ولی به نظر من نقش مدیریت در این میان از همه مؤثرتر است. سندی که همواره در زمینه قابلیتهای نهفته کشاورزی ارائه داده ام، بحث مقایسه برداشت کشاورزان نمونه و متوسط تولید کشور است که فاصلهای زیاد با هم دارند. کشاورزان نمونه با اینکه از منابع پایه کمتری برای تولید محصول استفاده میکنند اما گاهی اوقات برداشت محصولی چند برابر متوسط کشور دارند. مثلاً متوسط برداشت چغندر 30 تن در هکتار است، اما امسال کشاورزان نمونه متوسط 160 تن در هکتار را برداشت کردند که بیش از 5 برابر متوسط کشوری است. این نشان میدهد ظرفیتها و قابلیتهای زیادی در بخش کشاورزی وجود دارد. بخش عمدهای از مطالبی که سال 84 و هنگام پایان کار دولت به آقای احمدینژاد گزارش دادم شامل همین موارد بود. آقای احمدینژاد هم در آخر نظر من را در مورد وزیر کشاورزی آینده و اینکه به نظر من چه کسی میتواند این مسئولیت را قبول کند، پرسیدند. من به ایشان گفتم که شما از تفکر سیاسی دیگری هستید که مسئولیت را پذیرفتید، قطعاً کسانی که مورد نظر من هستند و با آنها کار کردهام را شاید مناسب ندانید، اما چند نفر از همکاران و معاونان ستادی وزارتخانه را مانند آقای دکتر بخشنده، مهندس صحرائیان، مهندس مهرفرد را معرفی کردم، ولی به ایشان گفتم فکر نمیکنم شما این افراد را به کار بگیرید. البته آقای سعیدیکیا و دکتر دانش جعفری را هم به ایشان پیشنهاد دادم که از آنها در وزارتخانههای دیگر استفاده شد. در نهایت نظر شما در مورد فردی که برای وزارت جهاد کشاورزی انتخاب شد، چه بود؟ نمیخواهم به جزئیات این مسأله وارد شوم. بعد از انتخاب آقای مهندس اسکندری برای وزارت، جلسهای با ایشان داشتم و گزارشی از وضع کشاورزی را به اطلاع ایشان رساندم.
شما در سال 84 یک نظام کشاورزی را تحویل دادید و در سال 92 یک نظام کشاورزی دیگر را تحویل گرفتید. تفاوت این دو نظام را در چه دیدید؟ شما به نظام رشد پایدار در کشاورزی معتقد هستید و سیستم پایداری را در سال 84 تحویل دادید. آیا به نظر شما این نظام پایدار در مدت 8 سال دولت نهم و دهم پابرجا ماند؟ ما در وزارتخانهای بودیم که ساختمانی داشت، اما وقتی بعد از 8 سال برگشتیم، آن ساختمان هم، دیگر وجود ندارد. ساختمان برای یک وزارتخانه شاید فرع باشد، اما بستر کار محسوب میشود. هماکنون وزارتخانه جهاد کشاورزی در 18 نقطه تهران و کرج پراکنده است. بحث ساختمان و وضع فیزیکی وزارتخانه یکی از اتفاقهایی است که در 8 سال گذشته در بخش کشاورزی افتاده است. در دوران قبل نهادهایی را تشکیل داده بودیم، اما هماکنون دیگر آن نهادها وجود ندارد. برای سازمانهای مختلف مشکلاتی ایجاد شده است، اما در کل نمیخواهم در مورد مشکلاتی که در 8 سال گذشته برای بخش کشاورزی به وجود آمد، زیاد صحبت کنم. بهتر است به برنامههای آینده و آنچه پیشرو است، بپردازیم.
