به گزارش گروه بررسی مطبوعات اقتصادآنلاین روزنامه "شرق" در مصاحبه ای با حمیدرضا کاتوزیان درباره وزارت نفت و بیژن زنگنه به گفت و گو نشسته است :
حمیدرضا کاتوزیان که در مجلس قبل رییس کمیسیون انرژی بود امروز جای خود را به کسی داده است که او تلاش کرد روزی وزیر نفت نشود که شد و اینقدر چرخ روزگار زود چرخید که میرکاظمی هم بعد از وزارت به مجلس آمد و جای خود کاتوزیان نشست. اما اختلاف این دو پابرجاست. کاتوزیان انتقادهای تندی به دوران وزارت میرکاظمی دارد همینطور به رویکردهای امروز او در انتقادهایی که به بیژن زنگنه میکند. وی میگوید بحث کارآمدی اگر مطرح باشد زنگنه بهترین گزینه است و مخالفتها با زنگنه ربطی به بحثهای تخصصی ندارد. کاتوزیان البته معتقد است زنگنه وزیر میشود و میتواند از مجلس رای اعتماد بگیرد.
کارنامه صنعتنفت را در این هشتسال چگونه ارزیابی میکنید؟ امروز چه صنعتی را دولت روحانی تحویل میگیرد؟
الان وضعیت صنعتنفت چندان مثبت نیست. یکی به شرایط کلی کشور در فضای بینالمللی برمیگردد که در تحریمهای سنگین سازمانملل و اتحادیه اروپا و آمریکا قرار گرفتیم. صنعتنفت بهعنوان یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد کشور، مشکلات جدیای پیدا کرده است مثل همین فروش نفت یا صادرات محصولات پتروشیمی. در بحث انتقال و جابهجایی ارز هم که بهطور کامل متوقف شدیم و کاری نمیتوانیم صورت دهیم. یک بخش هم ناکارآمدی و سوءمدیریت بیسابقهای است که در این صنعت حاکم شده. در طول 27سال انقلاب تا سال 84 در وزارت نفت ششوزیر عوض شد؛ آقای احمدینژاد هم در طول هشتسال ریاستجمهوری ششتا وزیر و سرپرست عوض کردند. این شرایط نشاندهنده ناپایداری مدیریت و تغییرات سلیقهای زیادی بود. مواردی از کسانی که در این صنعت وزیر یا سرپرست شدند و در اداره یک انبار و سوله هم مشکل داشتند. گذشتهشان هم این را نشان میداد که بدترین ضایعات را هم اینها موجب شدند. آن زمان هم من در مجلس به همکارانم گفتم. مساله دیگر این بود که دولت نهم کارش را با توهین و تهمت به وزارت نفت شروع کرد. نامگذاریهای زشت و نسبتهای ناروا به مدیران
این صنعتدادن عملا 25سال تجربه را در این وزارتخانه زیر سوال برد و تلاش کردند دستوری وزیر را اداره کنند، گرچه آقای وزیری هامانه در مقابل این مسایل خیلی مقاومت کرد اما در نهایت به تغییر خود ایشان منجر شد. مخلص کلام اینکه وزارت نفت امروز خیلی آسیب دیده است.
درمقابل این بیاخلاقی در صنعتنفت، دیده نشد که اصولگرایان با این روند برخورد کنند.
جریان اصولگرایی در این هشتسال اشتباهات زیادی انجام داده است؛ بهویژه تندروهای این جریان. به نظرم این جریان باید از این انتخابات پیام گرفته باشد که برگردند در گذشته خود یک تجدید نظر جدی کنند. بله خیلی سکوت کردند در مقابل رفتارهایی که در مورد صنعتنفت صورت گرفت؛ سکوت کردند و تندروها حتی همراهی هم کردند. ولی واقعیت این بود که معاونان این وزارتخانه که هرکدام خودشان وزیر بودند و در دوران آقای زنگنه، نفت را از حاشیه توسعه در کشور به متن اصلی آوردند، اینها از نفت حذف شدند و در مقابل اصولگرایان سکوت کردند.
