متن پیش رو حاصل گفتگوی نسبتا طولانی باشگاه خبرنگاران با اوست.
نوع نگاه و طرز تفکر امام (ره ) در خصوص استکبار جهانی و هیات حاکمه کشورهایی مانند امریکا و انگلستان در ایام میانسالی عمر مبارک ایشان و پیش از وقوع انقلاب اسلامی به چه شکلی بوده است؟
کوچکزاده :اگر کسی بخواهد بداند که آیا مواضع امام از آغاز نهضت اسلامی ایشان در سال 1341 تا آخرین روزهای حیاتشان در مسائل اساسی، دچار تغییر شده یا نه یکی از راههایش بررسی پدیدههای برجسته این دوره تاریخی 30 ساله از اوایل دهه 40 تا اواخر دهه 60 است.
یکی از برجستهترین نقاط در شروع نهضت امام (ره )مخالفت قاطع ایشان با مسئله کاپیتالاسیون است که حق رسیدگی قضایی به مجرمین آمریکایی را از دستگاه قضائی ایران سلب میکرد و به آمریکاییها اعطا میکرد؛ یعنی آنجایی که امام (ره) فریادش بلند میشود و آرزوی مرگ میکند و سخنرانی خودش را با انالله وانا الیه راجعون شروع میکند و میگوید که ملت ایران را فروختند، عزت ملت ایران را لگدکوب کردند، قلب من در فشار است. ای علمای اسلام من اعلام خطر میکنم؛ مسئله مبارزه با استکبار مطرح است، مسئله ایستادگی مقابل امریکاییها با یک زیادهخواهی بیشرمانه در قبال ملت ایران مطرح است.
همینطور که جلوتر بیاییم در جریان پیروزی انقلاب و در سال 57 اگر به مواضع امام رجوع کنید مملو از این است که شاه فرمانبردار و سر سپرده امریکاست. در واقع امام، شاه را نوچه امریکا میدانست. امام (ره) برگزاری جشنهای پر هزینه با عنوان 2500 ساله را نیز به واسطه امریکایی بودن شاه تحلیل میکردند.
در مقطعی دیگر و در جریان تسخیر لانه جاسوسی امریکا هم امام جمله مشهوری دارند که این انقلاب دوم و برتر از انقلاب اول است و معنای آن این است که با سرنگونی رژیم شاه، انقلاب اسلامی پایان نیافته است و به همین واسطه امام عمل دانشجویان را تأیید و تشویق میکنند .
در طول جنگ تحمیلی هم به طور مکرر امام (ره) نسبت به مداخلهگری و شیطنتهای امریکا علیه ملت انقلابی ایران موضع قاطع و مشخص دارند تا آخرین روزهای عمر پر برکتشان که به صورت فشرده و خلاصه مکتب و سیره خودشان را با معرفی اسلام ناب محمدی (ص ) در مقابل اسلام آمریکایی به معرض نمایش میگذارند و تعریف میکنند که اسلام امریکایی نوعی از اسلام است که طرفداران این نوع از اسلام زراندوزان و اشراف و زورمداران و مقدس نمایان بیهنر هستند .
در واقع آمریکاییها طرفدار یک چنین اسلامی هستند. پس حضرت امام (ره) در شناخت خود از امریکا از شروع مبارزاتشان دقیق و موشکافانه عمل کرده و موضعی یکپارچه را طی سه دهه نهضت اسلامی در پیش گرفتهاند. این طور نبوده که یک روزی امام راحل با مرگ بر آمریکا مخالف باشد و عدهای او را تحریک کنند تا شعار مرگ بر امریکا داده و دوباره در مقطعی پشیمان شده باشد. اینها حرفهای سبکی است که یک عده یا به دلیل بیماری آلزایمر میزنند یا قصد دارند همه موانعی را که جلوی راه قبضه قدرت جلوی رویشان است را بردارند، چرا که در مسیر آنها مانعی بزرگتر از تفکر و راه امام وجود ندارد . به طور قطع تا وقتی که تفکر امام زنده است هیچ قدرت خارجی و هیچ نوکر داخلی نخواهد توانست این ملت را از مسیر اصلی که هم سعادت دنیا و هم سعادت آخرت در آن است منحرف کند.
