میلی منفرد از برنامه هایش می گوید
میلی منفرد اگرچه معتقد است اندیشه، گرایش و عمل سیاسی را نمیتوان از دانشگاه گرفت اما با این وجود تاکید دارد کار سیاسی در دانشگاه نباید سیاسی کاری و رو آوردن به افراط و تفریط باشد. میلی منفرد آمده است تا به گفته خودش نقاط قوت موجود دانشگاهها را تقویت و نقاط ضعف را کم کند. او به دور از تفریط و افراط میخواهد دانشگاه را به مسیر پیشرفت و رشد و بالندگی علمی و سیاسی سوق دهد.
به گزارش اقتصاد آنلاین بخش عمده دغدغههای جعفر میلیمنفرد برای دانشگاه و آموزش عالی دغدغههایی است که در سالهای گذشته دلسوزان دانشگاه و آموزش عالی همواره بر آن تاکید داشتند؛ رشد کیفیت در کنار رشد کمی، تاکید بر استقلال دانشگاهها و سیاستزدگی که به نادرست در این سالها گریبانگیر دانشگاه شده است. در حال حاضر تاکید بر اعتدال و بازگرداندن اعتدال به دانشگاه وجه بارز برنامه میلی منفرد گزینه پیشنهادی دولت تدبیر و امید برای وزارت علوم است. میلی منفرد اگرچه معتقد است اندیشه، گرایش و عمل سیاسی را نمیتوان از دانشگاه گرفت اما با این وجود تاکید دارد کار سیاسی در دانشگاه نباید سیاسی کاری و رو آوردن به افراط و تفریط باشد. میلی منفرد آمده است تا به گفته خودش نقاط قوت موجود دانشگاهها را تقویت و نقاط ضعف را کم کند. او به دور از تفریط و افراط میخواهد دانشگاه را به مسیر پیشرفت و رشد و بالندگی علمی و سیاسی سوق دهد. سابقه اجرایی او در وزارت علوم و حضور در سمتهای مختلف در دانشگاه طی سالهای گذشته، نقطه قوت گزینه انتخابی روحانی برای وزارت علوم است. میلی منفرد در حال حاضر استاد تمام دانشگاه صنعتی امیر کبیر و فارغالتحصیل رشته مهندسی برق از فرانسه است. او بعد از بازگشت به ایران و از سال 65 تا 84 در سمتهای مختلف، قائممقام وزیر علوم، معاون دانشجویی، معاون فناوری و... فعالیت کرده است. شما برای تصدی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری چه برنامهیی دارید؟ مهمترین مسائل شما در این حوزهها چه چیزهایی است؟ برنامه من برنامه روشن و واقعگرایانه ی است. با توجه به مسوولیتهایی که در تحول ساختاری وزارت و پیشبرد گام اول توسعه علمی کشور داشتهام سعی کردهام بر اساس شش سند بالادستی وزارت یعنی قانون اساسی، سند چشمانداز بیست ساله، سند سیاستهای کلی نظام برای رشد و توسعه علمی و تحقیقاتی کشور، قانون برنامه پنجم توسعه، قانون اهداف و وظایف و تشکیلات وزارت، سند نقشه جامع علمی کشور و سند دانشگاه اسلامی دیدگاهها و برنامههای کلیدی را در همه زمینهها مشخص کنم. این برنامهها معطوف به شناخت از چالشهای کنونی وزارتخانه است. مهمترین چالشهای وزارتخانه در 10 زمینه زیر است: 1- بیتوجهی به برنامههای توسعه آموزش عالی و اداره دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی کشور برحسب سلایق، اقتضائات و سیاستهای فردی و گروهی. 