یکی از مهمترین انتقادها به آقای زنگنه بحث قرارداد کرسنت است از نظر شما که رییس کمیسیون انرژی هم بودید این قرارداد خیانت و ترکمانچای بود؟
وقتی من در کمیسیون انرژی بودم چندینبار این بحث با حضور نماینده وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی کل کشور و وزارت نفت مطرح شد. جمعبندی این نبود که فساد یا خیانتی صورت گرفته است. نتیجه بحثهای کلی این بود که این قرارداد میشد بهتر بسته شود. عملگرایانه اگر بخواهیم رفتار کنیم واقعیت این است که این گازی که ما الان داریم میسوزانیم اگر با قیمت ولو ارزان فروخته بودیم حتی با قیمتی که آقایان به آن انتقاد داشتند، شرایط خیلی فرق میکرد. کشور تا الان میلیاردهادلار درآمد جذب کرده بود. آقای زنگنه هم استدلال متینی در این مورد دارد، یکی اینکه با کشورهای همسایهمان در فروش گاز و نفت باید تعامل داشته باشیم، دیگر اینکه ایشان معتقد نیست ارزانفروشی صورت گرفته است.
گویا فقط دوره تجدیدنظر قیمت طولانی بوده است.
نکته مهم این است که قیمت برمبنای قیمت نفت آن روز تعیین شده بود که خب قیمت آن دوران ارزان بود. امکان تجدیدنظر قیمت هم در متن قرارداد آمده بود که مثلا هر قرارداد دیگری که در خلیجفارس بسته شود که بالاتر از این باشد در این قرارداد هم گاز به همان قیمت میرسید. بههرروی خائنانهخواندن این قرارداد را درست نمیدانم و این قرارداد، نقطهضعف آقای زنگنه نیست. در همین دولت آقای احمدینژاد هم مذاکرات این قرارداد ادامه پیدا کرد و صورتجلسه مذاکرات مرحوم آقای کردان و رحیمی را ما در کمیسیون انرژی داشتیم که تغییرات جزیی برمبنای قیمت جدید نفت که گرانتر شده بود را در قیمت گاز لحاظ کرده بودند و طرف خارجی هم راضی بود. ولی بههرحال قرارداد اجرایی نشد.
آقای قاسمی چند بار گفتهاند که در صنعتنفت 250میلیارددلار کار در جریان است شما این رقم را متناسب با اوضاع و احوال امروز نفت میدانید؟
این بحث که مطرح میشود ما 250میلیارددلار سرمایهگذاری و کار ایجاد کردیم در صنعتنفت، به نظرم خیلی اغراقآمیز است. بررسیهایی که ما کردیم نشان میداد که تنها با 50میلیارددلار میتوان تحول بزرگی در این صنعت ایجاد کرد. بنابراین فکر میکنم با توجه به وضعیت موجود صنعتنفت، این رقم خیلی دور از واقعیت است به نظرم یکی از اولین کارهای آقای زنگنه، بررسی همین موضوع است که واقعا این مقدار، پول خرج شده است یا نه؟ و از کجا آمده است؟ و چه کسان و چه شرکتهایی چهمقدار پول گرفتهاند و به کجاها رفته است؟ ممکن است که آقایان منظورشان این بوده است که این مقدار، نیاز کلی صنعتنفت است که این هم باز اغراقآمیز است چراکه با 120میلیارددلار خیلی از نیازهای مهم و کلان این صنعت را میشود پاسخ گفت. من البته معتقدم چنین پولی اصلا وجود نداشته است. الان بخشهایی از نفت است که پولهای بسیار کمتر از این را میخواهند و الان منتظر هستند. اگر این پول به خیلی از پروژهها تزریق شده بود الان با اتمام آنها روبهرو بودیم اکثر پروژهها به دولت آقای احمدینژاد با 60 تا 70درصد پیشرفت تحویل شد اما هنوز بعضی از
آنها تمام نشدهاند و در واقع این دولت گاز تازهای از دریا به ساحل نیاورد و هرچه هست از کارهای قبل است. آنهایی هم که از صفر شروع کردند بیش از 40درصد نیست و اکثرا هم کارهای زیر بنایی و سازه و ساختمان است. یکپنجم این پول هم اگر تزریق شده باشد، شاهد تحولات خیلی بزرگتری در صنعت بودیم. در واقع اگر آقایان مصر هستند که این پول تزریق شده است باید بررسی شود که کجا؟ و به چه شرکتی داده شده؟
این پول را که داشتیم. بالاخره دولت هزارمیلیارددلار درآمد داشته است.