اخیراً شاهد موج جدیدی از انتسابات بیپایه به امام خمینی (ره) از سوی افراد نزدیک به ایشان هستیم این کار با چه هدفی صورت میگیرد؟
کوچکزاده : تحریف تفکر امام چه با نفل خاطرات و چه مطالب سخیفی که افراد بیارزش در قالب مضحکه و لطیفه و جک مطرح میکنند هیچکدام اتفاقی نیست بلکه قطعا برنامهریزی شده میباشد .ممکن است عامل اجرای این سناریو خودش هم از پشت پرده ماجرا بیخبر باشد اما هدف آن رفع بزرگترین مانع بر سر راه استکبار برای مسلط شدن دوباره بر این ملت است.
آیا میتوان گفت در گفتمان حضرت امام، استکبار ستیزی و شعار مرگ بر امریکا از اصولیترین عناصر است و اگر آن را حذف کنیم این گفتمان دچار استحاله میشود؟
کوچکزاده:مردم متوجهاند که شعار مرگ بر امریکا چه ماهیت و معنایی دارد. مردم با سر دادن این شعار سلطهطلبی و زیر بار ظلم رفتن را محکوم میکنند و با مردم امریکا هم خصومتی ندارند. با توجه به این معنا، بیتردید شعار مرگ بر امریکا جزو اصلیترین عناصر گفتمان امام و انقلاب اسلامی است.
یکی از آقایان، به نقل از امام مطرح کردهاند که ایشان گفتهاند برخی از مباحثی که من سالها پیش در تحریرالوسیله آوردهام، الان قبول ندارم. یعنی اقتضای زمان ممکن است تغییراتی در نظر حضرت امام(ره) حاصل کند و این تغییرات میتواند شامل اکنون هم بشود. آیا اینطور است؟
کوچکزاده:این آقایانی که میخواهند تابعیت حکم را از زمان و مکان به رخ ما بکشند، اگر معرفت داشتند، میدانستند که اصلاً کسی که این حرف را باب کرد، خود حضرت امام بود که فرمود: لازمه اجتهاد درست این است که شرایط زمانی و مکانی لحاظ شود. اما امامی که به همین تأثیر شرایط زمان و مکان معتقد بود وصیتنامهای دارد که نوشته این را مینویسم برای پس از عمر خودم. معنی این جمله چیست؟ یعنی آنچه در این وصیتنامه مینویسم، فارغ از تأثیر زمان و مکان است، چرا؟ چون آنچه امام راحل در وصیتنامهاش نوشته از محکمات تفکر ایشان است نه از متشابهات. اینکه میفرماید: به همه نسلها توصیه میکنم که مراقب باشید جلوی انحراف در دانشگاهها و اساتید را از همان ابتدا بگیرید. این حرف به اقتضای زمان تغییرپذیر نیست. عقلاً آنچه را امام برای ابد به ارث میگذارد، نمیتواند از متشابهات باشد.
به عقیده شما امام راحل هوشمندانه جلوی تحریف و قلب سیره و تفکر خود را پس از عمر شریفشان گرفتهاند. همینطور است؟
کوچکزاده: بله، ولی دشمن ناامید از جعل ماهیت تفکر امام نمیشود. تحرکات این روزها هم از همین ناشی شده که امیدواری برای تحریف ماهیت اندیشه امام همیشه وجود دارد. یکی از بهترین راههای غلبه بر حریف، دستکاری شاخصها و معیارهای تفکر اوست. برای مثال در روضههای اباعبدالله دیدم قصههایی که برای حضرت علیاصغر(ع) میخوانند، دو گونه متفاوت هستند. همه ناقلین بخش اول را مشابه توصیف میکنند. اواخر ظهر عاشورا امام(ع) وقتی که برای آخرین بار به خیمه سر میزند، میبیند طفل از بیآبی در حال تلف شدن است. طفل را از مادرش میگیرد و به میدان میآید.
یک عده میگویند امام(ع) آمد در میدان و گفت ای قوم این طفل از بیآبی در حال مرگ است. شما با من دشمنید، این طفل که گناهی ندارد. به این طفل آب بدهید. حالا یک قول دیگری است که خیلی شبیه این است اما در واقع معنای آن زمین تا آسمان فرق میکند که میگوید وقتی امام طفل را در این حالت دید، لباس رزم از تن خارج کرده، کلاه خود را درآورد و عمامه بر سر کرد و عبا به دوش انداخت و در هیبت پیامبر درآمد.