2- سیطره تقاضای اجتماعی بر توسعه هدفمند آموزش عالی و به تبع آن افزایش بیرویه و نامتوازن موسسات آموزش عالی به عنوان مانع عمده اجرای طرح آمایش آموزش عالی. 3- در شرایطی که وجود دانشگاههای آزاد اسلامی، پیام نور، علمی - کاربردی و موسسههای آموزش عالی غیردولتی - غیرانتفاعی فرصتی مغتنم در نظام آموزش عالی کشور است، ولی توسعه ناهماهنگ این بخش در ارتباط با سایر بخشهای آموزش عالی کیفیت آموزش عالی کشور را با چالشی عمده مواجه ساخته است. 4- با وجود فراهم آمدن بستر حقوقی و قانونی برای اداره دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی دولتی، هیاتهای امنای دانشگاهی چنانکه باید و شاید از موقعیت درخور و شایسته برای اجرای وظایف و تکالیف قانونی خود برخوردار نیستند. 5- دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی بیش از گذشته در پذیرش دانشجو، استخدام هیات علمی و تصویب برنامههای درسی و ضوابط و مقررات مربوط به اداره دانشگاه محدودیت دارند و حاکمیت مدیریت متمرکز بهطور طبیعی مانع بزرگی برای جلب مشارکت حداکثری است. 6- مقاومتهای داخلی و خارجی همچنان مانعی برای توسعه همکاریهای علمی بینالمللی است. دقیقا در همین نقطه است که مقوله مهم دیپلماسی علمی با مشکل مواجه میشود. 7- دخالت نهادهای اجرایی در تاسیس، ادغام، انحلال و انتقال دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی و پژوهشی چالش دیگری است که نظام آموزش عالی کشور طی سالهای اخیر با آن مواجه شده است. 8- ناکارآمدی بازار تولید کالا و خدمات در جذب دانشآموختگان دانشگاهها، دستگاههای اجرایی و نهادهای صنعتی را بر آن داشته است که با توسل به طرحهای قانونی نسبت به اعمال محدودیت برای پذیرش دانشجو در رشتههای خاص اقدام کنند. 9- گسترش کمی آموزش عالی، توسعه کیفیت در این بخش را با اختلال مواجه کرده است. 10- سیاستزدگی باعث شده شکافهای اجتماعی در بدنه آکادمیک رشد کند و فضای عمومی و سرمایه اجتماعی دانشگاه را مختل سازد. در مقابل این 10 چالش، من 11 برنامه پیشنهادی اصلی در نظر گرفتهام که در صورت در دست گرفتن مدیریت وزارتخانه انشاءالله تلاش خواهم کرد اینها را اجرایی کنم. البته طبیعی است که در اینجا فقط میشود به کلیات آنها اشاره کرد. 1- تاکید بر مبنا قرار گرفتن برنامه بخش علم و فناوری برای توسعه آموزش عالی و نظارت تداوم بر اجرای احکام قانونی. 2- فراهم آوردن بستر فرهنگی و زمینهسازی لازم برای عمل به طرح آمایش آموزش عالی با بهرهگیری حداکثری از مشارکتهای مردمی و سازمانهای مردمنهاد برای تبیین سیاستهای ملی و آثار آن در مقابل نگاههای بخشی و سازمانی. 3- استقرار نظام تضمین کیفیت آموزش عالی و اعمال نظارت مداوم بر عملکرد دانشگاههای آزاد اسلامی، پیام نور، علمی- کاربردی و موسسههای آموزش عالی غیردولتی - غیرانتفاعی همراه با فراهم آوردن تسهیلات لازم برای توسعه هدفمند این عده از دانشگاهها و موسسات. 4- تقویت بنیان، و تغییر در ترکیب و بازنگری در اختیارات هیاتهای امنای دانشگاههای دولتی و فرهنگستانها متناسب با احکام قانونی. 5- واگذاری اختیارات بیشتر استخدامی، برنامه درسی و پذیرش دانشجو به دانشگاهها. 6- توسعه همکاریهای علمی بینالمللی با تاکید بر اجرای طرحهای تحقیقاتی و دورههای آموزشی مشترک با دانشگاهها و موسسههای پژوهشی معتبر خارجی. 