اقتصاد آمریکا به کجا می رود؟
آنچه باعث شده امریکا توان و قدرتی عظیم در صحنهی بینالمللی داشته باشد نه عقلانیت و انسانیت در سیاست خارجهی این کشور بلکه به دلیل تکیه بر اصول اقتصادی مناسب در ادارهی کشور است.
اقتصاد آنلاین- نوشته پیش رو دربارهی چشمانداز اقتصادی ایالات متحده امریکاست و به دو دلیل نوشته میشود دلیل اول آن است که برای فعالان بازار ارز و سرمایه و نفت، آگاه شدن از چشمانداز اقتصادی بزرگترین و تاثیرگذارترین اقتصاد جهان، حیاتی است تا بتوانند با چشمانی باز به تحلیل و تصمیم گیری دربارهی سبد سرمایه گذاریهایشان بپردازند. دلیل دوم آن است که آنچه باعث شده امریکا توان و قدرتی عظیم در صحنهی بینالمللی داشته باشد و از رفاه و تکنولوژی بهرهمند باشد نه به دلیل عقلانیت و انسانیت در سیاست خارجهی این کشور بلکه به دلیل تکیه بر اصول اقتصادی مناسب در ادارهی کشور است. آشنایی هر چه بیشتر با اقتصاد این کشور میتواند برای اقتصاددانان و سیاستگذاران اقتصادی راهگشا و مفید باشد. یادگیری و آشنایی با دانش اقتصادی از طریق تحلیل اقتصاد روز امریکا--که این اولین نوشته از این سری در اقتصاد آنلاین خواهد بود--هدف دوم این نوشته است چرا که مسلمان باید علم و دانش و تجربه را بیاموزد حتا اگر سفر چین را به جان بخرد و در این راه هیچ مانعی برای خود نباید بشناسد. تحلیل اجزای اصلی تولید ناخالص داخلی امریکا بحران مالی سال 2008 که متاثر از ترکیدن حباب بازار مسکن بود اقتصاد امریکا و کل جهان را وارد رکود اقتصادی کرد. پس از گذشت پنج سال از بحران ذکر شده، به نظر میرسد که اغلب بخشها و شاخصهای اقتصادی امریکا به وضعیت پیش از بحران برگشتهاند و تنها بخش ساخت و ساز (مسکونی و تجاری) ایالات متحده است که همچنان در حدود نیمی از پیک ظرفیتی قبل از بحران فعالیت میکند که سهم عمدهای در رشد اقتصادی امریکا ایفا مینمود. نمودار شماره یک که میزان خروجی و تولید بخشهای اصلی "تولید ناخالص داخلی" امریکا را (به نسبت میزان تولیدی در سال 2009) به تصویر کشیده است به خوبی مبیّن این موضوع است.
Data Source: US bureau of Economic Analysis از بررسی این نمودار میتوان نکات زیر را استنتاج کرد:
- تقریبا تمام بخشهای اقتصادی امریکا به جز ساخت و ساز در وضعیت پیش از بحران یا اندکی بهتر از آن هستند و بالقوه میتوانند همان رشد و رونق پیشین را به اقتصاد امریکا برگردانند.
- رشد اقتصادی فعلی امریکا حول و حوش 2 درصد در نوسان است که از رشدهای حدود 3 تا 4 درصد پیش از بحران فاصله دارد. بخشهای اصلی که در پیش از بحران مالی، نقش عمدهای در رشد اقتصادی امریکا داشتند و اینک از تحرک و پویایی افتادهاند یکی بخش ساخت و ساز (مسکونی و تجاری) است و دیگری مصارف بخش عمومی همانند آموزش و بهداشت و راه.