با اسب از میدان آمده بود، اما با شتر برگشت. میخواست بلندتر باشد تا همه ببینند. طفل را آورد و جلوی لشکر گرفت. گفت ای قوم شما به حسب اینکه خود را امت پیغمبر و من را خارجی میدانید، قصد کشتن من را دارید، اما این بچه شیرخوار نوه همان پیامبری است که شما حب او را به دل دارید و دارد از تشنگی میمیرد.
در واقع امام اتمام حجت کرد نه طلب آب. این دو تا حسین خیلی با هم فرق دارند. حسین اولی خیلی هم که پرزور باشد وقتی فرزندش از تشنگی در حال مرگ باشد، به التماس میافتد و از دشمنی که میداند کیست، طلب آب میکند.
اما حسین دومی تا آخرین لحظه در گودال قتلگاه هم میخواهد اتمام حجت کند. میگوید نکش من را، نه برای اینکه دوست دارد زنده بماند، بلکه میگوید ای شقی بیچاره میشوی. تحریف در معیار چقدر با ظرافت انجام میشود. حسین(ع) معیار است و شاخص همه آزادیخواهان عالم تا ابد. اگر حسین التماس کننده آب شد که دیگر شهید همت از او در نمیآید، دیگر باکری از او به وجود نمیآید.
اگر امام مسخرهکننده شهدا و خانواده معزز او شد که دیگر برای او بسیجی جان بر کف به میدانهای مبارزه نمیرود. اگر خمینی تحریف شد، همه چیز از دست میرود. از حسین(ع) تا امام عصر(عج) این خمینیها هستند که اسلام را زنده نگه میدارند.
اگر جا بیندازند خمینی اهل بیحجابی ، لطیفه و سخن لغو بود، دیگر همه چیز از دست میرود. هدف شخص امام(ره) نیست، این مسأله آنقدر اهمیت دارد که شهید بزرگوار مطهری سه جلد کتاب درباره تحریفات حماسه حسین(ع) مینویسد. دشمن مصمم است تا هیچ اثر حقیقی از نهضت و اندیشه کربلا باقی نماند. نهضت امام خمینی(ره) از جنس کربلاست.
خمینی اثر حقیقی نهضت امام حسین(ع) است. امثال خمینی هستند که جنگ را با یاری همین مردم اداره میکنند و آن حماسههای عظیم توسط بسیجیها آفریده میشود. آب را با لبتشنه نمیخورد و میگوید بده به دیگری. اینها را میخواهند با هرزگی تحریف کنند و باید این قلمها را شکست تا برای ابد درس بشود که کسی جرأت شوخی با یادگاران امام حسین(ع) را نکند. اگر راست میگفتند، باید قلم این آدم را میشکستند.
اگر فرزند من همچین غلطی کرده بود، به شدت با او برخورد میکردم. دروغ میگویند اینها که ما حامی امام هستیم. والله العظیم اگر دختر من چنین جسارتی به امام میکرد، با او برخورد میکردم. برخی مخالفان شعار مرگ بر امریکا مدعیاند که این عبارت صرفا تبدیل به یک شعار شده و مباحث مهم دیگری که از اهداف ذاتی انقلاب اسلامی میباشد در سایه مسئله استکبار ستیزی کم رنگ شده است.
برخی معتقدند معضل ساختارهای مریض، بعضا فاسد و ناکار آمد دولتی در سایه قرار گرفته است. در واقع مسائلی که از درون نظام اسلامی را پوک میکنند یا مغفول واقع شدهاند یا اینکه توجه به آنها در میان مسئولین بسیار کمرنگ است و به نوعی تعادل میان عناصر اصلی وجود ندارد.
اگر به نظر این افراد با خوشبینی نگاه کنیم باید گفت که چگونه قابل تصور است یک دزد قلدر که در صدد تصرف همه منابع شماست بالای سر شما مسلط باشد و تصور کنید میشود در داخل عدالت را سامان داد.
این اشتباه است که ما فکر کنیم با فراموش کردن این دزد قلدر میشود در داخل کشور با فساد و بیعدالتی مبارزه کرد. حتی اگر مرگ بر امریکا امروز فقط تبدیل به یک شعار شده باشد باز هم به لحاظ آموزههای اسلامی مفید است .مثل آن است که بگویم <لااله الاالله> تبدیل به یک شعار شده، چند صد سال قرار است تکرار شود ؟ جواب این است که بله اینها اصلاٌ نوعی شعار و ذکر برای یادآوری دائمی است که بنده هیچ کس، غیر خدا نباید بود.
