زندگی به روایت برخوردارها

زندگی به روایت برخوردارها

نام برخوردار یادآور محصولات نوین صنعتی مثل رادیو، تلویزیون، پنکه، باتری، لامپ، فرش و ... ده ها کالای صنعتی می باشد که در افزایش رفاه زندگی خانههای هزاران ایرانی و تغییر سبک زندگی مردم، نقش داشته است.

فریدون شیرین کام-ایمان فرجام نیا/ نام برخوردار یادآور محصولات نوین صنعتی مثل رادیو، تلویزیون، پنکه، باتری، لامپ، فرش و ... ده ها کالای صنعتی می باشد که در افزایش رفاه زندگی خانههای هزاران ایرانی و تغییر سبک زندگی مردم، نقش داشته است. وی از سال 1341 تا 1356 (از سن 38 سالگی تا سن 53 سالگی) با مشارکت سرمای ه گذاران داخلی و خارجی به تأسیس کارخانه های متعدد پارس الکتریک، باتری پارس، پارس توشیبا و لوازم خانگی پارس اقدام نمود. در طی یک فرایند 15 ساله توانست مدیریت و مالکیت کارخانه ها را به کارکنان ایرانی منتقل نماید.

یکی از مهم ترین ویژگی های متمایز کننده ی فعالیت اقتصادی،شرکت خانوادگی است. در این شرکت ها، بررسی چهار زمینه اهمیت دارد: کسب و کار، خانواده، رابطه ی خانواده و کسب و کار و موفقیت در کسب و کار هر شرکت خانوادگی را م ی توان بر اساس آن چهار زمینه ارزیابی کرد. در غیبت یک نظام اجتماعی مانند اشرافیت غربی در ایران شرکت خانوادگی می توانست حداقل دو زمینه مهم زندگی اقتصادی و اجتماعی را به یکدیگر مرتبط سازد . شرکت خانوادگی « برخوردار» به عنوان یکی از بنگاه های خانوادگی تا حیات حاج محمد حسین برخوردار فعال بود. از سال 1336 تا سال 1357 حاج محمد تقی آن را به صورت مستقل اداره می کرد.

سه نسل از خاندان برخوردار بین سال های 1280 تا 1357 ، به عنوان یک موسسه اقتصادی فعالیت داشتند. نسل اول این خاندان حاج محمد مهدی فرزند حسین می باشد . وی در ملک داری و تجارت چای از هندوستان فعالیت می کرد . در کنار تجارت، به ملک داری روی آورد. به جهت خشکی نسبی آب و هوای ایران و کمبود آب مانند پیشینیان خود، با احداث بند، قنات و آب انبار در یزد تا حدود زیادی بر این مشکل فائق آمد . به عنوان یک عمل خیرخواهانه کاروانسرا و آب انبارهای متعددی برای زوار و مسافران یزد به مشهد درست کرد . حاصل ازدواج دوم با فاطمه بخشعلی یک دختر به نام زهرا سودمندی و یک پسر به نام محمد حسین برخوردار بود. محمد مهدی احتمالاً سال 1290 فوت نمود.

حاج محمدحسین برخوردار( 1340 - 1274 ) محمد حسین 11 ساله شاهد پیروزی اندیشه های نوگرایانه به وی ژه از سوی تجار در جنبش مشروطه بود. مجموعه حوادث بی ثبات کننده ی آن دوران، وی را تاجری با تمایلات محافظه کارانه و طالب امنیت ساخته بود.

با تاسیس سازمان ثبت احوال در سال 1304 محمد حسین نام فامیلی برخوردار را انتخاب کرد که تا حد زیادی، گواه بر موقعیت اقتصادی وی در آن شرایط بود. آموزش تجارت را از طریق تجربه در کنار پدر بدست آورد. احتمالا در سن 16 سالگی پدرش را از دست داد. مسئولیت مادرو خواهرانش را بر دوش می کشید. تداوم راه تجاری پدر، حفظ و گسترش میراث پدر بیانگر توانایی های خاص شخصیتی وی می باشد.