نگاه به گذشته تجربه ما را در آینده بیشتر میکند. مثلاً در سال 83 جشن خودکفایی گندم برگزار شد، اما اکنون بزرگترین واردکننده گندم هستیم. چرا این اتفاق افتاد؟ افزایش تولید در بخش کشاورزی در کشور ما، از نظر برنامه و افق، باید براساس افزایش بهرهوری و پایداری در تولید باشد، یعنی برنامهای که تدوین میشود باید بر این پایه باشد. پایداری در تولید یعنی اینکه منابع پایه هزینه تولیدهای زودگذر نشود. پیداست که نابودی منابع برای تولید زودگذر و بیشتر فاجعهبار است، به همین خاطر نگاه ما در بخش کشاورزی افزایش بهرهوری با نگاه پایدار خواهد بود. پایداری به معنی حفظ منابع پایه. برای رسیدن به این هدف نخستین موضوعی که مدنظر قرار گرفته، جلوگیری از توسعه سطح است. باید بگویم دیگر آبی برای افزایش سطح کشاورزی نداریم. آبی که هماکنون استفاده میشود با فشار به ذخایر و سفرههای زیرزمینی به دست میآید. وضع سفرههای زیرزمینی و بخشی از دشتهای ما بحرانی است. قطعاً امروز و در آینده باید آب کمتری در کشاورزی مصرف کنیم. از نظر خاک، محدودیتی نداریم، اما این خاک را هم باید حفظ کنیم تا فرسایش پیدا نکند، دچار ضایعات نشود. بنابراین، اینها مسائلی است که به بحث پایداری برمیگردد، نه تنها توسعه در سطح را دیگر نمیتوانیم انجام دهیم، بلکه در خیلی از دشتها سطح کشاورزی باید کاهش یابد. آنچه باید بعد از پایداری و حفظ محیط زیست و منابع پایه آب و خاک به آن توجه کنیم افزایش بهرهوری است که نخستین موضوع و حیاتیترین آن آب است؛ باید با مدیریت، منابع و ابزار، بهرهبرداری از آب را افزایش دهیم تا بتوانیم به ازای یک واحد آب محصول بیشتری تولید کنیم. این کاری است که کشاورزان نمونه و خیلی از کشاورزان پیشرو انجام میدهند. اگر بهرهوری را در مصرف آب انجام دهیم خیلی از مشکلات کشاورزی حل میشود. در زمان خودکفایی گندم در سال 83، افزایش بهرهوری اتفاق افتاد. برای این که این اتفاق دوباره تکرار شود چه باید کرد؟ باید بگویم دانش وجود دارد و در زمینه دانش مشکلی نداریم. یکی از دانشهای ابتدایی در بخش کشاورزی که در نیمه دوم قرن بیستم بیشتر دنیا به آن اقبال نشان داد و توانست تولید محصولات کشاورزی را در جهان افزایش دهد، بحث «به زراعی» است. ما هنوز مشخصهها و شاخصهای «به زراعی» را در تولید کامل به کار نگرفتهایم.
چرا این اتفاق افتاد درحالی که شما میگویید دانش در کشور وجود دارد؟ این که چرا این دانش را به کار نگرفتیم دوباره برمیگردد به مسأله مدیریت، منابع و ابزار. یکی از کارهایی که باید میکردیم و نکردیم بحث تجهیز مکانیزاسیون در کشاورزی است. اما حدود 20 سال است که بحث مکانیزاسیون کشاورزی در کشور مطرح است. این موضوع تا 10 سال دیگر هم مطرح خواهد بود، چون موضوعی ادامهدار خواهد بود، ولی متأسفانه از سرعت خوبی برخوردار نبوده است. بحث مکانیزاسیون در دورههای مختلف، متفاوت بوده است. ما در سال 80 به این موضوع پرداختیم و امروز هم دوباره تجهیز مکانیزاسیون را در دستور کار قرار دادهایم. اقدام اولیه تصویب پرداخت تسهیلاتی معادل 750 میلیارد تومان برای تجهیز مکانیزاسیون، است. به این ترتیب که بانک کشاورزی، کارخانه تولید ادوات، کشاورز و اداره کشاورزی در چرخه تجهیز ادوات کشاورزی قرار دارند. رویه کار نیز به این صورت خواهد بود که پول در بانک است، کشاورز درخواست میدهد، اداره کشاورزی آن را ارزیابی میکند و در نهایت تسهیلات به دست صاحب ادوات و ماشینآلات میرسد. بنابر این در این فرایند عملاً پولی جابهجا نمیشود، فقط با یک سیستم نرمافزاری که ایجاد شده، کشاورز درخواست خود را به اداره کشاورزی میدهد پس از ارزیابی و تأیید بستهای در اختیار او قرار میگیرد که کشاورز به بانک بدهکار میشود. کشاورز با بستهای که از بانک دریافت میکند، ابزار را از سازنده دریافت میکند. در این راستا در ماههای بهمن و اسفند متجاوز از 2هزار و 500 دستگاه تراکتور با این روش در اختیار کشاورزان قرار گرفته، این درحالی است که در 8 ماه ابتدای سال تنها 100 دستگاه تراکتور به کشاورزان عرضه شده بود. همچنین در این دو ماه توزیع کمباین از 5 دستگاه در 8 ماه ابتدایی سال به 60 دستگاه رسید.
