دست پنهان ریاض در واشنگتن
این روزها لابیها نقشی تعیینکننده در روابط خارجی میان کشورها ایفا میکند. به خصوص در کشوری مانند ایالات متحده اهمیت این لابیها دوصد چندان میشود.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد؛ چرا که مذاکرات پشت پرده این لابیها با کنگره امریکا و کاخ سفید میتواند بر تصمیمگیری این دو نهاد مهم امریکا تاثیرگذار باشد. از همین رو به طور معمول نزدیکترین متحدان امریکا در طول سالیان متمادی بیشترین سرمایهگذاری را در زمینه لابیها برای تاثیرگذاری بر نهادهای قدرت در ایالات متحده انجام دادهاند ولی در این بین سایر کشورهای غیرمتحد نیز چارهای جز حضور در عرصه لابیگری در امریکا برای تغییر فضا به سود خود ندارند. تجزیه و تحلیل لابیهای خارجی طی یک سال گذشته که توسط مرکز لابیهای نمایندگان خارجی FARA به ثبت رسیده نشان میدهد که در داخل این لابیها گردش مالی بسیار بالایی وجود دارد. برخی منابع عنوان میکنند که این لابیها برای تاثیرگذاری بر سیاست امریکا به طور رسمی بیش از نیم میلیارد دلار در مجموع هزینه میکنند که میتوان آن را رقم قابل توجهی در این عرصه دانست و کشورهای خارجی نیز برای اثرگذاری در این زمینه هزینه میکنند.
بزرگترین سرمایهگذاران در این عرصه کره جنوبی و ژاپن هستند که میتوان آنها را نزدیکترین متحد ایالات متحده دانست. کشورهایی همچون، کانادا، آلمان، امارات متحده عربی و عربستان نیز در رتبههای بعدی قرار دارند و در این بین چینیها که متحد امریکا محسوب نمیشوند نیز سعی کردهاند سرمایهگذاری گستردهای در این زمینه انجام دهند. گفته میشود کره جنوبی به عنوان اولین لابیگر در ایالات متحده سالانه 62 میلیون دلار برای این امر هزینه میکند. هر کشوری به اندازه بضاعت، منافع و چالشهایی که در امریکا دارد وارد عرصه سرمایهگذاری برای لابیها در ایالات متحده میشود. حتی برخی گزارشها حاکی از آن است کشورهایی مانند روسیه و چین نیز بخشی از پول خود را صرف اقدامات مخفیانه و غیررسمی برای لابی در ایالات متحده میکنند تا به طور عمومی در بحثها حضور رسمی نداشته باشند.
جیمز تروبرگ استاد دانشگاه که در زمینه لابیها فعالیت میکند معتقدند است که اطلاعات ثبت شده در FARA تنها نوک یک کوه یخ است. لابیها روشهای متعددی برای تاثیرگذاری بر نگرشها در ایالات متحده دارند. حتی مشخص نیست که این لابیها تا چه حد شفاف هستند و ممکن است رقمهایی که به صورت غیررسمی جابهجا میشود بسیار فراتر از چیزی باشد که به صورت رسمی اعلام میشود. حتی ممکن است افرادی نفوذ داشته باشند که در لیست لابیگران به صورت رسمی ثبت نشده باشند.
عربستان سعودی و رژیم اسراییل سابقه بسیار گستردهای در تبلیغات خود در عرصه افکار عمومی امریکا دارند، در حالی که لابیهای مجزایی هم برای حمایتهای نظامی بیشتر ایالات متحده از خود دارند تا امریکا ارتباطاتی در بالاترین سطح با آنها داشته باشد که از جمله مهمترین آن فروش سلاح است. ریچارد پولز یک استاد قانون اساسی در دانشکده حقوق نیویورک به یواسنیوز میگوید: «شگفتآور است کشورهایی در امریکا لابی بسیار قدرتمند دارند که روابط بسیار فشرده و نزدیک نظامی و اقتصادی با ایالات متحده دارند.» به نظر میرسد کشوری مانند عربستان سعودی به راحتی از فضای به وجود آمده در لابیها استفاده میکند تا نگاهی متفاوت از آنچیزی که هست در امریکا و حتی سایر کشورهای جهان به نمایش بگذارد. از همین رو در بخشی از اقدامات خود نیز موفق است و حتی برخی قوانین علیه خود را یا دور میزند یا خنثی میکند.