"قولو لا اله الا الله تفلحو" یعنی چه و چرا پیامبر تاکید میکند که دائم بگویید لا اله الا الله ؟چرا میگویند بلند صلوات فرستادن نفاق را از بین میبرد ؟ اتفاقاٌ این شعارها معانی سیاسی دارند. بیتردید مزاحمت شیطان بزرگ در سامان یافتن امر داخلی کشور هم موثر است .
اصلا ریشه برخی نابسامانیهایی که در داخل کشور است مانند فساد به کجا وصل است ؟آقای خاوری برای مثال به کجا وصل بود ؟من کاری به وابستگیهای سیاسی او در داخل کشور ندارم .خاوری الان کجاست و مورد حمایت کیست ؟عمده فسادهایی که در داخل کشور صورت میگیرد بی تردید از سوی همان قلدرهای جهانی اما در پشت پرده و به شکل پنهانی حمایت میشود.
یک گروهی از خارج به نام anti corruption (ضد فساد سازمان ملل )مهمان کمیسیون اصل 90 مجلس بود و راجع به فساد اداری در کشورها جلسهای با آنها داشتیم .برای ایران یک رتبهای در رابطه با فساد اداری تعیین کرده بودند که زیاد خوشایند نبود. من از اینها پرسیدم چرا هر فردی در کشور ما از نظر فساد سابقه بدی دارد پناهنده به کشورهای شما میشود ؟ گفتند :ما کارشناسیم و به مسائل سیاسی کاری نداریم. برای مثال چرا پلیس بینالملل در این زمینه با ایران همکاری نمیکند ؟یا برای مثال در مسئله تروریسم چرا حامیان تروریسم به صورت آزاد در کشورهای مدعی میچرخند ؟ بنابراین کسانی که فکر میکنند بدون پرداختن به امالفساد و شیطان بزرگ امکان مبارزه مبنایی و اصولی با سر پنجهها یا شیطانکهای داخلی وجود دارد سخت در اشتباهاند.
عنوان شیطان بزرگ را امام راحل پس از انقلاب مطرح کردند.درست است؟
کوچکزاده: برخی از تحریف گران به نقل از امام میگویند ایشان گفتند امریکا از انگلیس بدتر ،انگلیس از امریکا بدتر و شوروی از همه بدتر است و ادامه جمله امام را نمی آورند که می گویند: اما امروز سر و کار ما با این فاسدهاست با آمریکاست! امریکا از همه بدتر و شیطان بزرگ است. آنهایی که شعار مرگ بر شوروی را مطرح میکنند برای این است که شعار مرگ بر آمریکا کنار برود و گرنه اینها با روسیه هم مشکلی ندارند .
امام که با امریکا حساب شخصی ندارد، این یک انگشت اشارهای است که مسیر را معین میکند احمدی نژاد این را خوب تبیین میکرد. تا ما در صدد اصلاح نظم حاکم بر این جهان نباشیم امید به اصلاح عمیق و بنیادین در داخل هر کشوری یک امید واهی است. چون منشاء فساد جای دیگری است.
در روزهای آینده 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی امریکا را در پیش داریم. آیا حضرت امام پس از انقلاب تا مقطع 13آبان و تسخیر لانه جاسوسی نسبت به مساله امریکا حساسیت چندانی نشان داده بودند؟
کوچکزاده: بله اما سفارت امریکا در داخل کشور کارش را میکرد و رابطه برقرار بود ، اشغال لانه جاسوسی آمریکا پس از آن اتفاق افتاد که امریکا به شاه پناهندگی داد و امام میگفتند که چرا این آدمی که منفور این ملت است را پناه دادید ؟خب بدهید به ما که محاکمهاش کنیم باید تاکید کرد پناهندگی به شاه توسط امریکا دارای یک پیام مشخص برای ملت ایران است و اتفاقی صورت نگرفته است.