- از مشخصههای اصلی رشد اقتصادی امریکا در دههی 90 و دههی آغازین سده جدید، سرمایه گذاری و بهروزشدن مرتب تجهیزات و نرم افزار و تکنولوژی در شرکتهای امریکایی بوده است. چنانچه شرکتهای امریکایی همواره پیشرو شرکتهای بزرگ جهان در نوآوری، تولید سرمایه، و ارائه محصولات و خدمات جدید و مورد نیاز بازار بودهاند. رشد و نوسازی تجهیرات و نرم افزار و تکنولوژی با فاصلهی قابل توجهی عملکردی بهتر از دیگر بخشهای اقتصادی امریکا داشته است. همین سرمایه گذاری در تکنولوژی شرکتها، نیروی محرکهی روزافزونی برای بهرهوری و نوآوری در شرکتهای امریکایی بوده است به گونهای که آن را میتوان دلیل اصلی پویایی اقتصادی امریکا دانست. این بخش مهم از اقتصاد امریکا به رونق دوران پیش از بحران رسیده و با رشد خیره کنندهای نوید بخش بهبود بهرهوری در ارانه محصولات و خدمات خواهد بود.
- گسترش و رشد تجارت خارجی امریکا چه در بعد صادرات و چه در بعد واردات نیز عامل دومی بوده است که به پویایی اقتصاد امریکا کمک میکرده است که با آغاز بحران مالی دچار افت شده بود. این بخش نیز به دوران رونق و رشد پیش از بحران رسیده است و حرکت رو به بالای خود را چند سالی است که با شتاب آغاز کرده است.
- نشانههایی نویدبخش از آغاز فعالیت ساخت و ساز (مسکونی و تجاری) در اقتصاد امریکا به چشم میخورد هرچند فاصلهی بسیار زیادی با دوران پیش از بحران دارد و در حد نصف ظرفیت پیش از بحران در حال فعالیت است و شاید به این زودیها به آن دوران خیره کننده دست نیابد. اما با بهبود بازار کار و کاهش بیکاری و نیز افزایش مهاجرت در سالهای آتی (که بحران جای خود را به رونق میدهد)، تقاضا برای این بخش از اقتصاد امریکا هم افزایش خواهد یافت که میتواند سهم مهمی در رشد اقتصادی آینده داشته باشد.
- علی رغم بحران، به نظر میرسد اعتماد مصرف کنندگان به درامدهای آتی خود سبب شده است که رشد آرام و پیوستهای را که سببساز رونق تقاضا در اقتصاد امریکا بوده، همچنان بخش تقاضای کل را در سطح بالایی حفظ کند.
در نهایت اینکه با بهبود وضعیت نقدینگی و رفع التهابات بازار مالی امریکا، به نظر میرسد که اقتصاد امریکا دوران بحران را پشت سر گذاشته است و نیز با بهبودهای آتی که در بازار ساخت و ساز (متاثر از مهاجرت و بهبود بازار کار) صورت میپذیرد، اقتصاد این کشور میتواند وارد دوران رونق و رشدهای حدود 3 درصد و یا بیشتر در آیندهای نزدیک شود. تحلیل بخش عرضه و تقاضای کل اگر از بعد عرضه و تقاضای کل به اقتصاد امریکا نگاه کنیم میتوانیم نتیجهگیری کنیم که در بعد تقاضای کل و اقتصاد کلان، بخش تقاضای مصرف کنندگان خصوصی برای کالاها و خدمات مصرفی در سطحی بهتر از پیش از بحران است و با رشدی آرام و پیوسته به پیش میرود. این بخش، دوسوم از تقاضای کل در اقتصاد امریکا را شکل میدهد. تقاضای دولت فدرال و دولتهای محلی برای کالاهای بخش عمومی (همانند امنیت و پلیس، آموزش، بهداشت و راه) به دلیل کسری بودجه دولتهای محلی و فدرال در وضعیت رکود به سر میبرد و حتا رو به کاهش بوده است تا جبران کسری بودجه را بنماید . انتظار میرود با شروع رشد اقتصادی بالا و بهبود درامدهای مالیاتی (که به شدت به رشد اقتصادی وابسته است) این بخش از تقاضای کل نیز شاهد رشد و رونق باشد. در بعد تقاضا برای ساخت و ساز، اما هنوز اقتصاد امریکا با دوران اوج خود فاصله دارد. دلایل زیادی میتوان برای این امر ذکر کرد. یکی از دلایل آن تصحیح بازار است که از ساخت و سازهای بیرویه سالهای قبل فاصله گرفته است و از ساخت خانههای خالی از سکنه و در انتظار مشتری دیگر چندان خبری نیست. از دلایل عمدهی دیگر این است که بخش بازار کار امریکا هنوز در حال بهبود است که با بهبود بازار کار، مهاجرت و نیروی کار جدید در اقتصاد امریکا، تقاضا برای ساخت و ساز را افزایش خواهد داد.