خب دولت مخارج هم زیاد داشته است. صنعت، بهداشت، کشاورزی، خسارات کمآبی، حقوقها و مخارج جاری دولت، همین یارانهها و... . اینکه یکچهارم این مقدار را بخش نفت جذب کرده باشد طبیعی نیست! بهعلاوه نفت که اصلا قرار نیست منابع کشور را جذب کند. قرار و رسم بر این بوده که نفت خودش پول بیاورد و توسعه یابد و به بخشهای دیگر، پول پمپاژ کند اگر قرار باشد مثل یک چاه، پول کشور را ببلعد که دیگر فایدهای ندارد.
این دولت با اینکه شدیدا به درآمدهای نفتی وابسته بود و نفتیترین دولت تاریخ ایران نامیده شده است ولی توجهش به توسعه این صنعت از همه کمتر بود. این تناقض را دیگر نهادها هم نظارت و رسیدگی نکردند و صنعت امروز با افت تولید نفت مواجه شد.
ما بهطورکلی در اولویتگذاریمان در بخشهای مختلف دچار مشکل هستیم. در بخش امنیتی در بخش فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... در این حالت، نهادهایی هم که نگاه استراتژیک ندارند راهبردهای اصلی کشور را میدهند بنابراین اولویتهای اصلی کشور مورد توجه قرار نمیگیرد و مواردی مهم میشود که اساسا کماهمیت هستند. در مورد صنعتنفت که پرسیدید... با ترکیب ذخایر گاز و نفت، ما در دنیا بهلحاظ منابع انرژی اول هستیم. اما میبینید که بحث انرژی در کشور ما در اولویت نیست. بحث سرمایهگذاری، بحث جذب نیرو، بحث آموزش و موارد دیگر اولویت اول نیست. ما خودمان را باید با نروژ مقایسه کنیم آنها 60سال است نفت دارند ما صد سال، اما در صنعتنفت آنها خیلی از ما جلو هستند و ما برای کارهای بزرگمان محتاج به امثال آنها هستیم و از شرکتهای آنها کمک میگرفتیم. آنها از درآمدی که از نفت داشتند درست استفاده کردند اما شما ببینید ما با صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی چه تجربهای ثبت کردیم! آنها توانستند از این منبع درآمد توسعه عمومی کشورشان را رقم بزنند.
آقای کاتوزیان یک سوال برایم همیشه وجود داشته است، چه شد آقای میرکاظمی بهعنوان وزیر نفت انتخاب شد؟
من که خودم مخالف آقای میرکاظمی صحبت کردم، با اینکه دوستان گفتند شما بهعنوان رییس کمیسیون انرژی صورت خوشی ندارد که مخالف صحبت کنید اما من صحبت کردم. ایشان از وزارت بازرگانی به نفت آمده بود اما اصلا تسلط بر این حوزه نداشت، مثلا فرض کنید کمیته انتصابات که ایشان راه انداخت باعث خروج خیلی از نخبگان از نفت شد یا کارگروهی که در دولت برای نفت راه انداختند و آقای مشایی رییس آن بود بحث قراردادها را آن کارگروه انجام میداد. افرادی که اصلا با مبحث نفت و گاز و انرژی آشنایی نداشتند و هیچ تسلطی بر مسایل صنعتی در آنها دیده نمیشد، مسوولیت در کارگروه داشته باشند؟ خب وزیر مسلط زیر بار چنین کارگروهی میرود؟ این روشها روشهای ملوکالطوایفی است که متعلق به دوران قاجار و ماقبل آن است. الان در وزارت نفت سه،چهار سال است کار اساسی انجام نشده چون به کارشناسانارشد موارد از بیرون تحمیل میشد و از طرفی هم که به آنها میگفتند مافیای نفتی هستند. کارشناس و مدیران بدنه نفت ترس از کار بزرگ داشتند آنها باید امنیت و اطمینان داشته باشند و مدیرها باید از آنها حمایت میکردند که متاسفانه در بعضی
قراردادهای بزرگ نفتی با کارشناسان ارشد برخوردهای غیرمنصفانه و بهدور از مروت صورت گرفت. بههرحال ایشان با رای مجلس ولو پایین وزیر شد.