در مورد شعار مرگ بر امریکا به این نکته اشاره کنم که بسیاری از نسبتهایی که وارد میشود دانسته یا نادانسته غلط است .یک اتهام بی پایه به حامیان انقلاب زده و پاسخ خواسته میشود،اصلاٌ فرض میگیریم برای ایران مسائل جهانی اهمیتی نداشته باشد سوال اینجاست که مگر ما با امریکا کار داریم ؟ آنها با ما کار دارند.ما انقلاب کردیم و میخواهیم استقلال داشته باشیم. اما آنها اجازه نمیدهند و میگویند باید بیایید زیر بلیط ما و با ما هماهنگ باشید .خوی سلطهگری آنها میگوید که منطقه خاورمیانه و ایران باید جزو تیول آنهاباشد ، مگر ایران در سواحل امریکا ناوهای جنگی اعزام کرده؟
تنها کشوری که این طور یکپارچه در برابر زیاده خواهی آمریکا ایستاده جمهوری اسلامی ایران است.هزینه مسئله استکبار ستیزی در جهان را ایران پرداخت میکند. آیا ایران آنقدر توان درونزا دارد که یک تنه در مقابل این قدرت بایستد؟
کوچکزاده: سوال شما این است که آیا این دو کفه ترازو متناسب با هم است؟ یک کفه توانمندیهای ما و یک کفه دشمنیهای استکبار است من شما را ارجاع میدهم به بررسی وضعیت ایران طی 35 سال گذشته.،در زمانیکه انقلاب شد منابع مادی و نیروی انسانی و علمی ایران در چه وضعیتی بود؟ و طی این 35 سال با چه مزاحمتها و دشمنیهایی مواجه بوده است ؟ و امروز ایران چه وضعیتی دارد؟ اگر ایران طی این 35 سال با این دشمنیها به یک نقطه بالاتری دست پیدا کرده معلوم است که "ما میتوانیم" و اگر عقب رفتهایم یعنی اینکه نتوانستهایم و35 سال کار بیهوده کردهایم بنابراین باید دست برداریم. شما پیشرفت علم را مثال میزنید اما برخی معتقدند ملاک پیشرفت در اسلام علم و تکنولوژی نیست بلکه شاخص تعیین کننده اقامه قسط و عدل است .
شاخصهای عدالت اجتماعی در کشور امروز چه وضعیتی دارد؟
کوچکزاده: برای تعیین شاخص عدالت اجتماعی در ایران باید به طور دقیق با آمار و ارقام موثق و قابل اعتماد سخن گفت و بعد ارزیابی کرد که در این 35 سال ما در عدالت اجتماعی رشد داشتیم یا عقب گرد و متقابلاٌ امریکاییها در به دست آوردن منافعی که 35 سال گذشته از ایران میبردند هزینه و زحمت بیشتری متقبل میشوند یا کمتر ؟ یک روزگاری آنها با یک تلفن نماینده مجلس یا وزیر و نخست وزیر را تعیین میکردند یا اصلا حکومت عوض میکردند .بدون ریختن هیچ خونی خود ما نفتمان را میدادیم .
شما کل منطقه را ببینید، امریکاییها امروز در جای جای منطقه خاورمیانه با مشکل مواجهاند. در یمن ،مصر ،بیتالمقدس ،سوریه ،عراق ،افغانستان.همین موج بیداری اسلامی در نهایت پدیدهای نیست که به سود آنها تمام شود. منافع آمریکا با بیداری ملتها مغایرت دارد .این بیداری عمومی در منطقه بیتردید متاثر از انقلاب اسلامی پدید آمده است آمریکا امروز هم از عراق نفت میبرد اما به چه قیمتی ؟ به قیمت محبوس کردن دهها هزار سرباز خود روی ناوها که دچار بیماریهای روحی و روانی شده و کشته میدهند.به قیمت خون نفت میبرد. اما آنروز به قیمت خون ملت ما نفت میبرد.
نکته دیگر این است که سطح عمومی رفاه در کشور ما در شاخصهایی مانند آموزش و پرورش، آموزش عالی، رشد علم، همان عدالت اجتماعی که شما خیلی بر آن تاکید دارید و البته من نیز قبول دارم و رسیدگی به مناطق محروم پایین رفته یا بالا رفته است؟ در ایران مناطقی بود که مردم در آنجا به عمرشان خودرو ندیده بودند. اوایل انقلاب در ایذه خوزستان به روستاهایی رفتم که هم گاو، سگ و هم اهالی آنجا از آبی که روی زمین جمع شده بود میخوردند.