7- جلوگیری از دخالتهای بیمورد در امور دانشگاهها و موسسههای آموزش عالی. 8- ایجاد تغییرات لازم در کیفیت و آموزشهای دانشگاهها به نحوی که رغبت واحدهای اداری، تولیدی و خدماتی به استخدام افراد دانشآموخته و کاردان در مشاغل و حرف گوناگون افزایش یابد. 9- ساماندهی هزینهکرد اعتبارات تحقیقاتی از طریق فعالسازی شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری، و تعریف و تبیین اولویتهای تحقیقاتی کشور، مبتنی بر نقشه جامع علمی کشور و با توجه به اهداف سند چشمانداز. 10- تعبیه مکانیزمهای لازم برای تکمیل و تتمیم چرخه تبدیل علم به ثروت و توسعه فناوریهای نو. 11- واقعی کردن گزارشها درباره پیشرفت علمی کشور و اعمال همهجانبهنگری بر شناخت تواناییهای علمی دانشگاهها. طبیعی است که وقتی اینها را به برنامههای تفصیلی تبدیل کنیم ابعاد گستردهتری پیدا میکنند که درباره همه آنها کار شده است و اگر فرصت خدمت کردن به آموزش عالی در مقام وزیر حاصل شد، بیشتر درباره آنها صحبت خواهم کرد. همینجا متذکر شوم که وزارتخانه دارای مراکز و نهادهای پژوهشی زیادی است که وظیفه بخشی از آنها کلا پژوهش درباره خود آموزش عالی است. این نهادهای پژوهشی برای طراحی برنامههای تفصیلی نقش مهمی خواهند یافت. این اقدام بخشی از همراهی با عقلانیت مندرج در گفتمان اعتدال نیز هست. شما برای پیشبرد این برنامهها از کجا شروع خواهید کرد؟ من به یاری خدا اگر عهدهدار این مسوولیت شوم، از جایی شروع خواهم کرد که بخش در آن قرار دارد. یعنی ابتدا گزارش واقعی وضعیت بخش در حوزههای آموزش عالی، تحقیقات و فناوری را طی صد روز تهیه و به اطلاع دانشگاهیان و مردم خواهم رساند. بعد از آن سعی خواهم کرد طبق برنامه پیش روم. اساس برنامه من این است که نقاط قوت موجود را تقویت و نقاط ضعف موجود را کم کنم. برنامه من بازگرداندن نظم و رویکرد علمی، قانون، ثبات و اعتدال به دانشگاه است. من خواهم کوشید با تحرک بخشیدن به روند «توسعه علمی» آرمانهای نظام، دغدغههای مقام معظم رهبری، خواستههای مردم و برنامههای دولت را با زبان و دانش علمی در دانشگاه دنبال کنم و آنچه جامعه میخواهد یا محور برنامههای دولت است را در قالب «دانشگاه» با نشاط، علمی و پویا به پیش برم. واقعیت این است که امروز دانشگاهها و مراکز پژوهشی ما با مسائل و مشکلات فراوانی روبهرو هستند. درست است که همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند از حدود دوازده سال پیش، سیاستگذاریها و ایجاد زیرساختهای لازم برای تولید علمی به بار نشسته و به اذعان مراکز علمی جهان پیشرفت نرخ انتشار مقالات علمی بالا رفته است، اما باید سیاستی را در پیش گرفت که این روند نهادینه شود و در زمینههای لازم دیگر هم پیش برود. قطعا اگر در فضای دانشگاهی ما به جای بعضی سیاستهای غیر علمی و صوری، سیاستهای علمی و معیارهای آکادمیک و آزاداندیشی حاکم بود، این تحرک علمی شتاب و رشد بالاتری داشت. به هر حال باید بهطور عملی روند تولید علم را در دانشگاه تثبیت کرد و ارتقا داد. شرط آن این است که دانشگاه یک محیط آزاد و امن و باثبات علمی و قانونمند و دارای