کاهش حساسیت بازار نفت به تحریم نفتی ایران؟
با آغاز تحریم نفت ایران توسط اتحادیه اروپا، اگرچه قیمت نفت افزایش یافت، اما خبری از جهش قیمت نفت هم نبود. امروز قیمت نفت برنت دریای شمال در محدوده 100 دلار آرام گرفته است. اکنون پس از چند روز از اغاز تحریم عملی نفت ایران توسط اتحادیه اروپا، این سوال مطرح است که آیا بازار نفت حساسیت خود را نسبت به تحریم نفت ایران از دست داده است؟
به گزارش اقتصادآنلاین، قیمت نفت در بازارهای جهانی از ابتدای سال 1391 تا پایان خرداد با سیر نزولی مواجه بوده است. طی این دوره قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال از 125 دلار در ابتدای فروردین، به کمتر از 90 دلار در آخر خرداد ماه رسید. اما طی هفته اخیر و هم زمان با آغاز تحریم نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا، بازار جهانی نفت اندکی واکنش نشان داد و قیمت هر بشکه نفت برنت، دیروز به 100 دلار بازگشت، اما خبری از جهش بهای نفت هم نبود. این افزایش بیش از هر چیز شاید در قبال اخبار پیرامون احتمال بسته شدن تنگه هرمز و تلاش مجلس برای ارائه طرحی در همین زمینه بوده است . البته نباید از نظر دور داشت که در این افزایش بهای نفت، توافق سران اتحادیه اروپا برای حل بحرا حوزه یورو نیز بسیار موثر بوده است. امروز نیز قیمت نفت برنت در محدوده 100 دلار آرام گرفته و تمایلی به صعود مجدد نشان نمی دهد. این در حالی است که افزایش تنشها بر سر برنامه هستهای ایران، در اوایل ماه مارس قیمت نفت آمریکا را به بالای 110 دلار در هر بشکه و نفت برنت را به بالای 125 دلار رسانده بود. اکنون پس از چند روز از اغاز تحریم عملی نفت ایران توسط اتحادیه اروپا این سوال مطرح است که آیا بازار نفت حساسیت خود را نسبت به تحریم نفت ایران از دست داده است؟
در این رابطه سید کاظم وزیری هامانه، وزیر اسبق نفت، اثر تحریم نفتی ایران بر بازار نفت و قیمت آن را به دلیل تداوم فروش نفت ایران به طرق مختلف، چندان جدی ندانسته و به ایلنا گفته است: در طول جنگ ۸ ساله هیچگاه تولید و صادرات نفت ما قطع نشد. چراکه نفت همیشه مشتری خودش را داشته، دارد و خواهد داشت. وی ادامه داد: مستثنی شدن ۱۷ کشور از این تحریم نیز خودش یک نوع عقب نشینی بحساب میآید. این کارشناس صنعت نفت تصریح کرد: یافتن مشتری جایگزین برای کشورهای تحریم کننده خیلی سخت نیست. وی تاکید کرد: بنده بعنوان فردی که بیش از ۴۰ سال در صنعت نفت حضور داشتم با اطمینان میتوانم بگویم نفت ایران روی دست ایران نمیماند و ما در بخش صادرات با مشکل مهمی مواجه نخواهیم شد. وزیری هامانه با بیان اینکه یافتن مشتری جایگزین به معنای نفروختن نفت به کشورهای سابق نیست، گفت: فروختن نفت میتواند از طریق دلالها و با واسطه انجام شود. وی در عین حال گفت: فروختن نفت به دلالها، مباحثی مانند افزایش در هزینههای فروش، هزینههای انتقال و احیانا قیمت پایینتر فروش و در کل درآمد کمتر را در پی دارد ولی این کاهش در مقابل اصل موضوع و ایستادگی در برابر زور و فشار، هزینه بالایی نیست.