من ادعا نمیکنم که محرومیت الان در ایران ریشه کن شده، هنوز هم زیاد است اما شما به این نگاه کنید که کشور به این پهناوری که جمعیتش هم بیش از دو برابر شده با این مزاحمتها از قبیل جنگ و ترور و تحریم به اینجا رسیده است. ما پیشرفت کردهایم. تاکید میکنم معنای حرف من این نیست که الان در کشور هیچ گرسنهای وجود ندارد یا هیچ دختری گرفتار تهیه جهیزیهاش نیست یا همه مردم به طور برابر به امکانات آموزشی دسترسی دارند یا هیچ بیماری برای تهیه دارو با مشکل مواجه نیست. نخیر اما جایی که الان در آن قرار داریم نشان میدهد که می توانیم با سعی و پشتکار و ایثارگری بیشتر جلوی قلدری استکبار بایستیم. ضمن اینکه نمیشود اصلاح داخل کشور و اصلاح نظم ناعادلانه جهان را از یکدیگر تفکیک کرد. اینها هر دو با هم امکان رشد و ترقی دارند.
آیا این ادعا درست است که مسئله استکبار ستیزی بر همه شئون جمهوری اسلامی رجحان پیدا کرده است؟
کوچکزاده: اصلا عدالت اجتماعی بدون نفی استکبار عدالت نیست. عدالت در سایه استکبار چه معنایی دارد؟ نفی استکبار که جزو اصول اسلامی است. اما عدالت هم جزو اصول است مثل این است که شما بگویید برای بهداشت جسم، انسان هر روز استحمام میکند ولی سالی یکبار واکسن میزند و این بر دیگری سایه انداخته است.
شما وقتی هر روز مواجهاید با ترور و دانشمندان شما را در کوچه و خیابان میکشند. وقتی هر روز مواجهاید با کسری بودجهای که حاصل از تحریمهاست. پس معلوم است که مدام باید بگویید: مرگ بر امریکا به نظر میرسد امروز هم اگر ما به لحاظ درونی خودمان را قویتر کنیم خیلی راحتتر و کم هزینهتر میتوانیم در مقابل زیاده خواهیهای استکبار مقابله کنیم.
اما نکته مهمی که باید به آن توجه شود این است که ایران 35 سال دست خود ما بوده است. خروجی عملکرد ما وضعیت فعلی کشور است( الان دارم یک بحث کاملا غیر جریانی را مطرح میکنم) امروز با جرأت میتوان گفت که مستقلترین ملت جهان، ایرانیان هستند. هر گلی زدیم، خودمان به سر خودمان زدیم. هر دولتی که بر سر کار آمد، خودمان آوردیم. این بازی زشتی که راه افتاده که یک عده از مسئولین، دیگران را در مسأله فساد اداری محکوم میکنند، باید متوقف شود ولی اگر منصفانه و در مجموع به این خروجی نگاه بشود، خروجی افتخارآمیزی است.
به همین دلیل هم در دنیا مشتری دارد. اصلاً امریکا چرا اینقدر نگران است. همه میدانند که ما نه به دنبال این هستیم و نه اعتقادات ما اجازه میدهد که کشورگشایی کنیم. نگرانی آنها این است که این نظام با همه نقاط قوت و ضعفش تبدیل به یک الگو در جهان شده است. بیداری اسلامی، حزبالله لبنان، مقاومت فلسطین از ایران نشأت گرفته است.
نکته دیگر اینکه در داخل کشور تلاشهای زیادی میشود در راستای استحاله شعارهای اصیل مردم! همین مطالب بی ربطی که در راستای نفی شعار مرگ بر آمریکا مطرح میشود، تلاش نفوذیها برای سلب روحیه استکبار ستیزی مردم است.
بالاخره این آدمهای منافق و نفوذی هم بیکار ننشستهاند و از وجود دموکراسی در کشور سوءاستفاده میکنند و هجمه خودشان را در گمراه کردن و منحرف کردن انجام میدهند و یکی از راههای آن تحمیل منتخب نااهل به مردم است.