اما مجلس نظر شما را بهعنوان رییس کمیسیون گویا نپذیرفت!
بالاخره باید دموکراسی را قبول کرد. بنده اعلامنظر کردم و مجلس هم رای خودش را داد، اما تبعات دوران ایشان بعدا روشن و مشخص شد که حرفهای من دقیق و درست بوده است.
در دوره ایشان بود که کاهش تولید نفت شدید شد؛ قبل از شروع تحریمهای سخت اخیر.
بله، همینطور بود. کاهش صادرات از دوره ایشان آغاز شد و البته تدبیری هم برای حفظ توان تولید نفت صورت نگرفت. عملا هم صادرات کم شد و هم ظرفیت تولید کاهش یافت که البته کاهش ظرفیت و توان تولید مخاطرهآمیزتر است. ضمن اینکه این بحث اتمام 35ماهه پروژههای پارسجنوبی که زمان ایشان راه افتاد خیلی دور از واقع و خیالی بود. در واقع از کارگروه نفت این بحث دیکته شده بود و تصورشان این بود که با دستور و ابلاغ و بخشنامه میشود پروژهها را به اتمام رساند! ما در کمیسیون انرژی خیلی روی آن بحث کردیم و گفتیم که اصلا شدنی نیست شرکتی که 90ماهه نتوانسته بود کار انجام دهد بعد همین شرکت آمده بود میگفت ما 35ماه کار را انجام میدهیم و این دوستان هم خوشحال بودند و تلاش میکردند ما را قانع کنند! تازه تحریمها هم شروع شده بود که من گفتم آقا بعدا کار را نمیتوانید انجام دهید، میآیید میگویید که تحریمها نگذاشت ما کار انجام دهیم. آن زمان به دوستان گفتم الان بدانید که این تحریمها که شروع شده اثرگذار است و نمیتوانید تجهیزات بیاورید مشاوره فنی نمیتوانید از خارجیها بگیرید ولی یکسری از همین معاونان
فعلی و مدیران شرکتها با قاطعیت میگفتند نخیر میتوانیم و انجام میدهیم و 35ماهه جواب میدهد.
به نظرتان چندسال طول میکشد که آقای زنگنه وضع صنعت را به شرایط عادی برساند؟
در برنامههای آقای زنگنه این مندرج است که ظرفیت تولید را انشاءالله به بالای چهارمیلیون بشکه برساند. مهمتر از این به نظرم مذاکره با مشتریهای سابق نفتمان است که هم به دیپلماسی نفت و هم کشور برمیگردد. قدر مسلم این است که آقای زنگنه میخواهد وضعیت صنعتنفت را از لحاظ تولید و صادرات به سال 84 برگرداند. اتفاقا سوال اصلی این است که چه کسی میتواند چنین برنامهای را برای کشور اجرا کند؟ بهنظر من بهتر از آقای زنگنه ما کسی را نداریم. بهترین افرادی که برای نفت مطرح هستند با آقای زنگنه فاصله دارند. به نظر من کسی که میتواند تحول بزرگی در صنعت ایجاد کند، در شرایط امروز کشور فقط ایشان است.
فکر میکنید چند سال طول میکشد به تولید بالای چهارمیلیون برسیم؟
با حضور آقای زنگنه فکر میکنم تا سهسال آینده توان تولید نفت به بالای چهارمیلیون برسد.
آقای هامانه از شما خوشبینتر است. دوسال را برشمردند.
اینکه بشود نفتمان هم فروش برود مهم است خب... که آن به دیپلماسی کشور برمیگردد. حسن ماجرا این است که آقای روحانی با شعار اعتدال آمد جلو و رای مردم هم رای به اعتدال بود و ایشان تاکید داشت با تعامل مثبت با دنیا که مردم هم این را پذیرفتند. دیگر کاندیداها هم اتفاقا همین شعارها را دادند. آقای قالیباف و ولایتی و رضایی هم شعارهای اعتدالی دادند یعنی پیام کلی انتخابات اعتدال بود و من فکر میکنم رای به این کاندیداها هم اتفاقا رای به اعتدال و تعامل و مدارا بود.
