عبور احمدینژاد از کنار یک تریلی و بدبختی صاحبش
شکایت هفتساله یک مرد برای دریافت خسارت تریلی تخریبشدهاش به دست تیم همراه رییسجمهوری دولت نهم، هنوز به نتیجهای نرسیده است. تریلی این مرد در دو سفر رییسجمهوری سابق به عسلویه با تصور اینکه حامل بمب است کاملا از بین رفته است.
شکایت هفتساله یک مرد برای دریافت خسارت تریلی تخریبشدهاش به دست تیم همراه رییسجمهوری دولت نهم، هنوز به نتیجهای نرسیده است. تریلی این مرد در دو سفر رییسجمهوری سابق به عسلویه با تصور اینکه حامل بمب است کاملا از بین رفته است. بیماری ناگهانی پدر تابستان سال 85 بود که رییسجمهوری وقت راهی عسلویه شد تا طرحهای منطقه آزاد پارس جنوبی را مورد بازدید قرار دهد و روبان قرمز افتتاح را قیچی کند. همزمان غلامرضا قدیمپور، فرمان تریلی قسطی را که تازه تهیه کرده بود و کل داراییاش محسوب میشد در دست داشت و در جاده خاکی نخل قدیم میراند که ناگهان تلفن همراهش به صدا درآمد و خبر وخامت حال پدرش را از آنسوی خط شنید. بیدرنگ تریلی را در حوالی کارخانه یخ که در آن اطراف بود گذاشت و با هواپیما راهی همدان شد. فرضیه تیم همراه رییسجمهوری از جاده اصلی به طرف پارس جنوبی در حرکت بودند که گرمای هوا آنها را واداشت به جاده فرعی نخل تقی بروند و از کارخانه، یخ بگیرند که ناگهان چشمشان به تریلی پارکشده خورد و با فرضیهای مبنی بر اینکه شاید تریلی حامل بمب باشد، دستور تخریب آن را دادند. این در حالی بود که آنها به گفته رییس یگان ویژه پلیس عسلویه مبنی بر اینکه تریلی مورد بازدید قرار گرفته و خطری برای سفر رییسجمهوری ندارد، توجهی نکردند. دقایقی نگذشته بود که سه لودر به حرکت درآمدند تا تریلی را که حتی در مسیر عبور رییسجمهوری سابق قرار نداشت، تا انتهای جاده خاکی هل بدهند... وقتی لودرها کارشان تمام شد و رفتند یک تریلی بههمپیچیده در انتهای جاده خاکی باقیمانده بود. پاتوق افیونیها راننده تریلی وقتی پس از مدتی از همدان به عسلویه بازگشت تا سراغ تریلیاش برود از سوی مقامات پلیس از سرنوشت تریلیاش آگاه شد. وی که شوکه شده بود و خود را در برابر اقساط نیمهکاره بانک و یک تریلی ازکارافتاده که تنها منبع درآمدش محسوب میشد، میدید از بانک تقاضای وام کرد تا بتواند تریلی را راه بیندازد و کار کند تا اقساطش را بپردازد. کارشناس رسمی دادگستری که از سوی بانک مامور رسیدگی به میزان خسارت شده بود پس از بررسی تریلی خسارت وارده بر آن را 23میلیون تومان برآورد کرد و در نخستین اقدام یک وام 10میلیونتومانی پرداخت شد تا آن را به زخمی بزند و چرخهای تریلیاش را که یکسال متوقف مانده دوباره به راه اندازد. همزمان با این اقدامات تریلی تخریبشده به پاتوق عدهای معتاد تبدیل شد و همین مساله اعتراض روستاییان نخل تقی را در پی داشت به همین دلیل پلیس، تریلی را با لودر از انتهای جاده خاکی به سر جاده اصلی کشاند تا از روستا دور باشد و اهالی روستا از پرسه معتادان در امان باشند. انهدام کامل تریلی هنوز صاحب تریلی با مشکلات دستوپنجه نرم میکرد که رییسجمهوری سابق به همراه هوگو چاوز دوباره عزم سفر به عسلویه و بازدید از پارس جنوبی را کرد. وقتی خودرو حامل رییسجمهوری و تیم همراه در جاده عسلویه به سمت پارس جنوبی به حرکت درآمد، تریلی تخریبشدهای که توسط نیروی انتظامی به لب جاده کشیده شده بود به چشم تیم آشنا آمد و آنها اینبار تریلی را شدیدتر از قبل تخریب کردند. صاحب تریلی که وامش را با هزار و یک دردسر دریافت کرده بود با امید راهی عسلویه شد تا تریلیاش را تعمیر کند و زندگیاش را که یک سال در نابسامانی به سر میبرد، نجات دهد اما وقتی تریلیاش را در آن شرایط دید بار دیگر شوکه شد و با آگاهی از موضوع توسط اهالی و نیروی انتظامی عسلویه، با کمری خمیده راهی همدان شد تا از طریق رویه قانونی اقدام کرده و با شکایت از عاملان این تخریب، خسارتش را از آنها دریافت کند. شکایت در نهاد ریاستجمهوری غلامرضا قدیمیپور، مستاصل و درمانده با مدارکی که حکایت از نامهنگاریهای مسئولان داشت پس از چند سال دوندگی تلاش داشت حق پایمالشدهاش را بستاند. این راننده 60ساله تریلی گفت: پس از آنکه به همدان بازگشتم نزد حجازی نماینده شهرم رفتم و وی با آگاهی از موضوع نامهای به نهاد ریاستجمهوری ارسال کرد تا خسارتم را پرداخت کنند و بتوانم زندگیام را دوباره بسازم. بدترین جای این اقدام جایی بود که مسئولان نهاد