شما افق را با توجه به نگاه پایداری که تعریف کردید، روشن میبینید؟ تجهیز مکانیزاسیون فقط یک موضوع از برنامههای آینده برای بهبود تولید کشاورزی است. بذر یک موضوع مهم دیگر در این زمینه است. کارشناسها و متخصصان معتقدند نوع بذر 20 تا 30 درصد در افزایش محصول تولیدی تأثیر دارد. بذر فرایند طولانی دارد. مرکز تحقیقات باید بذر سازگار به محیط و اقلیم، سرما، گرما، بیماری شورا و... را به ما معرفی کند تا ما آن را تحت عنوان بذر گواهیشده تولید کنیم و آن را با عملآوری، در اختیار بهرهبردار قرار دهیم. این فرایند طولانی و پیچیدهای است که باید برای آن خون دل خورد چون با دست روی دست گذاشتن تولید افزایش نمییابد. اگر کار را رها کنیم بذر مفید به کشاورز داده نمیشود. بذر گواهیشده و عملآوریشده خیلی گرانتر از بذر خودمصرفی است که کشاورز تولید میکند و این بذر برای همه قابل دسترسی نیست بلکه ما باید با مدیریت خودمان ساز وکاری ایجاد کنیم که بذر مفید در اختیار کشاورز قرار گیرد. اگر سستی و بیتفاوتی انجام گرفته و پشتیبانی مالی برای تأمین منابع را انجام ندادیم به مدیریت ضعیف ما برمیگردد. مصرف بهینه آب هم یکی از برنامههای اصلی در بخش کشاورزی خواهد بود. به عنوان مثال سبزی و صیفی باید حتماً در گلخانه کشت شود، چون در کشور آب برای کشت این نوع محصول در عرصه نداریم. به همین دلیل منابع خوبی برای گسترش گلخانهها در نظر گرفتهایم. تسهیلات ارزانقیمت یکی از این کارها است. دیگر نمیتوانیم در عرصه با مصرف آب فراوان گوجه تولید کنیم. در دنیا هم این اتفاق افتاده است. چون مصرف آب در گلخانهها بسیار کمتر از عرصه است و در عوض تولید حتی تا هزار تن بیشتر شده است؛ در کشورما تولیددر گلخانه به 400تن در هکتار رسیده است.
برای این کار برنامه زمانبندی دارید؟ برنامه مدون در طول چند ماه اول دولت یازدهم طرحریزی نشده است، اما گرایشها و افقها را پیدا کردهایم، مثلاً این که در آبیاری چه باید کنیم، شیلات، دام، تولید گوشت، لبنیات و... جهتگیریها روشن شده که بعد از تدوین نهایی، برنامه تعیین و چگونگی نظارت بر اجرای آنها مشخص میشود. سالها است که با مشکل افزایش تولید یک محصول و کمبود همان محصول در سال بعد مواجهایم برای اصلاح الگوی کشت برنامهای دارید؟ برای جلوگیری از تکرار کشتهای بیهدف چه باید کرد؟ کشور ما به همه محصولات نیاز دارد. کمبود برخی محصولات در فواصل مختلف تا حدودی طبیعی است اما بخشی از آن هم به خاطر بسته بودن بازارها پیش میآید. چون ما نیاز داریم برای 76میلیون نفر تولید کنیم و متقاضی ما هم همین تعداد را در برمیگیرد مشکلاتی در راه تولید پیش میآید ولی اگر بازار و عرضه و تقاضا باز باشد میتوانیم بازار را با بقیه بازارها تنظیم کنیم. مسأله دیگر در این خصوص نپرداختن به تنظیم بازار و نداشتن الگوی کشت است. باید تا میتوانیم بازارهایمان را با وجود محدودیتهای بیرونی و درونی توسعه دهیم. واردات و صادرات را نظاممند و شفاف کنیم. در مورد تنظیم بازار بهعنوان مثال مرغ اکنون بیش از نیاز بازار عرضه میشود، به هر دلیلی هم نتوانستیم این مرغ مازاد را صادر و به بازارهای دیگر عرضه کنیم که دلایل مختلفی دارد ولی اکنون وارد آن نمیشوم.