نقش اخلاقی مادر، در کنار راهنمایی ها، هدایت ها وهمکاری های تجاری تعدادی از خویشاوندان واز همه مهم تر شخصیت منظم و تلاشگر او، گذر موفقیت آمیز از این دوران پرآشوب را امکان پذیر کرد. در حدود سال 1298 در سن 24 سالگی با دختر یکی از خویشاوندان تاجر و زمین دارش بنام ربابه مرشد ازدواج کرد.

از این پس زندگی خانوادگی او رونق بیشتری یافت . از تجربه پدر، عموها، برادران همسر و از موقعیت ها به بهترین نحو استفاده کرد. با بزرگ شدن پسرانش، فعالیت هایش نیز توسعه یافت . فرزندانش را از کودکی با کار تجاری آشنا نمود . هفته ای یکبار به آن ها پول می داد و معتقد بود، بچه ها خود باید پول دربیاورند تا اهمیت آن را بفهمند. پولی که برای کسب وکار، حتی در بزرگ سالی به آنها م یداد همراه با سودش از آنها اخذ م ی کرد تا فرزندانش بدانند که سرمایه، دارای ارزش است.

کالاهای مورد معامله او عمدتا چای، قند، رنگ، نساجی و... بود که محدود به معامله با هندی ها یا توزیع محصول در سطح منطقه می شد و چون واردات این کالا ها نیازمند خدمات پس از فروش نبود، بیش از 5 یا 6 نفر نیروی انسانی در اختیار نداشت. حاج محمد تقی ازسال 1321 نقش موثری در توسعه فعالیت تجاری پدرش داشت.

پس از آن حاج محمد هاشم از سال 1327 در تهران فعال شد و حاج علی اکبر نیز از سال 1330 در شهرستان رفسنجان و حاج محمد مهدی در یزد فعالیت های تجاری خانوادگی را تحت هدایت پدر تا سال 1336 و پس از آن نیز این فعالیت ها به صورت شرکت خانوادگی تا سال 1340 تداوم یافت . با فوت پدر، دیدگاه ها و رویه های تجاری مختلف فرزندان حاج محمد حسین باعث شد که هر یک به صورت مستقل کار تجاری را دنبال کنند . در این میان حاج محمد هاشم و چندین سال حاج محمد علی با برادرش حاج محمد تقی کار را ادامه داد. توصیه پدر به فرزندانش خوش حسابی و پرداخت حق مردم در همه حال بود. معاملات خارجی حاج محمد حسین برخوردار عمدتا با شهرهای بمبئی، کراچی و کلکته بود. هند که تا سال 1325 مستعمره انگلیس بود به سبب نزدیکی به مناطق جنوبی ایران (خصوصا با بخش پاکستان فعلی) تا سال 1330 طرف عمده تجاری مناطق جنوبی ایران بود. حتی بخشی از محصولات صنعتی انگلیس نیز از طریق هند به ایران م یرسید.

برخوردار با چندین شریک تجاری هم زمان کار می کرد . این شیوه باعث گردید که ریسک مبادلات تجاری وی به حداقل برسد . در عین حال، آگاهی از تحولات قیمت باعث شد که خرید و فروش کالاها را متناسب با آن کاهش و افزایش دهد. و برآن اساس شرایط تجاری خود را تداوم بخشد. طرف های تجاری او شرکت مسعودیه و محمد مهدی رزاق زاده یزدی در کراچی، تجارتخانه محمد تقی افشار و شرکا( 8) در بمبئی بود. در گزارش ارسالی، کالای برخوردار حدود 28 هزار روپیه اعلام شده است، ( 2 تیر 1323 ). محموله های صادراتی به کراچی، از زاهدان توسط تجارتخانه فیض دوست محمد به کراچی حمل م ی شد . در 21 دی 1323 ، برخوردار تلگرافی برای عامل تجاریش در کراچی، مبنی بر بالا رفتن قیمت مغز بادام در مناطق جنوبی ایران م یفرستد. به همین دلیل تقاضا کرد در فروش آن، قیمت های جدید را محاسبه کند. در پاسخ وی رزاق زاده نوشت که »بازار اینجا خوب است، ترقی و تنزل درایران به بازار این جا اثری ندارد و جریان بازار این جا بر وفق حالات این جاست . انشاءالله مغز بادام مال شما این روزها برسد کوشش کرده به بهترین قیمت می فروشم. « شرکت مسعودیه از کراچی در پاسخ به نامه های ارسالی برخوردار (اسفند 1323 ) درباره دو محموله 144 و 69 عدل صدورپنبه به کراچی و فروش آن و در پایان نامه درباره مظنّه (قیمت روز ) کالاهای بادام ، زیره، پوست در کراچی گزارش می دهد.