لابیها به نفع عربستان سعودی
در گزارشی که واشنگتن پست به تازگی منتشر کرده در ماه مارس 2018 سفیر وقت عربستان سعودی در واشنگتن یک کادر لابیگر را به سفارت دعوت کرد تا یک چالش جدی را رفع و رجوع کنند. محمدبن سلمان ولیعهد عربستان سعودی قصد داشت بهطور رسمی به ایالات متحده سفر کند و این در حالی بود که چهارماه پیش از آن تعداد زیادی از خانواده سلطنتی و نخبگان عرصه کسب و کار که قدرت زیادی در این کشور داشتند توسط وی دستگیر شدند. همزمان کنگره امریکا طی لایحهای دوحزبی تلاش کرد تا به حمایت ایالات متحده در حملات عربستان سعودی به یمن پایان دهد. حمایتی که از سال 2015 آغاز و تا به امروز ادامه دارد. خالد بن سلمان سفیر عربستان سعودی در نشستی که ظهر روز 12 مارس برگزار شد در جلسهای طولانی جزییات سفر شاهزاده سلمان را به امریکا شرح میدهد. در این نشست تعدادی از لابیگران مهم امریکایی که در تیم انتقالی ترامپ نیز حضور داشتند به کمک سفیر سعودی آمدند. هشت روز پس از آن طرح کنگره به شکست انجامید. اتفاقی که عملا گزارش سازمان ملل در خصوص یمن که آن را بزرگترین بحران انسانی در جهان خوانده بود را نادیده گرفت. این اتفاق در حالی رخ داد که محمدبن سلمان در کاخ سفید مورد استقبال با شکوه توسط دونالد ترامپ قرار گرفت. این موفقیت نشان داد که یک لابی قدرتمند تا چه حد میتواند به نفع یک کشور عمل کند. عربستان اکنون در امریکا نهتنها از طریق سرمایهگذاری و خرید تجهیزات نظامی از پیمانکاران امریکایی نفوذ خود در امریکا را حفظ میکند، بلکه در سال 2017 پرداختهای عربستان به لابیها و مشاوران در واشنگتن بیش از 3 برابر گذشته شده است. علاوه بر همه این هزینهها و سرمایهگذاریها، عربستان از یک مزیت مهم برخوردار است چرا که توانسته یک رابطه گرم با رییسجمهور ایالات متحده برقرار کند و از همه مهمتر محمدبن سلمان روابطی بسیار صمیمی با جرد کوشنر مشاور و داماد ترامپ برقرارکرده تا عملا در سیاستهای خاورمیانهای ایالات متحده بسیار تاثیرگذار باشد. این روابط را میتوان فرای آنچیزی دانست که پیش از این میان ایالات متحده و عربستان سعودی وجود داشته است.
از همین روست که جنایتهای عربستان در یمن دیده نمیشود و حتی با وجود جنایتی مانند قتل جمال خاشقجی روزنامهنگار سعودی در کنسولگری عربستان سعودی در استانبول، ایالات متحده سعی میکند نرمترین موضع ممکن را اتخاذ کند. خالد بن سلمان سفیر عربستان سعودی که اکنون به کشور خود بازگشته و گفته میشود که به احتمال زیاد دیگر به واشنگتن باز نخواهد گشت، در طول یکسال گذشته همواره تلاش کرده با قانونگذاران امریکایی و لابیهای امریکایی جلسات متعددی برگزار کند و حتی از او عکسهایی منتشر شده که نشان میدهد رفت و آمد فراوانی به ساختمان کپیتول هیل _محل کنگره امریکا- داشته است. حتی گفته میشود که عربستانیها پیشنهاداتی برای خبرنگاران در سیانان و فاکس نیوز ارایه دادند که آنها را به مسابقات راگبی با پروازهای اختصاصی اعزام کنند، که گفته میشود جیک تپر از سیانان و برت بایر از فاکس نیوز آن را قبول نکردند. طبق گزارش واشنگتنپست شاید بتوان گفت تعداد کمی از گروههای لابی و اتاق فکرها اعلام کردهاند که پیشنهادهای دریافت پول از سوی عربستان سعودی را رد کردهاند. از همین رو به نظر میرسد که عربستان سعودی به هر گروهی که نفوذی در امریکا داشته یک پیشنهاد مالی داده است. یکی از عوامل لابیگر عربستان سعودی در واشنگتن عنوان کرد: رابطه عربستان سعودی با ایالات متحده بسیار مهم است و مشارکت عربستان در مقابله با تهدید ایران برای امنیت جهانی، امنیت منطقه و از جمله امنیت اسراییل بسیار مهم است.