چرا وارد بحث نمیشوید؟ آیا مشکلی وجود دارد؟ خیر مشکلی نیست. این بحثی مفصل است که در اینجا نمیگنجد مثلاً در بحث صادرات ابتدا به مرغدار اجازه صادرات را میدهیم ولی به محض اینکه اندکی کمبود در بازار پیش بیاید فوراً جلوی صادرات را میگیریم و این نخستین مشکلی است که باعث میشود صادرات و بازاریابی شکل نگیرد. این فقط یک مشکل برای تنظیم بازار است... بنابراین حداقل باید درون بازار بسته بتوانیم تنظیم بازار کنیم و ما به عنوان دولت هم باید هزینه این کار را بپردازم. هماکنون در زمینه مرغ کار ما این است که اضافه تولید و عرضه را در سطح بازار جمع کنیم. همین امروز بیش از 100 هزار تن انباشت مرغ داریم که بیشتر از نیاز به بازار عرضه شده، باوجود اینکه مقدار زیادی هم در سبد کالا توزیع شد. در بحث تنظیم بازار توجه به مقدمات آن هم مهم است مثلاً اگر سردخانه به اندازه کافی نداشته باشیم چکار باید کنیم. در تنظیم بازار پرتقال و مرکبات این مشکل را داریم. چرا برخی اوقات میگوییم به واردات پرتقال و مرکبات نیاز داریم؟ سرانه تولید مرکبات ما بیش از 4 برابر تولید جهانی است. ایران یک درصد جمعیت دنیا را دارد اما 4 درصد تولید مرکبات را در جهان در اختیار داریم. چرا برخی اوقات فکر میکنیم مرکبات کم است؟ چون حتی برای تنظیم بازار مرکبات مقدمات کار را فراهم نکردیم. مثلاً همین امسال در فصل برداشت چه وضعی در شمال کشور پیش آمد؟ بخشی از تولید همچنان روی درخت مانده بود چون متقاضی نبود، انبار نبود، سردخانه نبود. برای تنظیم بازار امکاناتی مورد نیاز است که باید ایجاد شود همه این کارها را هم دولت نمیتواند به تنهایی انجام دهد باید با کمک بخش خصوصی و با پشتیبانی دولت این فرآیند طی شود.
پشتیبانی چگونه باید باشد؟ مثلاً اگر کسی باغ 100 هکتاری مرکبات دارد حالا میخواهد سردخانه یا انباری در داخل باغ بنا کند، برخی همکاران از آن به تغییر کاربری تعبیر کرده و اجازه این کار را به باغدار ندادهاند اما قانون تغییر کاربری کاملاً متفاوت است و معنی آن این است که اراضی ما به ویلا تبدیل نشود، ساخت انبار و سردخانه که جزو لاینفک تولید است تغییر کاربری محسوب نمیشود. در جلسهای که با مسئولان استانها داشتیم عنوان شد که ساخت انبار و سردخانه جزو ابزار کار و تولید است. در این موارد نهتنها پشتیبانی نکردهایم بلکه حتی مقابل تولیدکننده هم میایستیم. یک مسأله دیگر در تنظیم بازار داخلی، مسائل بهداشتی است. مثلاً امروز سیبزمینی در بازار کم است و دلیل آن این است که برای تأمین نیاز امروز باید یک سال پیش بذر سیبزمینی تأمین و در مناطق گرمسیر کشت میشد تا در زمستان برداشت و وارد بازار شود اما کمبود بذر در شهریور و پاییز موجب کمبود سیبزمینی شده است. حال باید چه کرد؟ برای تنظیم بازار باید سیبزمینی وارد کنیم اما چون سیبزمینی غدهای درون خاک است و خاک بیشترین مشکل قرنطینهای را دارد و بیماریها و باکتریها از طریق آن جابهجا میشود، این محدودیت قرنطینهای مانع از آن است که سیبزمینی جابهجا شود. از کشور همجوار پاکستان میتوانیم سیبزمینی وارد کنیم اما سازمان حفظ نباتات اصرار دارد که این سیبزمینی مشکل قرنطینهای دارد و حق هم با او است. پس چه کار باید کنیم؟ باید الگوی کشت داشته باشیم. امروز الگوی کشت به صورت غیرسیستمی، ناقص، نارسا و غیرهماهنگ اعمال میشود. تعریف الگوی کشت این است که به صورت دقیق متوجه باشید که مثلاً بنا بود 20 هزار هکتار کشت زمینی داشته باشیم و... اما امروز این اتفاق نمیافتد چون زیربنای این کار را نداریم و مدیریت چگونگی اعمال این نظارت را هم نداریم مضاف بر این ابزاری هم برای اعمال نظارت نداریم. الگوی کشت زیرساختسازی نیاز دارد. سیاستی که ما میخواهیم دنبال کنیم این است که توصیه فنی و اقتصادی به کشاورز داریم. به کشاورز بگوییم محصولی در این منطقه بکارد که با اقلیم و منابع سازگار باشد و توصیه اقتصادی هم این است که کشت اقتصادیتر را به کشاورز توصیه کنیم چون تولید ملی، ارزش تولید ملی و تولید اقتصادی برای تولیدکننده ملاک است. معتقدیم اگر بنیه اقتصادی کشاورز تقویت نشود و کشاورزی فقط حالت معیشتی داشته باشد قابل قبول نیست. تولید کشاورزی باید اقتصادی باشد و کشاورز بتواند با تکیه بر تولید، خود را برای توسعه آماده کند و از عهده هزینهها برآید.