فعالیت تجاری حاج محمد حسین برخوردار در داخل کشور، بسیار متنوع و وسیع بود. وی با مشهد، تهران ، کرمان، بندرعباس، بوشهر ، همدان، اهواز، تبریز، اصفهان و سبزوار داد و ستد داشت . در هر شهری نیز معمولاً با چند تاجر کار می کرد. این حجم وتنوع فعالیت را عمدتا با دو پسر و چند کارمند صورت می داد.

عبدالحسین مرشد (از کرمان) در 19 اسفند 1323 به برخوردار نوشت: »چون به بروات این روزها (اشغال کشور ) اطمینان نیست وجه پنبه را تلگرافی برسانم. 9)« ) در نیمه فروردین 1324 ، تجارتخانه دوست محمد فیض در تهران و زاهدان، صورت حساب بابت فروش 5832 کیلو چای داخلی را ارسال می دارد که وجه آن به حاج محمد تقی برخوردار پرداخت گردید. برخوردار همچنین تعدادی سهام در کارخانه اقبال و خورشید، شرکت برق خسروی خراسان و ...داشت. با وجود این در فعالیت صنعتی به طور جدی مشارکت نداشت. تجارت فضایی بود که خاندان برخوردار با مهارت تمام در آن عمل م یکردند. در این عرصه همه عناصر از کالا، شریک تجاری، عمده فروش و خرده فروش، انواع بازارها، نظام اعتباری، قیمت و مشتری برای او شناخته شده بود . حاج محمد حسین برخوردار، غلامرضا آگاه، ابوالقاسم هرندی و شهریار راوری شرکت سهامی کتیرا را با سرمایه 720 هزار ریال در سال 1315 در کرمان تاسیس نمودند. همچنین در سال 1316 در زمینه تجارت پنبه و خشکبار، کتیرا و چای با سرمایه 000 / 100 / 1 ریال شرکت نسبی غلامرضا رفسنجانی و شرکا، با مشارکت 19 درصد سهام 250000 ریال توسط حاج محمد حسین برخوردار، علی امین و صادق زاده با مرکزیت بندر عباس و شعبه کرمان تشکیل شد که تا آخر سال 1322 فعال بود. در زمینه خانوادگی شرکت تضامنی حاج محمد حسین برخوردار و پسران را درسال 1336 ثبت کرد مرکزآن در رفسنجان و شعبه ای در تهران داشت. حاج محمد تقی برخوردار با مشارکت پدر و برادران همچنین شرکت سهامی رفسنجان را اوایل سال های 1330 به ثبت رسانید. این شرکت عمدتا به صادرات پسته می پرداخت.

درست کاری و امانت داری برخوردار، نزد علماء، تجار، و مردم زبانزد بود. پسرش محمد علی در سال 1337 به ایران آمد. زمانی که حاج محمد حسین، به خاطر بیماری کمتر فعال بود. تا زمانی که در قید حیات بود توانست انسجام خانواده را حفظ کند .حاج محمد حسین برخوردار در 66 سالگی بر اثر بیماری قند در تهران درگذشت . در 13 سال آخر زندگیش، درگیر بیماری بود. همین مشکل و عمر کوتاهش نقش محدود کننده ای در توسعه فعالی تهای او ایفا نمود.

تلاش خستگی ناپذیر، پشتکار، زیرکی، درستکاری، موقعیت سنجی، مکتوب کردن فعالیت ها و حفظ اسناد، امین و مورد اعتماد مردم بودن، اخلاق نیکو و مشارکت در فعالیت خیریه و دینی، بخشی از میراث روحی او در کنار دارای یهای مادی برای خانواد هاش بود.