آقای زنگنه موقع دفاع از خودش برای رای اعتماد، روز داغی خواهد داشت؟
برای من جالب است کسانی بودند که ضربههای سنگینی به نفت زدند امروز آنها منتقد جدی آقای زنگنه هستند! یک مطلبی از امیرالمومنین هست که میگوید خدا رحمت کند کسی را که قدر و اندازه خود را بداند، مثلا کسی که شأن او در حد اداره یک فروشگاه یا انبارداری است وقتی به اشتباه به وی پیشنهاد میشود که وزیر شود، باید بگوید من صلاحیت این کار را ندارم. این اقتضای تقوا و بیان امیرالمومنین است و هم حفظ شأن و منزلت خود است. اگر کار را پذیرفت کار را به بنبست میرساند. کسانی که این رفتار را از آنها دیدیم بهتر است این روزها به دوران خود برگردند و به ضربهای که به قوتلایموت مردم زدند اندیشه کنند و مروت و انصاف و تقوا را در نظر بگیرند. امروز متاسفانه بعضی مدعی و منتقد دیگران هم هستند و کسی را با بیپروایی زیر سوال میبرند که هیچ اشکالی در کارآمدیاش نیست.
یک نظری بین مجلسیها وجود دارد که پیمانکاری خاتمالانبیاء با وزارت زنگنه به محاق میرود.
من فکر نمیکنم چنین اتفاقی رخ دهد. یکسری پروژه است که اینها گرفتند و مشغول کار هستند و قطعا آقای زنگنه اینها را بیرون نمیکند چون خود این رفتار تبعات بدتری برای کشور دارد. قطعا آقای زنگنه ضعفها و روشهای پیمانکاران امروزی را اصلاح میکند و کمک میکند کار بهتر صورت گیرد. اتفاقا و متاسفانه گروهی از درون وزارت نفت این مساله را برای نمایندگان مطرح میکنند که اگر آقای زنگنه بیاید پروژهها تعطیل میشود تا آنها را نگران کنند که به نظر من این رفتارها وجاهتی ندارد. مهندس سلطانپور که خود از مدیران نفتی است و مدیرعامل شرکت تاسیسات دریایی بود، برای من تعریف کرد که در پروژه فاز یک برای اولینبار لولهگذاری دریا به ساحل به یک شرکت ایرانی که همین شرکت آقای سلطانپور بود سپرده شده بود و این شرکت با شناور 1200 کار را شروع کرد که خیلی کند پیش میرفتند چون تجربه این کار را نداشتند. فشار روی نفت زیاد بود که کار را از این شرکت بگیرند و خلعید کنند. با اینکه پروژه بهدلیل این موضوع خیلی عقبافتاده بود آقای زنگنه از ایشان بهخاطر کشور حمایت کرد و پای کار ایستاد تا پروژه تمام شد و امروز
تاسیسات دریایی آنقدر رشد کرده که در خلیجفارس یکی از مطرحترین لولهگذارهای دریایی است. این یک نمونه است که آقای زنگنه بهخاطر منافع کشور آنقدر حمایت کرد که کار به سرانجام رسید. البته به نظر من همینطور که آقای توکلی هم اشاره کرده بود، نظام باید در دادن پروژههای صنعتی به نهادهای نظامی یک تجدیدنظر کلی کند که امروز مساله کشور شده است. به نظرم لازم است این موضوع با شروع بهکار این دولت صورت گیرد. اینطوری اصلا مشخص نیست ما میخواهیم بخش خصوصی واقعی رشد داشته باشد یا نه؟ چون اینطور نهادهای نظامی رقیب بخش خصوصی شدهاند و الان این موضوع دغدغه بسیاری از فعالان اقتصادی شده است. آنها معتقدند اصولا رقابت اقتصادی با نهادهای نظامی معنادار نیست و این باعث تعطیلی بخش خصوصی خواهد شد. مگر اینکه حد و حصر فعالیتهای این نهادها در حوزههای اقتصادی تعریف شود و نوع و طبقهبندی فعالیتهایی که آنها میتوانند ورود داشته باشند نیز مشخص شود. این موضوع هم به نفع این نهادها هم به نفع بقیه کشور است.