انضباط و اعتبار علمی و منزلت اجتماعی باشد. از طرف دیگر امروز مساله کیفیت آموزشی و پژوهشی در کشور یک اولویت مهم است. در سالهای اخیر بیشتر رشد کمی مد نظر بوده است، دستاوردهای در خور توجهی هم در این زمینه بوده، تاکید بر بالا بودن آمار تعداد دانشجویان و چند برابر شدن دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا انجام گرفته اما باید در کنار آن اقدامات خاصی برای ارتقای کیفیت علمی و تناسب اعضای هیات علمی و تجهیزات و ملزومات ساختاری دانشگاهها با این روند هم پیش گرفته میشد. در واقع وزارتخانه امروز با مجموعههای بهشدت گسترش یافتهای روبهرو است که امکانات علمی و ساختارهای متناسب سازمانی با آن ضعیف است. مقوله استقلال آکادمیک تضعیف شده و اختیارات هیات امنا و گروههای آموزشی در جذب اعضای هیات علمی و دانشجویان دکترا کاهش یافته است. قبلا اعضای هیات علمی دانشگاهها نقش موثری در انتخاب اعضای هیات علمی ایفا میکردند و همین امر سبب میشد اعضای جدید بیشتر با استانداردهای علمی انتخاب شوند. امروز تمرکزگرایی و مداخله مستقیم در جذب اعضای هیات علمی، روند شایستهسالاری علمی و انتصابهای غیر سیاسی را با مشکلاتی مواجه کرده و به سرمایه اجتماعی دانشگاه ضربه زده است. سختگیریهای مختلف در مسائل مربوط به سفرهای علمی اساتید نیز به نوعی پژوهش و ارتباطات علمی دانشگاهها را ضعیف کرده است. باید به دانشگاه و دانشگاهیان اعتماد کرد. دانشگاه جامعه دانشمندان و نخبگان است، این نهاد به خوبی میتواند با تضارب آرا، رقابت علمی و گفتوگو به محیط خلاقی برای رشد تفکر و تدین در جامعه تبدیل شود. دانشگاه فضای علمی و آزاداندیشی است که نسبت به مسائل جامعه هم حساس است و در قبال آنها نظر و واکنش دارد. اما باید مطمئن بود که معدل رویکردهای دانشگاهی اعتدال است. در دانشگاهها افراط و تندروی جایی ندارد ولی متاسفانه به جای ایجاد زمینههای مناسب برای رشد اعتدال، تفکر و تعقل گاه دانشگاه محیطی بسته شد و برخوردهای غیر علمی سیاسی با استادان و دانشجویان صورت گرفته است. نتیجه چنین کارهایی انزوا و دلسردی و حتی اخراج و بازنشستگی اساتید برجسته و بالا رفتن تمایل دانشجویان به ادامه تحصیل در خارج و نهایتا فرار مغزهاست. این روشها که به اعتماد دانشگاهیان به نظام لطمه میزند و سرمایه اجتماعی کشور را کاهش میدهد، باید عملا اصلاح شود و دانشگاه محیطی عقلانی، باثبات و آرام باشد. خوشبختانه با حماسه سیاسی، مشارکت مردم در انتخابات اخیر ریاستجمهوری و نقش موثر دانشگاهیان و دانشجویان فضای جدیدی از امید و اعتماد در دانشگاهها به وجود آمده است که باید به آن توجه کرد. مساله مهم دیگر مشکلات اقتصادی کشور است که طبیعتا بر بودجههای جاری، عمرانی و پژوهشی دانشگاهها و مراکز پژوهشی تاثیر گذاشته و قطعا دور جدید مسوولیت با سختیهایی روبهرو است، اما در این زمینه جای نگرانی نیست. با همکاری دولت جدید احساس مشارکت و امید تازه دانشگاهیان فضای جدیدی به وجود آمده است و فرصتها برای تحرک علمی کم نیست. مقام معظم رهبری در سخنان چند روز گذشته خود با دانشگاهیان، نکات مهمی را درباره تولید علم و وضعیت دانشگاهها بیان کردند. برنامههای شما چه نسبتی با رهنمودهای ایشان دارد؟ تصور میکنم باید فرازهای مهم سخنان ایشان را مد نظر قرار داد و بعد درباره هر کدام گفت که رویکردها و برنامههای من چه همخوانیهایی با آنها دارد. ایشان به درستی تاکید دارند که حرکت علمی کشور باید از دور نیفتد. یکی از این شاخصها رشد تعداد مقالات علمی منتشر شده از استادان و دانشجویان ایرانی طی دوازده سال گذشته است. این روند را باید تثبیت کرد. یعنی زمینههای مساعد برای ادامه و ارتقای آن را تقویت کرد و از عوامل تهدیدکننده آن کاست. تحقق این امر نیازمند توجه به چرخه تولید علم است. تولید علم حداقل دارای مراحلی نظیر تولید ایده، تبدیل شدن به مقاله یا سایر اشکالی چون پتنت، وارد شدن مقالات و پتنتها به فرآیند تولید نمونههای اولیه تکنولوژی یا کاربست، تولید محصولات مفهومی و اولیه، و نهایتا تولید تکنولوژی و ثروت از طریق آن است. البته در علوم انسانی وضعیت متفاوت است ولی در آنجا هم با چرخه تولید علمی مواجه هستیم. این را گفتم که بدانیم از دور نیفتادن پیشرفت علمی نیازمند تکمیل کردن حلقههای متعدد این فرآیند است. مقام معظم رهبری به درستی فرمودند فقط ارزش ذاتی علم مد نظر نیست و اقتدار سیاسی، اقتصادی و کرامت ملی منتج از علم نیز پر ارزش است. این اقتدار سیاسی، اقتصادی و کرامت ملی وقتی حاصل میشود که حلقههای زنجیره تولید علم از ایده تا محصول قابل فروش و خلقکننده ثروت و درمانکننده مشکلات بشری تکمیل شده باشد. بخشی از «عمقیابی و ارتقای کیفیت» مد نظر ایشان در همین امر نهفته است. برنامه من برای وزارت تکمیل این حلقههاست. دقیقا در همینجاست که ارتباط صنعت و تجارت با دانشگاه مطرح میشود و وزارتخانه برنامه منسجمی برای این امر خواهد داشت. مقام معظم رهبری همچنین بر تداوم یافتن گفتمان پیشرفت علم و حفظ ارتباط آن با پیشرفت عمومی کشور تاکید داشتند. به گمان من اگر فقط بر گسترش کمی تاکید کنیم، آن پیشرفت علمی که توضیح دادم با مخاطره مواجه میشود و پیشرفت عمومی نیز مختل میشود. گسترش کمی به این معناست که شما هر روز بر تعداد تحصیلکردگان و در نتیجه انتظارات و توقعات جامعه میافزایید. بدون توسعه عمق و کیفیت آموزش عالی و بدون تکمیل کردن چرخه تولید علم، جامعه به ظرفیتی دست نمییابد که این موج فزاینده توقعات را پاسخ دهد و خیلی زود با بحران مواجه خواهیم شد. نمونه آشکار چنین وضعیتی را میتوان در بیکاری فارغالتحصیلان دید. بدون عمقیابی، اقتدار سیاسی و اقتصادی نیز حاصل نمیشود. اگر تولید مقالات صورت گرفته که نرخ رشد آن چند برابر نرخ رشد جهانی هم هست به تولید محصول و تکنولوژی منجر نشود، اقتدار تولید نمیکند. بنابراین تصور میکنم منظور مقام معظم رهبری از تاکید بر عمقیابی و کیفیت از یکسو، و تاکید بر دور نیفتادن از رشد و تولید علمی، حاوی یک جامعنگری دقیق است که باید سرلوحه اقدامات وزارتخانه باشد. دانشگاه همیشه کانون گرایشها، تفکرات و حتی اقدامات سیاسی هم بوده است. برنامه شما در رویایی با این روند در دانشگاهها چگونه خواهد بود؟ اندیشه، گرایش و عمل سیاسی را نمیتوان از دانشگاه گرفت. به هر حال نخبگان جامعه در موقعیتی به نام دانشگاه جمع میشوند و حتی وقتی درباره تخصیص بودجه به صنایع هم تفکر میکنند، فیذاته درباره امری سیاسی، یعنی تصمیم درباره تخصیص منابع حرف میزنند. بنابراین سخن بر سر جدا کردن امر سیاسی از دانشگاه نیست، بلکه مساله این است که کار سیاسی در دانشگاه نباید سیاسی کاری و رو آوردن به افراط و تفریط باشد. تعبیر مهمی در کلام مقام معظم رهبری بود که «جلوگیری از موجآفرین شدن مسائل غیر اساسی و تحت تاثیر جریانهای سیاسی» قرار نگرفتن بود. این کلمات بسیار دقیق انتخاب شدهاند و محور برنامه من هم هست. هدف جلوگیری از موجآفرینی است که نسبتی وثیق با مقوله اعتدال دارد. تصور میکنم افراط در سیاسی شدن دانشگاه عامل این موجآفرینیهاست. طبیعی است که نگرانیهایی هم وجود داشته باشد. اما من میخواهم تصور خودم را درباره آینده دانشگاهها و سیاست بگویم و به نوعی برنامه مطلوب خودم در این زمینه را نیز مطرح کرده باشم. تصور میکنم جامعه ما دو دوره از مواجهه افراطی و تفریطی را در زمینه دانشگاه و سیاست پشت سر گذاشته است. سیاستزدگی و سیاستزدایی اجباری و افراطی هر دو باعث میشوند که دانشگاه نتواند ماموریتهای اصلی و علمی خود را پیش ببرد. معنی این حرف نکوهش کردن فضای باز سیاسی، توجه خواستههای صنفی و علمی و تعمیق فضای نقد نیست. همه اینها مطلوب است، اما میشود همه اینها را با منش اعتدالی، بدون تندروی و با رعایت منافع و مصالح ملی و ظرف زمان و مکان پی گرفت. تجربههای تاریخی ما به اندازه کافی درسآموز است. دانشگاه شرایط جدیدی دارد و من عمیقا معتقدم دیگر موجآفرینی بر سر مسائل غیراساسی امکان وقوع زیادی ندارد. قطعا مدیریتهای دانشگاهی هم از این اصل با تکیه بر عقلانیت و تدبیر خواهند توانست فضای امیدبخش و عقلانی و همدلانه کنونی در دانشگاه را نهادینه کنند. من به تغییری که رخ داده، به آرامشی که جامعه بعد از هشت سال اخیر کسب کرده و مایل به بیشتر شدن این آرامش است، به مشی اعتدالی آقای رییسجمهور و تاثیر آن بر جامعه و به قدرشناسی دانشگاه در برابر این وضعیت مطمئنم. این عقلانیت نهادینه شده مانع غلبه هیجانهای سیاسی خواهد بود. البته دانشگاه به معنای درست کلمه همچنان سیاسی و فرهنگی است. کانون فرهنگ و اندیشه سیاسی هم خواهد بود و نقد خواهد کرد. وقتی مقام معظم رهبری بر کرسیهای آزاداندیشی و توجه به علوم انسانی تاکید دارند علوم انسانی ذاتا بعد سیاسی دارد. پس حفظ پویایی سیاسی، نقد، آزاداندیشی و فعالیت سیاسی اصیل در دانشگاه در شرایط اعتدالی و قانونمند جای رشد و بالندگی دارد، اما نه مدیریت دانشگاهها و نه عقلانیت نهادینه شده در میان دانشگاهیان و دانشجویان به اعتبار تجربه تاریخی، فضایی برای تندروی فراهم نخواهد کرد. من مطمئنم به تدریج که مواهب و ثمرات اعتدال، اعتماد و امید آشکارتر شود، احتمال چنین موجآفرینیهای مضری هم کمتر میشود. اگر به سمت استقلال آکادمیک پیش برویم، جلوگیری از سیاستزدگی رخ خواهد داد. بخشی از سیاستزدگی نتیجه مداخلات بیرون از دانشگاه است. استقلال آکادمیک باعث میشود دانشگاه هر روز وادار به واکنش درباره جریانات بیرون دانشگاه نشود و خودش عامل ثبات است. قاطعانه میگویم که دوران افراط و تندروی تمام شده است و نباید قصاص قبل از جنایت کرد و دایم نگران بازگشت فضای تندروی بود. آن فضا دیگر باز نمیگردد. قطعا اگر مدیریت وزارت علوم را به عهده بگیرید، شما نیز با چالش علوم انسانی مواجه میشوید. برنامه شما در این عرصه چیست؟ شاید کلیدیترین برنامه برای کمک به تقویت علوم انسانی، سپردن این مهم به خود متخصصان علوم انسانی است. من مهندس برق هستم و دوست ندارم افرادی از کشاورزی یا علوم انسانی برای رشته من تصمیم بگیرند. این حق را متقابلا برای متخصصان علوم انسانی قائلم که بخواهند غیرمتخصصان برای آنها تعیین تکلیف نکنند. تولید علم دستوری نیست. اگر در 12 سال گذشته رشد تولید مقالات علمی ما شتاب گرفته حاصل دستور نبوده بلکه زمینهسازی شده است. مدیریت چالشهای علوم انسانی نیز نیازمند زمینهسازی و ایجاد زیرساختهاست. باید آزادی اندیشه را تضمین کرد. کرسیهای آزاداندیشی یکی از مهمترین کارهاست که البته میتواند با اقدامات دیگر همراه شده و ثمرات بسیار داشته باشد. اما کرسیهای آزاداندیشی معنایی نمادین نیز دارند. تاکید بر آزاداندیشی و کرسی بودن و ثبات داشتن آنها، نشاندهنده تاکید بر تضمین فضای بحث آزاد است. انتخابات اخیر به همه جامعه نشان داد نباید از آزادی ترسید. اگر اخلاق و انصاف در اندیشهورزی و بیان اندیشه رعایت شود، جامعه ملتهب نخواهد شد. مناظرات تلویزیونی نمودی از همین امر بود. تضمین آزادی اخلاقمدار راهی به سوی توسعه علوم انسانی است. در ضمن علوم انسانی نیز از همان آسیبهایی رنج میبرد که بقیه علوم ما رنج میبرند. فقط چون حساسیت درباره اندیشههای مطرح در این عرصه بیشتر است، بیشتر به چشم میآید. آموزش، پژوهش، انتشارات و چرخه تولید علم در علوم انسانی هم اختلالهایی دارد. عمقیابی و کیفیت در این عرصه نیز مطرح است. ما باید رشتههایی را که حوزه تخصصیشان «پژوهش درباره خود علم» است گسترش دهیم. علم، شناخت درباره جهان تولید میکند و رشتههایی هستند که «شناخت درباره جهان علم» تولید میکنند. فلسفه علم، جامعهشناسی علم، علمپژوهی، علمسنجی، سیاست علم و تکنولوژی و برخی رشتههای دیگر کارشان تولید علم درباره خود علم است. مدیریت توسعه علوم باید مبتنی بر شناختهای حاصل از این رشتهها باشد. اما واقعیت این است که ما این رشتهها را متاسفانه جدی نگرفتهایم. تحلیل وضعیت علوم انسانی نیز ابتدا باید توسط اینگونه علوم که درباره خود علم پژوهش میکنند، صورت بگیرد تا بتوانیم به شناختی علمی از علوم انسانی برسیم. همین نوع پژوهشها میتواند نقشه راه بهتری برای دخیل کردن علوم انسانی در مدیریت جامعه ارائه کند. واقعیت این است که بخشی از قدرت غرب محصول بهکارگیری درست علوم انسانی است. از اقتصاد گرفته تا فلسفه، هر کدام نقش مهمی ایفا کردهاند و ما اکنون از این موهبت به خوبی بهره نمیگیریم. بخشی از مساله علوم انسانی نیز با دور شدن دانشگاه از سیاستزدگی حل خواهد شد. اگر نقدپذیری و مدارا هم نهادینه شود، بیان هر اندیشهیی