با اینکه موقعیت خانوادگی برای شش پسر یکسان بود اما علایق، الگوی فعالیت اقتصادی، تداوم، سبک زندگی، بهره گیری از موقعیت تاریخی مناسب، ایده و آرمان صحیح و ظرفیت های فردی هر کدام از آنها متفاوت بود. پسر بزرگش حاج محمد مهدی بیشترین فرصت کسب وکار و نزدیکی به پدر را به خاطر عدم ادامه تحصیل داشت. اما از جهت توسعه اقتصادی کمترین تلاش و در نتیجه موفقیت را بدست آورد فعالیتش در حد تجارتخانه ای کوچک در یزد متوقف گردید. محمدهاشم سومین پسر؛ به علت عدم پیگیری علایق مستقل از آغاز نقش همکار، مشاور و پشتیبان برادرش حاج محمد تقی را در توسعه فعالیت ایفا نمود . حاج علی اکبر چهارمین پسرخانواده از سنین کودکی وارد کسب وکار پدر شد . عمده فعالیت وی پس از پدر به صورت مستقل بود و توسعه محدودی به فعالیت های خود داد. گرایش وی بیشتر مبتنی بر بهره مندی از دنیا به جای انباشت سرمایه و توسعه شرکت ها بود . محمد علی پنجمین پسرخانواده بخت این را داشت که در فاصله سال های 1337 - 1330 در انگلیس و آمریکا علاوه بر تحصیل، فعالیت اقتصادی خانواده را در آنجا پیگیری نماید . نقش وی بیشتر به عنوان مدیر در درون شرکت های برادرش بود و فعالیت اقتصادی مستقلی را پیگیری نکرد .

عباس کوچکترین پسر خانواده زرنگ ترین و تحصیل کرده ترین عضو خانواده در آمریکا، زمان انقلاب 32 ساله بود . وی فرصت کافی و علاقه اقتصادی برای انباشت سرمایه را نداشت. در عین حال ایده چپ گرای وی، متضاد با بزرگ شدن بنگاه های خانوادگی بود و سرانجام جانش را در همین راه از دست داد.

احتمالا جمع شدن شرایط برای گسترش فعالیت و بزرگ شدن، برای بسیاری فراهم نم ی شود یا در صورت وقوع موقعیت مناسب همگی از آن استفاده نمی نمایند. همچنین بسیاری، ایده و ظرفیت لازم در زمینه فعالیت صنعتی را ندارند. احتمالا تعداد معدودی بر اثر مجموعه شرایط، ویژگی های فردی و تاریخی بخت لازم برای توسعه فعالیت صنعتی را بدست می آورند. به همین دلیل تنها محمد تقی پسر دوم ظرفیت و ایده لازم، زمان مناسب و بهره گیری از موقعیت ها را تشخیص داد در طی 36 سال فعالیت مداوم تجاری و صنعتی موفق ترین فرد خانواده از جهت توسعه شرکت های اقتصادی بوده است.

زندگی و کارنامه ی حاج محمد تقی برخوردار حاج محمدتقی برخوردار سال 1303 در یزد به دنیا آمد . در دوره دانش آموزی روزنامه بسیاری مطالعه م ی کرد، این سنت را بعدها دراوج فعالیت تجاری و صنعتی برای آگاهی از حوادث وتاثیر آن بر امور تجاریش نیز حفظ نمود.

پشتکار، صبر و شکیبایی از نوجوانی جزو خصوصیاتش بود . درهمین دوران، پدرش از یکی از طرف های تجاریش در اصفهان طلبی داشت. حاج محمدتقی را برای وصول طلب به اصفهان فرستاد . او مدت چند روز، در حجره بدهکار حاضر م ی شد، بدون اینکه عصبانی شود با صبر و خنده رویی با بدهکار روبرو می شد تا اینکه توانست طلب پدرش را بگیرد و به یزد بازگردد. اولین آموزش های عملی را از همین طریق آموخت.