در دوره قبل وزارت شما بحث مافیا مطرح شد مانند مافیای واردات چای، برنج یا شکر. گرچه این بحث در دورههای مختلف همواره مطرح بود اما این بحثها همواره برای بخش کشاورزی چالشهایی را ایجاد کرده و همچنان مطرح است. برای مقابله با این چالش برنامه دولت یازدهم چیست؟ اگر سازوکار را درست کنیم و براساس مکانیزم بازار شفاف عمل کنیم این بحثها محلی از اعراب ندارد. در سال 85 نیاز کشور 500 هزار تن شکر بود، اما 2 میلیون و 700 هزار تن شکر وارد شد. تولید چغندر از 7 میلیون تن به 2 میلیون تن رسید. کارخانههای قند مشکلدار و ورشکسته شدند و شکر برای نیاز چند سال به کشور وارد شد. تأکید من این است که چنین سازوکاری درست نیست. سازوکار را خراب میکنیم بعد اتفاق بدی میافتد و فکر میکنیم مافیا شکل گرفته است. این درحالی است که خود ما یک فرصت رانتجویانه را با سازوکارهای اشتباه ایجاد کردهایم. بعد میگوییم مافیا شکل گرفته است. باید ببینیم چه اتفاقی افتاد که در سال 85، 700/2 میلیون تن شکر وارد شد. دولت در نیمه دوم 84، 5 بار تعرفه شکر را کاهش داد و از 110 درصد به صفر رساند. ابتدای سال 85، شکر خام با تعرفه صفر و شکر با تعرفه 10 درصد وارد کشور شد. این در حالی بود که شکر داخلی به دلیل ثابت نگه داشتن نرخ ارز و افزایش تورم و افزایش هزینه تولید بسیار گرانتر از شکر وارداتی بود. میخواستند با تعرفه مشکل قیمت شکر داخل را حل کنند و تعرفه واردات را به صفر رساندند. به این ترتیب شکر را به کشور سرازیر کردند. خب تولید ملی آسیب دید. در واقع تصمیمسازان و تصمیمگیران باید تصمیم درست بگیرند تا در آینده قضیه مافیا را مطرح نکنند. تصمیم گیرنده باید همیشه فردا را هم پیشبینی کند و فقط برای حال برنامه نریزد. قوانین و مقررات هم این اجازه را به ما میدهد. البته اختلافنظر و محدودیتهایی در جامعه وجود دارد ولی باید دقت کنیم تا تصمیم غلط و فاحشی نگیریم تا یک محصول و تولید و اقتصاد را با این تصمیم پس و پیش کنیم. راهحلی که من همیشه مطرح کردهام و برخی اوقات هم به این متهم شدهام این است که برای تولیدکننده متوسط قیمت محصول از نظر بهرهوری یک عددی (متوسط) درمیآید. کسانی که بهرهوری بالاتر از این متوسط دارند در مدار تولید میمانند و کسانی که بهرهوری پایینتر از این متوسط دارند باید خود را به این متوسط برسانند یا از مدار تولید خارج شوند. اما باید همواره حاشیه سود و امنیت را برای متوسط بهرهبرداری حفظ کنیم. نباید بگذاریم محصولی وارد مملکت بشود که قیمت آن از این متوسط پایینتر باشد. با خرید تضمینی قبل از واردات باید حاشیه امنیت را برای تولیدکننده داخلی ایجاد کنیم. در این صورت تولید پایدار میشود و واردات هم با تعرفه مناسب انجام میگیرد.
سال آینده فاز دوم هدفمندی شروع میشود. چه سیاستی را با حمایت از کشاورزان برای افزایش هزینهها در نظر گرفتهاید؟ بارها رئیسجمهوری و مسئولان اعلام کردهاند افزایش قیمتها شوکآور نخواهد بود و شیب فوقالعاده ملایمی دارد تا شوک به اقتصاد و تولیدکننده وارد نشود. افزایش قیمت برق و آب هم بسته به سهم آنها در سبد هزینه تمام شده عددی است که در بخش کشاورزی کمترین سهم را دارد. در ارتباط باسایر هزینهها این افزایش قیمتها عدد زیادی نیست و ما هم امیدواریم مشکل برای کشاورز ایجاد نکند. اگر مشکل پیش آمد حتماً کشاورز خود را با بازار تنظیم میکند.