در طول دوسال گذشته و به خصوص با روی کار آمدن دونالد ترامپ در امریکا، سعودیها تلاشهای خود را برای تقویت روابط با ایالات متحده تشدید کردهاند. گفته میشود که هزینههای پادشاهی عربستان در زمینه لابی و مشاوره که از 3/14 میلیون دلار در سال 2015 به 7/7 میلیون دلار در سال 2016 کاهش یافته بود و براساس گزارشهای عمومی در سال گذشته این رقم به 3/27 میلیون دلار رسیده است. طبق اسناد مرکز ثبت لابیگران از سال 2016 به این سمت بیش از 200 نفر بهعنوان نمایندگان منافع عربستان ثبتنام کردهاند. البته در کنار عربستان سعودی امارات متحده عربی نیز حتی حضوری قدرتمندتر و پرهزینهتر در امریکا دارد. امارات متحده عربی سال 2014با بیش از 14 میلیون دلار سرمایهگذاری دولتی در بخش لابی توانست در رتبه اول دولتهای سرمایهگذار در این چارچوب قرار گیرد. اکنون نیز در سال 2017 طبق آخرین گزارشها امارات متحده عربی حدود 30 میلیون دلار به صورت سالانه در این زمینه هزینه میکند و پس از کره و ژاپن بزرگترین سرمایهگذاری را در بخش لابی امریکا دارد. عربستان و امارات با سرمایهگذاریهای مشترک در موسسه بروکینز و موسسه خاورمیانه توانستهاند به مخازن بزرگ تحلیلی دست پیدا کنند. هرچند این موسسات پس از قتل خاشقجی عنوان کردند که درخصوص کمکهای عربستان بازنگری انجام خواهند داد. کریس مورفی سناتو دموکرات ایالت کانتیکت که مخالف جدی جنگ در یمن محسوب میشود، معتقد است که یکی از سیاستهای مفتضح در سیاست خارجی کنونی واشنگتن روابط خاص و خدشهناپذیر میان ایالات متحده و عربستان است. او با طعنه به ترامپ میگوید: افراد باهوشی که سیاست خارجی میدانند و به دفتر شما رفت و آمد میکنند این موضوع را میدانند. اما به نظر میرسد که آنها پول زیادی از کشورهای حاشیه خلیج فارس دریافت میکنند.
طبق گزارش واشنگتن پست یکی از بزرگترین و مهمترین موسسات مهمی که عربستان سعودی در آن نفوذ دارد موسسه خاورمیانه است که یکی از منابع مهم اطلاعاتی و تهدیدی در این منطقه بحرانی و حساس است. این موسسه توسط ریچارد کلارک اداره میشود و در طول سالیان گذشته مشاورههای جدی در تنظیم سیاست خارجی دولتهای رونالد ریگان، بوش و بیل کلینتون در خاورمیانه ارایه داده است. این موسسه بین سالهای 2016 و 2017 بین 25/1 میلیون دلار تا 4 میلیون دلار در حمایت از منافع عربستان سعودی پول دریافت کرده است.
در سال 2016 نیز این موسسه حدود 20 میلیون دلار از امارات متحده عربی دریافت کرده است. گروه MSL که یکی از گروههای لابیگر محسوب میشود بین سالهای 2016 و 2017 حدود 3/6 میلیون دلار پول دریافت کرده است که برخی اعضای آن نیز تا اوایل سال جاری عضو هیاتمدیره موسسه خاورمیانه بودند.