در سال 1321 ، دیپلمش را گرفت.( 10 ) در همین زمان به همراه برادر بزرگش حاج محمد مهدی، از طریق کویت به حج رفت . پس از بازگشت از سفر حج به بهانه ی تحصیل به تهران آمد و در همان جا مشغول کسب و کار شد. از خدمت نظام وظیفه معاف شد. حاج محمد حسین با اقامت پسرش در تهران مخالف بود، زیرا می ترسید فضای سیاسی اجتماعی پایتخت، در اعتقادات دینی پسرش اثر منفی بگذارد.

اعتقادات اساسی دینی او نه تنها در 20 سال فعالیت تجاری او تغییری نکرد، بلکه ورود به بخش مدرن صنعتی و زندگی در تهران وحتی ارتباطات منظم با طرف های اروپایی، آمریکایی و ژاپنی تاثیری در نگاه دینیش نداشت. اما باید اذعان کرد، که نوع نگاه حاج محمد تقی نسبت به سنت، به ویژه نظرش درباره ی آموزش، نقش زنان درجامعه و سبک زندگی و کسب و کار، تفاوت زیادی با نگاه سنت گراها داشت. اقامت حاج محمد تقی در تهران برای کل خانواده، چشم انداز وسیعی را گشود. پس از او، سه برادر و دو خواهرش نیز به تهران آمدند. محمد علی، عباس و خواهرش زهرا، این بخت را پیدا کردند که در دهه 1330 - 1340 در خارج از کشور تحصیل نمایند.

تهران مرکز ثقل سیاست، اقتصاد، آموزش، مراکز فرهنگی مدرن، ارتباطات و اطلاعات جدید و محل واردات آخرین تولیدات اروپا و آمریکا در کشور بود. چشم انداز تهران، برای مردی که همیشه آینده را می دید، جاذبه خاصی داشت. حمایت پدر، در عین دور بودن به لحاظ فاصله جغرافیایی، استقلال عمل او را تا حد زیادی حفظ می کرد. این مسئله، در اولین تجرب ههای تجاری مستقلش، خود را نشان داد.

حاج محمد تقی کالاهای زیادی را از سن 21 سالگی مثل برنج، نخ، رنگ، چای، شکر، پسته، کاغذ، باطری، رادیو، ساعت، ماشین حساب، پنکه پارچه، لیوان، سم ددت، هیدروسولفیت، و ... از چند شرکت وارد می کرد.

به عنوان یک واردکننده به نوسانات قیمت کالا و ارز توجه خاصی داشت. سعی م ی کرد با هزینه و قیمت پایین تر اجناس را وارد کند، همیشه در تلاش بود تا کالاهای وارداتی را سریع ازگمرک ترخیص و توزیع نماید. وضع خرید سایر تجار را مورد توجه قرارم ی داد، اجناس را زیاد در انبار نگه نم ی داشت تا سرمایه اش راکد نماند، در عین حال سعی می کرد به گونه ای عرضه شود که قیمت کالا یک باره، کاهش پیدا نکند تا بنکدارها و توزیع کنندگانی که از او خریداری نموده بودند متضرر نشوند. به تأثیر سیاست و جنگ در عرصه داخلی و بی ن المللی بر بازار و قیمت کالاها توجه داشت. محورمدیریت اش تکیه به نیروی انسانی توانا و جستجوی افراد امین خصوصاً یزدی برای تجارتخانه اش بود. نیروی سهل انگار و ناتوان را سریع برکنار م ی کرد، به مشتریان معتبر و خوشنام توجه می کرد و به آنها تخفیف ویژه م ی داد، امور تجاری را حتی در ایام تعطیلات عید دنبال می کرد.

پس از جنگ جهانی دوم از کشورهایی مانند آلمان و ژاپن، که کالاهایشان را به بهای کمتر و مرغوب تر عرضه می کردند، تمایل بیشتری داشت و در نظر داشت دفتری در آمریکا (در سن 24 سالگی) اجاره کند، در تجارت به ویژه با آمریکائی ها دقت خاصی م ی کرد، در کار تجاری مشترک داخلی، تعصب روی موقعیت طبقاتی نداشت .

