شوخی دوستانه به مرگ انجامید
تقلید صدای دخترانه برای شوخی انگیزهای شد تا درگیری بین چند جوان به وجود آمده و یکی از آنها کشته شود. متهم پرونده مدعی است مرتکب قتل نشده است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق، مرداد سال 93، مأموران پلیس در جریان مرگ جوانی قرار گرفتند که گفته میشد از سوی فردی به نام رضا مورد ضربوجرح قرار گرفته و کشته شده است. با انتقال جسد مقتول -که امیر نام داشت- به پزشکی قانونی، تحقیقات مأموران آغاز و رضا بازداشت شد. پسر جوان در بازجوییها ادعا کرد مرتکب قتل نشده و فقط یک ضربه به مقتول زده است. او گفت: امیر دوست من بود، ما با هم درگیر شدیم و در این درگیری گوشی تلفن همراه امیر شکست؛ درگیری تمام شد اما بعد امیر با چند نفر از دوستانش مقابل خانه من آمد و گفت حالا که گوشیاش را شکستهام به او یک گوشی نو بدهم، اما من قبول نکردم و دوباره دعوا کردیم و من یک سیلی به مقتول زدم و اصلا نمیدانم چرا او فوت کرد. وقتی به من گفت که بیمار است من دیگر کاری با او نداشتم؛ زمانی هم که رهایش کردم و رفتم او حالش خوب بود. البته آنها میخواستند تلفن همراه من را بهعنوان خسارت بگیرند که من آن را ندادم و بعد هم به خانهام رفتم. من هیچ وسیلهای که بخواهد به کسی صدمه بزند، همراه نداشتم؛ من فقط یک سیلی زدم. بااینحال، با توجه به گفتههای شاهدان، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در نخستین دور رسیدگی متهم مدعی شد مقتول بیماری قلبی داشته و زمانی که این موضوع را فهمیده دیگر او را کتک نزده و رهایش کرده است. با توجه به این گفتهها و سایر مدارک، دادگاه رأی بر پرداخت دیه صادر کرد و عمل رضا را شبهعمد تشخیص داد. با اعتراض اولیایدم، پرونده به دیوانعالی کشور رفت و رأی صادره نقض و رسیدگی به این پرونده در شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران آغاز شد. در ابتدای جلسه رسیدگی که دیروز برگزار شد نماینده دادستان کیفرخواست علیه متهم را خواند و سپس اولیایدم در جایگاه قرار گرفتند و دو نفر از آنها درخواست دیه و مابقی درخواست قصاص کردند. وقتی نوبت به متهم رسید، او در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: قبل از حادثه با من تماس گرفتند و با صدای دخترانهای با من حرف زدند؛ وقتی خندیدند متوجه شدم فردی که با من تماس گرفته یکی از دوستانم است. امیر هم با دوستم بود، مقابل خانه که رفتم آنها ایستاده بودند و به من میخندیدند؛ با هم دعوا کردیم و درگیر شدیم. من تلفنهمراه امیر را که از آن با من تماس گرفته بودند، شکستم و بعد به خانه رفتم. فردای آن روز آمدند و از من خواستند خسارت بدهم و گفتند حالا که گوشی را شکستی باید یک گوشی بخری. سر این موضوع دوباره با هم درگیر شدیم و من آنها را زدم. با امیر درگیر بودم که او گفت با من کاری نداشته باش، من ناراحتی قلبی دارم. من هم یک سیلی به او زدم و رهایش کردم و دیگر کاری به او نداشتم. فردایش مأموران به خانه من ریختند و دستگیرم کردند. در ادامه از شاهدان پرونده خواسته شد تا آنچه را دیدهاند، بگویند. یکی از شاهدان گفت: من برای گرفتن طلب مقابل خانه رضا رفته بودم و درگیری آنجا آغاز شد و رضا امیر را زد. این را که امیر با صدای دخترانه سربهسر رضا گذاشته بود، خبر ندارم. حین درگیری بود که امیر حالش بد شد؛ او را به بیمارستان رساندیم اما گفتند دیگر فایدهای ندارد و او مرده است. امیر بدن ضعیفی داشت و همه ما این را میدانیم؛ اما رضا طوری او را زد که امیر نتوانست طاقت بیاورد و جانش را از دست داد. البته من ندیدم که او به سر یا جای حساسی از بدن او ضربه بزند، اما داشت او را کتک میزد. در ادامه وکیل متهم در جایگاه حاضر شد. او گفت: موکل من قبول دارد ضربهای به مقتول زده است، اما مسئله اینجاست که علت اصلی مرگ مقتول بیماری کبدی او بوده که موکل من هم از آن خبر نداشته است؛ مقتول به او گفته بود بیماری قلبی دارد و موکل هم به محض اینکه موضوع را فهمید، دیگر با او درگیر نشد. با توجه به علت فوت مقتول و سایر مدارک درخواست برائت موکل را دارم. شوخی دوستانه به مرگ انجامید بنا بر این گزارش، هیئت قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.