گفتنی است لابی طرفداران عربستان در سال 2016 متحمل یک شکست بزرگ شد. آن هم هنگامی بود که یک لایحه در حمایت از خانوادههای جانباختگان حادثه تروریستی 11 سپتامبر در کنگره امریکا به نام جاستا به تصویب رسید. قانونی که اجازه میداد خانوادههای قربانیان علیه عربستان سعودی شکایت کنند. اما با حضور دونالد ترامپ در راس قدرت امریکا و بازیابی دوباره لابی عربستان سعودی در امریکا عملا این قانون کارایی چندانی پیدا نکرد.
تری استرادا که شوهرش در مرکز تجارت جهانی کشته شده بود یکی از شاکیان اصلی دادرسی در برابر پادشاهی سعودی بود. او گفت سعودیها در مبارزه خود بسیار کثیف هستند. چرا که گفته میشود عربستان سعودی از کهنه سربازان جنگ برای لابی استفاده میکند، زیرا این احساس وجود دارد آنها تنها افرادی هستند که میتوانند در برابر خانوادههای قربانیان 11 سپتامبر موفق عمل کنند. گفته میشود این کهنه سربازان بر اساس پروندههایی که از منافع سعودی حمایت شده است، به هتل ترامپ در واشنگتن دعوت میشدند و در نهایت 270 هزار دلار برای اقدامی که در این پروندهها انجام داده بود دریافت میکنند. این کهنه سربازان حتی نمیدانند که این اقدام از سوی عربستان سازماندهی شده چراکه گروه لابی MSL این پرونده را پیش میبرد.
ارتباطات شخصی
هنگامی که دونالد ترامپ نامزد ریاستجمهوری امریکا بود، اقدام اوباما در وتوی قانون جاستا را شرمآور خواند اما خود او بلافاصله سعی کرد تا روابط نزدیکی با عربستان سعودی ایجاد کند. ابتدا توماس جی باراک یکی از دوستان ترامپ که طی 3 دهه در خاورمیانه کسب و کار داشته و با چهرههای قدرتمند سعودی، قطر و امارات متحده عربی ارتباط داشت اولین ارتباطها را برقرار کرد. در ماه می2016 باراک، کوشنر را به سفیر بانفوذ امارات متحده عربی در ایالات متحده یعنی یوسف العطیبی معرفی میکند که یکی از متحدان عربستان نیز شناخته میشود. باراک درباره دیدار با رهبران منطقهای دیگر از جمله امیر قطر صحبت کرد. او حتی وعده دیدار با شاهزاده قدرتمند سعودی یعنی محمد بن سلمان را به ترامپ داد. چند ماه پس از حضور ترامپ در کاخ سفید کوشنر و محمد بن سلمان در یک ناهار کاری باهم ملاقات کردند. آنها بلافاصله روابط نزدیکی برقرار کردند و تماسهای متعدد تلفنی با یکدیگر داشتند. برخی مقامهای امنیتی نیز نگران این اتفاق بودند که کوشنر ارتباطی بدون چارچوب را پیش ببرد.
یک معادله ساده
اتحاد 75ساله میان عربستان سعودی و ایالات متحده بر اساس یک نظم ساده ساخته شده است. تقاضای امریکا برای نفت عربستان و درخواست عربستان برای فروش تسلیحات و حمایت نظامی از این کشور. معادلهای که میتوان تمامی حواشی رابطه دو کشور را بر مبنای آن حل کرد. لیدا دنت محقق نظارت بر لابیهای امریکا میگوید: پادشاهی عربستان سعودی یک ارتش واقعی از لابیگران و شرکتهای قوی دارد که از این طریق منافع خود را در این راه ترویج میکنند. از طرفی دیگر موسسه تحقیقات صلح بینالمللی استکهلم گزارش داده است که عربستان سعودی تقریبا یک پنجم صادرات سلاح امریکا را در پنج سال گذشته به خود اختصاص داده است. مجموعه شرایط در روابط میان عربستان و ایالات متحده نشان میدهد، که سعودیها پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ بیشترین سرمایهگذاری را روی لابیها انجام دادند تا بتوانند چهرهای متفاوت را از خود به نمایش بگذارند. از همین رو جای تعجب ندارد با این حجم از سرمایهگذاری عربستان در امریکا جنایتها در جنگ یمن دیده نمیشود و همهچیز به نحوی از سمت امریکا سرپوش گذاشته میشود. این معادلهای است که روابط عربستان و ایالات متحده را هرچند در شمای کلی ساده اما در هم تنیده کرده است.