خرید نقدی کمتر انجام می داد. گاهی سفته های مدت دار را برای تأمین نقدینگی با بهای کمتر می فروخت، گاهی صدی هیجده از بازار می گرفت. در سن 21 سالگی تجارت آنچنان برایش مهم بود که پیشنهاد فروش زمین نامرغوب کشاورزی و سرمایه گذاری در تجارت را به پدرش داد.

بر رعایت روابط اخلاقی در کار اصرار داشت. متناسب با شرایط و کاملا باز و بدون اسارت در شکل و فرم تصمیم می گرفت. در همان سال های اول یک کارپرداز انگلیسی، (آگاه به زبان فارسی ) را استخدام کرد و تجارت خانوادگی را از هند، به سمت اروپا هدایت کرد. به طوری که پس از 2 یا 3 سال، مکاتبه ی تجاری با هند به کمترین حد خود رسید. پشتکار و تحرک در تجارت برای جوان 21 ساله ای همچون او غیر قابل تصور بنظر می رسد . اکثر مواقع تا ساعت 9 شب کار می کرد. گویی برای تجارت آفریده شده بود . در صدها نامه ی تجاری که در بحرانی ترین شرایط تاریخی ایران نوشته شد هیچ جا به نفع یا علیه گروه یا جریانی در جنبش ملی شدن نفت، حتی در حد یک کلمه موضع گیری نکرده است و تنها اثر آن بر بازار، قیمت کالا و ارز تحلیل شده است . این خصوصیت از ویژگی های منحصر به فرد او در صحنه اقتصادی بوده، که در تمام دوران زندگی حفظ شده است. همه غرایز وجودی او از جمله جوانی، لذایذ گوناگون، تفریح و... درکسب وکار جذب شده بود.

سال 1324 هنگامی که ارتش آمریکا و نظامیان، ایران را ترک می کردند و اقدام به فروش ماشین و بسیاری از وسائل خود نمودند؛ او مقداری از این کالاها را خریداری کرد. این کالاها عموما ارزان تر از محصولات سایر کشورها عرضه شده بود. وی در همین حال به پدرش پیشنهاد کرد که مقدار بیشتری از آن را خریداری نمایند . زیرا فرصتی بود تا به مبادله اجناسی بپردازد که تا آن زمان در تجارتخانه پدرش، آنها را ندیده بود. این تجربه موفق، شهامت ورود او را به حوزه های جدید بیشتر کرد.

حاج محمد تقی واردات چای، رنگ، نخ و مس و صادرات پسته، حنا، بادام و زیره، کارهای گمرکی، بانکی، اتاق تجارت، وزارت دارایی، تخلیه و ارسال کالا و مکاتبات مربوطه را انجام می داد. احتمالا در سال 1328 کارت بازرگانی اش را درسن 25 سالگی بدست آورد واز همین طریق توانست بخشی از علایق مستقل خود را در کنار فعالیت های تجاری پدر پیش ببرد . مرکز ثقل کالاهای تجاری پدرش، اقتصاد کشاورزی بود اما حاج محمد تقی نمایندگی های مختلف واردات کالاهای بادوامی مانند رادیو، پنکه، یخچال، ماشین حساب و باطری را بدست آورد . حاج محمد حسین نسبت به واردات رادیو با وجود مخالفت روحانیون سنت گرا، اعتراضی ننمود. حاج محمد تقی که تا آن زمان تجربه ای غیر از کالای کشاورزی در تجارتخانه پدرش نداشت، با کار کردن در تجارتخانه حکیم زاده نحوه ی واردات کالاهای بادوام را آموخت . او در این عرصه چشم انداز وسیعی را مشاهده کرد. در مقایسه با اکثر کالاهای کشاورزی، که وی ژگی شان حجیم بودن، بی ثباتی، کم بازدهی و به تبع آن نیاز به انبار های بزرگ و هزینه بالای حمل ونقل بود، در تجارت کالاهای صنعتی مدرن، روابط کاری تعریف شده، قابلیت پیش بینی، محصولات و فروشندگان متنوع و شیوه های توزیع در حال تحول را شاهد بود.

x