در حقیقت در تصمیمات انسان دو پارامتر اصلی دخیل است. یکی معیارها و یکی اطلاعات. ببینید با معیارها چه میکنند. میخواهند جا بیندازند که رابطه ما با امریکا رابطه گرگ و میش نیست. یک آقایی میگوید من براساس معیار قرآنی که دارم، فکر میکنم "صب" دیگران درست نیست و نباید بگوییم مرگ بر امریکا!
نمیداند «قتل اصحاب الاخدود» داریم «تبت یدا ابی لهب» داریم. اینهمه در قرآن "بکشید" و "مرگ بر" وجود دارد. بنابراین تلاش میکنند معیارها را دستکاری کنند و بگویند اصل این شکم و معیشت مردم است. ما باید اول سیر باشیم. نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران. یک بخش دیگر هم اطلاعات است. یعنی شما دهها و صدها سایت و وبلاگ و خبرگزاری میبینید که پمپاژ دروغ در جامعه میکنند. سیاه را سفید و سفید را سیاه جلوه میدهند. بالاخره اینها روی مردم تأثیرگذارند. حرفم این است که دشمن در داخل کشور هم بیکار ننشسته و از هر فرصتی برای ضربه زدن به اعتقادات مردم استفاده میکند.
یکی از بحثهایی که این روزها درباره سیره پیامبر مکرم اسلام(ص) انجام میشود، مسأله صلح حدیبیه است. پیامبر(ص) آنجایی که مصلحت ایجاب کرد با مشرکین صلحنامه منعقد کرد تا جایی که بنا بر خواسته آنها نام مقدس الله هم از ابتدای صلحنامه حذف شد. آیا این جنس از مصلحتسنجی به سراغ جمهوری اسلامی هم میآید ؟
کوچکزاده:اولاً این مصلحت را چه کسی باید تشخیص بدهد؟ امروز که پیغمبر(ص) در قید حیات نیستند. پس تشخیص با کیست؟ هر جا ولیفقیه چنین تشخیصی داد، ما هم صلح میکنیم. هر جا تشخیص داد جام زهر میپذیریم. هر جا تشخیص داد صلح حسنی به روی دیده میگذاریم هرجا هم تشخیص داد حسینی عمل کنیم، کربلا به پا میکنیم. اصلاً آنچه اصالت دارد، خود صلح امام حسن(ع) نیست.
رویه امام حسن(ع) است، دستور امام است. نسخهای است که امام میپیچد. آن نسخهای که امام میپیچد، هرچه باشد، ارزش دارد.
اگر غیر از این باشد که رویه امام حسین(ع) هم زیر سؤال میرود، چرا خودش را به کشتن داد؟ مگر امام حسن الگو نیست؟ جواب دیگر به سؤال شما این است. اصلاً انقلاب ما به یک مفهوم صلح حدیبیه بود. گفتیم ما قرار است زندگی خودمان را بکنیم و کاری هم به امریکا نداریم. شما هم سفارتخانهتان اینجا باشد و کارتان را بکنید ولی اینها رفتند و به شاه پناه دادند. آنها سفارتخانهشان را لانه جاسوسی کردند.آنها دهها توطئه گوناگون و رنگارنگ علیه این ملت طراحی و اجرا کردند.
نسبت استکبارستیزی پررنگ در افکار و گفتمان امام با ماموریت اصلی جمهوری اسلامی یعنی آمادهسازی حکومت جهانی حضرت ولیعصر(عج) چیست؟
کوچکزاده:اصلاً همه فلسفه جمهوری اسلامی زمینهسازی برای ظهور حضرت حجت(عج) است. جهان منتظر کسی است که زمینه را برای ظهور فراهم میکند و این با کنج خانه نشستن صددرصد در تعارض است. شما برای اینکه حضرت بیاید، باید لشکر داشته باشید. استکبار که فقط اوباما نیست. استکبار در تهران هم شعبه دارد. اما شعبههای تهران آن خیلی جدی گرفته نمیشود.
حالا ممکن است غفلتهایی صورت بگیرد، ولی بخشهایی از این دعواهای سیاسی در همین راستاست. بالاخره ایادی امریکا که نباید در این کشور به پست و مقام و جایگاه برسند. امام فرمود: آنها که در خانههای مجلل، راحت و بیدرد آرمیدهاند و از دور هم دستی بر آتش نگرفتهاند، نباید به مسئولیتهای حساس و مهم برسند که اگر چنین شود، چه بسا یک شبه انقلاب را بفروشند.