در بعد عرضه و یا وضعیت تکنولوژی تولید نیز باید توجه داشت که این بخش از اقتصاد، اکنون از پویایی بسیار خوبی برخوردار است. سرمایهگذاری در تجهیزات و نرمافزای و تکنولوژی رشد خیره کنندهای داشته و نیز رشد بالای تجارت خارجی (صادرات و واردات) سببساز بهبود بهرهوری و تکنولوژی تولید در اقتصاد امریکا شده است. البته تقاضای ساخت و ساز تجاری در وضعیت ضعیفی است که دلیل عمدهی آن میتواند تصمیم شرکتهای آمریکایی به استفاده و تجهیز بیشتر منابع فعلی به جای افزودن به فضاهای جدید باشد. به هر حال بخش عرضهی امریکا نویدبخش رشد بهرهوری و تکنولوژی است. بخشهای مولد رشد در اقتصاد امریکا معمول است که موتور رشد اقتصادی را به سه بخش تقسیم کنند 1- بهبود بهرهوری کل 2- افزایش نیروی کار 3- افزایش سطح سرمایه. از تحلیل فوق میتوان استنتاج کرد که رشد سریع تجارت خارجی و بهبود مرتب تجهزات و نرمافزار و تکنولوژی، موتور رشد اول (بهبود بهرهوری) را به اقتصاد امریکا برگردانده است. در بعد دوم یعنی نیروی کار نیز نشانههای بهبود کاملا هویداست و بیکاری با شیبی آرام رو به پایین میرود. بازار کار امریکا به طور پیوسته (اما به آرامی) رو به رونق نهاده است. بخش سوم از اجزای رشد (یعنی افزایش سطح سرمایه که عمده آن ساخت و سازهای مسکونی و تجاری است) تازه توانسته است به شیب رو به پایین خود فرمان ایست دهد.
این بخش با تاخیر به حرکت خواهد افتاد چرا که تقاضای آن از طرف نیروی کار جدید (و مهاجرین) و نیز تقاضای شرکتها برای فضاهای جدید تجاری فراهم میشود که نیاز به گذر زمان دارد. این بخش هنوز در حال تصحیح بازار است اما نشانههای بهبود در آن یک سال گذشته به چشم میخورد. البته بخش کوچکتر افزایش سطح سرمایه که مربوط به کالاهای باداوام و نیز تجهزات و نرمافزار میشود مدت زمان زیادی است که به رشد و پویایی رسیده است. با اینحال بخش عمدهای از افزایش سطح سرمایه (یعنی ساخت و ساز) در انتظار اتمام تصحیح بازار و بازگشت رونق تقاضا از طرف نیروی کار جدید برای فضاهای مسکونی و تجاری است.
در نهایت نتیجه گیری این است که تحلیل بخش حقیقی اقتصاد امریکا نشان از شروع دوران رشد و پویایی در اقتصاد امریکا دارد. به خصوص بخش عرضه اقتصاد امریکا (تکنولوژی تولید) در وضعیت کاملا رضایت بخش است و بخش تقاضای کل امریکا (به جز برای ساخت و ساز) نیز در وضعیت مطلوب به سر میبرد و رشدهای سه یا چهار درصد برای اقتصاد امریکا در آیندهای نزدیک دور از انتظار نیست.