بحران در جنگل های گیلان
جنگلها را ریه کره زمین مینامند. ریههایی که آلودگی و دی اکسید کربن زمین را میگیرند و پاکی و هوای تنفس را به ساکنان کره زمین اهدا میکنند. بهرغم همه این نکات، هر روز یک آفت به جان درختان و جنگلها میافتد.
جنگلها را ریه کره زمین مینامند. ریههایی که آلودگی و دی اکسید کربن زمین را میگیرند و پاکی و هوای تنفس را به ساکنان کره زمین اهدا میکنند. بهرغم همه این نکات، هر روز یک آفت به جان درختان و جنگلها میافتد. روزی خطر جادهسازی در میان آنها رخ مینماید و روزی دیگر خطر آتشسوزی تهدیدش میکند. یک بار انگلی جانوری درختان را میخورد و باری دیگر ریزگردها آنها را خفه میکند. قطع درختان اما فقط از انسان برمیآید. آفتی که هیچ درمانی ندارد و پس از رخ دادن، راهی برای بازگشت نیست. قاچاق چوب هم موضوعی است که این روزها واکنشهای بیشتری را در میان مسئولان برانگیخته است. با جرات میتوان گفت که آثار و نتایج قاچاق چوب متعلق به یک منطقه و به یک جا نیست. قطع شدن و نابودی درختان جنگل که از بین رفتن یک منبع طبیعی را رقم میزند موضوعی است که به معنی نابودی حقوق همه مردم یک کشور و حتی نسلهای آینده است. نسلهایی که شاید ندانند جنگل به غیر از کارتونها و کتابهای درسی نمود بیرونی نیز دارد. در روزگاری که حفظ جنگلها و مراتع از اصول توسعه پایدار است. آنچه هست، چرخه قاچاق چوب بخواهیم یا نه، روندی رو به رشد و چشمگیر دارد که روز به روز گسترش مییابد. کارشناسان معتقدند هر سال با قطع درختان 12 تا 15 میلیارد تومان خسارت مالی به جنگلها وارد میشود، خسارتی که همه مردم را متضرر میکند، حتی خود قاچاقچیان و تبر به دستان را. قاچاق چوب فراگیر شده است معنای قاچاق تقریبا مشخص است. قاچاق به معنای ورود و خروج اجناس یا کالاهایی ممنوع است. خرید و فروشی که حالا به شکل غیر قانونی درباره منبعی طبیعی به نام جنگل رخ میدهد. مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان اخیرا از روند شتاب زده قاچاق چوب در ماههای نخستین سال خبرداده و گفته است: «48 هزار اصله چوب قاچاق از ابتدای سال تاکنون در استان کشف و ضبط شده است. بیشترین آمار کشف چوبهای قاچاق مربوط به شهرستانهای آستارا، تالش، رودبار، سیاهکل، رضوانشهر و رشت است.» آمارها هرروز از دستگیری تعدادی از قاچاقیان خبر میدهند. روزی فرمانده انتظامی شفت از دستگیری دو قاچاقچی چوب و کشف چهار تن چوب قاچاق از آنها خبر میدهد و روزی دیگر فرمانده انتظامی ماسال خبر یافتن 15تن چوب قاچاق و دستگیری سه نفر قاچاقچی چوب را منتشر میکند. کشف و یافتن چوبهایی که از جنگلهای شمال به ناکجا آباد سفر میکنند،تنها راهی نیست که بتواند از کنترل این موضوع برآید.اگرچه چوبهای کشف شده طبق اعلام مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گیلان به مزایده گذاشته میشوند و سودشان به حساب و مبلغ آن به حساب خزانه سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور واریز میشود، اما به نظر میرسد که این راهکارها همچون مسکنی برای یک بیماری لاعلاج است و برای درمان کامل بیماری مفید و میسر به نظر نمیرسد. چرا که این کشف و دستگیریها پس از قطع درختان اتفاق میافتد و در نتیجه کار از کار گذشته است. اگر فرد دستگیر شده برای امرار معاش این کار را بکند، کمی اوضاع نگرانکننده خواهد شد. چرا که یا فرد دیگری از خانوادهاش باید از بیکاری به این کار میپردازد، یا خانواده وی با مشکلات بسیار مواجه میشوند. فراموشی گازرسانی به حاشیهنشینان جنگل «ایرج ندیمی» نماینده شهرستان لاهیجان در مجلس شورای اسلامی درباره عوامل قاچاق چوب میگوید: «واقعیت این است که با آزاد شدن تعرفههای چوب، مشکل قاچاق چوب همچنان باقیمانده و حل نشده است. چند دلیل عمده همچنان به قاچاق چوب دامن میزند. مسائلی مانند مشکلات معیشتی و بیکاری در حاشیه جنگل، کافی نبودن گارد محافظت از جنگلها، نداشتن برنامه مشخص اقتصادی برای جلوگیری از بیکاری که سبب شده است قاچاق چوب وسیلهای برای تامین درآمد تلقی شود، اما میتوان گفت که این موضوع به یک دلیل عمده دیگر رشد داشته است. متاسفانه در مجلس هشتم برنامهای برای گازرسانی به جنگلها وجود نداشت و همین موضوع نیز سبب شد که استفاده از چوب و قاچاق آن روز به روز بیشتر افزایش پیدا کند. به نظر من دولت بعدی باید برنامههای جدی برای حفظ جنگلها وتامین سوخت حاشیهنشینان را به شکل جدی مورد توجه قرار دهد. نابودی جنگلها سبب میشود که در زمینههای گردشگری با مشکل مواجه شویم علاوه بر آن جنگل یک موهبت الهی است و به همین دلیل نیز ما نباید به نسبت به آن بیتوجهی و سهلانگاری کنیم. بسیاری از گونههای گیاهی اگر نابود شوند دیگر امکان رشد و بقای مجدد ندارند و همین موضوع اهمیت و توجه به منابع طبیعی همچون جنگل را بیشتر مشخص میکند.» ریههای زمین در حال مرگ غیرمولد بودن جامعه روستایی از یکسو و گران بودن قیمت چوبهای جنگلی از سوی دیگر قاچاق چوب را در بسیاری از مناطق شمالی تضمین کرده است. وجود گونههای کمیاب درختی نظیر زربین، سرخدار و شمشاد و گیلاس وحشی طمع قاچاقچیان چوب را برای دست بردن به طبیعت زیبای جنگلها افزایش داده است. علاوه بر این موضوع نبود ضمانت اجرایی قوانین برای محافظت از جنگلها موضوع دیگری است که تا به امروز قطع درختان جنگلی را افزایش داده است. موضوع دیگری که تا به امروز شاید کمتر در بررسیها مورد توجه قرار گرفته است، نارسایی فرهنگی در زمینه استفاده و محافظت از درختان جنگلهاست مادامی که فرهنگ مالکیت به منابع طبیعی همچون دریا و جنگل وجود داشته باشد مسئله قاچاق چوب همچنان باقیمانده و اثرات خود را آشکارمیسازد. قاچاق چوب معضلی است که از بیکاری و نبود برنامهریزی برای حفظ منابع طبیعی سرچشمه میگیرد، مشکلی که حل هریک را در گرو دیگری معرفی میکند. بر این اساس صرف رفتارهای قهرآمیز و مقابله خشن با قاچاقچیان، بهویژه قاچاقچیان بومی چندان راهگشا نخواهد بود، چرا که بیکاری خواسته یا ناخواسته تبعاتی دارد که باید با رفع خود بیکاری نتایج و تبعات آنهم برطرف شود. قاچاق چوب هم نتیجه بیکاری است.