در علوم انسانی دال بر کار سیاسی تلقی نمیشود و برخوردهای سیاسی با علوم انسانی کاهش مییابد. تاکید میکنم که پیش بردن گفتمان اعتدال با استفاده بیشتر از متخصصان علوم انسانی امکانپذیرتر است. متخصصان علوم انسانی شناخت متنوعتر و دیدگاههای متعادلتری نسبت به جامعه دارند. بهتر است بگویم شناخت واقعی خیلی از مدیران از جامعه صفر و یکنواخت است، اما علوم انسانی شناختی نزدیک به منطق فازی از جامعه دارند، صفر و یکی نمیاندیشند. همین خودش عامل توجه به اندیشه اعتدالی است و دور شدن از نگاه فقط سیاه یا فقط سفید به جهان است. اگر علوم انسانی را با توجه به نیازهای بومی و توانمندیهایی که در فرهنگ اسلامی و ایرانی هست در عرصه جامعه بیشتر دخیل کنیم، گفتمان علمی و توسعه علمی نیز قابلیت تحقق بیشتری پیدا میکند. انتظار شما از نمایندگان مجلس درباره رای اعتماد چیست؟ من اولا از دغدغهها و پیگیریهای نمایندگان محترم تشکر میکنم و بر این نکته هم تاکید میکنم که با توجه به دانش و تجربهیی که در مقاطع مختلف مسوولیت به دست آوردهام، در این شرایط حساس آمدهام که دغدغههای توسعه علمی و مشی اعتدال را در دانشگاه محقق کنم. مشی اعتدال حداقل نیازمند باور به عقلانیت، دوری از افراط و تفریط، حرکت کاملا قانونمند در چارچوب قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی، واقعبینی، درس گرفتن از تجربههای تاریخی، جلب مشارکت همه گروهها و سلایق سیاسی است. البته اعتدال وجوه مختلف دیگری دارد که قطعا آقای دکتر روحانی در مواضع دیگر به تعریف و تشریح آن خواهند پرداخت. سالها در زمینه تحول ساختاری وزارتخانه کار کردهام و تجربه و شناخت مناسبی از وضعیت آن حاصل شده است و در بستر شرایط و زمان و مکان تاریخی جدیدی مدیریت خواهم کرد که اساسا دغدغههای غیر علمی چنانکه قبلا گفتم، موضوعیت ندارند. در این شرایط مایلم مجلس به انتخابهای آقای دکتر روحانی در همه زمینهها اعتماد کنند. چون منظومه دولت تدبیر و امید با همدیگر معنا دارد. برای پاسخگویی به نیازها و ضرورتهای امر بهتر است تا کابینه به صورت کامل تشکیل شود و کار خود را آغاز کند. پیامهایی که جامعه دریافت میکند خیلی مهم است. هنوز دولت جدید شروع بهکار نکرده ولی جامعه از برخی مواهب این انتخاب مثل امید، ثبات و آرامش نسبی برخوردار شده است. معنایش این است که انتخاب جدید پیام مثبتی به جامعه ارسال کرده است. قطعا مجلس محترم هم، این پیام مثبت را به جامعه ارسال خواهد کرد که این مهمتر از انتخاب شدن من و همکاران دیگر است. پیام رای اعتماد به کل کابینه و همکاران در آینده، پیام تعامل، اعتماد کردن به انتخابهای منتخب مردم و تولید سرمایه اجتماعی است که این روزها بهشدت به آن نیازمندیم. چنین تعامل مثبتی، زمینه تعامل فزاینده کابینه و مجلس در آینده را نیز فراهم میکند. همه ما باید بپذیریم دوران جدیدی آغاز شده است و رویکردها و شیوههای مدیریت باید متناسب این دوران جدید باشد. امیدوارم نمایندگان محترم با رای خود یک کابینه کامل را، با عزم جزم و متکی به پشتوانهیی بزرگ به نام مجلس و اراده ملت برای خدمت آماده کنند.