ریاستجمهوری اقدام همراهان رییسجمهوری را نپذیرفتند و با پیگیریهایی که کردم در نامهای که اردیبهشتماه 88 نوشته شد از استاندار وقت بوشهر خواستند که چگونگی ماجرا بررسی شود. به این ترتیب استاندار بوشهر، بخشدار عسلویه، فرماندار کنگان و مقامات نیروی انتظامی و دادگستری عسلویه همگی در نامههایی تخریب تریلی توسط تیم حفاظتی را تایید کردند. وی ادامه داد: نهاد ریاستجمهوری پس از اثبات این ادعا از من خواستند که از یگان ویژه منطقه آزاد پارس جنوبی شکایت کنم و بگویم که آنها این خسارت را به تریلیام زدهاند زیرا فقط به این شرط حاضر میشوند خسارتم را پرداخت کنند. من که چارهای نداشتم پذیرفتم و به این خواسته عمل کردم اما روز دادگاه در کمال ناباوری دیدم که یکی از بهترین وکلای تهران برای دفاع از یگان ویژه منطقه آزاد به دادگاه آمده و آنجا ثابت کرد که منطقه آزاد بیتقصیر است. خسارت 700میلیونی راننده تریلی گفت: همیشه یک سوال در ذهن من است و اینکه آیا همراهان رییسجمهوری نمیتوانستند یک کلیدساز بیاورند و کامیون را به جای دیگری انتقال دهند و آیا هزینه کلیدساز کمتر از لودر نبود. وی ادامه داد: پس از این ماجرا حدود 40 روز در کنگان سرگردان شدم تا نظر کارشناس دادگستری بوشهر درباره برآورد خسارت تریلی را بگیرم و کارشناس دادگستری مبلغ خسارت به تریلی را 30میلیون بر حسب قیمت روز و خسارت خواب تریلی را که روزی 160هزار تومان است تا آن زمان یعنی سال 90 حدود 700میلیون تومان برآورد کرد. وقتی نظر کارشناس دادگستری به پرونده ضمیمه شد به دفتر ثمرههاشمی فراخوانده شدم و گفتند که حاضرند جریمه بانک را که به خاطر اقساط عقب افتاده و تا آن روز 50میلیون تومان شده بود پرداخت کنند و اگر تریلی را برای اوراق تحویل دهم به جای آن یک پراید به من میدهند که البته این وعده نیز عملی نشد و با اعتراض من پاسکاریهای اداری بیش از پیش جریان یافت. هزینه جراحی به جای خسارت تریلی وضعیت نابسامان زندگی راننده تریلی باعث شد که در پرداخت هزینه جراحی همسر بیمارش ناتوان باشد. غلامرضا قدیمپور در اینباره گفت: اردیبهشت 91 نامهای از سوی مرکز ارتباط مردمی رییسجمهوری وبا دستور دستیار ارشد رییسجمهوری سابق صادر شد که همسرم برای درمان به یک مرکز معرفی شود و به صورت رایگان تحت جراحی قرار گیرد که البته این هزینه نیز پرداخت نشد. مسکن مهر به جای خسارت و یک وعده پوچ دیگر اجارهنشینی این راننده تریلی و دردسرهای بیشمارش باعث شد که در خرداد 92 از سوی دفتر رییسجمهوری نامهای به اداره کل راه و شهرسازی همدان ارسال شود که در آن از مسئول این اداره خواسته شده بود برای تهیه یک واحد مسکن مهر به غلامرضا قدیمپور مساعدت لازم با وی انجام شود اما این نامه مورد تایید قرار نگرفت و در پاسخ گفته شد که همه واحدهای مسکونی صاحب دارند و این امکان وجود ندارد. سرنوشت تریلی راننده تریلی وقتی روز سوم شهریور 92 از همدان به عسلویه رفت که سری به تریلی رهاشدهاش بزند با صحنهای عجیب روبهرو شد و دید از تریلی جز چند تکه آهنپاره چیزی نمانده است. وقتی از معتادان شنید همه بدنه تریلی دزدیدهشده خود را به بخشداری منطقه رساند و شنید که اوراقچیها چیزی از تریلی برجای نگذاشتهاند. سناریوی تلخ بیپایان غلامرضا قدیمپور که پس از هفت سال دوندگی و ماندن در پشت درهای بسته دیگر رمقی ندارد، با چشمهای ناامید و خسته گفت: در 60سالگی با یک موتور برای پیکموتوری کار میکنم و به دلیل ناتوانی در پرداخت اجارهخانهام، صاحبخانه حکم تخلیه را گرفته است. دستهای همسرم باید قطع شود و من پولی برای درمانش ندارم. سه فرزند دارم که بهخاطر وضعیت من دانشگاه نرفتند و دست از تحصیل کشیدند و سندی که برای ضمانت خرید قسطی تریلیام در بانک گذاشته بودم به دلیل ناتوانیام در پرداخت اقساط جلب شد. این سند متعلق به خانهای است که به مادرم و خواهر و برادرهایش ارث رسیده و بانک پس از جلب این سند و فروش خانه به ارزش 500میلیون تومان، 400میلیون تومان را برداشت و من ماندهام و شرمساری پیش مادرم و بقیه وراث که لطمه دیدهاند. وی افزود: همه وعدههایی که برای پرداخت خسارات تریلیام به من داده شد پوچ بود و پس از هفت سال دوندگی به جایی رسیدم که دیگر هیچ چیز برایم باقی نمانده است. حالا میخواهم از رییسجمهوری سابق بپرسم در دولتی که شعارش مهرورزی و عدالتورزی بود، پایمال کردن حقالناس و به فلاکت کشاندن یک زندگی آنقدر آسان بود؟