در رابطه با اوضاع بازار نفت، امروز تابناک نیز گزارش داده است که در ماه فوریه که بر اثر بالا رفتن تنش میان ایران و غرب و به ویژه تهدیدات رژیم صهیونیستی، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرد، بازار چشم و گوش خود را تیز کرد و تحلیلگران هشدار دادند که به زودی و با اجرایی شدن تهدید ایران، اتفاقی خواهد افتاد که در زمان جنگ لیبی با آن برخورد کردیم. همان زمان تحلیلهای جداگانه به دنبال افزایش قیمت نفت بر حرکت اقتصاد جهانی و احتمال بازگشت رکود با قدرتی مضاعف اشاره کردند. در پایان بهای نفت در اثر تنشهای ایران و غرب بالا رفت و به مرز ۱۲۵ دلار رسید. چیزی از این امر نگذشت که عربستان سعودی و همراهانش، طناب قیمتها را گرفتند و با همه قوا تلاش کردند که بهای نفت را در بازار جهانی کاهش دهند. همزمان شدن این تلاش با کاهش جو روانی ناشی از تنش ایران و غرب و بیحسی بازار در برابر بسته شدن تنگه هرمز، موجب شد که در چند ماه قیمتها به شدت روند نزولی را شاهد باشد تا آنجا که چندی پیشبهای سبد نفت اوپک حتی به زیر ۹۰ دلار رسید. اوایل هفته جاری تحریمها اجرا شد. بهای نفت تا اندازهای شروع به افزایش کرد؛ اما همچنان این افزایش به رقم افزایشی که بازار هنگام بروز جنگ داخلی در لیبی شاهد بود نرسید و گویا هیچ گاه نخواهد رسید. آیا بازار به کمبود نفت عادت کرده است؟ در ماه می سال ۲۰۱۱ جنگ داخلی لیبی، موجب شد بهای نفت به شدت افزایش یابد تا جایی که نفت وست تگزاس به بیشترین رقم خود یعنی ۱۰۸ دلار در هر بشکه رسید. جای خالی نفت لیبی در بازار جهانی هشدار شدید کارشناسان را به دنبال داشت تا جایی که آژانس بینالمللی انرژی دستور داد، ذخایر استراتژیک مورد استفاده قرار بگیرد تا هم کمبود نفت جبران و هم افزایش قیمتها کنترل شود. لیبی حتی با در نظر گرفتن بیشترین توان تولیدی در بخش نفت، تنها ۴ درصد از مجموع تولید اوپک را در اختیار دارد؛ اما نکتهای ظریف در این میان هست که فاصله نفت ایران و لیبی را نشان میدهد: ۸۵ درصد از نفت لیبی به اروپا صادر میشود و از آنجایی که حدوداً پنج سال است که از آغاز بحران اقتصادی در اروپا میگذرد، کمبود نفت لیبی در بازار بحران جدی برای اروپا بود. اما از آن سو، اجرای تحریم علیه ایران و همراه شدن آن با اخباری مبنی احتمال بسته شدن تنگه هرمز، باعث نمیشود که بهای نفت به شکلی سرسام آور افزایش یابد، بهای نفت برنت در مرز صد دلار متوقف میشود و نفت وست تگزاس نیز ۸۷ دلار را ثبت میکند. رصد بازار نشان میدهد که سیزده میلیون بشکه در روز کاهش تقاضا در بازار وجود دارد و کارشناسان بر این باورند که نگرانیها از اخبار چین، آمریکا و اروپا بیشتر از نگرانی در خصوص ایران بر بازار تأثیر دارد. واقعیت این است که به رغم تولید ۲ و نیم میلیون بشکهای ایران در روز، نفت ایران، نفت لیبی نیست. تنها ۲۰ درصد از تولید نفت ایران روانه بازارهای اروپا میشود و ۸۰ درصد آن را آسیا خریدار است. امروز بلومبرگ در گزارشی اشاره کرده است، بهای نفت که در سه روز گذشته با رشد ۱۳ درصدی روبهرو شده بود، امروز افت ۶ دهم درصدی داشت. این گزارش افزوده ادامه بحران مالی و بدهی منطقه یورو و کاهش رشد اقتصادی چین موجب افت قیمت جهانی نفت خواهد شد، بدون اینکه اشارهای به تحریمهای ایران کند. این امر حاکی از آن است که اگر قرار است، تحریم ایران تأثیری در اقتصاد و بازار داشته باشد این تأثیر بیش از همه متوجه آسیا خواهد بود، نه غرب.
مسلماً هنوز برای پیش بنی درباره آینده بازار نفت و تأثیر تحریمها بر این بازار زود است. همان گونه که برای نظر دادن در خصوص اثر تحریمها بر اقتصاد ایران نیز داده کافی در دست نیست (آیا اگر ایران نفت تحریم شده را در صنایع داخلی مثلاً در صنایع پتروشیمی به کار اندازد و از صادرات فرآوردههای نفتی با ارزش افزوده بیشتر سود برد ـ با توجه به قدرت صنایع پتروشیمی در داخل ـ نباید گفت تحریمها واقعاً تا اندازه بسیاری بیتأثیر خواهد بود؟). با توجه به همه این مسائل، دستکم یک واقعیت وجود دارد که باید به آن توجهی جدی شود: بازار تا اندازهای حساسیت خود را نسبت به شرایط سیاسی ایران از دست داده و نباید در خصوص اثر تحریمها در اقتصاد غرب اغراق کرد؛ ضمن اینکه ایران نیز توان خنثی کردن اثر تحریمها را ـ بدون تعارف و تبلیغ ـ دارد.